س م ن ✨
Статистика- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 15 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 47
- 1/48двое суток
- 53
- 1/72трое суток
- 58
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
✨وَقتى چراغارو خاموش میکنی تاریکی در آغوش میگیردت شگفتانگیز نیست؟…✨ 🤌🏾🫀⏳🧠🫂♥️ 🚶🏼♀️🌸🌙 @Mah_goleBaba
без подписи
без подписи
چیزی که ما از آن عمیقاً و شخصاً رنج میبریم، برای دیگران غیرقابلدرک و غیرقابلدسترسی است. نیچه، حکمت شادان، گفتار ۳۳۸ @Nabayad_mikhandim
گاهی انسان چنان به رنج خود وابسته میشود که اگر فرصتی برای رهایی به او بدهند، باز هم آن را پس میزند. چون رنج، بعد از مدتی، دیگر فقط درد نیست؛ بخشی از هویت اوست. انسان به آنچه او را آزار میدهد عادت میکند، همانطور که به اتاق تاریک عادت میکند و پس از مدتی، از روشنایی میترسد. شاید عجیب باشد، اما آدمی همیشه آزادی را نمیخواهد. گاهی ترجیح میدهد در زندانی آشنا بماند تا در جهانی ناشناخته قدم بگذارد. -فئودور داستایفسکی
без подписи
باید بگویم اندکی خوشی هم گاهی کافیست… خوشی های روزانه که ما را از مرگِ اندوه نجات دهد این روزها با دوستان(شاگردانِ سابق) و گروهم در اجرای هرشب ، در احوالاتی هستم که مشابهش را نداشتهام! تاتر بازی میکنم! تاتر… غذا میپزم و گربه هایم را نوازش میکنم، در روز به کسانی که دوستشان دارم فکر میکنم، خُر خُر های گربه ها را شُکر میکنم.مدرسه را سر میزنم.نمایشهای گالری را میچینیم! مامان و بابا را دیدم. موسیقی خوب گوش میکنم !روزی چند صفحه کتاب می خوانم! خیلی وقت ها هم نمیرسم!همچنان تلویزیون ندارم و دلیل داشتنش را همپیدا نمیکنم. و از اینکه خودم هستم خوشحالم، از اینکه مسابقهای ندارم. راه میروم! راه میروم و به فردا فکر میکنم که قرار است کارهای جدیدی بکنم! و به تو «تو» که یادآورِ روشنایی هستی. و تمرین میکنم، هر روز که نبینم کسانی را که نباید. همین! خوشی مَگَر همین نبود؟ #صابر_ابر ✍🏻✨
همه میگن ببخش تا خودت آروم شی… ولی ما گفتیم: کی گفته اصلاً باید ببخشی؟ 👀 توی این اپیزود رفتیم سراغ «نبخشیدن»؛ اینکه چرا گاهی برای بخشیدن عجله میکنیم، چرا نبخشیدن بهمون عذاب وجدان میده و آیا میشه از یک اتفاق عبور کرد، بدون اینکه آدمی که بهمون آسیب زده رو…
همه میگن ببخش تا خودت آروم شی… ولی ما گفتیم: کی گفته اصلاً باید ببخشی؟ 👀 توی این اپیزود رفتیم سراغ «نبخشیدن»؛ اینکه چرا گاهی برای بخشیدن عجله میکنیم، چرا نبخشیدن بهمون عذاب وجدان میده و آیا میشه از یک اتفاق عبور کرد، بدون اینکه آدمی که بهمون آسیب زده رو ببخشیم؟ 🎙️ این بار دربارهی «حقِ نبخشیدن» حرف زدیم. و شاید بعدش با خودت بگی: «پس این همه سال الکی عذاب وجدان داشتم؟!» لینکش این پایینه؛ گوشش کن، بعد بیا بگو: تو فکر میکنی برای رها شدن، حتماً باید بخشید؟ روی لینک کلیک کن: اپیزود سیزدهم رستاگپ - حقِ نبخشیدن @rasta_psyclinic
без подписи
همین لحظههای کوچولو و گذرای عمر »»
без подписи
حسِ ناخوش یعنی… اینکه بدانی هنوز همهچیز تمام نشده، اما پایانش را از قبل زندگی کنی. مثل وقتی ساعتِ پروازِ کسی را که دوستش داری میدانی. از همان لحظه، دیگر هیچ آغوشی فقط آغوش نیست؛ بوی خداحافظی میدهد. هیچ خندهای فقط خنده نیست؛ تهِ دل، ترسِ آخرین بار بودن را دارد. عجیب است… گاهی خودِ رفتن، به اندازهی دانستنِ زمانِ رفتن درد ندارد. آدم از لحظهای میشکند که شروع میکند به شمردنِ «آخرینها»… آخرین ناهار. آخرین قدم زدن. آخرین نگاه. آخرین «مواظب خودت باش». بعضی دردها از نبودن شروع نمیشوند… از وقتی شروع میشوند که هنوز کسی هست، اما ذهنِ تو، هزار بار رفتنش را زندگی کرده است. #پانیذ_اینروزها
تغییر آرام میآید، بیصدا، اما وقتی میرسد، دیگر هیچچیز مثل قبل نیست. @rasta_psyclinic
@smnvosoughiii 🪽🪽🪽
без подписи
без подписи
هیچکس نمیداند با خودش چه میکند، اما همه چنان رفتار میکنند که انگار میدانند! -فرانتس کافکا
بعضی چیزها را نمیشود گفت. بعضی چیزها را احساس میکنید. رگ و پی شما را میتراشد، دل شما را آب میکند، اما وقتی میخواهید بیان کنید میبینید که بیرنگ و جلاست. مانند تابلوئیست که شاگردی از روی کار استاد ساخته باشد. عینا همان تابلوست. اما آن روح، آن چیزی که دل شما را میفشارد، در آن نیست. - بزرگ علوی. «چشمهایش» @nahalfouladi
آدم در نهایت به هر چیزی عادت میکند؛ مسئله تنها زمان است. - آلبر کامو. @nahalfouladi