شاعرانه های خاص🌈
Статистикаاز ستم روزگار پناه بر شعر از جور یار پناه بر شعر از ظلم آشکار پناه بر شعر 📝 عباس کیارستمی 😊😍😊https://t.me/srtyuiopyt
- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 81
- Всего постов
- 698
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Музыка (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 18
- 1/48двое суток
- 20
- 1/72трое суток
- 22
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
غرقِ نورم ! از حضورِ آفتابت آمدم سرفرودِ عطرِ گیسوی گلابت آمدم صبحِ مرواریدی و خورشیدِ جاویدِ امید گرمی و سوزان ! به شوقِ التهابت آمدم گلپرِ ابریشمینی ، بهترینی بر زمین سینهچاکِ دلربایی های نابت آمدم من طربناک و هلاکِ خوشهی تاکم که باز جرعهجرعه گرم و گیرا از شرابت آمدم کوچهگردِ بوسهی بادِ فرحزادی هنوز دست در دستِ نسیم از پیچ و تابت آمدم جامِ خوشنامِ زمــــرّدفامِ لبهایت عزیز مستم و دلخوش به انگورِ مذابت آمدم بیخداحافظ دودستت را پرانتز کن به ناز در بغل گیرم که رنجور و خرابت آمدم گیسوانت رقصی از فوّارهی شور و سُرور مثلِ گلبـرگی کنارِ حوضِ آبت آمدم هرچه گفتم چون سرابی بود و خوابی بود و بس معذرت میخواهم از اینکه به خوابت آمدم #مهدی_حبیبی 😊😍😊
صبح از پنجره بالا آمد؛ انگار تمامِ آفتاب، قرارِ دیدنِ تو را داشت. چای کنارِ لبخندت زودتر گرم میشود، و جهان هر روز از سلامِ تو دوباره آغاز میشود. #رضاآرام 😊😍😊
طلوعِ آدینه گذشت و حالا نوبتِ اقتدارِ شنبه است... ✨☕️ صبحتان به شکوهِ دماوند و به اصالتِ تختجمشید. امیدوارم این هفته، هر قدمی که برمیدارید، شما را به قلههایِ موفقیت نزدیکتر کند. 🌹 هفتهای با پرستیژ و پر از پیروزی در پیش داشته باشید. سلام صبحتون پراز حضور خداوند 😊😍😊
کو صبح دلانگیز که بی اذن تو آید کو نور که بی رخصت تو رخ بنماید هیهات که تا پرده ی چشم تو بخوابست رنگ از رخ شب جلوه ی خورشید زداید فریباقربانکریمی 😊😍😊
باز هم خورشید چشمت ، به دلم پا میدهد هر نفس خود را به آغوش و تنم جا میدهد باز هم ، تنها دلیل ِ ، هر شروعی میشوی #صبح با ، لبخند زیبای تو ، معنا میدهد #میم_ابراهیم_حسینی #بامدادی 😊😍😊
چون وقت صبح چشم جهان سیر شد ز خواب بگسسته شد ز خیمهٔ مشکین شب طناب جستم ز جای خواب و نشستم به خانه در یک سینه پر ز آتش و یک دیده پر ز آب باشد که بینم از رخ نسرین او نشان باشد که یابم از لب نوشین او جواب #انـوری #درود دوستان صبــح تون بخیـر و نیکی 😊😍😊
اونا که تو زندگیشون قصه های خوب شنیدن تو قمار زندگانی همه جور بازی رو دیدن اونا که توخلوت شب شعرای حافظو خوندن همه راهو رفتن اما بر سر دو راهی موندن بهشون بگین که اینجا یه نفر همیشه مسته یه نفر همیشه تنها سر این کوچه نشسته! شبتون بعشق 😊😍😊
💠 دختِ گندم! نوادهٔ حوا لهجهات شعر بود، شیرین بود گونهات سیب سرخ تبریزی لب تو مسقطیِ نایین بود نیمهشب، پرسه در قرابت تو غزلی گفته ام به نیت تو برسد تا به استجابت تو شانهات بام مرغ آمین بود لحظهٔ خاصِ دل سپردن من خنده های تو...بغض کردن من دست های تو دور گردن من بر تن این درخت آذین بود میرسیدی ملیکهٔ دریا ساق دوشت صفِ پلیکانها محملت، موج های بی پروا مرکبت، سیهزار دلفین بود دزدی از کوچه باغ گیلاس و دیدنت با دوتکه الماس و روسریات حصاری از یاس و گیسوان تو پشت پرچین بود ابرها احتیاط میکردند به غمت التفات میکردند آسمانها صدات میکردند اَبْرشِ بالدارِ تو ، زین بود مینشستی کنار من، خوشحال زندگی با تو... در جهانِ خیال بیست و سه هزار سال، زوال عددِ کیک هم نمادین بود! از تو گفتم... فقط تو... تنها تو... شعر تو، زخم تو، مداوا تو لحظه های نبودنم با تو قصهٔ زندگی من، این بود #محمدحسین_امیری «بهار ۱۴۰۴»
«گلهای تازه»_ برنامه شماره ۸۳ خوانندگان: #عهدیه و #ایرج آهنگ: #همایون_خرم تنظیم: #فرهاد_فخرالدینی نوازندگان: #همایون_خرم، #ناصر_افتتاح و ارکستر گلها اشعار: #کریم_فکور و #سیمین_بهبهانی دستگاه/آواز: بیات اصفهان گوینده: #آذر_پژوهش
جای تُرنج ، دست و دل از خود بُریدهام ایناست راز و رَمز دل از دَست دادگی #سعید_بیابانکی 😊😍😊
без подписи
مخروبه های کینه و تزویر پیر بود ، این مرثیه برهنه شد و سر به زیر بود مردی شبیه آینه ها نه زلال تر، مردی که در اسارت خود هم امیر بود رویای برف بود و مزامیر اتفاق، او مثل نور از دل تاریخ می گذشت صورت سپید و رنگ لبش زعفران سرخ ،مویش سیاه و لطف نگاهش حریر بود از مهربانی اش لب هر آب خنده داشت، دستان پر علاقه ی او صد بهار بود در قرن بی حواسی نفرین و چرک و درد ، مردی بزرگ بود ولی ناگزیر بود گندم از آفتاب نگاهش بهانه داشت ، باران به روی قافیه هایمنگاه کرد دستش به مهربانی سیب ونجیب تر ، از آب زمزم و غزلی کم نظیر بود چشمش بلوط دشت کهنسال ایل ها ،آرامش هوای بهار و قنوت داشت آواز صبر توی گلویش نماز خواند ، اخمش به اقتدار ، تجلی شیر بود گفته است بیهقی که پر از شوق و شور بود ، گفته است بیهقی که خودش مهر و ماه بود گفته است بیهقی که بزرگ و بزرگ تر ،از مخفی ابهت دشت کویر بود اما چه شد شکوه ِ بزرگی این حضور ؟ او که اشاره اش همه شور مدام داشت او که به آرزو و تعلق دلی نداشت ، چشمان روح باطنی اش سیر سیر بود جرمش چه بود حق و حقیقت فقط همین ! بر روی دار یک تنه شد ماه و آینه نفرین به هر چه کینه ی بوسهل زوزنی ! لعنت به چرک روح تنی که حقیر بود بر دار شد اگرحسنک مرده او نماند ، با مرگ سرخ ملتهبش زنده تر شکفت این قصه نیست چونکه حقیقت، حقیقت است ،بر دار شد همانکه زمانی وزیر بود تکرار ساعت است مجال ِ دقیقه ها ، یک چرخشِ دوباره به تکرار می رسد یک قصه نه ! روایت حمام فین و رگ ! مردی که در تمامی دوران کبیر بود .... #زینب_حسامی 😊😍😊
در سفره ی خوشبختی مان #نانی نیست یعنی به تن مردم مان جانی نیست. در برزخ #فقر تا همه می سوزند دیگر دل شاد و لب خندانی نیست #فرشته_تشکری 😔😢😔
زندگی! ترکم نکن! قال و مقالم را نگیر! عمر من هستی بیا! جاه و جلالم را نگیر! بیهوا، ریشه دواندی در خلیجِ سینهام شاهکاری بیبدیلی، اعتدالم را نگیر! ای چراغ راهِ دل، محتاج چشمان تو ام شب کہ غیر از غم ندارم چاره، حالم را نگیر نبضِ آهنگِ صدایِ بی ڪلامِ سایهام ارغوان! سرسبزی دشتِ شمالم را نگیر! مثل پیراهن، اسیرِ بویِ آغوشت شدم با هوای سرد تنهایی، جلالم را نگیر! میروی با کوچ اجباریِ فصلِ کافهها قهوهام یخ کرده بیتو، نبض فالم را نگیر! بی نگاهت مُردنم را هر شب، امضا میکنی با دم عیساییات هستم، مجالم را نگیر! لج نکن! یاسِ خیالِ آرزوهایِ محال! از من بیتابِ مجنون، احتمالم را نگیر! #کبری_رحمتی(بیتاب) 😊😍😊
دست و پا گیری تو را گفتم که حالم رانگیر خلوتی ماندم نمیخواهم تو فالم را نگیر حال دل خوب و نباشی بهتر از این میشود بیجهت ماندی برو مال و منالم را نگیر گفته بودم برنگردی حال دل بهتر شود این همه کردی جفا خواب و خیالم را نگیر عشق را بردی به یغما نیست دیگر حال خوش آتشی بر جان زدی دیگر وصالم را نگیر ای فلک با دل بساز امشب مجالم را نگیر در چنین شبهای تنهایی تو حالم را نگیر #فرهادایمانی 😊😍😊
ذره ذره بی تو می سوزم زوالم را نگیر عاشقت هستم از این هیزم ذغالم را نگیر عشق ای معنای هر تقدیر در دنیای من چون سپردی دل بدستم باز حالم را نگیر در مدار روزگاران گاری ِ دل نشکنی! راضی ام از عشق این ، اندک مجالم را نگیر دفتر ی دارم فقط با خاطراتت نو شود راه با این دل بیا ، زیبا خیالم را نگیر با تو بودن آرزویم بود از دور ای عزیز از کنارت رد شدم راه سوالم را نگیر خنده کن تا باز گردد قفل های رنج و غم وقت پرواز آمده ای یار بالم را نگیر #محسن_اسکندری 😊😍😊
بازیِ فریب و شور بدنامی است افسوس و غمِ سوختن از خامی است در دفتر شعر عاشقان از آغاز معنای درست عشق؛ ناکامی است #سپهرشاهبيكی 😊😍😊
دانی که نوبهار جوانی چه سان گذشت؟! زود آنچنان گذشت که تیر از کمان گذشت #مشفق_کاشانی #عباس_کیمنش (#مشفق_کاشانی) (۲۳ مرداد ۱۳۰۴ کاشان - ۲۸ دی ۱۳۹۳ تهران) شاعر وی در جوانی از دوستان نزدیک #سهراب_سپهری بود و به گفته خودش، سهراب را نخستین بار با شعر گفتن و سرودن آشنا کرد. پن: تاریخ تولد وی در سایت بهشتزهرا اول مرداد ۱۳۰۲ ذکر شده است. تاریخ ۲۳ مرداد از متن مصاحبه ایشان استخراج شده است 😊😍😊
خوب حرف میزنی ابوالفتح! دلم میخواست روزگار بهتری بود و از عشق میگفتی. #علی_حاتمی هزاردستان📽
جماعت خواب، اجتماع خوابزده، جامعه چُرتی... سکانسی بهیادماندنی از مجموعه تلویزیونی "هزار دستان" ساخته شادروان #علی_حاتمی امروز ۲۳ مرداد ماه، #زادروزِ شاعرِ لطیفِ احساسِ سینمایِ ایران #علی_حاتمی است. کارگردانی با آثار ماندگاری چون سوتهدلان، سلطان صاحبقران، هزاردستان، حاجی واشنگتن، کمالالملک، مادر، دلشدگان، باباشمل،حسن کچل، طوقی و... که جایگزینی برای او نمیتوان یافت و شاید هرگز اثری در حد و اندازهی فیلمهای او ساخته نشود. زادروزت مبارک سعدیِ سینمایِ ایران