طعم داستان
Статистика" طعم داستان را با ما بچشید📚" هر دو هفته یکبار در کنارهم، خوانندهی یکی از بهترین داستان کوتاههای جهان هستیم. در این جلسات از دریچهی دنیای ادبیات، به زندگی نگاه میکنیم.🌿 ارتباط با ادمین @Haniyeh_jamali @Yaserfarahani https://t.me/+jDtZhJC5c5AxYzA0
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 9
- Всего постов
- 55
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 24
- 1/48двое суток
- 27
- 1/72трое суток
- 29
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
یک ریز از نفرتش از تمایز طبقاتی حرف میزد ولی حاضر نبود به من اجازه ی اظهار نظر بدهد. لحن حرف زدن آدمهاست که دستشان را رو میکند نه خود چیزهایی که میگویند. از ظرافت رفتارش کاملا میشد فهمید چه طور بار آمده. مثل خیلیها از دماغ فیل افتاده نبود ولی نشانه هایش را راحت میشد دید. هر وقت نمیتوانستم منظورم را درست بیان کنم یا کاری را اشتباه انجام میدادم، متلک میانداخت و بیطاقت میشد. میگفت این قدر به طبقه فکر نکن مثل پولداری که به فقیری میگوید به پول فکر نکن. از دستش ناراحت نمیشدم، شاید با کارهای توهین آمیزی که میکرد و حرفهای تندی که میزد میخواست به من حالی کند آن قدرها هم موقر نیست، ولی میدانستم که هست. وقتی عصبانی میشد دست بالا را میگرفت و هر چه از دهانش در می آمد به من میگفت، جوری که به من حالی کند خیلی بیشتر از من میفهمد. طبقه همیشه بین ما فاصله میانداخت. #کلکسیونر #جان_فاولز
از تغییراتی که کردهام متنفرم. بیش از حد پذیرا هستم. اول فکر میکردم باید خودم را وادار کنم به صریح بودن، نگذارم نابهنجاریاش افسار شرایط را به دست بگیرد، ولی احتمالاً از پیش نقشه کشیده. کاری میکند دقیقاً مطابق میلش رفتار کنم. این فقط یک موقعیت خارقالعاده نیست، شکلی خارق العاده از موقعیتی خارق العاده است. منظورم این است: مرا تحت کنترل تام و تمامش دارد ولی دست به کاری نمیزند که به طور عادی انتظارش میرود. کاری میکند به ناحق سپاسگزارش باشم. #کلکسیونر #جان_فاولز
از همه بیشتر به مجموعهای مفتخر بود که به آن میگفت ناهنجاریها! #کلکسیونر #جان_فاولز
باعث شده تغییر کنم، کاری کرده دوست داشته باشم دورش برقصم، مات و مبهوتش کنم، زبانش را بند بیاورم، خیلی خنگ است، خیلی بیذوق خیلی بی روح شبیه سفیداب. ستمی را که به من میکند میبینم مجبورم میکند دمدمی مزاج باشم، بازی کنم. تظاهر کنم. ستمِ پُر از نفرت آدم های ضعیف. جی.پی. یکبار این را گفت.انسان معمولی نفرین تمدن است. ولی او به قدری عادی است که غیر عادی است. #کلکسیونر #جان_فاولز
زیر نور مصنوعی همه چیز دروغ است، باعث میشود حتی له له بزنی برای تاریکی. #کلکسیونر #جان_فاولز
همانی است که همه به او میگویند «یک مرد جوان خوب». مطلقاً بدون جنسیت (اینطور به نظر میرسد). همیشه جوری دست به پهلو یا پشت میایستد انگار نمیداند با دستانش چه غلطی باید بکند. سربه زیر منتظرم میماند تا دستور بدهم. چشمانش شبیه چشم ماهی فقط نگاه میکنند. همین هیچ حالتی ندارند. باعث میشود حس کنم آدمی بوالهوسم، یک مشتری پولدار همیشه ناراضی (او فروشندهی مرد است در پارچه فروشی) سیاستش همین است. فروتنی تقلبی، همیشه متأسف. #کلکسیونر #جان_فاولز
امروز صبح نقاشی اش کردم. میخواستم چهره اش را فراچنگ بیاورم، تصویرش کنم. ولی خوب از آب درنیامد، و او خواستش. گفت دویست گینی برایش میدهد. دیوانه است. منم. دیوانگی اش منم. سال ها دنبال چیزی میگشته تا دیوانگیاش را به قالبش بریزد و مرا پیدا کرد. #کلکسیونر #جان_فاولز فراچنگ: به دستآورده
پرسید:« چیزی از هنر میدونی؟» چیزی که بشود اسمش را گذاشت دانش نه. «میدونستم. اگر هنر میشناختی یه آدم بی گناه رو زندانی نمیکردی.» #کلکسیونر #جان_فاولز
من نمیتونم برای کسی خصوصاً برای مردی، احترام قائل باشم که یک سری کار انجام میده فقط برای این که من رو خوشحال کنه. من دوست دارم از سر اعتقاد به درست بودنشون این کارها رو انجام بده. #کلکسیونر #جان_فاولز ترجمهٔ #پیمان_خاکسار
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи