یارهمراه ولایت.شهید سیدمجید طباطبائیان
Статистика- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 15
- 1/48двое суток
- 17
- 1/72трое суток
- 18
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🔴شهیدی که خانه اش وادی السلامش بود... امسال روضه های خانه ما که بابای شهیدمان پایه اش را گذاشتند، خیلی پر رونق تر از سالهای گذشته بود. اینکه میگويند، شهدا دستشان بازتر است را امسال بیشتر دیدیم. و دیدیم که بابا از آن بالا، روضه خانگیشان را وسعت دادند، شلوغترش کردند. امسال یاد آقایمان یاد بابای شهید این خانه، خیلی پرتکرار شد در روضه ها، شاه بیت شد نام و یاد شهدا، بیشتر از سالهای قبل؛ امسال خانواده های شهدا هم خیلی قدم رنجه کردند در روضه مان، و امسال روح و جانمان زخم زیاد داشت در روضه، و روضه ها را بیشتر درک کردیم، و امسال نور در روضه ی ما بیشتر بود، آخر میگويند، از میان زخمها نور میتابد. القصه که آقا سیدمحمد، که پای ثابت روضه های هرساله است و هر سال یک شب را مداحی میکرد، امسال هم شب اول را با نفس او آغاز کردیم... آقامحمد خواند و خواند تا رسید به این چند بیت که با دل هممان بازی کرد . و خواند که.... همراه امامش، بیپروا پرکشید زندهس تا همیشه، یاد « سید مجید» مانند رفیقاش، رفت و روسفید شد اونی که شهید بود، آخر هم شهید شد شهدا زنده میمونن شهدا که نمیمیرن همه از دستای عباس شهادتنامه میگیرن شهیدی که خونهش، وادیالسلامش بود تا آخرین لحظه، همراه امامش بود و البته این چند بیت شد ترجیعبند این شبهای روضه مان که سیدمیثم که نوه ارشد بابای شهیدمان بود، خواند. آقا محمد گفت، دغدغه اش ذکری شاعرانه از بابای شهیدمان بود و گفت: "دوست داشتم، محتوایی که میخوام ارائه کند، متناسب با حوادث، رخدادها و اتفاقاتی که در چند ماه گذشته حادث شده باشه و متفاوت با سالهای گذشته و همچنین فارغ از یه مداحی ساده و گذرا بدون ذکر و یاد شهدا باشه" آقامحمد در ادامه گفت، با آقا رضایزدانی که از شاعران و نویسندگان جوان و خوب کشور است صحبت کرده. آقای یزدانی، مسئول شورای شعر و ترانه مرکز موسیقی وزارت ارشاد است. آقا محمد موضوع را با او مطرح کرده و توضیحاتی درباره حالات و ویژگیهای شهید سیدمجید طباطبائیان به آقای یزدانی داده و به این شاعر آئینی، سفارش تولید شعر در فضای مرثیه و زمزمه و قطعه شور و زمینه سینه زنی داده. نتیجه این گپ و گفت های شاعرانه هم شد، انتخاب و استخدام بهترین کلمات و چینش هنرمندانه و شاعرانه رضا یزدانی که با همراهی و استقبال حضار حاضر در مجلس قرائت شد. و آقامحمد، وسطهای روضه خواندش ابتدا این چند بند را خواند. بندهایی که با هنر آقای یزدانی و نفس سیدمحمد، حال و هوایی ایجاد کرد در دلهامان بند۱ خداحافظ مدینه چقدر سخته ببینی مادرت روی زمینه برای چند قدم راه نتونه روی پا وایسه همش باید بشینه خداحافظ مدینه دلم خونه ای شهر کسی جز تو و کوچههات درد من رو نمیدونه ای شهر مثل چادر مادرم حال و روزم پریشونه ای شهر دلم خونه ای شهر چرا بیتفاوت شدن مردمت؟ به اشکای حیدر میخندن همه که بعد پیمبر زدن شعلهها به این خونه و چادر فاطمه بند۲ کجا رفتی پدرجان؟ که بودی صاحب این خونه و این زندگی تو بیا بازم دوباره مهیا کن بساط روضههای خونگیتو کجا رفتی پدرجان کنار همین در خوشامد به ما گریهکنها میگفتی با اون چشمای تر چقدر گریه کردی برای غریبیِ مادر کنار همین در کنار همین در شهادت نصیب شما شد ولی نصیب دل ما همهش حسرته میدونم که حتی پس از رفتنت نگاهت هنوزم به این روضهته 🌷 کانال یارهمراه ولایت سردار شهید سیدمجید طباطبائیان تلگرام | ایتا | بله @tabatabaeian10
🔴روضه خانگی ... در ایام رحلت پیامبر اسلام (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) و حضرت رضا علیه آلاف تحية و الثنا ، به رسم سنت سالانه شهیدمان، گرد هم می آییم تا در سوگ حماسی بنشینیم.... سخنرانان: حجةالاسلام سعید صلحمیرزایی. عضو مجلس خبرگان رهبری . حجت الاسلام مهدی خداجویان . مدیرعامل بنیاد دعبل. حجتالاسلام سید محمود نبوی . مسئول نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه الزهرا . با نوای حاج سید محمدکاظم نبوی حاج محسن گنجی حاج آقای احضاری از سه شنبه ۲۰ مرداد به مدت سه شب ، همزمان با اذان مغرب . پس از مراسم به میدانِ خیابان میرویم. آدرس: حوالی مقتل امام شهید، در بیت یارهمراه ولایت شهید سیدمجید طباطبائیان، به آدرس، خیابان جمهوری، خیابان کشوردوست، خیابان شهیدصالحی پلاک ۴۳ . واحد ۵ پ.ن: و خدا را چه دیده ای بی شک ، آقا و بابای شهیدمان، حاضرند در روضه اهل بیت... 🌷 کانال یارهمراه ولایت سردار شهید سیدمجید طباطبائیان تلگرام | ایتا | بله @tabatabaeian10
🔴ماجرای آن پیامک... امروز صبح ، حدود ۸ اینها که گوشه چشمی انداختم به گوشی، پیامکی آمده بود از فلان بانک، پیامک واریز، آنهم نه یک قران دوزار، چند ده میلیونی بود. نیشخندی زدم و گوشی را گذاشتم کنار و منتظر پیامک برداشتش بودم. آخر فکر کردم اشتباهی شده. پیامک نیامد و رفتم بانک. گفتم از این عدد رقمها نداشتیم ما... آقای بانکی گفت از بیمه ریختند... القصه که بعد فهمیدم، پول، پول بیمه عمر است، تیز و تندش را بگویم پول خون بابایم بود. و خون و پول مگر کنار هم هم ردیف می شوند؟! ای ننگ به این دنیا... بگذریم، معمولا این دست پیامکها دل آدم را شاد میکند، از خدا پنهان نیست از شما چه پنهان که این یکی دوماه که خرجمان زیاد شده بود، کفگیر زندگی داشت کف دیگ را خش می انداخت. پیامک میلیونی امروز، اما دلم را سوزاند، این هم از خدا پنهان نبود از شما هم چه پنهان که اشکم را هم درآورد. وسط خیابان، جایی نداشتم بروم جز خیابان کشوردوست، و رفتم پشت آن دیوار، اشکهایم را ریختم پایش و رفتم به قول و قرارهایی که دیر شده بود و حال و حوصله اش را نداشتم برسم... القصه که انگار درد دلهایم را بابا شنیده بودند، و بجای پیامک تبریک خبرنگار که امسال خبری از آن نبود، یک هدیه دنیوی فرستاند برایم... در دنیای بعد از ۹ اسفند ۱۴۰۴ به این سو، اضداد وحدت بیشتری یافته اند، مثل همین پیامکی که کلی باید آدم راخوشحال کند، اشک را مهمان چشمانم کرد، غم ریخت توی دلم... و بابای شهیدم، یک ذره دغدغه روضه هرسالتان را هم توی دل ما، ما یعنی کل خانواده، رفع کردید. از چند روز دیگر روضه داریم، خانه بابای شهیدمان. بابا علم روضه تان را نگذاشتیم زمین بماند، و خودتان آمدید وسط علمداری کردید. وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ 🌷 کانال یارهمراه ولایت سردار شهید سیدمجید طباطبائیان تلگرام | ایتا | بله @tabatabaeian10
🔴روز خبری ها بدون آقا، بدون بابا... امسال اهالی خبر، وقتی مرور میکنند چه خبرها گفتند و شنیدند و شنیدیم، یاد آن شعر میافتیم که می گوید: ما را به سخت جانی خود این گمان نبود... امروز که عمو وحید نخستین تبریک روز خبرنگار را برایم فرستاد، ناگهان پرت شدم به پارسال و یاد پیام بابا افتادم، پیام تبریک روزخبرنگار، مثل هرسال، و چقدر پیامهای بابا برایم انرژی بخش بود. چقدر جان میداد به آدم، و این همان قدرت کلمات است. بابا... اما امسال خبری از پیام تبریکتان نیست. و حالا که نیست، بابا لطفا از آن بالا، از آن باغ و بر و عمارتی که در کربلا و بهشت، پیش آقاجان شهیدمان، برپا کردید، برایم صله ای، سلامی چیزی بفرستید. لااقل بابا جان، سلام ما را برسانید به آقای شهیدمان که دلتنگ خنده هایشان هستیم، دلتنگ آن لحن زیبایشان در خواندن حمد نماز... پ.ن: راستش را بخواهید، هیچوقت فکر نمیکردم یک روزی، خواندن پیام تبریک انقدر گریه دار شود. 🌷 کانال یارهمراه ولایت سردار شهید سیدمجید طباطبائیان تلگرام | ایتا | بله @tabatabaeian10
🔴 مسیر دو طبقه اربعین!! آنها که رفتند و بازگشتند، و آنها که در مسیر نورانی اربعین دارند زندگی میکنند، همشان میگویند امسال با همه سالهای دیگر فرق داشت. مثلا امسال آقایمان، رهبر شهیدمان قبل همه ما مسافر اربعین شدند. امسال مردم بیشتر پا جای پای آقای شهیدمان، و یاران شهیدشان گذاشتند. و امسال انگار کربلا رنگ و بوی متفاوتی داشته. مثلا رنگ و بوی حسینیه شهید شده امام خمینی تهران. همان حسینیه ای که وقتی روی پیکر هزارچاکش بایستیم، سمت راستمان میشود قتلگاه آقای شهیدمان، و پشت سرمان میشود زینبیه، همین! و کربلا امسال بوی قلب سوخته تهران داشت. منِ جامانده هم از حوالی همین قلب سوخته بوی کربلا را میتوانم حس کنم، هممان میتوانیم. و امسال کربلا پُرتر بود از عکس آقا جانمان، و امسال خیلی اربعینی های پارسال، خودشان جلوتر کربلایی شده بودند و نزدیکانشان، عکسهایشان را آورده بودند در مشایه، عکسهایشان یعنی یادهایشان، اسمهایشان، رسمهایشان... و مشایه بنظر من یک مسیر دو طبقه است! یک طبقه اش را یا رفته ایم یا در قاب عکسها و فیلمها دیده ایم، همان مسیر زمینیِ خاکی که البته اگر با چشم دل ببینی، با بال ملائک مفروش شده؛ و طبقه دیگر مشایه، بالای این مسیر خاکی مفروش، جایی در آسمان است، بالای همین مسیر، و در آن پیامبر عزیزمان، امامان شهیدمان، مادر عزیزمان و هما علما و فقها و خلاصه السابقون، عمودها را یکی یکی با پای دل طی میکنند. و آقای شهیدمان، و امام خمینی عزیزمان و همه شهدای دینمان در آن مسیر قدم میزنند. و آنها از آن بالا حواسشان به دنیایمان هست. دعاهامان را ذکرهامان را، آنها میفرستند به عرش. از بزرگراه حرم اباعبدالله... آخر اهل معنا میگویند، از حرم اباعبدالله تا عرش خدا یک مسیر ویژه پر نور قرار دارد... امسال آقای شهیدمان، خانواده مظلومشان، و سربازشان، و بابای شهید ما، در آن مسیر آسمانی اربعین قدم زدند، کنار قدمهای رسولالله، کنار قدمهای پدرمان امیرالمؤمنین علی علیه اسلام و مادرمان، بیبی فاطمه الزهرا سلام الله علیه... و ای کاش این شهدای عزیزمان، سلاممان را برسانند به بزرگان مشایه ی آسمانی، و دعایمان کنند. اگر در مسیر زمینی مشایه قدم می زنید، اگر رسیده اید به کربلا و دارید این نوشته های از دل برآمده را میخوانید، کمی با دقتِ بیشتر به آسمان بالای سرتان نگاه کنید، و ما جامانده ها را دعا کنید. دعا کنید، در همه طول سال، سبک زندگیمان، سبک زندگی اربعینی شود. و در سبک زندگی اربعینی، فقیر غنی نداریم، همه دست و دلبازند، همه مردمدارند. آنجا مردم بع معنی واقعی، بر مردم حکومت میکنند. اربعین سبک زندگی دوران پساظهور است. و آقا جانمان، امام زمان عزیزمان، همان مرد اربعینی هستند، که در مسیر زمینی و آسمانی اربعین قدم میزنند. و آقا جانمان، قدم بر چشما ما بگذارید که منتظرانیم، برای انتقامهایمان، از پهلوی مادرمان، تا فرق سر پدرمان، جگر سوخته امامانمان، و پیکر میراثدار رهبر شهیدمان... 🌷 کانال یارهمراه ولایت سردار شهید سیدمجید طباطبائیان تلگرام | ایتا | بله @tabatabaeian10
🔴دختر شهید طباطبائیان: آخرین پیام پدرم، دفاع از ولایت بود. ⬛️دختر شهید سید مجید طباطباییان با بیان اینکه پدرش ۳۷ سال در مجموعه حفاظت رهبر انقلاب خدمت کرده بود، گفت: آخرین پیامی که پدرم در گروه خانوادگی منتشر کرد، دفاع از ولایت بود و او حقیقتاً «ولایتمداری تا شهادت» را معنا کرد. ⬛️متن کامل این گفتگو را اینجا بخوانید. تلگرام | ایتا | بله @tabatabaeian10
شهید طباطبائیان و رواق کشوردوست... در روزهایی که مصلی تهران شده بود، قرار آخر مردم و رهبر در تهران، و می رفتیم آنجا دل سیر گریه کنیم و وداع بود؛ علی اقا را دیدم، یکی از آن میلیونها آدم بود، علی آقا، پسردایی بابا است.... القصه که حوالی اذان مغرب علی آقا را دیدم و بعد نماز خسته، نشستیم گپ و گفتی زدیم باهم. وسط گپ و گفتها صحبت از خواب علی آقا شد و گفت از خوابی قابل تامل که یکی دو روز بعد از شهادت بابا دیده بود، یعنی قبل از اینکه پیکر بابا از زیرآوار بیرون آورده شود... چند روز بعد از علی آقا خواستم خوابی که برام تعریف کرده را بنویسد و لطف کرد و برایم فرستاد...برایم نوشت که: حدودا دو شب بعد از واقعه بیت رهبری، خواب دیدم به همراه شهید آقا سید مجید طباطباییان سوار ماشین شخصی، رفتیم خیابان کشوردوست و ایشان اضطراب خاصی داشتند، مثل اینکه یه کار مهمی باید انجام میدادند و جمعیت زیادی هم در حال حرکت به طرف بیت بودند... و البته چند نفر ایشان را شناختند و مثل اینکه میدانستند ایشان شهید شده، برای تبرک دست به لباس ایشان میکشیدند ...ولی من هنوز متوجه نبودم..... خلاصه بخاطر شلوغی زیاد از یک راهی رفتیم خلوت تر، و رسیدیم به کشوردوست و هنوز کسی نرسیده بود آنجا .... شهید چندین مرتبه عرض خیابان کشوردوست را رفت و آمد کردند (انگار قدم میزد و اندازه میگرفت ) و زیر لب چیزهایی زمزمه میکردند، که بنده متعجب بودم چه میگويند! .... و همان موقع به من گفتند کار من تمام شد و راهی شویم برای گلستان شهدای اصفهان ...که البته من هنوز نمیدانستم قرار هست اصفهان خاکسپاری شوند! و دقیقا همین جای کنونی که الان خاکسپاری شده اند به من نشان دادند... علی آقا نوشت: بعد از مدتی که کشوردوست شد محل تجمع عاشقان آقاجانمان و خاکسپاری آقا سیدمجید در اصفهان، پی بردم به تعبیر این خواب و خوشا به سعادت ایشان که عمر خود را در راه ولایت سپری کردند و با ولایت به مقام شهادت رسیدند ...انشاالله که دعای خیرشان پشت سر همه عزیزان باشه. علی آقا وقتی داشت خوابش را تعریف میکرد، اشک در چشمانم حلقه زد آخر یاد طعنه ها و حرفهای بی ربطی افتادم که برخی بااصطلاح خونخواهای کفن پوش آقای مظلوم و شهیدمان، آنجا به من گفتند وقتی فهمیدند، پدرم محافظ آقا بودند و شهید شدند. و هیچگاه از آن مدعیان ولایت نخواهم گذشت، آنها که فهم درستی از ولایت ندارند و با تحلیلهای احمقانه و دوزاریشان، موجب تعطیلی رواق کشوردوست که قرار بی قرارها بود شدند. اما انشاالله خبری در راه است... #رواق_کشوردوست 🌷 کانال یارهمراه ولایت سردار شهید سیدمجید طباطبائیان تلگرام | ایتا | بله @tabatabaeian10
.
گفتگوی نوه های شهید سیدمجید طباطبائیان و نقل خاطراتی از رهبر شهید . سیدمیثم ، اميرحسين، سیدمحمدطاها ،زهرا و مهدیه سادات، و البته آقاسجاد قراراست در برنامه سرسفره خدا ، بصورت زنده و مستقیم، برای کودکان و نوجوانان ایران، از آقای مهربانمان بگویند ساعت ۱۸برنامه سر سفره خدا . شبکه پویا. 🌷 کانال یارهمراه ولایت سردار شهید سیدمجید طباطبائیان تلگرام | ایتا | بله @tabatabaeian10
امشب مُردیم... سیدعبدالله طباطبائیان فرزند شهید «سیدمجید طباطبائیان» (محافظ رهبر شهید) نوشت: 🔻 امشب زینبیه، در انتهای خیابان کشوردوست، کمی بالاتر از حسینیه شهید شده امام خمینی، و کمی آنطرفتر از قتلگاه آقای شهیدمان، امام سیدعلی حسینی خامنهای، شد قتلگاه…
امشب مُردیم... سیدعبدالله طباطبائیان فرزند شهید «سیدمجید طباطبائیان» (محافظ رهبر شهید) نوشت: 🔻 امشب زینبیه، در انتهای خیابان کشوردوست، کمی بالاتر از حسینیه شهید شده امام خمینی، و کمی آنطرفتر از قتلگاه آقای شهیدمان، امام سیدعلی حسینی خامنهای، شد قتلگاه صدها آدم. 🔻 امشب، هم شب وصال بود، هم شب فراق. و همین باعث جان کندنمان شد. امشب آقا تشریف آوردند میان خانواده های شهدای دو جنگ تحمیلی اخیر؛ تشریف آوردند بین بچه محلهایشان، و وقتی آمدند، مثل خیلی وقتها که تشریف می آوردند و لبخند روی لبهایمان مینشست، حتی اگر شب عاشورا بود! اما امشب، تا محافظهای شکسته شده آقایمان، آقا را آوردند!! وجودمان اشک بود و جیغ و شیون، همه توی سر و سینه زدند. گفتم جیغ چون مردها هم امشب مثل زنها شیون کردند. 🔻 معمولا در روضه ها در حسینه شهید شده امام خمینی، محافظها گریه نمیکردند، جدای از تمرکزشان روی کار، دلشان قرص بود، بعد روضه یا قبلش آقا جانمان را میدیدند، دلشان قرص میشد، با نگاهی، سلامی، صدایی. 🔻 اما امشب، محافظها هم گریه میکردند، آنها هم شیون میکردند، مثل زنها. عکسها و فیلمهای امشب را حتما ببینید. محافظها هم توی سرشان میزدند، مثل همیشه سفت و محکم، اتو کشیده و مرتب نبودند. آنها هم دوصد چندان خاک عالم بسرشان شده، تازه عذاب هم میکشند!! فدای همشان، فدای اشکهایشان، امشب خیلیهاشان را سفت بغل کردم، و کلی گریه کردیم. بگذریم... 🔻 توصیه ام را یکبار دیگر تکرار میکنم. لطفا فیلمها و عکسهای امشب را حتما ببینید! ببینید تا شاید برای عذابی که قرار است در مصلی و تشییع آقای شهیدمان بکشید، کمی آماده شوید. ما که امشب ناگهانی عذابی سخت کشیدیم... 🔻 ما امشب در زینبیه، به دیوار سخت واقعیت خوردیم. مردم، آقا راستی راستی شهید شدند. مردم آقا امشب که آمدند بین ما، هیچ نگفتند، مثل همیشه که برایمان دست تکان میدادند، امشب حتی دست هم برایمان تکان ندادند. آقا امشب خودشان روضه بودند. 🔻 امشب پای روضه آقا، همه شیون میکردند، حتی بچه ها و نوجوانها. امشب بعد از مراسم، حتی نا و پای رفتن از زینبیه را نداشتیم. و امشب، به قول حضرت سعدی، سخنهایی که در رفتن جان از بدن شنیده بودیم را دیدیم. ما چند صد نفر، با چشمان خود دیدیم که جانمان می رود. 🔻 پ.ن: بابا، امشب رفتن شما را هم بیشتر باور کردیم، امشب جای شما بین رفقایتان، بین شاگردهایتان، بین همرزمهایتان، خالی.... نه بابا جایتان خالی نبود! جای همه ما پیش شما خالیست... 🌐 FarhikhteganOnline.ir 🔻 @FarhikhteganOnline
امشب مُردیم... سیدعبدالله طباطبائیان فرزند شهید «سیدمجید طباطبائیان» (محافظ رهبر شهید) نوشت: 🔹امشب زینبیه، در انتهای خیابان کشوردوست، کمی بالاتر از حسینیه شهید شده امام خمینی، و کمی آنطرفتر از قتلگاه آقای شهیدمان، امام سیدعلی حسینی خامنهای، شد قتلگاه صدها آدم. 🔹امشب، هم شب وصال بود، هم شب فراق. و همین باعث جان کندنمان شد. امشب آقا تشریف آوردند میان خانواده های شهدای دو جنگ تحمیلی اخیر؛ تشریف آوردند بین بچه محلهایشان، و وقتی آمدند، مثل خیلی وقتها که تشریف می آوردند و لبخند روی لبهایمان مینشست، حتی اگر شب عاشورا بود! اما امشب، تا محافظهای شکسته شده آقایمان، آقا را آوردند!! وجودمان اشک بود و جیغ و شیون، همه توی سر و سینه زدند. گفتم جیغ چون مردها هم امشب مثل زنها شیون کردند. 🔹معمولا در روضه ها در حسینه شهید شده امام خمینی، محافظها گریه نمیکردند، جدای از تمرکزشان روی کار، دلشان قرص بود، بعد روضه یا قبلش آقا جانمان را میدیدند، دلشان قرص میشد، با نگاهی، سلامی، صدایی. 🔹اما امشب، محافظها هم گریه میکردند، آنها هم شیون میکردند، مثل زنها. عکسها و فیلمهای امشب را حتما ببینید. محافظها هم توی سرشان میزدند، مثل همیشه سفت و محکم، اتو کشیده و مرتب نبودند. آنها هم دوصد چندان خاک عالم بسرشان شده، تازه عذاب هم میکشند!! فدای همشان، فدای اشکهایشان، امشب خیلیهاشان را سفت بغل کردم، و کلی گریه کردیم. بگذریم... 🔹توصیه ام را یکبار دیگر تکرار میکنم. لطفا فیلمها و عکسهای امشب را حتما ببینید! ببینید تا شاید برای عذابی که قرار است در مصلی و تشییع آقای شهیدمان بکشید، کمی آماده شوید. ما که امشب ناگهانی عذابی سخت کشیدیم... 🔹ما امشب در زینبیه، به دیوار سخت واقعیت خوردیم. مردم، آقا راستی راستی شهید شدند. مردم آقا امشب که آمدند بین ما، هیچ نگفتند، مثل همیشه که برایمان دست تکان میدادند، امشب حتی دست هم برایمان تکان ندادند. آقا امشب خودشان روضه بودند. 🔹امشب پای روضه آقا، همه شیون میکردند، حتی بچه ها و نوجوانها. امشب بعد از مراسم، حتی نا و پای رفتن از زینبیه را نداشتیم. و امشب، به قول حضرت سعدی، سخنهایی که در رفتن جان از بدن شنیده بودیم را دیدیم. ما چند صد نفر، با چشمان خود دیدیم که جانمان می رود. 🔸پ.ن: بابا، امشب رفتن شما را هم بیشتر باور کردیم، امشب جای شما بین رفقایتان، بین شاگردهایتان، بین همرزمهایتان، خالی.... نه بابا جایتان خالی نبود! جای همه ما پیش شما خالیست... #بدرقه_آقای_شهید_ایران #باید_برخاست @TasnimNews
امشب مُردیم.... امشب زینبیه، در انتهای خیابان کشوردوست، کمی بالاتر از حسینیه شهید شده امام خمینی، و کمی آنطرفتر از قتلگاه آقای شهیدمان، امام سیدعلی حسینی خامنهای، شد قتلگاه صدها آدم. امشب، هم شب وصال بود، هم شب فراق. و همین باعث جان کندنمان شد. امشب آقا تشریف آوردند میان خانواده های شهدای دو جنگ تحمیلی اخیر؛ تشریف آوردند بین بچه محلهایشان، و وقتی آمدند، مثل خیلی وقتها که تشریف می آوردند و لبخند روی لبهایمان مینشست، حتی اگر شب عاشورا بود! اما امشب، تا محافظهای شکسته شده آقایمان، آقا را آوردند!! وجودمان اشک بود و جیغ و شیون، همه توی سر و سینه زدند. گفتم جیغ چون مردها هم امشب مثل زنها شیون کردند. معمولا در روضه ها در حسینه شهید شده امام خمینی، محافظها گریه نمیکردند، جدای از تمرکزشان روی کار، دلشان قرص بود، بعد روضه یا قبلش آقا جانمان را میدیدند، دلشان قرص میشد، با نگاهی، سلامی، صدایی. اما امشب، محافظها هم گریه میکردند، آنها هم شیون میکردند، مثل زنها. عکسها و فیلمهای امشب را حتما ببینید. محافظها هم توی سرشان میزدند، مثل همیشه سفت و محکم، اتو کشیده و مرتب نبودند. آنها هم دوصد چندان خاک عالم بسرشان شده، تازه عذاب هم میکشند!! فدای همشان، فدای اشکهایشان، امشب خیلیهاشان را سفت بغل کردم، و کلی گریه کردیم. بگذریم... توصیه ام را یکبار دیگر تکرار میکنم. لطفا فیلمها و عکسهای امشب را حتما ببینید! ببینید تا شاید برای عذابی که قرار است در مصلی و تشییع آقای شهیدمان بکشید، کمی آماده شوید. ما که امشب ناگهانی عذابی سخت کشیدیم... ما امشب در زینبیه، به دیوار سخت واقعیت خوردیم. مردم، آقا راستی راستی شهید شدند. مردم آقا امشب که آمدند بین ما، هیچ نگفتند، مثل همیشه که برایمان دست تکان میدادند، امشب حتی دست هم برایمان تکان ندادند. آقا امشب خودشان روضه بودند. امشب پای روضه آقا، همه شیون میکردند، حتی بچه ها و نوجوانها. امشب بعد از مراسم، حتی نا و پای رفتن از زینبیه را نداشتیم. و امشب، به قول حضرت سعدی، سخنهایی که در رفتن جان از بدن شنیده بودیم را دیدیم. ما چند صد نفر، با چشمان خود دیدیم که جانمان می رود. پ.ن: بابا، امشب رفتن شما را هم بیشتر باور کردیم، امشب جای شما بین رفقایتان، بین شاگردهایتان، بین همرزمهایتان، خالی.... نه بابا جایتان خالی نبود! جای همه ما پیش شما خالیست... 🌷 کانال یارهمراه ولایت سردار شهید سیدمجید طباطبائیان تلگرام | ایتا | بله @tabatabaeian10
شهادت رواق کشوردوست، در محرابِ قتگاه رهبر شهید!!! حتما شنیده اید رواق کشوردوست جمع شده، کشوردوست که، شده بود یک حسینیه، شده بود بیت الاحزان، حالا دوباره شده خیابان، خیابانی مثل دیگر خیابانهای محله آقای شهیدمان. خیابانهایی، جان کنده! ماجرا از ظهرعاشورا شروع شد، وقتی وسط نماز، جماعتی کفن پوش با صدای بلند مداحیشان رسیدند سر کشوردوست جانمان. نمیدانم چرا برعکس بیان رهبر شهیدمان، سر اذان ظهر، مداحی بلندگوهایشان را خاموش نکردند و اذان پخش کنند، نمی دانم، شاید هنوز افقشان روی افق مبداشان که از خراسان آمده بودند تنظیم بوده. بعد از نماز، با آرایش تشکیلاتی! و سینه زنان، و با دستنوشته هایی که سرتاپای کشور را مطالبه مالی کرده بودند، آمدند در کشوردوست جانمان. آمدند، اما نرفتند. ماندند و نشستند، و آرامش بیت الاحزان مردم را با شعار پشت شعار بهم ریختند. رفقای متولی کشوردوست جانمان، رفتند کلی گپ و گفت زدند با سرکرده هایشان، اما به هیچ صراطی مستقیم نشدند؛ این که هیچ، آش رفتارشان هم هر چه پیش میرفتند، وسط چلوکباب خوردنهایشان! هی شور و شورتر میشد. این جماعت ریختند آن وسط و نشستند، و به هیچ قاعده ای پایبند نشدند، مثلا موجب شدند، قول قرار خادمان حسینیه کشوردوست جانمان با همسایه ها را خراب کنند. قولی که قرار شده بود مراسمها، و صدای بلندگوها و رفت آمدها زمان مشخص داشته باشد. نشستند و نرفتند، و وسط گپ و گفت های خادمان کشوردوست با آنها، ناگهان جیغ و شیونشان هوا می رفت که آی مردم، در عصر عاشورا یزیدیان ریختند سر خانواده های شهدا!!! (گوشتان را بیاورید: برخی، هویت خانواده شهدا را سر نیزه کرده بودند) القصه، منظورشان از یزیدیان، خادمان مظلوم کشوردوست جانمان بود. این خادمها انقدر مظلوم بودند، که بخاطر فیلم گرفتنهای عیان و یواشکی این جماعت، و منتشر کردن فیلمهایی که پر از توهین بود، در آن گرما مجبور به ماسک زدن شدند. با همه اینها، خادمها بازهم کوتاه آمدند، گفتند باشد حالا که نمیروید، لااقل بروید عقبتر، فرش پهن کنیم برای نماز عشای شام غریبان اباعبدالله آماده شویم، و نرفتند جای همه مردم را گرفتند. شاید چون خودشان را همه مردم و تنها خونخواهان آقا میدانستند. خلاصه که این خونخواهان، خون به دل همه کردند، خون به دل آقا کردند، آقایی که در اسفند پارسال در دیدار با دانشجوها، فرموده بودند در وضعیت معارضه دشمن، وقتی میخواهید نقد کنید، افراد را متهم نکنید؛ گفتند برای جواب فرصت بدهید،گفتند ابهام در ذهن مردم ایجاد نکنید، بخصوص که درمواردی، برخی سوالات را نمیشود در برحه ای از زمان پاسخ داد. این جماعت پرهیاهو، حتی به این حرف رهبر شهیدمان هم گوش نکردند که، فرضیات را مسلم ندانید. بن بست نمایی نکنید. این جماعت آمدند دعوا راه انداختند، در حالی که آقایی که مدعی خونخواهی او بودند، گفته بودند، وقتی نقد و مطالبه دارید، اختلاف افکنی، دوقطبی سازی ناامیدسازی، نکنید. آقای شهیدمان، گفته بودند، مردم را به مسئولین تصمیمگیر بدبین نکنید. و این جماعت جیغ جیغ کنان، همه این کارها را که آقا گفتند نکنید، کردند. تازه میگفتند هیئت اندیشهورز دارند و جزوه از ریز ریز بیانات آقای شهید.... و آششان را هی شور و شورتر کردند و هی هم زدند! وقتی بچه های رسانه ای، دلسوزانه آمدند پیام آقا را درباره مذاکرات اخیر نشان سرکرده ها دادند تا منطقی و مستند گفتگو کنند، اما با عصبانیت، پیام رهبر را گرفتند و پاره کردند. وسط این گفتگوهای صاحبان باصطلاح هیئت های اندیشه ورز، زیر گوش خبرنگار هم زدند، چنگ روی دستانش انداختند، گوش پلیس را گاز گرفتند و و و .... داستان این آشِ شورِ خونی، که بوی گند فتنه و نفاق میداد، وقتی شورتر شد که، هیچکدام از این رفتارها و توهین ها را گردن نمیگرفتند و میگفتند آنها که مثلا کتیبه حسینیه کشوردوست را پاره کردند از ما نبودند، یا میگفتند، عکس آقا مجتبی پاره نشد کشیده شد!! گفتند علما و مراجع را قبول ندارند، چون ما نظر خودمان را داریم!!!! و اما بعد رواق کشوردوست، جمع شد، خیلیهامان، آواره شدیم... دیدم خادمان کشوردوست، وقتی از رواق تکه تکه کم میشد، اشک میریختند، خیلی از مردم هم... کودکی دو تا مادر پیدا کرد، قاضی حکم داد دو مدعی مادری این کودک، دو دست کودک را بگیرند و بکشند و با یک شمشیر نصفش میکنیم، نصف برای یک مادر، نصف برای مادر دیگر، و مادر واقعی دست کودک را رها کرد. بله کشوردوست جمع شد تا حرمت قتلگاه آقای شهیدمان حفظ شود. و اینگونه بود که رواق کشوردوست در محرابِ قتلگاه آقای شهیدمان، شهید شد. 🌷 کانال یارهمراه ولایت سردار شهید سیدمجید طباطبائیان تلگرام | ایتا | بله @tabatabaeian10
چنانچه تمایل دارید در مراسم بدرقه آقایِ شهید ایران، در بخش وداع و تشییع در تهران، برای توزیع مردمی تصاویر (پوستر) امام مجاهد شهید حضرت آیت الله سیدعلی حسینی خامنه ای (قدس الله نفسه الزکیه) مشارکت داشته باشید، از طریق آدرس اینترنتی زیر نامنویسی نمایید: https://survey.porsline.ir/s/I8VPjEL5 🌷 کانال یارهمراه ولایت سردار شهید سیدمجید طباطبائیان تلگرام | ایتا | بله @tabatabaeian10
یادتان می آید او آنجا نشست... پارسال، شب دهممحرم، شب عزای اباعبدالله، در شب چهارم روضه آقاجانمان در حسینه امام خمینی، و درست وسط سخنرانی آقای عالی، ناگهان ، به قول حضرت حافظ "واندر آن ظلمتِ شب، آبِ حیاتم دادند"... آنشب، که شب داغ بود، آن شبی که شعر و شعارمان نکن ای صبح طلوع بود، ناگهان روی حسین زمانمان، در حسینیه امام خمینی، طلوع کرد. روحمان شاد شد، چشمهامان پر نور شد. شب عاشورایمان شد شب غدیر... آنشب کلی اشک شوق ریختیم، آنشب پرده سیاه ورودیِ حسینیه، بسان چادر مادرمان حضرت زهرا ، تکانی خورد و روزی ما رسید، آنشب، روزی ما شد دیدار ماه... ولی ای کاش آنشب آن نوحه مکن ای صبح طلوع را محکمتر میخواندیم. ولی خب چه کنیم مگر باورمان میشد این صبح ها یک به یک طلوع کنند، و برسند به دهم رمضان الکریم، و آنروز بشود روز عاشورای آقای کریم و مهربانمان، و آقاجانمان خونشان را کریمانه بریزند پای ایرانجانمان، پای تک تک ما مردم. آقا خون دادند تا مبعوث شویم. و مبعوث شدن یعنی بیدار شدن و زنده شدن، و آقا خون دادند تا ما مردم ایران را، ما امت مقاومت را و همه ما مردم دنیا را بیدار کنند، زنده کنند. آقای شهیدم، حالا که عاشورا را هم پیش آقا و سرورمان، حضرت اباعبدالله و یارانشان هستید. ملتتان را امتتان را دعا کنید، در ایران، در لبنان، در عراق، در بحرین، در یمن و در هر جایی که قلبهاشان برایتان میتپد. و باباجان، دعا کنید، کاری کنیم، که امام حسین ، ما را هم مثل شما بغل کنند. بدجور به آغوش گرم آقاجانمان نیازمندیم. 🌷 کانال یارهمراه ولایت سردار شهید سیدمجید طباطبائیان تلگرام | ایتا | بله @tabatabaeian10
📢 رسانه رسمی «بدرقه آقای شهید ایران» آغاز به کار کرد 👈 آخرین اخبار و اطلاعات درباره مراسم وداع، تشییع و تدفین امام مجاهد شهید حضرت آیتالله العظمی سیدعلی خامنهای قدساللهنفسهالزکیه را از نشانیهای زیر دنبال کنید. 📲تلگرام https://t.me/Badraghe_agha 📲 ایتا https://eitaa.com/Badraghe_agha 📲 بله https://ble.ir/Badraghe_agha 📲 روبیکا https://rubika.ir/Badraghe_agha 📱 سروش https://splus.ir/Badraghe_agha 📲 توییتر https://x.com/Badraghe_agha 🏴 #باید_برخاست #یالثارات_الحسین (ع) 📢 رسانه رسمی ستاد تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب 📲 @Badraghe_Agha
📣 مجموعه #روایت_کشوردوست ❤️ کشوردوست مثل آقای دانشی 🔹روایتی از قرار دلهای بیقرار رهبر شهیدمان در نزدیکی محل شهادت ایشان در رواق کشوردوست 📢 #کشوردوست را دنبال کنید👇 📲 t.me/+ZRhS1hMLHJIxMzc0
📣 مجموعه #روایت_کشوردوست ❤️ کشوردوست مثل خانم مائده 🔹روایتی از قرار دلهای بیقرار رهبر شهیدمان در نزدیکی محل شهادت ایشان در رواق کشوردوست 📢 #کشوردوست را دنبال کنید👇 📲 t.me/+ZRhS1hMLHJIxMzc0
نشست خبری بدرقه آقای شهید ایران... امروز رواق کشوردوست، این قرار دل بیقرارها، محل قرار اهالی رسانه بود. همه جمع شوند در یکی از غمناکترین نشستهای خبری دنیا، اهالی رسانه امروز جمع شدند، تا راوی مراسم وداع، تشییع و تدفین امام خامنهای شهید باشند. اینجا در این نشست خبری، خبرها داغ نیستند، داغدارند. خبر بدرقه آقای شهید ایران است. خدایا، ما را به سخت جانی خود این گمان نبود. 🌷 کانال یارهمراه ولایت سردار شهید سیدمجید طباطبائیان تلگرام | ایتا | بله @tabatabaeian10