تحولگرایی
Статистикаکانال شخصی حسن خزائی: پیرامون: ضرورت تحوّل درحوزههای اقتصادی ،سیاسی،اجتماعی، فرهنگی ومعیشتِ مردم ایران است.بدیهیست ارسال پیامها ازسوی این کانال بمنظور اطلاع رسانی ، بررسی واکنشها پرهيز از نظام تکصدایی بوده ، و الزاماً بمعنای تائید یا تکذیب آنها نیست.
- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 7
- Всего постов
- 26
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Экономика
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 125
- 1/48двое суток
- 143
- 1/72трое суток
- 154
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
*♻️پادزهر سه کودتای عربی* حمید آصفی در جهانی که امارات از بیابان، سیلیکون میسازد، در منطقهای که قطر میزبان نخبگان جهانی است، و عربستان از نفت به هوش مصنوعی رسیده، تنها یک حکومت هست که هنوز گمان میکند با روضه میشود وارد WTO شد: جمهوری اسلامی. میان سه کودتای آرام عربی، که با سفر ترامپ به خاورمیانه رسمی میشود، یک چیز را فریاد میزند: ایران، از قطار قرن ۲۱ جامانده، نه بهخاطر تحریم، بلکه بهخاطر توهم. *🔹کودتای اول: از ناصریسم تا نئولیبرالیسم عربی* *در حالیکه جمهوری اسلامی هنوز در توهم رهبری امت اسلامی دستوپا میزند، جهان عرب، پسا-ایدئولوژیک شده است.* دیگر نه جمال عبدالناصر اسطوره است، نه عرفات، نه قذافی. قهرمان امروز عربها، کسیست که قرارداد ببندد، نه قطعنامه آتشین صادر کند. بنسلطان جای خطیب مسجد را گرفته. اما تهران هنوز فکر میکند «محور مقاومت» یک برند صادراتی است. واقعیت این است که حتی فلسطین امروز به ایران اعتماد ندارد، چون میبیند ایران فقط «پرچم» میدهد، نه پروژه. این کودتای اول است: پایان خطابه، آغاز قرارداد. *🔹کودتای دوم: عبور از نفت به سمت فناوری* وقتی عربستان چشم به شهر نئوم و انرژی هیدروژنی دارد، جمهوری اسلامی هنوز نفت را مسئلهای «ناموسی» میداند. عربها نفت را وسیله کردهاند برای رسیدن به پسانفت. ایران اما هنوز درگیر این است که آیا باید بنزین را آزاد کند یا نه. هر پروژهای در تهران یا در کمیسیون تلفیق مجلس گیر میکند، یا در نهادهای امنیتی که نمیدانند سرمایهگذاری یعنی چه. این کودتای دوم است: فناوری جای نفت را گرفت، اما ما هنوز در صف کوپن ایستادهایم. *🔹کودتای سوم: از انقلاب به رفرم، از رفرم به رقابت* در دنیای عرب، دیگر هیچکس به فکر انقلاب نیست. انقلابها پیر شدهاند. ایدئولوژیها سوختهاند. اکنون رقابت است که سیاست را میسازد. *امارات با اسرائیل رقابت میکند نه بر سر «محو»، بلکه بر سر جذب سرمایه و دانش.* عربستان با ترکیه رقابت میکند نه در محوریت اسلام سیاسی، بلکه در توریسم، ترافیک هوایی، و هاب لجستیکی. *اما جمهوری اسلامی هنوز درگیر این است که: «اسرائیل چند سال دیگر میماند؟» سؤال درست این است: «شما چند سال دیگر میمانید؟»* این کودتای سوم است: جمهوری اسلامی هنوز به فکر انقلاب است، درحالیکه همه دارند آینده را میسازند. *و حالا پادزهر: بازگشت به عقل،نه مقاومت!* هیچ راهی برای مقابله با این سه کودتا وجود ندارد جز خروج از قالب ……. . نه غنیسازی اورانیوم، نه خطبههای نماز جمعه، نه مصوبههای مجلس انقلابی، هیچکدام حریف این طوفان اقتصادی نیست. *راه عبور، نه تنها توافق با آمریکا، بلکه توافق با واقعیت است.* تا زمانی که حکومت با جهان حرف نمیزند، تا زمانی که دیپلماسی، گروگان سیاست داخلی، و سیاست داخلی گروگان سیاست خارجی، تا وقتی قرارداد با اپل و مایکروسافت جرم محسوب میشود، *تا وقتی اعتراضات کارگران و معلمان را توطئه استکبار میداند، کارآفرین، مفسد، معترض و جاسوس است— هیچ کودتایی خطرناکتر از نادانی حاکمان نیست.* و ما؟ ما یا مسیر سه کودتای عربی را میفهمیم، یا با چفیه در صف دلار میمانیم. راهحل «بازگشت به دوره طلایی امام» نیست. *راهحل، فهم یک توسعه متوازن ملی با«پیوستن به جهان» است.* اگر بخواهید هنوز «هلال شیعی» بسازید، در جهانی که دنبال هاب دیجیتال است، تنها خواهید ماند. اگر نخواهید با واقعیت آشتی کنید، تاریخ با شما آشتی نخواهد کرد. *و روزی فرزندان ما خواهند نوشت:* *«ایرانیان میتوانستند شریک عصر آینده باشند، اما زندانیان یک پرچم شدند».* عربستان نفت میفروشد، پولش را تمام و کمال میگیرد و بخشی از آنرا در صنایع نوین غرب سرمایه گذاری میکند. ایران بدلیل تحریم، نفت و گازش را کشورهای همسایه از مخازن مشترک برداشت میکنند، الباقی نفت را هم با تخفیف زیاد و در ازای جنس بنجل به چین میدهد! *با این حساب، کدام کشور گاو شیرده است؟* حسن خزائی: با تشکر از نویسنده و ارسال کننده محترم. 👇👇 حمید آصفی https://t.me/tahavolgaraei
#اختصاصی ❗️توافق مکه؛ نشانهای از شکلگیری نظم امنیتی جدید در جنوب و غرب آسیا؟ 🖊حسن بهشتیپور؛ کارشناس مسائل بینالمبب و عضو شورای علمی ایراس توافق دفاعی مشترک عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان که در ۷ اوت ۲۰۲۶ در مکه به امضا رسید، در نگاه نخست یک توافق امنیتی میان سه کشور مهم جهان اسلام است؛ اما اهمیت آن شاید فراتر از مفاد مستقیم توافق باشد. پرسش اصلی این تحلیل آن است که آیا توافق مکه را باید صرفاً یک پیمان دفاعی برای مقابله با تهدیدهای جاری دانست، یا آن را میتوان نشانهای از تلاش سه قدرت منطقهای برای ایفای نقش مؤثرتر در نظم امنیتی در حال شکلگیری در جنوب و غرب آسیا تلقی کرد؟ در این تحلیل، ابتدا با استفاده از رئالیسم ساختاری، تغییرات محیط بینالمللی و منطقهای بررسی میشود و سپس با استفاده از تحلیل وابستگی به مسیر، توضیح داده میشود که چرا سه کشور در این مقطع، با وجود اختلافات و مسیرهای تاریخی متفاوت، به سمت ایجاد یک چارچوب امنیتی مشترک حرکت کردهاند. ادامه یادداشت را از اینجا بخوانید. حسن خزائی: با تشکر از نویسنده و ارسال کننده محترم 👇👇 https://t.me/tahavolgaraei @IRAS_INSTITUTE
🟩🟥 *منصورون و سپاه پاسداران* هفت گروه سیاسی مبارز که به مشی مسلحانه اعتقاد داشتند سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی را تشکیل دادند. شاید جنگ و حمله مسلحانهٔ سراسری صدام عاملی بود که گروه منصورون به قلب سپاه پاسداران ورود کنند.چون فعالیت آنها عمدتا در خوزستان بود. مرحوم شهید غلامعلی رشید،مرحوم شهید شمخانی،مرحوم شهید دقایقی و بالاخره ذوالقدر و محسن رضایی. از این جمع تنها ذوالقدر اهل فسا است.گروهای صف،فلاح ،امت واحده، منصورون، بدر، موحدین و توحیدی فلق گروه هفتگانه را تشکیل دادند.حتی طراح آرم سازمان تازه تاسیس و آرم سپاه پاسداران یک نفر از همین سازمان بود. محمد بروجردی از گروه صف هدایت این سازمان تازه تأسیس را برعهده گرفت. محمد سلامتی، مرتضی الویری، محمدباقر ذوالقدر، سعید حجاریان، محسن آرمین، بهزاد نبوی، سید مصطفی تاجزاده، محسن رضایی، فیضالله عربسرخی،صادق نوروزی و محسن مخملباف، غلامعلی رشید، علی شمخانی، ابوالفضل قدیانی، و عطریانفر ...برخی از چهرههای جوان این سازمان جدید بودند که پیش از ادغام هر کدام در یکی از سازمانهای مسلح فعالیت داشتند. در جمع بنیانگذاران سابقه عضویت در مجاهدین خلق نیز وجود دارد. سر پل الویری، بهرام آرام و سرپل بهزاد نبوی، موسی خیابانی بودند. آنها با استفاده از کلمهٔ «مجاهدین» بیمیل نبودند تا به سازمان مجاهدین خلق، مشی طعنه آمیز داشته باشند. در اولین روزهای اعلام موجودیت، مجاهدین خلق به این «نام» روی خوش نشان ندادند. آنها توصیه کردند از این نام پرهیز کنند. برابر سلسله مصاحبه دو ماهنامه چشم انداز ایران برای تحلیل و کشف ریشههای خرداد ۶۰، رقابت آنها از زندان شروع و به خیابان ها کشیده شد. همه چیز به سال ۱۳۵۴ بر میگردد. بعد از انقلاب، در چمن دانشگاه تهران این بنی صدر بود که برای سازمان تازه تأسیس سخنرانی کرد. بنی صدر، «مجاهد» را از این نوع تعریف کرد. سازمان مجاهدین خلق سخنان بنی صدر را مقابل خود دید. برابر ادعای آقای الویری که در کشف و انهدام فرقان نقش اصلی داشت ،حذف بنی صدر و لیبرالها از جمله اهداف سازمان قرار گرفت.طولی نکشید گرایشات درونی، سازمان مجاهدین انقلاب را به جناح راست و چپ تقسیم کرد و جناح چپ به کلی از سپاه پاسداران خارج و به سیاست ورزی پیوستند و جناح راست که عمدتا همان گروه منصورون بودند، فرماندهی سپاه را به عهده گرفته اند. گرایشات و تقسیمات آنها منشأ اقتصادی و بازار داشت. بنا به توصیه مرحوم امام خمینی برای ماندن در سپاه میبایست از فعالیت حزبی انصراف و استعفا دهند.در جناح راست باید حسین فدایی و احمد توکلی را نام ببریم. حسین فدایی هم اکنون رئیس اطلاعات بیت رهبری است. بازگشت به عقب خود بخود نوعی شکست محسوب میشود. به آینده صدمه میزند.محسن رضایی استاد اشتباهات بزرگ بود. این نگرانی وجود دارد با انتخاب رضایی نظرات شخصی ایشان در تصمیمات راهبردی غلبه کند. چون خیلی وقت است که می خواهد نشان دهد از او کار بر میآید.او در دولت مرحوم رئیسی معاون ناموفق اقتصادی نشان داد. او هنوز نتوانسته است دلیل ادامه جنگ بعد از فتح خرمشهر را توضیح دهد. برای پیروزی و فتح بغداد رقمی را پیشنهاد داد که مرحوم هاشمی که دنبال فرصت برای جمع کردن جنگ بود با مراجعه خدمت امام طرح مصالحه، اتمام جنگ و قبول آتش بس را نهایی کرده است. او با طرح عملیات کربلای چهار به عنوان عملیات فریب که بیش از هزار نفر شهید شدند ناتوانی خودش در تحلیلها را نشان داد.تحلیلهای ایشان از عملیات آمریکا علیه صدام مورد تمسخر قرار گرفت. چون همه چیز عکس ادعای ایشان رقم خورد.او هرگز مثل دیگر همرزمش شهید غلامعلی رشید نبود. رشید یک تحلیلگر عمیق و دقیقی بود. آثار ایشان سالهای طولانی قابل استفاده است. در نظرات شهید غلامعلی رشید دقایق و ظرایف تعیین کننده است. در سلسله فرماندهی قوای مسلح بعد از رهبر فقید شهید قرار داشت. رشید بر خلاف دیگران روی دست کسی نمیماند. او در اظهارات لازم نمیدید شعار دهد. چون عمیقأ یک استراتژیست بود. بی دلیل هدف کینه دشمن آمریکایی- صهیونی قرار نگرفت. نباید منتظر بود تا اتفاقات منجر به نتیجه شود. شاید انتخاب یک استراتژیست بهترین گزینه بود. کسی که در چندین انتخابات پی در پی شکست نخورده باشد. حسن خزائی: باتشکر از نویسنده و ارسال کننده محترم 👇👇👇 https://t.me/tahavolgaraei *مجتبی قشقاوی-تهران* ۱۴۰۵.۵.۲۰ 👇👇👇👇 https://t.me/tahavolgaraei
➰ اعدام بازنشستگان در مجلس➰ قابل توجه کسانیکه فکر میکنند بازنشستگان سربار و حقوق بگیر دولتند (نامه بازنشسته نیروی انتظامی) بنام خداوند متعال باعرض سلام جناب آقای اردشیر مطهری نماینده محترم گرمسار وجناب آقای قالیباف رئیس مجلس شورای اسلامی ایران ،سابقاً شما فرمانده من بودید. باعرض و ادب و احترام، جهت آگاهی شما وهمه نماینده گان مجلس شورای اسلامی و رئیس جمهوری، در رابطه با اظهارات آقای کریمی نماینده بی ادب مجلس شورای اسلامی از اراک و عدهای از نمایندگان مجلس شورای اسلامی ایران نسبت به حقوق بازنشستگان مطالبی را که گویا مسئولان نیز از آن ناآگاه می باشند را عرض می نمایم. من شرح حال خودم را مینویسم، که در رابطه با اکثریت بازنشستگان لشگری و کشوری وتامین اجتماعی نیز صدق میکند. اینجانب در اردیبهشت ماه ۱۳۵۶ در کردستان "گروهان چناره پاسگاه قمچیان"، خدمت می کردم اولین حقوق ماهيانه من ۱۷۰۰ تومان در ژندارمری بود، و از بدو استخدام از حقوقم ۱۰ درصد یعنی مبلغ ۱۷۰ تومان بعنوان بازنشستگی کسر و بهمراه همان مبلغ توسط دولت بحساب صندوق بازنشستگی واریز می گردید. که با آن مبلغ بیش از یک سکه تمام پهلوی می شد خرید و در طول ۳۰ سال خدمت یعنی پول ۴۰۰ تا۵۰۰، عدد سکه تمام به صندوق بازنشستگی واریز شده است.که نسبت به حقوق، بعضی ها بیشتر و بعضی کمتر. البته خودم چون کارم مالی بوده این اطلاعات را دارم. حال چنانچه به قیمت امروز که بهای سکه تمام بهار آزادی بیش از ۱۱۰ میلیون تومان است. من به تنهایی مبلغ ۲۴ میلیارد تومان در صندوق ذخیره دارم، که حداقل سود بانکی آن با کارمزد ۲۰ درصد، ماهيانه مبلغ۸۰۰ ملیون تومان میباشد. در حال حاضر کمتر از ۳ درصد سود واقعی سرمایه گذاری خودم را دولت به عنوان حقوق ماهیانه بازنشستگی به من پرداخت می کند و با این وصف همه مسئولین فکر می کنند به بازنشستگان لطف می کنند و از بیتالمال به این قشر به قول خودشان غیر فعال، حقوق بعنوان صدقه و لطف به آنها می دهند. لازم است یادآور بشوم ضمن اینکه حقوق بازنشستگی حق قانونی و مالکیت من و هر بازنشسته ای هست که بقیمت عمر ۳۰ ساله من جمع آوری کرده ام اما بعنوان یک ایرانی و صاحب اصلی این آب وخاک من هم از پول نفت، گاز و پتروشیمی ها و کارخونه های فولاد و ذوب آهن و معادن طلا، مس و صدها معادن و کارخانه های موجود در کشورم مالک و سهیم هستم. و این ثروتهای مملکت مختص به قشر خاص یا طبقه ای خاص نیست که خود را مالک آن بدانند ، این مطلب را بعرض آقای کریمی نماینده مجلس شورای اسلامی از اراک برسانید که ما بازنشسته ها پررو نشده ایم، بلکه بعضی از شما نماینده ها پررو شده اید که حقوق های نجومی و مزایای آنچنانی می گیرید و حق ما بازنشستگان را یکجا می خواهید بالا بکشید. جناب آقای رئیس جمهور بعرض شما می رسانم، ما بازنشستگان از تک تک مسئولین درخواست داریم، در هنگام صحبت کردن در مورد ما بازنشستگان را که جوانی مان را داده ایم رعایت ادب و نزاکت را داشته باشید و حق و حقوق ما را برابر قانون مصوب مجلس ۹۰ درصد حقوق شاغلین پرداخت کنید. این را خودتان تصویب کرده اید، آمریکا که تصویب نکرده است. در پایان سپاسگزارم. پیروز و تندرست باشید. برادران و خواهران بازنشسته آنقدر نشر دهید تا بدست مقامات برسد. ✍️بازنشسته نیروی انتظامی ناصر کیا همکاران عزیزم لطفا در هر گروهی هستید منتشر بفرمائید تا نفرت و انزجار خودمان را از این نماینده پررو و بی ادب و تازه به دوران رسیده اعلام تا به سزای اعمالش برسد . مطلع شدیم که ۵۰ نفر ازنمایندگان مجلس انقلابی درکاری خطرناک ومخالف اصل ٢٩قانون اساسی اقدام به جمع آوری امضاء از دیگر نمایندگان جهت خارج کردن <<طرح همسان سازی دائمی>> از دستور کار مجلس نموده اند! ! این عمل نادرست که نتیجه ای جز مرگ تدریجی بازنشسته ندارد را به هیچ قیمتی اجازه نخواهیم داد...... بازنشستگان لشکری ! کشوری! فولاد! تامین اجتماعی ! سلام جهت استحضار این پیام درفضای مجازی درحال پخش شدن است 🔹 در همه گروهها تا حد امکان اطلاع رسانی فرمایید. 🔹 هر عزیزی حتی المقدور به حداقل پنج بازنشسته اطلاع رسانی نماید تا صدای بر حق ما در کل کشور منعکس شود. از آنجا که همه ی افراد شاغل وبیمه شده روزی بازنشسته خواهند شد پس باید در نشر این پیام کوتاهی نکنند ، باشد که هیچ احدی نتواند در مقابل حقوق حقه ی کارمندان ، کارگران و بازنشستگان ایستادگی کند. حسن خزائی: باتشکر از نویسنده و ارسال کننده محترم 👇👇👇👇👇 https://t.me/tahavolgaraei
https://t.me/tahavolgaraei https://www.instagram.com/reel/Db3qGhTsLIv/?igsh=cXppaXA4a3JndGxk
https://t.me/tahavolgaraei https://www.instagram.com/reel/Db3QfpPoeTW/?igsh=bDZlY3NpZGo0ZGpq
https://t.me/tahavolgaraei https://www.instagram.com/reel/Db5DqK6ijL0/?igsh=MTlzajc5aXpzczNsdg==
از نکات مهم این بحث ارزش تنگه هرمز در صورت باز بودن آن و برنامه ریزی طرف های درگیر با ایران برای جایگزینی مسیرهای جایگزین است . تا کنون تجربه های بسیار مهمی نشان داده است که تفکر حاکم بر نظام جمهوری اسلامی یکدندگی و اصرار بر روش مقابله و بستن گوش ها بر هر…
گزارش بهروزرسانی وضعیت جنگ - شماره 74 - مهدی محمدی - 18 مرداد 1405 پاسخ به سوال ها: 1. آیا دوباره جنگ میشود؟ 2. چرا از تفاهم خارج نمیشویم؟ 3. آخرین وضعیت محاصره چیست؟ 4. پشت پرده حمله اوکراین چه بود؟ 5. آیا غربیها میتوانند تنگه هرمز را دور بزنند؟…
سلام ✳️ اندر حکایت برادر خانم مسعود خامنهای : ✍ فتوای قتل بی حجابها و معترضین به عملکرد نظام جمهوریاسلامی بدستور سيد محمد باقر خرازی برادر خانم مسعود خامنهای صادر شد !؟ ✍ سید محمد باقر خرازی برای عبور از جمهوریاسلامی و تبدیل آن به حکومت اسلامی فرمان کشتار خیابانی مردم معترض را صادر کرده است؟! ✍ او بصورت آشکار و علنی برای ایجاد حکومت اسلامی فتوای حکم قتل برای بی حجاب ها و سایر معترضین بویژه برای ریاست جمهوری اسلامی ایران را صادر کرده است .و ففط منتظر نیروهای در اختیار میباشد . ✍ بنظر میرسد حلقه اول بیت خامنهای مصونیتی خاص داشته دارند و خواهند داشت . ✍باور بفرمائيد چنین گردانيده شده است که در خاندان رهبری دوم و و امام شهیدمان، اهلبیت شان آنچنان هوای يکديگر را داشته، دارند و مراقب هم بوده و هستند : که به یک رویه ایی توافق شده و نانوشته تبدیل شده است. ✍ اخه تجربه و عملکرد این خاندان معزز و معظم نشان داده و میدهد که هرکس نظری شاز مانند حضرت آیتالله العظمی سيد محمد باقر خرازی اینچنین سخن پراکنی نماید . ✍ اگر اعدام نگردد حداقل با رأفت و عطوفت اسلامی حکم حبس و حصر ابدی برایشان صادر خواهد شد . ✍ مانند میر حسین موسوی و سيد محمد خاتمی اینچنین حکمی برایشان ساری و جاری گردانيده شده است فقط بدلیل یک اعتراض ساده به تخلفات موجود در انتخابات و ... ✍ آخه این سخنان سيد محمد باقر خرازی اذهان را به یاد عملیاتهای کربلای ۴و ۵ میکشاند . آنموقع شیخ علی تهرانی هر روز در راديو بغداد برعلیه مدافعین و رزمندگان خودمان چه حرفهائی که نثار شان نمیکرد و هرآنچه را که شایسته خویش بود بر علیه خمینی و خامنهای و رزمندگان میگفت. در حالیکه بچه ها و رزمندگان اسلام داشتند یکی ، یکی به شهادت می رسیدند و ... ✍ آنموقع سيد علی خامنهای رئیس جمهور بودند، متوجه شدیم که با توصیه ایی از بیت معظم له همسر شیخ علی تهرانی را به نزدش فرستاده اند، ✍وقتی متوجه شدیم که بدستور رئیس جمهوری و مخفیانه فرستاده شده است تا نزد شیخ علی برود و در غربت مجرد نماند و... . ✍آخه همسر شیخ علی تهرانی خواهر سيد علی خامنهای رئیس جمهور وقت بودند. سؤالات این بود که جرا چنین رفتار کرده و میکنند ؟! ✍ در حالیکه میداند شیخ علی تهرانی بعنوان شوهر خواهرش در زمان جنگ پناهنده صدام ودشمن شده است و با منافقین در عراق همکار و همراه شده است . ✍ شیخ علی تهرانی همراه با مسعود رجوی رهبر منافقین آنچنان بر علیه ایران و ایرانی رجزخوانی میکردند و دستانشان نیز تا مفرغ در خون رزمندگان ایرانی فرو رفته بود . ✍ پس از اتمام جنگ هشت ساله، حالا دیگر سيد علی خامنهای مقام بالاتری داشت و به رهبری جمهوریاسلامی منصوب شده بودند ، خواهر گرانقدر باز هم از موقعیت داداش استفاده کردند و زودتر از اسرای ایرانی به وطن باژ گشتند ، ✍ باز هم جای تعجب اینجاست که شیخ علی تهرانی در زمان رهبری برادر همسرش صحیح و سالم خیلی زودتر از اسرای جنگی به وطن بازگشتند. ✍ بدون اینکه حرفی بر علیه شیخ علی رسانه ای شده باشد ویا خبری از بازخواست و بازداشت پیرامون او رسانه ایی بگردد !؟ در حالیکه روح زم را از فرانسه به عراق کشانیدند و در کمتر از دو ماه بازجویی و دادگاهی و اعدام گرديده شده است. 👈قربان برم خدا را یک کشور و چندین قانون و ماجرا را . حسن خزائی : هیجدهم مردادماه ۱۴۰۵ https://t.me/tahavolgaraei
گزارش بهروزرسانی وضعیت جنگ - شماره 74 - مهدی محمدی - 18 مرداد 1405 پاسخ به سوال ها: 1. آیا دوباره جنگ میشود؟ 2. چرا از تفاهم خارج نمیشویم؟ 3. آخرین وضعیت محاصره چیست؟ 4. پشت پرده حمله اوکراین چه بود؟ 5. آیا غربیها میتوانند تنگه هرمز را دور بزنند؟ 6. پیمان 3 جانبه ترکیه، سعودی و پاکستان چه معنایی دارد؟ حسن خزائی: با تشکر از گزارشگر محترم 👇👇👇 https://t.me/tahavolgaraei @mohammadi61
نسل پنجم، 5G تقدیم به خبرنگاران آماتور شاید بتوان سه دههی اخیر ایران را نه فقط از روی دولتها و انتخابات، بلکه از روی نسلهای ارتباطی نیز خواند. نخستین شبکهی تلفن همراه در سال ۱۳۷۳، در دورهی هاشمی رفسنجانی وارد ایران شد. 1G. چند سال بعد، در انتخابات دوم خرداد ۷۶، موبایل به ابزار هماهنگی ستادهای انتخاباتی تبدیل شده بود. هاشمی؛ آغاز عصر موبایل. خاتمی؛ آغاز عصر ارتباطات دیجیتال. همزمان با گسترش 2G با گسترش 2G، پیامک وارد زندگی مردم شد و همزمان اینترنت، وبسایتها و وبلاگها رشد کردند. در دورهی احمدینژاد، اینترنت و رایانهی شخصی به یکی از بسترهای اصلی ارتباطات اجتماعی تبدیل شد. در دورهی حسن روحانی، 3G آمد و اینترنت از روی میز به داخل جیب مردم رفت. واتساپ و تلگرام آمدند و متن، صدا، عکس و ویدئو را بهسرعت جابهجا کردند. روحانی؛ عصر اینترنت موبایل و پیامرسانها. سپس 4G آمد و یک اتفاق مهمتر افتاد: تلفن همراه از وسیلهی ارتباط به وسیلهی ثبت وقایع تبدیل شد. دیگر برای انتشار یک اتفاق، الزاماً به خبرنگار و رسانهی رسمی نیاز نبود. هر شهروند میتوانست دوربینش را روشن کند و تصویر یک رویداد را مستقیماً به هزاران یا میلیونها نفر برساند. در دورهی رئیسی، این جامعهی تصویری به بلوغ بیشتری رسید و در تحولات اجتماعی، از جمله جنبش «زن، زندگی، آزادی»، نقش مهمی در ثبت و انتشار رویدادها داشت. البته فناوری علت این تحولات سیاسی نبود؛ اما بستر ارتباطی جامعه را تغییر داده بود. و حالا 5G. اما 5G فقط اینترنت سریعتر نیست. میتواند جهان فیزیکی را به شبکه متصل کند: کارخانههای هوشمند، خودروهای متصل، اینترنت اشیا، رباتیک، پزشکی از راه دور و ارتباط گسترده میان ماشینها. اگر 3G اینترنت را به جیب ما آورد و 4G تصویر را از انحصار رسانهها خارج کرد، 5G ممکن است مرحلهی بعدی تحول قدرت ارتباطی باشد. پس شاید بتوان این مسیر را چنین خلاصه کرد: هاشمی؛ موبایل خاتمی؛ ارتباطات دیجیتال احمدینژاد؛ وب روحانی؛ اینترنت موبایل رئیسی؛ جامعهی تصویری و امروز؛ 5G فناوری، رئیسجمهور را انتخاب نمیکند؛ اما بستر جامعهای را که در آن انتخابات برگزار میشود تغییر میدهد. و شاید مهمتر از همه: امروز هر کسی که یک تلفن هوشمند در جیب دارد، بالقوه یک دوربین، ضبط صوت، فرستنده و رسانه است. او یک خبرنگار است. خبرنگاری دیگر فقط شغل خبرنگاران حرفهای نیست. امروزه میلیونها خبرنگار آماتور وجود دارد؛ همانهایی که شاید خودشان ندانند، اما هر روز بخشی از تاریخ را ثبت میکنند. 👈حسن خزائی : باتشکر از نویسنده و ارسال کننده محترم 👇👇👇👇 ۱۷ مرداد ۱۴۰۵ https://t.me/tahavolgaraei http://t.me/MohammadHossein_Ghiasi
از گزنفون تا شورای عالی امنیت ملی چند وقت پیش، ایلان ماسک تصویری از خود منتشر کرد که در دستش کتاب آناباسیس اثر گزنفون بود؛ کتابی که بیش از دو هزار و چهارصد سال از نگارش آن میگذرد، اما هنوز در بسیاری از دانشکدههای نظامی، مراکز راهبردی و مدارس مدیریت در غرب خوانده میشود. دلیل این ماندگاری چیست؟ آناباسیس فقط یک روایت تاریخی نیست؛ گزارشی است از اینکه چگونه دههزار سرباز یونانی، پس از شکست سپاه کوروش جوان و کشته شدن فرماندهانشان، در قلب امپراتوری هخامنشی، صدها کیلومتر دور از وطن، میان دشمنان و بدون پشتوانه رها شدند. منطق نظامی میگفت این سپاه باید نابود شود؛ اما نشد. گزنفون مینویسد آنان سه کار انجام دادند: نخست، رهبری تازهای برگزیدند؛ دوم، انضباط نظامی خود را حفظ کردند؛ و سوم، هدف مشترکشان را فراموش نکردند؛ بازگشت به خانه. وقتی پس از ماهها رنج، از فراز کوهها دریای سیاه را دیدند، فریاد زدند: «دریا! دریا!» این فریاد فقط از دیدن آب نبود؛ نوید بازگشت، امید و نجات بود. شاید به همین دلیل است که آناباسیس هنوز هم خوانده میشود؛ زیرا درباره یک اصل همیشگی سخن میگوید: ملتها و ارتشها بیش از آنکه با قدرت دشمن شکست بخورند، با فروپاشی نظم، بحران رهبری و از دست دادن هدف مشترک از پا درمیآیند. به گمان من، اگر ایلان ماسک چنین کتابی را میخواند، احتمالاً بهخاطر همین درسهاست؛ درسهایی که برای مدیران، فرماندهان و سیاستمداران امروز نیز همچنان ارزشمند است. نکتهی دیگری نیز وجود دارد. چند سال پیش، ماسک تصویری از بمباران تهران را در صفحه شخصی خود منتشر کرد؛ تصویری که پس از جنگ دوازدهروزه، بار دیگر مورد توجه قرار گرفت. فارغ از اینکه انگیزهی او چه بوده است، واقعیت این است که بسیاری از فناوریهای متعلق به شرکتهای او امروز در خدمت توان راهبردی ایالات متحده قرار دارند و در مواردی نیز در اختیار متحدان آن، از جمله اسرائیل، قرار گرفتهاند. در چنین شرایطی، شاید مهمترین درس آناباسیس برای ما این باشد که در میانهی بحران، اختلافنظرها نباید به فروپاشی انسجام ملی بینجامد. نقد، حق هر جامعهای است؛ اما هیچ کشوری در میانهی یک رویارویی خارجی، با آشفتگی در ساختار تصمیمگیری و چنددستگی داخلی، امنیت خود را حفظ نکرده است. ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست. امروز حفظ انسجام، تبعیت از تصمیمات قانونی نهادهای مسئول امنیت ملی بهویژه شورای عالی امنیت ملی و پرهیز از دامن زدن به شکافهای داخلی، بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد. تاریخ، از آناباسیس گزنفون تا بسیاری از جنگهای معاصر، یک درس مشترک دارد: بقای ملتها پیش از آنکه محصول قدرت سلاح باشد، نتیجهی انسجام، اعتماد و نظم در روزهای سخت است. ۱۵ مرداد ۱۴۰۵ https://t.me/tahavolgaraei http://t.me/MohammadHossein_Ghiasi
گزارش بهروزرسانی وضعیت جنگ - شماره 73 - بخش اول (وضعیت کلان جنگ و مذاکره) مهدی محمدی - 17 مرداد 1405 https://t.me/tahavolgaraei @mohammadi61
غرب زدگی بازپخش یادداشت ۱۰ تیر ۱۳۹۹ (۳۰ جون ۲۰۲۰) همین کانال. به گمانم سنجیده ترین و کوتاه ترین نقد در باره کتاب غرب زدگی آل احمد را مدیون احمد شاملو هستیم: یاوه ای بیش نیست. چرا این کتاب پرنفوذ یاوه بافی است؟! من از حوزه تخصصی خویش به آن می پردازم: ۱- شرق و غرب، یا خاور و باختر، از دید جغرافیا، مفاهیمی قراردادی و اعتباری مرتبط با سده ۱۹ هستند. هنگامی که پس از دهه ها تشتت بین اروپایی ها بر سر تعیین نصف النهار مبدا، دهکده گرینویچ لندن به عنوان خط مبدا پذیرفته شد، کم کم مفاهیمی مانند خاور دور، خاور نزدیک، خاورمیانه و... بر اساس همین نقطه شکل گرفت و به خوردمان دادند.البته در این زمینه نقش نظامیان و جنگ ها نیز پررنگ بود. فرض کنید تهران به عنوان خط مبدا پذیرفته می شد، خب در این صورت معلوم بود که اروپا می توانست باختر میانه و آمریکای شمالی باختر دور قلمداد شود. طرفه آن که شرقی و غربی مفاهیم سرشتی یا ماهوی نیستند که بشود بر پایه آن ها جهان را به قلمروهای تفکیک شده فرهنگی تقسیم کرد؛ ۲- اگر منظور تاثیرات فرهنگی- تمدنی برخاسته از رنسانس و مدرنیته است، که این دو البته با خاستگاه اولیه اروپایی، سده هاست که عالم و آدم، از آمازون و کنگو، تا ژاپن و چین را در نوردیده اند. به راستی کدامیک از جلوه های فرهنگی- سیاسی- تمدنی ما متاثر از اروپا و جهان نو نبوده است؟ قوانین اساسی و تفکیک قوا؟ آموزش نوین دختران و پسران در همه رده ها؟ ریل و لوله و فرودگاه و رسانه ها و ...؟ لطفا تعیین کنید چه مقدار از سطوح زندگی ما متاثر از جهان نو نیست؟ ۳- چنان چه شرق و غرب به مفاهیم عرفانی و مثلا دیدگاه شیخ اشراق(سهروردی) نسبت داده شود، آن گاه موقعیت آل احمد ها بدتر هم خواهد شد؛ چرا که این مفاهیم از این منظر به هیچ روی جغرافیایی نیستند. از منظر شیخ اشراق جان آدمی نیز دارای شرق و غرب است. اولی که مشرق جان است، محل نور و روشنایی و خیزش خورشید عالمتاب و دومی به دلیل غروب کردن خورشید جان ،سرچشمه ظلام و تاریکی شمرده شده است. البته استاد احمد فردید زیر تاثیر اندیشه هایدگری، کوشید این مفاهیم آسمانی را زمینی و سیاسی کرده و قبای ضد استعماری به آن ها بپوشاند؛ ۴- ولی از این ها شگفت تر این است که در هیچ نقشه معتبر جغرافیایی، ایران و خاورمیانه جزو آسیا که لابد شرق است، شمرده نشده است.در واقع چنان چه به زیر یا بالای نقشه های عمومی آسیا بنگرید، این گونه حک شده است: Asia and middle east که یعنی آسیا "و" خاورمیانه. شوربختانه آل احمد "واو" عطف را ندید. این بدان معنی است که ایران و خاورمیانه، در قالب آسیا نمی گنجند.آسیا یعنی چین و هند؛ و باقیمانده اش نیز می شود هندوچین. پرسشم اینجاست که نسبت فرهنگی- تمدنی- تاریخی و جغرافیایی ما ایرانیان بیشتر به اروپا، قفقاز، بالکان و آناتولی نزدیک است یا چین و هندوچین؟ پاسخ روشن تر از خورشید است، ولی آل احمد بر آن متمرکز نشد و یا نمی خواست متمرکز شود؛ ۵- اگر آل احمد غربگرایی (occidentalism) را به کار می برد و بر همین پایه می نوشت، خرده ای بر او نبود؛ ولی شوربختانه وی از اصطلاحی جعلی و شاید ایرانزاد استفاده کرد: westoxication؛ که به معنای مسمومیت ناشی از تعامل با غرب است. بنگرید به بخشی از کتاب: "غربزدگی می گویم همچون وبا زدگی؛ و اگر به مذاق خوشایند نیست، بگوئیم سرمازدگی یا گرمازدگی؛ اما نه، دست کم چیزی است در حد سن زدگی.... آدم غربزده هرهری مذهب است، به هیچ چیز اعتقاد ندارد، به هیچ چیز هم بی اعتقاد نیست. یک آدم التقاطی و نان به نرخ روز خور است. همه چیز برایش علی السویه است. خودش باشد و خرش از پل بگذرد،دیگه بود و نبود هیج است ..." بله، همین کتاب انشاگونه- توصیفی و بی مبنای پژوهشی، ایران را دچار زلزله کرد و بلکه بیشتر روشنفکران را در خویش غرق. 👈حسن خزائی: بع تشکر از نویسنده و ارسال کننده محترم جناب آقای 👇👇👇👇 #یدالله_کریمی_پور https://t.me/tahavolgaraei #karimipour_k
غرب زدگی بازپخش یادداشت ۱۰ تیر ۱۳۹۹ (۳۰ جون ۲۰۲۰) همین کانال. به گمانم سنجیده ترین و کوتاه ترین نقد در باره کتاب غرب زدگی آل احمد را مدیون احمد شاملو هستیم: یاوه ای بیش نیست. چرا این کتاب پرنفوذ یاوه بافی است؟! من از حوزه تخصصی خویش به آن می پردازم: ۱- شرق و غرب، یا خاور و باختر، از دید جغرافیا، مفاهیمی قراردادی و اعتباری مرتبط با سده ۱۹ هستند. هنگامی که پس از دهه ها تشتت بین اروپایی ها بر سر تعیین نصف النهار مبدا، دهکده گرینویچ لندن به عنوان خط مبدا پذیرفته شد، کم کم مفاهیمی مانند خاور دور، خاور نزدیک، خاورمیانه و... بر اساس همین نقطه شکل گرفت و به خوردمان دادند.البته در این زمینه نقش نظامیان و جنگ ها نیز پررنگ بود. فرض کنید تهران به عنوان خط مبدا پذیرفته می شد، خب در این صورت معلوم بود که اروپا می توانست باختر میانه و آمریکای شمالی باختر دور قلمداد شود. طرفه آن که شرقی و غربی مفاهیم سرشتی یا ماهوی نیستند که بشود بر پایه آن ها جهان را به قلمروهای تفکیک شده فرهنگی تقسیم کرد؛ ۲- اگر منظور تاثیرات فرهنگی- تمدنی برخاسته از رنسانس و مدرنیته است، که این دو البته با خاستگاه اولیه اروپایی، سده هاست که عالم و آدم، از آمازون و کنگو، تا ژاپن و چین را در نوردیده اند. به راستی کدامیک از جلوه های فرهنگی- سیاسی- تمدنی ما متاثر از اروپا و جهان نو نبوده است؟ قوانین اساسی و تفکیک قوا؟ آموزش نوین دختران و پسران در همه رده ها؟ ریل و لوله و فرودگاه و رسانه ها و ...؟ لطفا تعیین کنید چه مقدار از سطوح زندگی ما متاثر از جهان نو نیست؟ ۳- چنان چه شرق و غرب به مفاهیم عرفانی و مثلا دیدگاه شیخ اشراق(سهروردی) نسبت داده شود، آن گاه موقعیت آل احمد ها بدتر هم خواهد شد؛ چرا که این مفاهیم از این منظر به هیچ روی جغرافیایی نیستند. از منظر شیخ اشراق جان آدمی نیز دارای شرق و غرب است. اولی که مشرق جان است، محل نور و روشنایی و خیزش خورشید عالمتاب و دومی به دلیل غروب کردن خورشید جان ،سرچشمه ظلام و تاریکی شمرده شده است. البته استاد احمد فردید زیر تاثیر اندیشه هایدگری، کوشید این مفاهیم آسمانی را زمینی و سیاسی کرده و قبای ضد استعماری به آن ها بپوشاند؛ ۴- ولی از این ها شگفت تر این است که در هیچ نقشه معتبر جغرافیایی، ایران و خاورمیانه جزو آسیا که لابد شرق است، شمرده نشده است.در واقع چنان چه به زیر یا بالای نقشه های عمومی آسیا بنگرید، این گونه حک شده است: Asia and middle east که یعنی آسیا "و" خاورمیانه. شوربختانه آل احمد "واو" عطف را ندید. این بدان معنی است که ایران و خاورمیانه، در قالب آسیا نمی گنجند.آسیا یعنی چین و هند؛ و باقیمانده اش نیز می شود هندوچین. پرسشم اینجاست که نسبت فرهنگی- تمدنی- تاریخی و جغرافیایی ما ایرانیان بیشتر به اروپا، قفقاز، بالکان و آناتولی نزدیک است یا چین و هندوچین؟ پاسخ روشن تر از خورشید است، ولی آل احمد بر آن متمرکز نشد و یا نمی خواست متمرکز شود؛ ۵- اگر آل احمد غربگرایی (occidentalism) را به کار می برد و بر همین پایه می نوشت، خرده ای بر او نبود؛ ولی شوربختانه وی از اصطلاحی جعلی و شاید ایرانزاد استفاده کرد: westoxication؛ که به معنای مسمومیت ناشی از تعامل با غرب است. بنگرید به بخشی از کتاب: "غربزدگی می گویم همچون وبا زدگی؛ و اگر به مذاق خوشایند نیست، بگوئیم سرمازدگی یا گرمازدگی؛ اما نه، دست کم چیزی است در حد سن زدگی.... آدم غربزده هرهری مذهب است، به هیچ چیز اعتقاد ندارد، به هیچ چیز هم بی اعتقاد نیست. یک آدم التقاطی و نان به نرخ روز خور است. همه چیز برایش علی السویه است. خودش باشد و خرش از پل بگذرد،دیگه بود و نبود هیج است ..." بله، همین کتاب انشاگونه- توصیفی و بی مبنای پژوهشی، ایران را دچار زلزله کرد و بلکه بیشتر روشنفکران را در خویش غرق. 👈حسن خزائی: بع تشکر از نویسنده و ارسال کننده محترم جناب آقای 👇👇👇👇 #یدالله_کریمی_پور https://t.me/tahavolgaraei #karimipour_k
نام یکی از دوستان ناب دانشگاه مازندران که در سال ۶۴ این چادرش پر از تجهیزات شیمیایی بود و بمباران شد و خود ش زنده ماند معرفی کنید .منظقه شمالغرب کشور سلیمانیه عراق والفجر ۹ https://t.me/tahavolgaraei
دوستان ناب دانشگاه مازندران نام یکی از دانشجویان دانشگاه مازندران در جبهه شمالغرب کشور بسال ۶۳ را اگر می شناسید معرفی کنید . https://t.me/tahavolgaraei
حسن خزائی: دوستان ناب دانشگاه مازندران در قاب خاطرها https://t.me/tahavolgaraei
حسن خزائی: دوستان ناب دانشگاه مازندران در قاب خاطرها آذر ماه ۷۰ https://t.me/tahavolgaraei