So What?!
Статистика- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 20
- Всего постов
- 23
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 94
- 1/48двое суток
- 107
- 1/72трое суток
- 116
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
در عمق هر زندگی چیزی وحشتآور، سنگین و سخت وجود دارد؛ چیزی شبیه به یک رسوب، یا یک لکه. در حقیقت رسوب یا لکهای از غم. _کریستین بوبن
без подписи
چه کسی گفته زمان طلاست ؟! من مزه مزه اش کردم زمان عين الكل است؛ذره ذره می سوزاند و میرود در عمق وجودت مست مست که شدی چشم هایت را باز می کنی و میبینی عمرت گذشته و تو ماندی و خماری از دست رفتن یک عمر... _فروغ فرخزاد
مولانا: انسان چه چیزی را دیرتر از همه می فهمد ؟ شمس: اینکه روزهای معمولی همان روزهای خوشبختی بودند که گذشت.
شیطان خوش بین است اگر فکر کند میتواند انسان ها را به چیزی بدتر از آنچه هستند تبدیل کند. آناتول فرانس
без подписи
احتمالاً خیلی غمگین می شوید اگر بگویم شاید بهشت و جهنم بیشتر از آن که مکان باشند، یک ایده کاربردی اند. اول باید دنیای یک جماعت را خراب کنی؛ نانش را کم کنی آینده اش را کوچک کنی جوانش را پیر کنی و بعد خیلی آرام به او بگویی نگران نباش آن بالاها جایی هست که همه چیز بهتر است. هرچه اینجا نداری آنجا داری. اگر احياناً پرسید: "پس چرا همین جا درستش نمی کنید؟" بسیار خب... اینجا لازم است که جهنم را اختراع کنی چون بهشت آدم را امیدوار می کند؛ اما جهنم، آدم را مؤدب،و چه سیستم مدیریتی بهتری از این؟ یکی آن بالا وعده می دهد، یکی این پایین می ترساند. جماعت هم این وسط در رفت و آمد...
~شاید هنوز نتونستی رهاش کنی چون هیچوقت پایان درستی نداشت.
«چقدر خوب است که همیشه در زندگیتان کسی را داشته باشید که حتی در نبودنش هم باعث لبخندتان شود!» _آنا گاوالدا
دردِ یک سرزمین،از دیوارهای فروریختهاش آغاز نمیشود؛از جاییست که آدمهایش آنقدر خسته و بیپناه میشوند،که دیگر توانِ دل بستن به فردای بهتر را هم ندارند...
без подписи
~در میان هیاهوی زمین آسمان هنوز باوقارترین منظره ی دنیاست...
فقط یه درس و تجربه دیگه تو زندگیم برای راهیشدن به نزدیکترین تیمارستان نیاز دارم.
"یک شعر برای من گفته بود. مرا به آسمانی با چهل خورشید تشبیه کرده بود. خودش را به شبی که ماه ندارد. مرا به یک درخت پر شاخ و برگ که سایه دارد. خودش را به درختی که ریشه اش پوسیده.مرا به قله سفید سبلان،خودش را به ویرانه هایی که هیچگاه مهمان نداشته است." سمفونی مردگان - عباس معروفی
من اصلا زیبایی واضح تایپم نیست. زیبایی باید راز آلود و کشف کردنی باشه. شکل لبخند،برق و حرکات چشم،میمیک صورت،لحن حرف زدن و چیزهای جزئی دیگه که نیاز به دقت دارن و به مرور زمان قشنگ و قشنگ ترمیشن برات.
~به او فکر کردم، چه فکر خنک زیبایی در این ظهر زشت مرداد.
без подписи
"And when nobody wakes you up in the morning,and when nobody waits for you at night,and when you can do whatever you want. What do you call it, freedom or loneliness?" ~Charles Bukowski
«گاهی آدم، کسی را از دست نمیدهد؛ فقط رؤیایی را از دست میدهد که با حضورِ او ساخته بود.» شب های روشن - داستایفسکی
без подписи