- Последний пост
- 9 июл.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Книги (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
📌 دعای میرزا مهدی اصفهانی در حق شیخ احمد کافی (رحمهما الله): جعلک الله من أنصار الحجة ... 🎙حجت الاسلام معاونیان پینوشت: این داستان ساختگی بنظر میاد. مرحوم آقای کافی در دوازده سالگی وارد مدرسه علمیه نواب شد و طلبگی رو شروع کرد و اون موقع دو سالی بود که میرزای اصفهانی از دنیا رفته بود. ✍ محمدمهدی معنوی @tafkik
•┈┈••✾ بِسْــــــمِاللَّهِالرَّحْمَـنِالرَّحِيــمِ ✾••┈┈• 🔰 مكتب تفکیک و علم الهی 🔺 ميرزا مهدي اصفهاني كه يكي از شخصيات معروف در نقد فلسفه عند العموم معرفي ميشود هر چند که در مقام نقد اباطیل اهل التفلسف كثيرا متصلب و متشدد عمل نموده لكن در مقام اثبات معارف اهل البيت بدليل آنكه ذهن او متمايل بر اهل التصوف و الفلسفة و الشيخية بوده در كثيري از مباحث معارفي بخطاء طي طريق نموده و عقائد باطله اي را به أصحاب خود تلقي نموده است ، احدي الموارد كه أعلام الطائفة ملتفت ان شده اند و تذكار نموده اند بحث علم الهي به مخلوقات ميباشد كه طابق النعل بالنعل ممشي طريق أهل باطل نموده 🔶 علم الهی در رتبه ذات الهی فقط کاشف کیان نیست بلکه کاشف لا کیان هم هست و این علم هم به کیان و هم به نقیض تعلق می گیرد (ص 139) و نسبت هر کدام از کیان و نقیض به علم الهی متساوی است ( ج 2 ص 292) علم به نظام هستی فقط کاشف نظام هستی و کاشف نقیض است (ص 144) در رتبه علم انجام دادن فعل و انجام ندانش هم رتبه اند (ص 140) . 📚 (مأخوذ از كتاب : أبواب الهدي ، أنوار الهداية ، معارف القرآن) 🔷 بالعيان موضح مي باشد كه ماتن سطور علم الهي را به جزئيات در مقام ذات، مبهم و اجمالي مي داند واينكه علم خداوند متعال در مقام ذات بالنسبة الي كيان و نقيض آن متساوي الطرفين ميباشد به عبارت ساده تر يعني خداوند متعال در اين مقام ملتفت نيست كدام يك از طرفين را اتخاذ ميكند ! نستجير بالله حال آنکه آنچه ضرورى دين اسلام است اين است كه : مکلّف بايد اجمالاً معتقد باشد كه خداوند در ازل عالم است به همه اشياء و همه چيز - از كلّى و جزئى موجود و معدوم - در نزد ذات او معلوم و منکشف است . و در نزد ذات او بين موجود و معدوم فرقى نيست در اين كه صحيح است علم حق تعالى به او تعلّق بگيرد . و علم او به اشياء قبل از خلقشان با علم حق تعالى به اشياء بعد از خلقشان هيچ تفاوتى ندارد . و چگونگى و كيفيت علم حق تعالى خارج از درك و فهم ماست و محال است كه بشر حقيقت و كنه ذات و صفات خداوند را بشناسد فلذا بیان رئیس مکتب تفکیک مصداق بارز تکلم در ذات خداوند متعال می باشد و خلاف نهی الهی بوده ! و به نصوص قطعي و دلیل قطعی و اتفاق أعلام الطائفة خداوند متعال قبل احداث أشياء به آنها علم داشته است : - عن عبداللّه بن مسکان قال : سألت أبا عبداللّه علیه السلام عن اللّه تبارك و تعالى أكان یعلم المکان قبل أن یخلق المکان أم علمه عند ما خلقه و بعد ما خلقه ؟ فقال : تعالى اللّه ، بل لم یزل عالما بالمکان قبل تکوینه كعلمه به بعد ما كوّنه ، و كذلك علمه بجمیع الأشیاء كعلمه بالمکان . - عن الحسین بن بشّار ، عن أبی الحسن علی بن موسى الرّضا علیهماالسلام قال : سألته أیعلم اللّه الشیء الذی لم یکن أن لو كان كیف كان یکون ، أو لا یعلم إلاّ ما یکون ؟ فقال : إنّ اللّه تعالى هو العالم بالأشیاء قبل كون الأشیاء ... - عن مولانا الرّضا علیه السلام : فأمّا من قال بأنّ اللّه تعالى لا یعلم الشیء إلا بعد كونه فقد كفر و خرج عن التوحید . - و كلّ عالم فمن بعد جهل تعلّم ، و اللّه لم یجهل و لم یتعلّم ، أحاط بالأشیاء علما قبل كونها فلم یزدد بکَوْنها علما ، علمه بها قبل أن یکوّنها كعلمه بها بعد تکوینها . - عن ایوب بن نوح أنّه كتب إلى أبی الحسن علیه السلام یسأله عن اللّه عزّ و جلّ أكان یعلم الأشیاء قبل أن خلق الأشیاء و كوّنها أو لم یعلم ذلك حتّى خلقها و أراد خلقها و تکوینها ، فعلم ما خلق عند ما خلق و ما كوّن عند ما كوّن ؟ فوقّع علیهالسلام بخطّه : لم یزل اللّه عالما بالأشیاء قبل أن یخلق الأشیاء كعلمه بالأشیاء بعد ما خلق الأشیاء ⏺️ حاصل مطلب این است كه : همه این اخبار و نصوص صریح از اهلبيت علیهم السلام ، دلالت دارند بر اینكه حق تعالى در ازل و به علم ذاتى خود به همه اشیاء - از ما كان و ما یکون و ما لا یکون - عالم است ، بدون آنكه تغییرى در علم او واقع شده باشد . و نصوص به این مضمون از حدّ تواتر بیشتر ، و زیادتر از آن است كه كسى بتواند آنها را احصاء كند . 🍃 کانال بازگشت به شیعه 🍃
بسم الله الرحمن الرحیم صلی اللهعلیک یا رسول الله وعلى أهل بيتك المعصومين المظلومين سیدي ومولاي عظّم الله لك الأجور بمصابك الجلل في بضعتك و فلذة كبدك المظلومة فاطمة الزهراء عليها الصلوة والسلام . وسلام الله عليك يامولاي يا صاحب الأمر أحسن الله لك العزاء بذکری إستشهاد جدتك المظلومة المقهورة فاطمة الزهراء صلوة الله عليها . مجلس عزاداري مقتل خواني وقايع شهادت حضرت زهراء عليها السلام روز دوشنبه ۱۴۰۴/۹/۳مطابق با ٣جمادي الثانية ١۴۴۷ از ساعت ۱۰:۳۰صبح تا ۲:۳۰بعد از ظهر إن شاء الله در مكان آدرس ذيل بر قرار است . طهران - اتوبان شيخ فضل الله بلوار تيموري كوى باغ ( درويشوند ) پلاک ۴۱/۲ آقايان - بانوان فرازنده https://t.me/maghtalolhossein
نمونه دیگر از سطح استدلال تفکیکیان! میگویند کل مقالاتی که درباره مکتب تفکیک نوشته شده حدود ۱۷۸مقاله، و ۵۸پایاننامه است. اکنون مشخص نیست وجه استدلال به این اعداد و ارقام چیست؟ اگر میگویند تعداد مقالاتی که در نقد تفکیک نوشته شده کم است، و این بیانگر حقانیت مکتب تفکیک است؛ در اینصورت گوییم تعداد مقالاتی که در نقد آلتپرستان هند نوشته شده خیلی کمتر از مقالات نقد مکتب تفکیک است! تازه، عمر مکتب هندیها هزاران سال، ولی عمر مکتب تفکیک پس از فاش شدن کتابهایشان حدود بیست سال است! پس طبق این قاعده تفکیکیان، حقانیت مکتب هندیها نزد تفکیکیان ثابت شد!!! و اگر منظورشان این است که تعداد مقالات نوشته شده در نقد تفکیک زیاد است، و این بیانگر حقانیت تفکیکیان است که مقالاتِ نقد ایشان زیاد است! در اینصورت میگوییم تعداد مقالات رد سنیها و ناصبیها بیشتر از رد مقالات تفکیکیان است، پس طبق این قاعده تفکیکیان، حقانیت مکتب سنیها نزد تفکیکیان ثابت شد!!! @tafkik
شیخ محمود حلبی که پیشتر ادعا کرده بود میرزا مهدی اصفهانی انتخاب شده و فرستاده امام زمان برای پخش علومی است که هزار سال مغفول مانده بود!! ادعا میکند بدون تعارف و مجاز، مؤسس انجمن حجتیه قطعا و یقینا خود امام زمان است، و تأکید میکند که از او نپرسند که از کجا چنین یقینی دارد! و به منشأ یقین من کاری نداشته باشید!!! وی مدعی است علمای شیعه قبل از اینکه انجمن تأسیس شود از امام زمان غفلت میکردند، و این انجمن حضرت را از غربت درآورد. وی مدعی است خود حضرت انجمن را اداره میکند و مطالبی که به انجمنیها القا میشود توسط خود حضرت است! ➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖ 🔹پدیده استحمارِ اعضای مکاتب و فرقهها توسط رهبرانشان، از طریق طرح ادعاهایی مبنی بر برگزیدگی الهی یا انتخاب از جانب اولیای دین، یک رویکرد رایج و متداول است. در این شیوه، رهبران فرقهها با انتساب جایگاه و منزلتی ویژه به پیروان خود، به آنها تلقین میکنند که وجودشان هدفی الهی را دنبال میکند و از این طریق زمینه را برای پذیرش بلامنازع و بیچونوچرای آموزههای خود فراهم میسازند. 🔹علاوه بر این، در میان فرقهها مرسوم است که برای مشروعیت بخشیدن به آموزههای خود، به رمزآلود جلوه دادن مطالب و تأکید بر عدم پرسشگری در باب منشأ یقین و منابع اطلاعاتی متوسل شوند. این رویکرد، یک مکانیزم کنترلی است که به رهبران اجازه میدهد بدون ارائه استدلال منطقی و شواهد قابل راستیآزمایی، اطاعت محض پیروان را تضمین کنند. چنین شیوهای مخاطب را به پذیرش کورکورانه دعوت میکند و در نهایت، به جایگاهی میرسد که در آن، هرگونه پرسش درباره صحت و سقم آموزهها، بهعنوان نشانهای از ضعف ایمان یا فقدان بصیرت تلقی میشود!! 🔹ادعایِ برگزیدگی الهی، پایهای عاطفی و انگیزشی برای پیوستن به فرقه فراهم میآورد، و ممنوعیت پرسشگری و رمزآلودسازی آموزهها، مکانیزمی است که به حفظ اقتدار و مشروعیت رهبری کمک میکند. پوزش بابت صوت زمینه [کلیپ توسط طرفداران ایشان تدوین شده است] دسترسی به اجمالی از مطالب ارائه شده درباره مکتب تفکیک: https://t.me/tafkik/2405 🌐@tafkik
طبق شنیدهها مربوط است به: دهمین نمایشگاه تخصصی کتب حوزوی و معارف اسلامی از ۱۸ تا ۲۵ شهریور ۱۴۰۴ در مجتمع حوزوی آیتالله شاهرودی مشهد ممنوعیت ارائه کتب نویسندگان مرتبط با انجمن حجتیه پینوشت: زمانی اداره ارشاد خراسان رضوی در دستان تفکیکیان بود و از چاپ و…
طبق شنیدهها مربوط است به: دهمین نمایشگاه تخصصی کتب حوزوی و معارف اسلامی از ۱۸ تا ۲۵ شهریور ۱۴۰۴ در مجتمع حوزوی آیتالله شاهرودی مشهد ممنوعیت ارائه کتب نویسندگان مرتبط با انجمن حجتیه پینوشت: زمانی اداره ارشاد خراسان رضوی در دستان تفکیکیان بود و از چاپ و صدور مجوز برای هرگونه کتاب در نقد مکتب تفکیک به شدت خودداری میکردند. با اندک نفوذی که در قم و تهران داشتند علارغم اینکه کتاب "مناظره با تفکیکیان" مجوز داشت در اقدامی کودکانه به چاپخانههای قم نامه زده بودند که چاپ کتاب مناظره با تفکیکیان غیرقانونی است و از انجام آن بپرهیزید! البته اکنون چرخ روزگار اندکی چرخیده و خود به این کارهای کودکانه دچار شده و از حضور در یک نمایشگاه کوچک منع شدهاند. چه دریاهای خون میشد روان از چشم مظلومان مـکـافات عـمـل را چـشـم اگر میبسـت رشـوتهـا @tafkik
без подписи
без подписи
گزارش شیخ بزدل! شیخ ایوب عطایی یکی از افراد حاضر در جلسه بهاره تفکیکیها گزارشی از جلسه ارائه کرده است که ما پیرامون مطالب ایشان نکاتی عرض میکنیم. لازم به ذکر است چنانکه در تصویر فوق واضح است کانالی که مطالب او را منتشر کرده بود، بعد از ساعاتی نام وی را حذف کرده و به "یکی از حضار" تغییر داد. حال که جناب ایوب عطایی، کلاشی را برگزیدهاند ما اجمالا مطلبی را بیان میکنیم. وقتی آقای میلانی در حال صحبت بودند عدهای توهینهای بسیار بدی کرده و سر و صدا میکردند تا ایشان از ادامه صحبت منصرف شوند، طرف مقابل هم که میکروفون دستش بود و صدایش واضح به همه جا میرسید، و آقای میلانی نیز برای توجه نکردن به این توهینها، با صدای بلند شروع به صحبت کردند. یکی از این افراد که علیه آقای میلانی داد و بیداد میکرد همین آقای عطایی بود! بعد از پایان جلسه، من وی را در کوچه دیدم و به ایشان گفتم در جلسه ادعا کردی پانزده سال است آقای میلانی را میشناسم و آثارش را دیدهام و...، یکی از اشکالات آقای میلانی بر تفکیکیان را بیان کن و نقدش کن! زبانش به لکنت افتاد و گفت اشتباه متوجه شدهای من نه با اینها [تفکیکیها] هستم نه با سبحانی! من خودم شاگرد حاج آقا [آقای میلانی] هستم ولی حضوری نه، و اتفاقا میخواهم دروسشان را حضوری نیز شرکت کنم و...، و بعد شماره مرا گرفت تا بعدا زمان جلسات درس را بپرسد. من هم چون احتمال نمیدادم ایشان کلّاش باشد، سخنشان را حمل بر صدق کردم. اما اکنون میبینید که باز یک کوچه خالی پیدا کرده و لات شده است! در کذب بودن سخنان این شخص، و بیعقل بودنش همین بس که برخلاف فیلمِ پخش شده میگوید من شاهد بودم استاد برنجکار هیچ توهینی به آقای میلانی نکرد و فقط گفت جاهل! در حالیکه در فیلم حداقل بیشعور و.. گفتن آقای برنجکار مشخص است! یعنی ایشان اینقدر بیعقل است که حتی دروغی نگفته که با فیلم برملا نشود!! اما هنوز دیر نیست، اگر لکنت زبان جناب عطایی باز شده است و با دروغی که بافته روحیه گرفته است، ما همینک ایشان را به بحث دعوت میکنیم. 🔹نکته: رکوردر موبایل من هنگام صحبت با جناب عطایی هنوز روشن بود، کافیست ایشان در همان گروه منتدی ادعا کند من دروغ میگویم! آنگاه من صدای او را پخش خواهم کرد. متأسفانه با عدهای کودک طرف شدهایم، وقتی دور هم جمع میشوند فقط فحش میدهند، وقتی تنها گیرشان میاوری و شروع به بحث میکنی به لکنت میافتند و لُنگ میاندازند که من شاگرد استاد میلانی هستم و سبحانی را قبول ندارم، وقتی هم که تریبونشان فضای مجازی میشود اول شیر میشوند، بعد از ترسشان اسمشان را مخفی میکنند! @tafkik
🔹چرا جلسات تفکیکیها به هم میریزد؟ از آنجایی که آقایان تفکیکی گمان میکنند تافتهای جدا بافته از همه علمای شیعه هستند و معارفشان خیلی عمیق است [و به قول آقای برنجکار حداقل بیست سال مقدمات میخواهد تا صلاحیت دست زدن به کتب میرزا را بدست بیاورید] لذا در بدو اشکال کردن مخاطبین، بیادبانه قریب به این مضامین را بیان میکنند: هرکسی صلاحیت اشکال کردن به میرزا را ندارد، شما خودت را چه فرض کردهای که گمان میکنی میتوانی به میرزا اشکال کنی، اول باید ببینیم صلاحیت اشکال کردن داری و... مثلا فراموش نکردهایم که آقای سبحانی در پاسخ به اشکالات آقای نصراللهزاده گفتند: اول باید از شما امتحان بگیرم ببینم شایستگی اشکال کردن به میرزا را داری! و آقای نصراللهزاده هم پاسخ دادند: اول من باید از شما امتحان بگیرم تا ببینم شایستگی امتحان گرفتن و داوری کردن داری یا نه. 🔹لذا طبیعی است تا زمانیکه تفکیکیان از اسبِ کبر و غرور و توهم پایین نیایند و به مشی معتدلانهای برنگردند و همچنان بخواهند مخاطبین خود را تجهیل کنند، کاری پیش نخواهد رفت. همچنین باید دست از تقسیم بهشت و جهنم بردارند و این امور را نهایتا در جلسات خصوصی و دورهمیهای خودشان انجام دهند نه در جلسات علمی. (مثلا در جلسه فوق _که البته باید فیلم دوربین اصلی منتشر میشد_ آقای برنجکار بیادبیها و هتاکیهای زیادی به آقای میلانی کردند که طبیعی است باعث متشنج شدن جلسه شود) ناگفته پیداست بیتقوا کسی است که با پول خمس مردم بیچاره و سهم امام آثار ضاله میرزای اصفهانی را چاپ کند! 🔹اما دلیل دوم: چنانکه بارها در این کانال نشان دادهایم، آقای محمدتقی سبحانی بدترین تهمتها را به متکلمین و علمای شیعه میزند، ولی در جلسات همایشی خود _مانند جلسه فوق_ فقط حدیث میخواند و وقتی اشکال میکنیم میگوید این جلسه مستقل است و حرف جای دیگر را اینجا نیاورید و باید برای آن جلسهای مجزا بگذاریم! و البته جلسه مجزایی هم در کار نیست، و کسی که از یک مواجهه ده دقیقهای و یادآوری کردن تهمتهایش به متکلمین [آن هم با نشستن روی کرسی ریاست انجمن کلام حوزه!!!] واهمه دارد، مشخص است که واهمهاش از جلسه مستقل به مراتب بیشتر خواهد بود. لذا حتی اگر آقای سبحانی در جلسه شب شعر نیز باشند ما همچنان اشکال خواهیم کرد که چرا هر روز تهمت جدیدی به متکلمین و علمای شیعه زده و همه آنان را بپای میرزای اصفهانی ذبح میکنند. با پیگری #سبحانی برخی انتقادات بر آقای سبحانی قابل ملاحظه میباشد. @tafkik
اشکالاتی که پاسخ ندارد در این مناظره مختصر پیش رو، استاد میلانی چند اشکال مهم به مکتب تفکیک وارد میکنند که مطلقا بی پاسخ ماند و بدون شک الی الابد بی پاسخ خواهد ماند؛ ۱. عدم سنخیت میان خالق و مخلوق را مشرکان هم قبول دارند فضلا از دیگر مدعیان علم و حکمت و عرفان ۲. عمده بحث تفسیر تباین خالق و مخلوق است، در مکتب وحی، بینونت میان خالق و مخلوق وصفی است یعنی او ذاتی است احد و صمد و منزه از صفات اقدار، و ماسوی نیز به کنه ذات و اوصافشان، مخلوق حق متعال و همگی متوغل در حد و عد و تجزی و زمان و مکاناند و این اوصاف نیز مقوم وجود و هویت مخلوقات است. ۳. آنچه مدعای مکتب تفکیک است دقیقا همانی است که اهل عرفان بدان باورمندند تباین خالق و خلق بسان تباین وصف و موصوف و جوهر و عرض و وجود رابط و مستقل یا رابطی و مستقل و ...است و قهرا هیچ سنخیتی میان رابط و مستقل و ماهیت و وجود نیست و نخواهد بود اما مستندات: بزرگ عارف معاصر، حضرت امام خمینی، درباره نهایت بینونت میان ذات وجود و تعینات آن اینگونه فرمودهاند: " هذه الحقيقة الغيبية غير مربوطة بالخلق، متبائنة الحقيقة عنهم، و لا سنخية بينها و بينهم اصلا و لا اشتراك ابدا( مصباح الهداية، ص ١٤) استاد جوادی نیز تباین وصفی را اینگونه تبیین میکنند: "...اضافه و قیام معلول به علت، معلول را در زمره اوصاف و شوون علت در میآورد؛ و صف و شأنی جدای از ذات علت نبوده و مقتضای ذات آن میباشد...اگر رابطه مزبور رابطه وصفی باشد، وصف برای خود سهمی از هستی نمیتواند داشته باشد و بدین ترتیب آنچه در خارج واقعیت دارد یک واحد شخصی خواهد بود که دارای شوون، تجلیات و نعوت و اوصاف کثیر است...به تعبیر امام امیرالمومنین ع این تمایز بینونت عزلی نیست بلکه بینونت وصفی است...و تمایز وصف با موصوف است.( رحیق مختوم، بخش چهارم از جلد دوم، صص ۴۹۴- ۴۹۸) 🔹پس عرفا هم بینونت قائلاند و هم بینونت وصفی، لیکن با تفسیر خاص تفکیکی بزرگان مکتب تفکیک نیز عینا همان تفسیر را به عرصه معرفت و دانایی تقدیم فرمودهاند، ملاحظه کنید: ابتدا عباراتی از تقریرات حضرت میرزا " لیس شئ غیره و غیر وجوده و الا یلزم التحدید" "الوجود غیر مجعول و لا جاعل و هو منحصر فی الله تعالی، فهو الازل و الابد و ما سواه ماهیات" " فنور الله مطلق غير متعين ابدا في عين كون هذه المخلوقات اسمائه و تعيناته و صفاته" اینها برخی افاضات وی در تقریرات بود اما هم اینک این نعره ابن عربی است که بار دگر اینبار از کتاب ابواب الهدی و معارف القرآن سمع جان را مینوازد " فهو جل شأنه مباين مع نور العلم و الحياة و مع نور الوجود و العلم و الحياة و القدرة بالمباينة الصفتية...و لا شيئية بالنسبة الى الموصوف" " ان جاعلیة الحق تعالى و فاعليته للكائنات...ليست بفعل منه لان حيث ذات الكائنات هو الكون و التحقق به بلا جعل...يكون حيث ذات المجعولات بهذا الغير مجعولة بالذات...بلا جعل و لا فعل و لا تأثير و لا غيرها." " الشييئة في الخالق جل شأنه هي الشيئية الحقيقية و في غيره هي الشيئية بالغير و لا شيئية له" " و معنى كونها بالغير في عالم التشبيه كظل الشئ" " ان المعقولات حيث ذاتها الكون و الشيئية بالعقل و ليس لها حيث ذات و نفسية بنفسها...فيكون العقل هو المحقق و المكون بالذات بلا فعل في وجه من الوجوه...فيكون هذا آية كبرى على قدس الحق جلت عظمته عن الفعل و التاثير و الجعل و غيرها" اینها از محکمترین محکمات سخنان رب النوع مکتب تفکیک است؛ و ملاحظه شد سر سوزنی با آنچه عرفا و صوفیه در این باب فرمودهاند، بینونت ندارد حسن ختام بحث نیز نکات زیبای فرزند میرزا مهدی درباره پدرشان است: [میرزا مهدی] مراحل سیر نفسی و سلوکی را مطابق با مشی استاد اخلاق مرحوم ملاحسینقلی همدانی و شاگردان ایشان از قبیل آقا سید علی قاضی و آقا سید احمد کربلایی طی کردهاند...( مقدمه کتاب مسئله علم، ص ۱۰) البته ایشان در ادامه توضیح میدهند این مرحله اول سلوک ایشان بود و در مرحله دوم تکامل به علومی دست مییابند که تا آن زمان آشکار و علنی نشده بود؛ کدام علوم؟ همانهایی که در تقریرات و معارف القرآن و ...ملاحظه فرمودید: وحدت شخصی وجود ذات مظاهر ✍ سیدمحسن هندی @tafkik
آیت الله سیستانی| میرزا مهدی اصفهانی| جوادی آملی یکی از بهانههای همیشگی تفکیکیان در تعظیم میرزا مهدی اصفهانی و تخریب منتقدین وی، این بود که آقای سیستانی از میرزای اصفهانی و شخصیت وی به بزرگی یاد میکنند و... و البته ما نیز در جای خود پاسخهایی میدادیم، از جمله اینکه تعریف از شخصیت یک فرد به معنای تأیید کتابها و نوشتههای وی نیست، ولی خب تفکیکیان زیر بار این سخنان نرفته و همچنان مصرّ بودند که تمجید آقای سیستانی مهر تأییدی است بر کتابها و عقاید و مبانی میرزا. دیروز، ۱۴۰۴/۲/۲۲ آقایان سیستانی و جوادی آملی با هم دیدار داشتند و آقای سیستانی ضمن تشکر از آقای جوادی آملی تفسیر تسنیم را افتخاری برای شیعه خواندند. میدانیم که این تفسیر در مباحث اعتقادی کاملا موافق با عقاید فلاسفه، و صریحا تأیید قدم عالم و مخالفت با حدوث زمانی آن، قول به وحدت وجود، سنخیت خالق و مخلوق، و... است [به زودی نمونههایی ارائه خواهد شد انشاءالله] 🔹اکنون آیا فلاسفه حق دارند در مقابل نقدهای تفکیکیان به فلسفه، بگویند: آقای سیستانی به طور صریح از یک اثری که تماما مخالف با مبانی ادعایی تفکیکیان است دفاع کردهاند. [دقت بفرمایید که اگر در مورد میرزا تنها از شخصیت ایشان سخن گفته بودند، اما درباره آقای جوادی تأیید صریح یک کتاب را کرده و آن را افتخار تشیع نامیدهاند؛ یعنی تأییدی بسیار بالاتر از سخنی که درباره میرزا بیان کرده بودند] 🔹حال تفکیکیان به فلاسفه چه جوابی میدهند؟ خواهند گفت بله، ما از امروز سخنان میرزا علیه فلاسفه را کناری گذاشته و تفسیر تسنیم را که افتخار تشیع نامیده شده و تأیید اکثر قواعد فلسفی و عرفانی در آن است را تدریس خواهیم کرد و پایان مکتب تفکیک را اعلام خواهند نمود؟! یا نه، خودشان هم حق خواهند داشت که با این سخنان آقای سیستانی از نقد و بررسی تفسیر تسنیم و مبانی فلاسفه امتناع نورزند و تضارب آرا را حق خود بدانند؟ پس: 🔹انتخاب تفکیکیان کدام است: ۱. از امروز انحلال مکتب تفکیک و بطلان مبانی میرزا را اعلام خواهند کرد و بجای معارف القرآن میرزا، تفسیر تسنیم را ترویج خواهند کرد ۲. دست از این استدلال برخواهند داشت که در مقابل منتقدین میرزا به وی بگویند: آقای سیستانی از عظمت میرزا سخن گفته، و شما بیشتر میفهمید یا آقای سیستانی؟ 🌐@tafkik
گرگان در لباس میش! به بهانه غلوستیزی، به کام شیعهستیزی فرازهایی از انحرافات غلوپژوهان، که وهابیوار به جان عقاید شیعیان افتادهاند. ❌انکار علم غیب پیامبر و امام! ❌انکار گستردگی معلومات امام با ادعای کوچک بودن مغز امام و بشر! مثال زدن به ترامپ و پزشکیان و عدم آگاهی امام از اینکه قرار بود سال ۱۴۰۳ اینها رئیس جمهور شوند! ❌انکار علم امام به مکان و زمان شهادتشان ❌مخالفت با ذکر "یاعلی" با ادعای سازگار نبودن با روح آیات و روایات! ❌انکار حضرت رقیه، دعای ندبه، زیارت عاشورا، زیارت جامعه کبیره، حدیث کساء، زیارتنامه حضرت معصومه، زیارت رجبیه، و دهها زیارت دیگر ❌انکار دهها آیهای که در شأن امام است، مانند وَكُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنٰاهُ فِي إِمٰامٍ مُبِينٍ، و تعبیر امام مبین به کتاب! و انکار روایاتِ صریحِ ذیل آیه که امام مبین را امام معصوم معنا میکند! ادعاهای کثیف دیگری همچون: ❌جاهل بودن امام به حلال و حرام بودن طعامی که میخورد! ❌آگاه نبودن امام از زمان اذان! ❌انکار روایات و آیاتِ شاهد بودن پیامبر بر اعمال مردم، با ادعای بیشرمانهی: شهوت و تحریک شدن در صورت آگاهی از زندگی و احوالات شخصی مردم! ❌ادعای کم بودن علم پیامبر در امور جنگی و کمک گرفتن از دیگران در کسب اطلاعات و... ❌انکار عصمت حضرت آدم و معصیتکار دانستن ایشان با تفسیر وهابیگونه آیه: وَعَصَىٰ آدَمُ رَبَّهُ فَغَوَىٰ ❌ادعای وهابیمسلکانه در رو به ضریح نایستادن، و طلب مستقیم از خدا و حذف اهل بیت به بهانه مقابله با شرک! و دهها مطلب وهابیمسلکانه دیگری که میتوانید با اسکرول کردن و مطالعه کانال بدست آورید. @gholoow2
در ژرفای تاریکی نامی بسیار مناسب و دقیق برای مطالب آقای بیابانی هر چند کسانی که قبل از گوش دادن به پاسخهای آقای بیابانی انتقادات ما را دیده باشند متوجه تدلیسهای ایشان در پاسخ، و عوض کردن محل نزاع خواهند شد اما اجمالا چند جمله عرض میکنیم. 🔹ایشان در ابتدا طوری القاء میکنند که گویا این رساله صرفا چکیده فصل الخطاب است نه اعتقاد میرزا مهدی اصفهانی و آقای حلبی، و چنان تأکیدی به جمله انتهایی رساله که در آن نوشته شده که رساله حاضر چکیده فصل الخطاب بود میکنند که گویا کشف خودشان است! در حالی که خود ما در مقدمه رساله همه اینها را بهتر از خود ایشان توضیح دادیم. اما طوری رفتار میکنند که مخاطب گمان کند ایشان چیز جدیدی کشف کرده که میرزا و آقای حلبی را از اعتقاد به تحریف قرآن نجات میدهد! 🔹همچنین ما در مقدمه رساله اشاره کردیم که هر چند این رساله تقریبا چکیده فصل الخطاب است اما به آن استدلالهایی اضافه شده که در فصل الخطاب نیامده است و همین مطلب مؤید آن است که این رساله مورد قبول و تأیید ایشان است و از سرِ بیکاری به خلاصه کردن یک کتابِ باطل اقدام نکردهاند! اما قضیه در اینجا ختم نمیشود، میرزا در کتاب الاصول الوسیط پس از بیان برخی ادله در اثبات تحریف قرآن مخاطبین را برای ادله بیشتر ارجاع به فصل الخطاب میدهد! و چه بسا سرّ خلاصه کردن فصل الخطاب و اضافه شدن آن به تقریرات میرزا به همین دلیل باشد. 🔹اما تدلیس دیگر: آقای بیابانی بحث را منحرف کرده و صرفا روی ترتیب نزول آیات میبرد و فقط به فرازی اشاره میکند که میرزا میگوید ترتیب نزول آیات به این نحوِ موجود در قرآنِ فعلی نیست. در حالی که محل نزاع میرزا با بقیه علما اصلا این ادعا نیست، وی در ادامه صریحا اشاره به تحریف قرآن به مانند خودِ مرحوم نوری در فصل الخطاب میکند و ادلهای در اینباره اقامه میکند. گویا جناب بیابانی گمان میکند مستمعین وی تنها عدهای از کودکان جاهل انجمنی و تفکیکی هستند که چنین کودکانه میخواهد بحث را جمع کند! ایشان نه متن ما را از روی مقدمه میخواند و نه متن میرزا را، که در اینصورت همه چیز مشخص خواهد شد و حتی کودکان هم با ادله ایشان بازی نخواهند خورد. پست مرتبط: https://t.me/tafkik/3213 🌐@tafkik
وهابیمسلک جملات را چگونه میفهمد؟ همین یک مورد نشان میدهد که کور و کر، تویِ وهابیمسلک هستی یا ما؛ ببینید فهم این وهابیمسلک را: آقای میلانی در رد قرآنیونی که برای هر مطلبِ امام، دلیل از قرآن میخواهند توضیح دادند که امام را [بیان امام را] از قرآن اثبات نمیکنیم [و خودش مافوق قرآن است] بلکه قرآن را با امام اثبات میکنیم [حجیت و اعتبار قرآن با پیامبر و امام است]. وهابیمسلک از این بین فقط یک جمله را بریده و قرائنش را حذف کرده تا بتواند آقای میلانی را رد کند. حال نمیدانیم حقیقتا کور و کرند یا پست و خبیث! وهابیمسلک از بس مدام رسوایی خلق میکند، هی از کانالی به کانالی کوچ میکند و گویا بقیه غلوپژوهان نیز این وهابیتر را گردن نمیگیرند! پیشتر صوت ادمین اصلی کانال غلوپژوهی را ارسال کردیم که میگفت از نحوه ارائه و ورود وهابیمسلکِ ثانی چندان راضی نیست. @aghlsetizan
شاید جناب بیابانی گمان میکنند گذشت پنج سال، از سوتی عجیبی که بعد از انتشار این کتاب داده بودند برای به فراموشی سپرده شدن آن کافی بوده و اینک میتوانند فضاحت به بار آورده پیشین را به روی خود نیاورده و شروعی دوباره داشته باشند. پس از انتشار کتاب در سال ۱۳۹۹، آقای بیابانی بدون مطالعه دقیقِ مقدمه کتاب گمان میکنند ردیه موجود بر رساله تحریف قرآن به قلم خود آقای میلانی است؛ لذا شروع به مسخره کردن مطالب نموده و ادله یاد شده در عدم تحریف قرآن را عاجز از آن دانستند که بتوانند با ادله تحریف قرآن مقابله کنند و... و ما نیز جواب دادیم که: اولا: در شروع نقد عجله کردهاید و آن مطالب در اثبات عدم تحریف قرآن، ترجمه فارسی رساله البیان آیت الله خویی بود که به اسم استاد میلانی مسخرهاش میکردید ثانیا: خود شما هم قائل به تحریف هستید و آن را از مسلمات میدانید، لذا چرا ادعا میکنید نسبت دادن آن به میرزا تهمت است! آیا نسبت دادن چیز صحیح _ولو به اشتباه_ به کسی، نامش تهمت است؟! ثالثا: همانطور که آن موقع نیز پاسخ دادیم، تنها دلیل ما بر ادعای میرزا مهدی اصفهانی مبنی بر تحریف قرآن، منحصر در آن یک رساله نیست که شما میخواهید آن را صرفا به آقای حلبی نسبت دهید! در همان مقدمه کتاب، شواهد دیگری از کتب چاپ شده میرزا توسط خود تفکیکیان را ارائه دادیم که میرزا چند صفحه درباره اثبات تحریف قرآن سخن میگوید، و برای دیدن ادله بیشتر ارجاع به فصل الخطاب میدهد. اکنون پس از گذشت پنج سال اگر ناگزیر از ابرهای اوهام، روی زمین واقعیت فرو افتادهاید و میخواهید مطلب علمی و جدید ارائه دهید، که یحتمل شنیدن آن جالب خواهد بود، اما اگر صرفا ابرهای خود را عوض کردهاید و در همان عالم هپروت سیر خواهید کرد _که البته از نوشته جدیدتان همین به نظر میرسد_ ما پیشاپیش جوابتان را دادیم. https://t.me/tafkik/2729
без подписи
حقیقت وضع و استعمال از منظر آیت الله میرزا مهدی اصفهانی | بر اساس دروس استاد محمدتقی سبحانی با دلیل بیربط حقیقت شرعیه یا متشرعه را رد میکنند و ادعا میکنند ما عرفی سخن میگوییم و فرقمان با فلاسفه این است که مصطلحات نداریم از طرف دیگر دهها مقاله مینویسند تا واژه معرفت در کلام میرزا مهدی و حلبی را توضیح بدهند؛ معرفت عقلی بسیط، ترکیبی، معرفت وجدانی شهودی و.... فقط و فقط جزء کوچکی از اصطلاح سازیهای میرزا مهدی اصفهانی است. فیلسوفتر از فلاسفه، این جماعت تفکیکی هستند؛ یک مشت مهملات بیسر و ته را به اسم معارف قرآن تحویل عوام میدهند. #سبحانی پست مرتبط درباره آقای سبحانی: https://t.me/tafkik/3210
راست میگویند! محدثان و متکلمان همهشان اختلاف دارند و معصوم نیستند ولی تفکیکیها در لافکریها اختلاف ندارند، چون عقل ندارند و راحتند!! همه اختلافها زیر سر عقل است، باید عقل را زیر پا گذاشت و رفت داخل عالم انخلاع و لافکری و کشف و شهود! اینجا: https://t.me/tafkik/2216…