استاد سیروس شمیسا
Статистикаاینجا کانونی برای انتشار آراء و افکار دکتر سیروس شمیسا، استاد بزرگ رشته زبان و ادبیات پارسی دانشگاه علامه طباطبایی است. در این کانون ادبی به آثار علمی «کتابها و مقالات»، رمان ها و اشعار استاد میپردازیم. حساب اینستاگرام Instagram.com/Dr.siroos.shamisa
- Последний пост
- 12 мая 2025 г.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 24
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
#ایران #ادبیات_فارسی #سیروس_شمیسا
آثار جدید استاد شمیسا نشر مروارید
без подписи
без подписи
. زبان فارسی، وطن من است متنی که نشر نی از احسان یارشاطر سردبیر و سرویراستار ایرانیکا منتشر کرد وطن ما، به یک معنی، سرزمینی است پر از صحراهای فراخ و کوههای بلند و رودها و دریاچههایی که در درازای زمان بارها زیر پای مهاجمان مختلف کوفته شده و باز بهپا خاسته... ولی ما وطن دیگری هم داریم که در ذهنمان جای دارد. وطنی که رودکی در آن چنگ مینواخت و فردوسی از خِرد و دلاوریهای قهرمانان سخن میگفت و خیام سرگردانیِ انسان را بازمینمایانْد و ابوسعید و نظامی و سعدی و مولوی و حافظ، با استادی حیرتانگیز، از ظرایف روان انسان ــبیش از همه عشقــ سخن میگفتند. این وطن را میتوان از گزند حوادث در امان داشت. وطن من این وطن است... وطن من زبان فارسی است. روایت زندگی من الآن برایم مثل داستانی است که من در آن بیطرفم. انگار زندگی دیگری است و من فقط اینها را شنیدهام و بازگو میکنم. احسان يارشاطر، سردبیر و مؤسس و سرویراستار دانشنامۀ «ایرانیکا»، در ۱۴ فروردين ۱۲۹۹ در همدان متولد شد. او مدرک دکترای خود را در رشتۀ زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران اخذ کرد و پس از چندی با بورس شورای فرهنگی بریتانیا در تهران به لندن رفت و در آنجا در مدرسۀ مطالعات مشرقزمین و افریقای دانشگاه لندن دکترای دیگری در رشتۀ فرهنگ و زبانهای باستانی ایران دریافت کرد. چنانکه از خاطرهها و دیدگاههای یارشاطر برمیآید، تعهد او در وهلۀ نخست به کار علمی و فرهنگی بوده که در دوراهیها راهنماییاش کرده است. وقتی بودجۀ «ایرانیکا» قطع میشود، اجازه نمیدهد کار دانشنامه متوقف شود و، علاوه بر یافتن حامیان مالی دیگر، همۀ ثروت خود را هم در این راه صرف میکند، ازجمله کلکسیونهای شخصیاش از اشیای تاریخی و کتابهای قدیمی و نقاشیها و مجسمههایی را که طی چند دهه به ارزششان بسیار افزوده شده است، مانند مجسمهای از رودن که همین چند سال پیش در حراج کریستی به قیمت ششمیلیون دلار فروش رفت و از سال ۲۰۰۹ تاکنون حقوق همۀ ویراستاران و کارمندان دفتر دانشنامۀ «ایرانیکا» از قِبَل فروش آن پرداخت میشود. «ایرانیکا» تنها یکی از دستاوردهای فرهنگی احسان یارشاطر است، هرچند شاید مهمترین آنها است؛ اما به این فهرست میتوان موارد بسیاری را اضافه کرد، مثل «دانشنامۀ ایران و اسلام»، «مجموعۀ میراث ایران»، و فراهم آوردن امکان ترجمۀ انگلیسی «تاریخ طبری». برخی از انسانها همیشه در حال خلق کردناند و ساختههایشان در طول زندگانی هرگز برایشان کافی نیست. احسان یارشاطر قطعاً یکی از آنها بود. یادش گرامی و راهش پُررهرو باد. @journalistsclub1
استاد سیروس شمیسا pinned «دکتر سیروس شمیسا در کتاب «نگاهی به فروغ فرخزاد» به بررسی اشعار فروغ پرداخته و به طور خاص به موضوع عشق در اشعار او نیز اشاره کرده است. در اینجا به برخی از نکات برجسته ای که دکتر شمیسا در مورد عشق در اشعار فروغ مطرح کرده است، اشاره می کنیم: عشق به عنوان تجربه…»
دکتر سیروس شمیسا در کتاب «نگاهی به فروغ فرخزاد» به بررسی اشعار فروغ پرداخته و به طور خاص به موضوع عشق در اشعار او نیز اشاره کرده است. در اینجا به برخی از نکات برجسته ای که دکتر شمیسا در مورد عشق در اشعار فروغ مطرح کرده است، اشاره می کنیم: عشق به عنوان تجربه ای شخصی و زنانه: دکتر شمیسا معتقد است که فروغ در اشعارش، عشق را به عنوان یک تجربه کاملا شخصی و از دیدگاه یک زن مطرح می کند. او به صراحت و بدون پرده پوشی از احساسات و عواطف خود در مورد عشق سخن می گوید و از بیان تجربیات عاشقانه خود ابایی ندارد. عشق به عنوان نیرویی رهایی بخش: از نظر دکتر شمیسا، فروغ، عشق را به عنوان نیرویی می بیند که می تواند زن را از قید و بندهای سنت های جامعه رها کند و به او هویتی مستقل ببخشد. عشق در اشعار فروغ، نه تنها یک رابطه عاطفی بین دو نفر، بلکه عاملی برای رشد و تعالی شخصیت زن است. عشق به عنوان تجربه ای توام با درد و رنج: دکتر شمیسا معتقد است که عشق در اشعار فروغ، همواره با درد و رنج همراه است. فروغ، تجربیات عاشقانه خود را با تمام فراز و نشیب ها و تلخی و شیرینی های آن به تصویر می کشد و نشان می دهد که عشق، علاوه بر لذت و شادی، می تواند منبع درد و رنج نیز باشد. عشق به عنوان جستجوی هویت: استاد شمیسا، عشق را در اشعار فروغ، به عنوان وسیله ای برای جستجوی هویت زنانه می بیند. فروغ، در اشعارش، تلاش می کند تا از طریق تجربه عشق، به درک عمیق تری از خود و جایگاه خود در جهان هستی برسد. از دیدگاه دکتر شمیسا، عشق در اشعار فروغ، تجربه ای پیچیده و چند وجهی است که نمی توان آن را به سادگی تعریف کرد. #فروغ_فرخزاد #نقد_ادبی @siroosshamisa
без подписи
استاد سیروس شمیسا pinned a video
به مناسبت ۷۶ سالگی استاد سیروس شمیسا دقیقهای از آخرین گفتوگوی مجله ادبی نوپا با ایشان، تقدیم می شود. #سیروس_شمیسا #بوف_کور #اسطوره_شناسی
استاد سیروس شمیسا pinned «🌹🌹🌹🌹 باد نوروزی 🌷🌷🌷🌷 باد نوروزی همی در بوستان بتگر شود تا ز صنعش هر درختی لعبتی دیگر شود رویبند هر زمینی حلّۀ چینی شود گوشوار هر درختی رشتۀ گوهر شود چون حجابیلعبتان خورشید را بینی ز ناز گه برون آید ز میغ و گه به میغ اندر شود افسر سیمین فروگیرد ز سر کوهِ…»
🌹🌹🌹🌹 باد نوروزی 🌷🌷🌷🌷 باد نوروزی همی در بوستان بتگر شود تا ز صنعش هر درختی لعبتی دیگر شود رویبند هر زمینی حلّۀ چینی شود گوشوار هر درختی رشتۀ گوهر شود چون حجابیلعبتان خورشید را بینی ز ناز گه برون آید ز میغ و گه به میغ اندر شود افسر سیمین فروگیرد ز سر کوهِ بلند باز میناچشم و دیباروی و مشکینسر شود عنصری بلخی 🌷🌷🌷🌷 #سال_نو_مبارک🌷🌷🌷🌷
#خبر یادبود اولین سالگرد درگذشت دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن فردا، چهارشنبه، ساعت ۱۷:۳۰ @Siroosshamisa
مقاله آقای دکتر یاسر دالوند در روزنامه اعتماد به مناسبت زادروز استاد. عنوان مقاله: استاد ما شمیسا @Siroosshamisa
استاد سیروس شمیسا pinned a file
متن گفتگوی استاد شمیسا
@siroosshamisa
فلسفه نگاه تازه مسافری چون آب (۳) مکتب خراسان در عرفان امپرسیونیسم در آثار سهراب سپهری عقاید عرفانی هندی ((همینطور افکاری از یونان باستان، چین، آیینهای کهن مذهبی مانند مسیحیت، مهرپرستی و...)) در زمان های قدیم به ایران رسیده بود و بعدها در گرد و غبار اصطلاحات و توجیهات مکاتب مختلف گم شد و مخصوصا بعد از حمله مغول ماجرایی دیگر یافت. اما امروزه بعد از درک عقاید متفکران و عارفان نوینی چو یونگ، کریشنا مورتی و... میتوانیم بسیاری از عقاید عرفانی قدیم خود را بازشناسیم و مثلاً بفهمیم که مراد از ابن الوقت بودن صوفی این است که عارف باید فرزند لحظه باشد و لحظه و وارد آن را دریابد. نگاه های تازه کند و شناخت او مبتنی بر ماضی و مستقبل نباشد و در این صورت است که او (صاحب حال) خواهد بود. فکرت از ماضی و مستقبل بود چون ازین دو رست مشکل حل شود دفتر دوم ((و گفت (ابوسعید خراز) وقت عزیز خود را جز به عزیزترین چیزها مشغول مکن و عزیزترین چیزهای بنده شغلی باشد عن الماضی و المستقبل؛ یعنی وقت نگاه دار.)) تذکره الاولیا ص ۳۸، تصحیح قزوینی نظیر این سخنان در مکاتب دیگر از جمله در ذن بودایی نیز مطرح است. در ذن نیز اساس، نگاه بدون واسطه است: یورش مستقیم به دژ حقیقت، بدون تکیه بر مفاهیم (هر چه که میخواهد باشد: خدا، روح، نجات). و بدون استعانت از کتب مقدس، مناسک و اقوال. ... در اینجا غرض ما این نیست که ریشه فلسفه نگاه تازه سپهری را در همه دبستان های کهن مذهبی و عرفانی جستجو کنیم؛ آراء او نیز مانند آراء هر متفکر بزرگ دیگری ریشه در هزاران سال تمدن بشری دارد. منتها او مانند همه بزرگان آنها را با زبان و اصطلاحات و نگرشهای نوین برای نسل دوره خود بازسازی کرده است. یونگ میگوید امروز هیچ کس به آنچه که در پشت واژه هاست و به اندیشههای اساسی که در آنجا نهفته است، التفات ندارد. آنچه من در آثارم انجام دادهام فقط اطلاق نامهای جدید به این اندیشهها و به این حقایق است. مثلا به واژه ناخودآگاه توجه کنید. من تازگی مطالعه کتابی از یک بودایی فرقه ذن چینی را تمام کردهام و به نظرم رسید که ما هر دو درباره یک مطلب صحبت میکنیم. به نظرم تنها فرق میان ما، اطلاق دو واژه متفاوت به یک حقیقت واحد بود. بدین ترتیب استعمال واژه ناخوداگاه اهمیتی ندارد، آنچه مهم است فکری است که در پس این واژه است. بدین ترتیب عرفان سهراب سپهری ادامه زنده همان عرفان مکتب اصیل ایرانی یعنی مکتب مشایخ خراسان (در مقابل مکتب مشایخ عراق) است و به آراء بزرگانی از قبیل ابوسعید ابوالخیر و مخصوصا مولانا شبیه است. مکتب خراسان در عرفان، خود آمیزه ای از افکار بودایی و چینی و آیینهای کهن ایرانی و اسلام است. خراسان قرن ها با هند و چین در تماس و مراوده بوده است. اساس مکتب خراسان بر عشق و جنبش و زندگی و شادی و سکر است؛ حال آن که مکتب عراق یا بغداد، بیشتر مبتنی بر قبض و زهد و ریاضت بوده است. احتمال دیگری که در ردیابی فلسفه نگاه تازه و درک لحظهای سهراب سپهری مطرح است، آشنایی او با مبانی مکتب نقاشی امپرسیونیسم است. امپرسیون به معنی احساس و تاثر است. ادعای این مکتب. آزادی نقاشی از نگاه های سنتی و بنای آن بر تاثرات لحظهای نقاش بود. مثلا یکی از نقاشی های مونه (امپرسیون طلوع خورشید) نام دارد یعنی طلوع خورشید در یک نگاه، درکی تازه و لحظه ای از طلوع خورشید که اسم این مکتب مکتب هم از اسم این تابلو اخذ شده است. در نقاشی امپرسیونیسم نقاشی متکی بر نگاه خود از جهان است که آموخته و دیدهها و شنیدههای کهن. از این رو آنان نقاشی را از کارگاه ها به هوای تازه طبیعت بردند. یکی از مایههای اصلی این نقاشی، نشان دادن تابش و انعکاس نور است که در شعر سپهری هم مورد تاکید قرار گرفته است. به هر حال به نظر میرسد که فلسفه مکتب امپرسیونیسم در زیربنای اشعار سپهری جایی داشته باشد. مخصوصا در دو منظومه صدای پای آب و مسافر میتوان اشارات گوناگونی به مسائل مطرح شده در این مکتب یافت؛ از قبیل: درک لحظهای، توجه به رنگ آبی و رنگهای مکمل، طلوع خورشید، تابش نور اشیا در نورهای مختلف، صور ناتمام اما زنده و پویا، هوای تازه و... منبع: نگاهی به سهراب سپهری سیروس شمیسا انتشارات مروارید چاپ سوم ۱۳۷۲ صص ۱۱ _ ۲۱ #سهراب_سپهری #بودا #یونگ #عرفان #سبک_خراسانی #شعر_فارسی @Siroosshamisa
без подписи
فلسفه نگاه تازه مسافری چون آب (۲) اساس فلسفه کریشنا مورتی 💥💥💥آیا سهراب سپهری تحت تاثیر عقاید و افکار کریشنا مورتی بوده است؟💥💥💥 اساس فلسفه کریشنا مورتی این است که درک ما از پدیده های پیرامون ما باید تازه و به دور از معارف و شناخت های موروثی باشد و فقط در این صورت است که درست میبینیم. به نظر او در هر نگاه، سه عامل وجود دارد: خود نگاه یا عمل دیدن، نگرنده یا مُدرِک و نگریسته یا امر مُدرّک. نباید بین نگرنده و نگریسته فاصله باشد. فاصله، حاصل پیشداوریهای ماست؛ با دید موروث از گذشتهها، به شی نگریستن است. اگر با چشم گذشتهها به شی نگاه کنیم، آن را چنان که باید، نمیبینیم. با چشم و ذهن دیگران که در غبار قرون و دهور گم شدهاند، آن را بد یا خوب میبینیم. مرده ریگ هفت هزار سالگان را که پر از حبّ و بغضهاست به شی حمل میکنیم. بی هیچ دلیل و انگیزه ای، فقط به متابعت از عرف، اسب را حیوان نجیبی میپنداریم و کرکس را زشت. اسم یکی از کتابهای او freedom from known است که تحت عنوان (رهایی از دانستگی) به فارسی ترجمه شده است. آن چه چشم است آن که بیناییش نیست ز امتحان ها جز که رسواییش نیست ز آن که بر دل نقش تقلید است بند رو به آب چشم بندش را بَرند ز آن که تقلید آفت هر نیکوی است که بود تقلید اگر کوه قوی است گر سخن گوید ز مو باریکتر آن سرش را ز آن سخن نبود خبر مستی ای دارد ز گفت خود ولیک از بر وی تا به می راهیست نیک مولانا / دفتر دوم پس آنچه مهم و درخور اهتمام است، خود نفس نگریستن است و آن وقتی صحیح است که بین نگرنده و نگریسته اتحاد ایجاد شود. برخورد، تازه باشد، هیچ بودن یعنی محو شدن نگرنده در نگریسته، فقط نگاه بودن. در حالت تسلیم محض بودن بدون مقاومت و کسب آگاهی و شناخت بدون گزینش و انتخاب یعنی بدون بد و خوب کردن. به قول مولانا صید بودن نه صیاد بودن: عشق میگوید به گوشم پست پست صید بودن خوشتر از صیادی است و به قول سپهری در (حوضچه اکنون) آبتنی کردن و تر و تازه زیستن. در صفحه ۵۴ اتاق آبی درباره نقاشی کاندینسکی مینویسد: ((در نقاشی وی پای تلفیق عقلی به میان است. پس دستخوش دستکاری و از روانی دور است و پیش اندیشیده است. ذن را جهش برق گفتهاند. هنر ذن جای روان دستی است. نمیتوان در آن دست برد. قلم مو جلوتر از نقاش روان است. پیش از نقاش مینگارد. میان کاغذ و قلمو منطق و اندیشه نگارگر حجاب نیست.)) چنین آموزههایی در عرفان اصیل و قدیم ما هم وجود دارد اما بعد از درسی شدن عرفان و روی آوردن اصحاب مدرسه و قال و قیل به شرح و توضیح و تفسیر مصطلحات عرفانی، بعضا چهره دلالت آنها محو یا کمرنگ شده است؛ به طوری که گاهی معانی حقیقی گفتارهای عرفانی اصیل و کهن، باژگونه یا مغلوط فهمیده میشود. #کریشنا_مورتی #سهراب_سپهری #عرفان_شرقی #عرفان #نقد_ادبی #ادبیات_فارسی #شعر_معاصر @Siroosshamisa