- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 12
- Всего постов
- 27
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 20
- 1/48двое суток
- 22
- 1/72трое суток
- 24
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
احتمالا براتون سواله که چی کشیدم🫴
مبتلا به سندروم انجام دادن همهی کارهای دنیا²
без подписи
کش یک بنده خدایی رو انداختم دور دستم بعد هربار دستمو میارم بالا میبینم دور دستمه خودم یک دور شوک میشم:))))
بهترین بخش جمعهها:🗣 میگفت که: انقدر دیر بودن باحال بودن همه چیز رو از بین میبره و یک دفعه به خودت میای و میبینی یک نفر بهت میگه ساری د مومنت ایز گان!
ایکاش باد همانطور که روسریام را با خودش میبرد، خستگی ها را هم میبرد، دلتنگی ها را هم میبرد، غصه را هم میبرد، سختی را هم، عذاب را هم، شکست را هم، کاش باد همانطور که روسریام را با خودش میبرد من را هم میبرد. ایکاش مثل آن روسری مشکی رنگِ سبک که همیشه به سَرَم بود و یک روز باد بلندش کرد و تا بالاهای آسمان برد من هم بلند میکرد و میبرد تا بالای آسمان، تا ورای ابرها تا ببینم آنجا چیست؟ آیا آنجا هم خستگی هست؟ دلتنگی هست؟ خستگی هست؟ عذاب هست؟ شکست هست؟ آیا ورای آسمان هم هنوز تمام این فساد ها بیخ خِر من و روسریام را میگیرد؟ ای کاش من هم میتوانستم مثل روسریام چنگ به باد بزنم و بروم اما من نمیتوانم من با چیزی بسیار محکمتر از گیره به زمین چسبیدهام و الا اگر که ممکن بود تا به حالا بارها از ساختمان پریده بودم یا از تپهای جهیده بودم و خود را به دست باد سپرده بودم تا مرا هم ببرد، تا پرواز کنم و ببینم جایی دور از اینجا پیدا میشود برای آرام زیستن؟ جایی آن سوی برجها، ورای آسمان، بالای ابرها، دورِ دور. هنوز هم اینجام، محکم به زمین چسبیدهام و تمام این فرار کردن ها و پرواز کردن ها هم رویای من برای روسریام بود چون همانطور که خودم روی زمین ماندهام روسریام را گرفتهام که یک وقت فکر پرواز به سرش نزند که عاقبت پرواز برای او گیر کردن به لبهی ایوان خانهی متروکهای است و برای من هم سقوط کردن و متلاشی شدن. اما یک لحظه فکر کن، اگر پرواز میکردیم و جای دوری برای رفتن داشتیم چه؟ آیا آنجا آسوده بودیم؟ آیا بهتر از اینجا بود؟ بهتر از حالا؟ نمیدانم اما ایکاش باد میتوانست من و روسریام را باهم ببرد. -عارفه و روسری و باد بیست و دوم مرداد ماه سال هزار و چهارصد و پنج
без подписи
без подписи
این پیام + پست مورد علاقتون از اینجا رو فوروارد کنید، پست مورد علاقم از چنلتون رو فوروارد کنم و درموردش چند خط بنویسم🧋 لیمیت: هر زمان خط بخوره. اگر دوست داشتی، اینجا رو داشته باش✨
[ 🌇 + 🌃 ]
без подписи
امیدوارم آدم مورد علاقهی آدم مورد علاقتون باشید.
ویس های طولانی از آدم مورد علاقم>>>💘😭
الان باید بگم که من تونستم؟
چیزی نیست دارم میرم مدرسه ثبت نام کنم:
без подписи
چطوری به بقیه بفهمونم منتظر موندن برام راحتتر از منتظر گذاشتنه؟
از اونجایی که امروز روز Book lovers day عه، باید منشن کنم که، کتاب رو دوست دارم. کسی که بهم هدیه میدتش رو بیشتر.
-من آینهای هستم که بازتاب تو در آن افتاده.
از مقدار خستگیه شبام بخوام بگم تو بدنسازی خوابم برد:))))))