tgindex
کانون ادبی هنری سها

کانون ادبی هنری سها

Статистика
@soha_javanehМедицинаперсидский

کانون ادبی هنری سها جایی برای دور هم جمع شدن، جشن گرفتن، خواندن، نوشتن و یاد گرفتن! 🌙🌱 جهاد دانشگاه علوم‌پزشکی تهران آدرس اینستاگرام: @Soha_javaneh

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
1
Всего постов
127
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Медицина
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
1 253
−5 за 5 дн.
Сутки
−1
−0,08%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
727
40 постов
Вовлечённость
58,0%
к подписчикам
Постов в день
0,1
всего 127
Упоминаний
11
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
185
1/48двое суток
212
1/72трое суток
228

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • این هفته کلی برنامه‌های هیجان انگیز توی سها داریم... @soha_javaneh✨️ @javaneh_club 🌱

  • 7 авг.497119

    🌱 کانون ادبی هنری سها برگزار می‌کند فرقی نمی‌کند اولین بار است که به هاگوارتز قدم می‌گذارید یا از دوستداران قدیمی جادو هستید، همه‌ی شما دعوتید به: 📚 جلسه هشتم حلقه ادبی خیال (ادبیات فانتزی) با محوریت کتاب «هری پاتر» 🪄 در این حلقه قراره با هم به مدرسه هاگوارتز در دنیای «هری پاتر» اثر جی. کی. رولینگ سفر کنیم. موضوعاتی که قرار است در این حلقه‌ها به ‌آنها بپردازیم: • شرح داستان و اتفاقات کتاب • تحلیل شخصیت‌های کلیدی • بررسی نمادها و مضامین داستان و کلی گپ و گفت دوستانه✨️ 🕰 یکشنبه، ۱۸ مرداد ۱۴۰۵، ساعت ۱۵:۰۰ 🚪 دانشکده پزشکی، سالن شهدا، ضلع غربی، تالار دکتر معتمدی 🌐 حضور به شرط ثبت‌نام، برای همه آزاد و رایگان است. (مهلت ثبت نام : شنبه ۱۲ ظهر) 💬 برای گپ و گفت درباره ادبیات فانتزی و آشنا شدن با دیگر دوستدارانش، همچنین برای اطلاع از جلسه‌های بعدی حلقه‌ خیال، می‌توانید با @erfan_korpeh در ارتباط باشید. @soha_javaneh💫 @javaneh_club 🌱

  • و ملکور را از هنگام طغیان در آینولینداله پیش آغاز توان آفریدن هیچ آفرینه ای نبود که او را از خود جان باشد یا چیزی شبیه به جان: چنین است سخن دانایان و در ژرفای تاریکی دل هاشان اورکها از خداوندگاری که بیمناک خدمت اش می کردند و تنها آفریدگار شور بختی شان بود، متنفر بودند. این شاید که رذیلانه ترین کار ملکور بود و در نزد ایلوواتار نفرت انگیزترین. در چهارمین جلسه با محوریت کتاب سیلماریلیون از دنیای ارباب حلقه ها، نوشته تالکین، پیش تر رفتیم و با نحوه خلقت دورف‌ها، انت‌ها و بیداری الف‌ها و پدیدار شدن اورک‌ها آشنا شدیم. خواندیم که آئوله، خدای صنعتگری بود که دورف‌ها را سخت و مقاوم آفرید تا برابر شر ملکور دوام بیاورند. همچنین خواندیم که آفرینش درختان برای یاوانا خداوندگار طبیعت با ترس همراه بود که مبادا ملکور آنان را تباه کند. پس برای آنان شبان‌هایی از جنس خودشان قرار داد که انت می‌نامیم شان. در فصل بعد، سخن را با صحبت درمورد بیداری الف‌ها زیر آسمانی پر ستاره و نیز جنگ دوم خدایان برای دفاع از آنان آغاز کردیم که در نهایت منجر به تصمیم والار برای مهاجرت الف‌ها به والینور، سرزمین خدایان شد. اما پیش از این مهاجرت، الف‌هایی که به دور از خانه و کاشانه سرگردان میگشتند، توسط شکارچی (ملکور) شکار و در دخمه‌های عمیق با شکنجه، تباه می‌گشتند. بدین گونه بود که نژاد اورک پدید آمد. البته که نحوه پیدایش اورک‌ها قطعا وجهه های بیشتری دارد که در جلسه آینده به آن پرداخته خواهد شد. #جوانه #سها #خیال #ادبیات_فانتزی #سیلماریلیون #تالکین #روایت @Soha_javaneh 💫 @javaneh_club 🌱

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • 25 июл.1 631137

    📷🧙‍♂ گزارش ویدیویی چهارمین جلسه حلقه خیال (ادبیات فانتزی) ، با محوریت کتاب سیلماریلیون - مرداد ۱۴۰۵ #جوانه #سها #خیال #ادبیات_فانتزی #سیلماریلیون #تالکین #گزارش_ویدیویی @Soha_javaneh 💫 @javaneh_club 🌱

  • 23 июл.411185из javaneh_club

    اولین هم‌نشینی جوانه برای روییدن 🌱 در میان تمام هیاهوها، جوانه را خلق کردیم؛ برای روییدن، برای سبز شدن، برای نفس کشیدن و نفس بخشیدن. ولیکن در روزگاری غرق در تاریکی و تیغ ظلمت، ریشه هایمان خشکیدند، جوانه هامان پژمردند، رنگ هامان نور باختند و چشم‌هامان خون گریستند. آیدا و عرفان عزیزمان رفتند و مارا در سیاهچالی از بهت و اشک گذاشتند. جوانه نفس باخت و لایه لایه خاک را در آغوش کشید. حال ما مانده‌ایم... ما بازماندگان از روزهایی که یادشان دل هایمان را میلرزاند و چشمانمان را در باران غرق میکند. اما بارها نوشتیم، که رسالت بازماندگان یادآوری است. پس ما میمانیم؛ بارها زندگی می‌کنیم، تا نام هایشان را جاودان نگه داریم. تا برویانیم دگرباره جوانه ای را که یادگار عزیزانمان است.  ما هیچ‌گاه فراموش نخواهیم کرد، اما، خاک را از  خود می‌زداییم. چون خانواده‌ای کنار هم می‌نشینیم.  از امید و آینده و جوانه‌ها می‌سراییم. از روز هایی که نور با دستان ما، جان خواهد گرفت؛ از لبخند هایی که بر لبان یکدیگر خواهیم کاشت، خواهیم گفت. جوانه‌‌های ما دوباره جان میگیرد ریشه‌های ما به آب شاخه‌های ما به آفتاب می رسد ما دوباره سبز می شویم!

  • 20 июл.484161из javaneh_club

    از آخرین باری که کنار هم جمع شدیم، قریب به ۷ ماه گذشته. روزها گذشته اما خودمان را در آن روزها جا گذاشته‌ایم. قطار زمان ایستاده. اما جهانی اتفاق افتاده. هر شب پشت پلک‌هامان فیلم روزهایی پخش می‌شود که حتی در تاریک‌ترین ساعات آن، واقعیت امروز را خیال نمی‌کردیم. حالا در واقعیتی نزدیک، خیلی نزدیک، روزهایی را دیده‌ایم که باران بلا خانه‌هامان را خراب، و گرد و خاک طوفان عزا، ذره ذره وجودمان را سوراخ کرده. خیابان‌های اطراف دانشگاه‌ را دوباره راه رفتیم. هر از چند قدمی چشم به ساختمانی کوتاه که روزی هم قد همسایه‌هایش بوده و تابلوی قرمزی که به زور رنگ سفید گرفته‌، انداختیم. دوباره از در‌های دانشگاه رد شدیم، عکس‌های قرمز را دیدیم، شمع‌ها را دیدیم ولی باز هم راه رفتیم. ما آنقدر راه رفتیم که از راه رفتن مردیم و آنقدر مردیم که تاب دیگر مردن هم نداریم. همین شب‌ها که شبح باران خانه خراب کن چون بختک به جانمان افتاده، تاب لرزیدن نداریم. تاب بودن و رنج بودن را نداریم. تاب دیدن و مردن و راه رفتن را نداریم. از بی‌تابی به خاک افتادیم و گریستیم. گریستیم و پرسیدیم، به راستی که کدام شایسته‌تر است؟ مدام از منجنیق و تیر دورانِ جفاپیشه ستم بردن؟ و یا بر رویِ یک دریا مصائب، تیغ آهیختن و از راه خلاف ایام آنها را سرآوردن؟  کناری نشستن، و گریستن و آواز سوگواری را به کرنا سپردن یا حالی گیاهی را سبز کردن؟ برای آن‌هایی که زندگی را با جانشان دوست داشتند، دانه‌ای را در گلدانی کاشتن و جوانه‌ای را سبز نگاه داشتن؛ به راستی شریف‌تر کدام است؟ @javaneh_club🌱

  • Channel photo removed

  • 26 февр.1 0206312из anjomane_pezeshki

    چند خطی در باب واژه پرتکرار «شرف» اتفاقات هفته‌های اخیر در دانشگاه، همگان را از سطح خشونت بهت‌زده کرده است. هرچند شاید اشتباه از ماست که هنوز تعجب می‌کنیم و گمان می‌بریم مرزهایی از اخلاق باقی مانده است. وگرنه حاکمیتی که تنها در دو شب، چندین هزار نفر را به گلوله بسته، پیش‌تر با ما اتمام حجت کرده است. وقایع هفته اخیر در دانشگاه تهران، به‌ویژه روز دوشنبه، بسیاری را به یاد حوادث کوی دانشگاه در سال ۷۸ انداخت؛ چرا که این‌بار گروه‌های فشار، برخلاف معمول که دست‌کم در ظاهر به متفرق‌کردن تجمع‌های دانشجویی بسنده می‌کردند، رسماً برای درگیری و اعمال خشونت علیه مخالفان خود به میدان آمده بودند. به گواه چشمان همه ما، اغلب نیروهای موسوم به بسیج دانشجویی که ناگهان چون قارچ در برابر دانشجویان سبز شدند، دانشجوی این دانشگاه نبودند. افرادی که بدون هیچ‌گونه نظارت و حتی بدون بررسی کارت دانشجویی وارد دانشگاه شدند؛ اقدامی که به‌روشنی میزان هماهنگی نیروهای سرکوب را عیان می‌کرد. هماهنگی‌ای در سطحی که، باز هم به شهادت دیدگان ما، حراست دانشگاه از برخورد با نیروهای بسیجی واهمه داشت و حتی برخی از آنان حراست را به‌طور مستقیم تهدید می‌کردند. حال آنکه اگر یک دانشجوی عادی چنین رفتاری با حراست داشت، همان روز حکم اخراجش صادر می‌شد. این متن، شهادت‌نامه‌ای است از آنچه بر دانشجو می‌رود؛ از حاکمیتی که سال‌ها توسعه و آزادی را به بهانه امنیت قربانی کرده، اما امروز خود، با دست خویش، امنیت دانشجویان را در محیط آکادمیک سلب می‌کند. شهادت‌نامه‌ای است از آنکه دانشجوی معترض ناچار است صورت خود را با ماسک بپوشاند و هر لحظه نگران باشد که اعتراض مسالمت‌آمیزش عواقبی جبران‌ناپذیر برای او داشته باشد؛ نگران کمیته انضباطی، و نگران شماره‌های ناشناسی که بر گوشی خودش و خانواده‌اش ظاهر می‌شود. اما دانشجوی بسیجی—اگر اساساً دانشجو باشد—بی‌هیچ ترسی دهان به بدترین ناسزاها می‌گشاید، دانشجو را به قصد کشت می‌زند، شیشه‌های دانشکده را می‌شکند و حتی با حراست درگیر می‌شود؛ بی‌آنکه عواقبی در انتظارش باشد، و چه‌بسا حتی مورد تشویق قرار گیرد. این نیز شهادت‌نامه‌ای است از آنکه زمین بازی، از همیشه عریان‌تر بود. دانشجویان دختر و پسر، مذهبی و غیرمذهبی، از دانشکده‌های مختلف، با همه اختلاف‌نظرهای سیاسی، کنار هم ایستادند؛ از یکدیگر دفاع کردند، خون را از سر و روی هم پاک کردند، و اگر هم در شعارها اختلاف داشتند، در یک صدا مشترک بودند: فریاد «بی‌شرف!» خطاب به این جماعت مسخ شده. دانشجویان ممکن است درباره فردای ایران اختلاف‌نظر داشته باشند—که خاصیت دانشگاه پویاست—اما در یک چیز هم‌نظرند: بسیج دانشجویی و تمام نیروهای وابسته به آن، از شرف بی‌بهره‌اند. @anjomane_pezeshki

  • 18 февр.1 0812814из poursina_news

    ویژه نامه پورسینا «برای آیدا» بِأَی‌ِّ ذَنب‌ٍ قُتِلَت به کدامین گناه کشته شد؟ #برای_آیدا #برای_ایران_فردا @poursina_news

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • 18 февр.589265из javaneh_club

    ادای احترام باشکوه دانشجویان و دانشگاه به شهید وطن: آیدا حیدری خانواده و دوستان و دوستداران آیدا امروز میهمان خانه‌ی دوم آیدا بودند. صدها دانشجو به احترام میهمان ایستادند و بارها نام او را صدا زدند. آیدا در خانه غایب بود، اما دوستان و هم دانشگاهی هایش نگذاشتند کسی احساس غربت کند. آیدا امروز نظاره گر سربلندی ِ دانشجویان و دانشگاه در مقابل خانواده اش بود، هنگامی که سیل جمعیت شکافت و پدر، مادر، خواهر، مادربزرگ و اقوام آیدا در میان تشویق و درود دانشجویان به مراسم یادبود آیدا آمدند... #برای_آیدا #برای_ایران_فردا @javaneh_club🌱