tgindex
س م ن ✨
@smnvosoughiiiперсидский
Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
1
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
15 авг.
Подписчики
150
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
195
20 постов
Вовлечённость
130,0%
к подписчикам
Постов в день
0,1
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
47
1/48двое суток
53
1/72трое суток
58

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 13 авг.541из Mah_goleBaba

    ✨وَقتى چراغارو خاموش می‌کنی تاریکی در آغوش می‌گیردت شگفت‌انگیز نیست؟…✨ 🤌🏾🫀⏳🧠🫂♥️ 🚶🏼‍♀️🌸🌙 @Mah_goleBaba

  • без подписи

  • без подписи

  • 11 авг.971из nabayad_mikhandim

    چیزی که ما از آن عمیقاً و شخصاً رنج می‌بریم، برای دیگران غیرقابل‌درک و غیرقابل‌دسترسی است. نیچه، حکمت شادان، گفتار ۳۳۸ @Nabayad_mikhandim

  • 7 авг.1482из vahm_sabz

    گاهی انسان چنان به رنج خود وابسته می‌شود که اگر فرصتی برای رهایی به او بدهند، باز هم آن را پس می‌زند. چون رنج، بعد از مدتی، دیگر فقط درد نیست؛ بخشی از هویت اوست. انسان به آنچه او را آزار می‌دهد عادت می‌کند، همان‌طور که به اتاق تاریک عادت می‌کند و پس از مدتی، از روشنایی می‌ترسد. شاید عجیب باشد، اما آدمی همیشه آزادی را نمی‌خواهد. گاهی ترجیح می‌دهد در زندانی آشنا بماند تا در جهانی ناشناخته قدم بگذارد. -فئودور داستایفسکی

  • без подписи

  • 2 авг.223из saberabar1

    باید بگویم اندکی خوشی هم گاهی کافی‌ست… خوشی های روزانه که ما را از مرگِ اندوه نجات دهد این روزها با دوستان(شاگردانِ سابق) و گروهم در اجرای هرشب ، در احوالاتی هستم که مشابهش را نداشته‌ام! تاتر بازی می‌کنم! تاتر… غذا می‌پزم و گربه هایم را نوازش می‌کنم، در روز به کسانی که دوستشان دارم فکر می‌کنم، خُر خُر های گربه ها را شُکر می‌کنم.مدرسه را سر می‌زنم.نمایش‌های گالری را می‌چینیم! مامان و بابا را دیدم. موسیقی خوب گوش می‌کنم !روزی چند صفحه کتاب می خوانم! خیلی وقت ها هم نمی‌رسم!همچنان تلویزیون ندارم و دلیل داشتنش را هم‌پیدا نمی‌کنم. و از اینکه خودم هستم خوشحالم، از اینکه مسابقه‌ای ندارم. راه می‌روم! راه می‌روم و به فردا فکر می‌کنم که قرار است کارهای جدیدی بکنم! و به تو «تو» که یادآورِ روشنایی هستی. و تمرین میکنم، هر روز که نبینم کسانی را که نباید. همین! خوشی مَگَر همین نبود؟ #صابر_ابر ✍🏻✨

  • همه میگن ببخش تا خودت آروم شی… ولی ما گفتیم: کی گفته اصلاً باید ببخشی؟ 👀 توی این اپیزود رفتیم سراغ «نبخشیدن»؛ اینکه چرا گاهی برای بخشیدن عجله می‌کنیم، چرا نبخشیدن بهمون عذاب وجدان میده و آیا میشه از یک اتفاق عبور کرد، بدون اینکه آدمی که بهمون آسیب زده رو…

  • 1 авг.1862из Rasta_psyclinic

    همه میگن ببخش تا خودت آروم شی… ولی ما گفتیم: کی گفته اصلاً باید ببخشی؟ 👀 توی این اپیزود رفتیم سراغ «نبخشیدن»؛ اینکه چرا گاهی برای بخشیدن عجله می‌کنیم، چرا نبخشیدن بهمون عذاب وجدان میده و آیا میشه از یک اتفاق عبور کرد، بدون اینکه آدمی که بهمون آسیب زده رو ببخشیم؟ 🎙️ این بار درباره‌ی «حقِ نبخشیدن» حرف زدیم. و شاید بعدش با خودت بگی: «پس این همه سال الکی عذاب وجدان داشتم؟!» لینکش این پایینه؛ گوشش کن، بعد بیا بگو: تو فکر می‌کنی برای رها شدن، حتماً باید بخشید؟ روی لینک کلیک کن: اپیزود سیزدهم رستاگپ - حقِ نبخشیدن @rasta_psyclinic

  • без подписи

  • همین لحظه‌های کوچولو و گذرای عمر »»

  • без подписи

  • 24 июл.2461из thepanizgm

    حسِ ناخوش یعنی… این‌که بدانی هنوز همه‌چیز تمام نشده، اما پایانش را از قبل زندگی کنی. مثل وقتی ساعتِ پروازِ کسی را که دوستش داری می‌دانی. از همان لحظه، دیگر هیچ آغوشی فقط آغوش نیست؛ بوی خداحافظی می‌دهد. هیچ خنده‌ای فقط خنده نیست؛ تهِ دل، ترسِ آخرین بار بودن را دارد. عجیب است… گاهی خودِ رفتن، به اندازه‌ی دانستنِ زمانِ رفتن درد ندارد. آدم از لحظه‌ای می‌شکند که شروع می‌کند به شمردنِ «آخرین‌ها»… آخرین ناهار. آخرین قدم زدن. آخرین نگاه. آخرین «مواظب خودت باش». بعضی دردها از نبودن شروع نمی‌شوند… از وقتی شروع می‌شوند که هنوز کسی هست، اما ذهنِ تو، هزار بار رفتنش را زندگی کرده است. #پانیذ_اینروزها

  • 23 июл.181из Rasta_psyclinic

    تغییر آرام می‌آید، بی‌صدا، اما وقتی می‌رسد، دیگر هیچ‌چیز مثل قبل نیست. @rasta_psyclinic

  • @smnvosoughiii 🪽🪽🪽

  • без подписи

  • без подписи

  • 18 июл.2531из vahm_sabz

    هیچ‌کس نمی‌داند با خودش چه می‌کند، اما همه چنان رفتار می‌کنند که انگار می‌دانند! -فرانتس کافکا

  • 13 июл.308из nahalfouladi

    بعضی چیزها را نمی‌شود گفت. بعضی چیزها را احساس می‌کنید. رگ و پی شما را می‌تراشد، دل شما را آب می‌کند، اما وقتی می‌خواهید بیان کنید می‌بینید که بی‌رنگ و جلاست. مانند تابلوئیست که شاگردی از روی کار استاد ساخته باشد. عینا همان تابلوست. اما آن روح، آن چیزی که دل شما را می‌فشارد، در آن نیست. - بزرگ علوی. «چشمهایش» @nahalfouladi

  • 13 июл.2912из nahalfouladi

    آدم در نهایت به هر چیزی عادت می‌کند؛ مسئله تنها زمان است. - آلبر کامو. @nahalfouladi