tgindex
تاملات و تتبعات(۲) سعید رحیمیان

تاملات و تتبعات(۲) سعید رحیمیان

Статистика
@tammolat3персидский
Последний пост
12 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
3
Всего постов
25
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
198
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
127
25 постов
Вовлечённость
64,1%
к подписчикам
Постов в день
0,4
всего 25
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
28
1/48двое суток
32
1/72трое суток
34

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 12 авг.32из sokhanranihaa

    🖊 قدرت های فاسد به نام دین خدا جنایت می کنند و اینها دزد قدرت هستند ✍️ ایت الله محمد سروش محلاتی @sokhanranihaa تمام قدرت‌های فاسدی که در طول زمان به نام دین قدرت را به دست گرفتند و بر گرده‌ی مردم سوار شدند، حرفشان به مردم این بود که ما حکومت می‌کنیم چون خدا خواسته، قدرت به دست ماست چون خدا خواسته، ‌جنایت می‌کردند به نام خدا هم ثبت می‌کردند، مردم هم فکرمی‌کردند مقدرات الهی است. در ماجرای کربلا هم این مکرر اتفاق افتاد. مشاوران می‌گفتند خلیفه باید تبرئه شود. کاری نکرده، حضرت فرمود کاری نکرده؟ ترس؟ وحشت؟ استرس؟ اسم خلیفه که بیاید، اسم زندان که بیاید، اسم فلان مرکز که بیاید برای یک زن، برای یک دختر وحشت‌آور است و کافی است که سبب مرگ شود. آن‌ها می‌خواستند خلیفه را تبرئه کنند، امیر مومنان علی علیه‌السلام فرمودند نه، نه این که از بیت‌المال باید دیه را بپردازی که سبب قتل شدی بلکه باید دیه را خودت بپردازی. امام صادق علیه‌السلام در پاسخ به کسانی که فکر می‌کنند قدرت را خدا به حاکمان داده می‌فرمایند قدرت و حکومت از آن خداست به هرکس می خواهد می‌دهد، اما خدا به انسان‌های صالح و شایسته داده قدرت و حکومت می‌دهد اما اینها دزدند و اگر کسی پیراهن شما را بدزدد و ببرد نمی‌تواند ادعا کند مال من است. دزد مالک نیست، ودزدی برای دزد، حقی ایجاد نمی‌کند. در حکومت و قدرت هم همین‌طور است. بعضی از اصحاب قدرت دزدانی هستند که قدرت و حکومت را ربوده‌اند و الا خدا برای آنان مقرر نکرده است.  امامان به ما معیارهای عدالت و حقیقت را آموختند و این موضوع ثبت و در تاریخ ماندگار شد. امیر مومنان علی علیه‌السلام وقتی جلو اجرای حکم سنگسار این زن را گرفت و چون زن حامله بود و اعتراف او تحت فشار و پس از دستگیری اتفاق افتاده بود آن را بی‌ارزش و اعتبار دانست و از خلیف دوم پرسید تو حکم کرده‌ای بر علیه این زن که اهل فسق و فجور است، اما این زن حامله است، نسبت به آن نوزادی که در رحم دارد، چرا حکم به قتل او صادر کردی؟ حجت بر علیه زن داری، چه حجتی بر علیه آن جنین داری؟ این مادر را می‌خواهی بکشی فرزندش را چرا می‌کشی؟ دوم این که چگونه اقرار و اعتراف گرفتی؟ در چه شرایط او اقرار به فحشا و روابط با بیگانه کردی؟ او را ترساندی؟ دستگیرش کردی؟ تهدیدش کردی که اگر اقرار نکنی چه می‌کنم و چه می‌کنم؟ اینجا معلوم است که خودش اقرار نمی‌ند باید حالش را جا آورد و از او اقرار گرفت. اشکال دوم حضرت فرمود اقرار در شرایطی که متهم تحت فشار و ترس هست ارزش و اعتبار ندارد. ما کدام دین را قبول کردیم؟ دین عمری یا دین علی‌بن ابیطالب؟ فکر کردیم ولایت علی‌بن ابیطالب همین است که وقتی وضو می‌گیریم آب را از بالا بریزیم یا از پایین بریزیم این شد ولایت علی‌بن ابیطالب؟ بعد امیرالمومنین فرمودند که مگر از پیامبر نشنیدی که رسول خدا فرمود که هیچ کس که اعتراف می‌کند پس از آن که تحت فشار قرار گرفته باشد قابل مجازات نیست. مجازات و اعتراف او کان‌لم یکن می‌شود. هر کسی را که در بند انداختی ، زندان کردی ، تهدید کردی، فشار بر او آوردی، اقرار او نافذ نیست. آنان که دشمن علی‌بن ابیطالب بودند وقتی حقیقت و عدالت را برای آنان بیان کرد، حرفی نداشتند و بعد این جمله تاریخی را عمر گفت: زنان عالم عقیم‌اند از این که کسی را مانند علی‌بن ابطالب بزایند که اگر علی نبود عمر به هلاکت رسیده بود. استقبال کردند، نگفت من حکم کردم دیگر ، قضیه تمام شده، نظر من این بوده، اینگونه رفتار نمی‌کردند. علی‌بن ابیطالب می‌توانست حرف بزند، فرصت به او می‌دادند، استقبال می‌کردند، تازه بعدش هم می‌گفتند اگر علی نبود عمر هلاک می‌شد. . 🆔 @sokhanranihaa 🆔 @SeyedAhmadShams 🆑 #کانال‌سخنرانی‌ها 🌹

  • 12 авг.29из mohammadsorooshmahallati

    ◾️سخنرانی شب رحلت رسول اکرم ۲۰ مرداد ۱۴۰۵ ✅موضوع: پیامبر مدارا ▪️تهران. ولنجک. دارالزهرا @mohammadsorooshmahallati

  • ✅آخرین خطبه پیامبر گرامی اسلام قبل از رحلت توصیه به حاکمان پس از خویش به معیشت مردم بود و کرامت امت و رحم بر مسلمان و توقیر دانش و ..... 🔰 اصول کافی عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ بْنِ حَمَّادٍ وَ غَيْرِهِ عَنْ حَنَانِ بْنِ سَدِيرٍ اَلصَّيْرَفِيِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ يَقُولُ: نُعِيَتْ إِلَى اَلنَّبِيِّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ نَفْسُهُ وَ هُوَ صَحِيحٌ لَيْسَ بِهِ وَجَعٌ قَالَ نَزَلَ بِهِ اَلرُّوحُ اَلْأَمِينُ قَالَ فَنَادَى صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ اَلصَّلاَةَ جَامِعَةً وَ أَمَرَ اَلْمُهَاجِرِينَ وَ اَلْأَنْصَارَ بِالسِّلاَحِ وَ اِجْتَمَعَ اَلنَّاسُ فَصَعِدَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ اَلْمِنْبَرَ فَنَعَى إِلَيْهِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ قَالَ أُذَكِّرُ اَللَّهَ اَلْوَالِيَ مِنْ بَعْدِي عَلَى أُمَّتِي أَلاَّ يَرْحَمُ عَلَى جَمَاعَةِ اَلْمُسْلِمِينَ فَأَجَلَّ كَبِيرَهُمْ وَ رَحِمَ ضَعِيفَهُمْ وَ وَقَّرَ عَالِمَهُمْ وَ لَمْ يُضِرَّ بِهِمْ فَيُذِلَّهُمْ وَ لَمْ يُفْقِرْهُمْ فَيُكْفِرَهُمْ وَ لَمْ يُغْلِقْ بَابَهُ دُونَهُمْ فَيَأْكُلَ قَوِيُّهُمْ ضَعِيفَهُمْ وَ لَمْ يَخْبِزْهُمْ فِي بُعُوثِهِمْ فَيَقْطَعَ نَسْلَ أُمَّتِي ثُمَّ قَالَ قَدْ بَلَّغْتُ وَ نَصَحْتُ فَاشْهَدُوا وَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ هَذَا آخِرُ كَلاَمٍ تَكَلَّمَ بِهِ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عَلَى مِنْبَرِهِ. حنان بن سدير صيرفى گويد: من از امام صادق(ع) شنيدم مى‌فرمود: خبر رحلت قریب الوقوع پيغمبر (ص) را به ایشان دادند در حالی که تندرست بود و هيچ دردى نداشت، فرمود: روح الامين آن خبر را آورد، پیغمبر فرمود تا جار زدند «الصلاة جامعه» و دستور داد همه مهاجر و انصار سلاح برگرفتند و گرد آمدند و پيغمبر بر منبر برآمد و خبر ذحلت خود را بدان‌ها داد و سپس فرمود: 🍀خدا را به ياد آن كس آورم كه پس از من 👈والى بر مسلمانان است كه مبادا رحم نكند بر جماعت مسلمانان. 👈بايد سالخوردگان و بزرگان امت را احترام گذارد، 👈 به ناتوانان مهر ورزد و 👈 از دانشمند آنان احترام كند و بدانها زيان نرساند تا آنها را خوار كند 👈و آنها را به تهیدستى نيندازد تا از دين به در كند و 👈در خانه خود را به روى آنها نبندد تا تواناى آنان ناتوانشان را ببلعد و آنان را در قشون‌كشى‌ها به سختى نراند تا نسل امتم را قطع كند. سپس فرمود: من تبليغ كردم و اندرز دادم گواه باشيد. امام صادق(ع) فرمود: اين آخرين سخنى بود كه رسول خدا (ص) بر منبر فرمود.

  • «در فضیلت امیرالمؤمنین علی مرتضی (ع)» علی بود آنکه او شیر خدا بود به علم دین وزیر مصطفی بود ازآن چون نام حق نامش علی بود که حق را از دل و از جان ولی بود علی و مصطفی بودند یک نور علی از مصطفی هرگز نبد دور ازآن گفتش «اخی از لحم و از خون» بدان نسبت که موسی راست هارون نبی در گوش او یک علم درداد ازان اندر دلش صد علم بگشاد ازان می گفت پیوسته اسلونی جميع العلم قبل ان تفقدونی نبي بد شهر علم و او در او ازان خالی نبودی از بر او بسی معنی نبی در گوش او گفت چو پر شد رفت و اندر چه فروگفت چو چه طاقت نیاورد آن معانی در آن چه نی برست از ناتوانی چو در عالم یکی محرم ندیدی سخن با چاه گفتی و شنیدی همه سر نبی با چاه و نی گفت کسی آگه نشد کان راز کی گفت هران سری که مجمل گفت با وی مفصل میشود زآواز آن نی نبی گفتش که پا بر دوش من نه ز کعبه بت بیفکن کاین چنین به نه هرگز خمر خورد و نی زنا کرد نه هرگز در قضا روی و ریا کرد خلافت گرچه در پایانش فرمود امامت تا قیامت آن او بود نبی در باب او کاری نکو کرد به دختر نسل خود ز اولاد او کرد چو فرمان آمد از مولا نبی را که وقت آمد ولایت ده وصی را در آن وادی که یاران جمع بودند که هر یک چون چراغ و شمع بودند که نامش بد غدیر خم در افواه در آنجا منزلی کردند در راه در آن منزل خطاب آمد نبی را که فرمان ده به امر ما ولی را مترس از خلق چون حقت معین است رسان پیغام چون فرمان چنین است چو بشنود از خدا حکم قوی را طلب فرمود در ساعت علی را در آن جای توقف در زمانش ولایت داد خلق جهانش چو‌شد بر مصطفی ختم نبوت بدو آغاز شد شخص فتوت

  • *«من کنت مولاه فهذا علی مولاه»*💐💐💐 ضمن تبریک عید سعید غدیر.شعری سروده شاعر و عارف قرن هشتم هجری پهلوان محمود خوارزمی معروف به پوریای ولی در مدح مولی الموالی امیرالمومنین علیه السلام در رساله خود با عنوان کنزالحقایق نقل می گردد.💐💐💐

  • سوره المائدة يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ هَمَّ قَوْمٌ أَنْ يَبْسُطُوا إِلَيْكُمْ أَيْدِيَهُمْ فَكَفَّ أَيْدِيَهُمْ عَنْكُمْ وَاتَّقُوا اللَّهَ وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ [11] اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد، از نعمتى كه خدا به شما ارزانى داشته است ياد كنيد: آنگاه كه گروهى قصد آن كردند تا بر شما دست يازند و خدا دست آنان را از شما كوتاه كرد. از خدا بترسيد. و مؤمنانى بر خدا توكل مى‌كنند. (11)

  • *چنین عزیز نگینی* ز تندباد حوادث نمی‌توان دیدن در این چمن که گلی بوده است یا سمنی ببین در آینه جام نقش بندی غیب که کس به یاد ندارد چنین عجب زمنی از این سموم که بر طرف بوستان بگذشت عجب که بوی گلی هست و رنگ نسترنی به صبر کوش تو ای دل که حق رها نکند چنین عزیز نگینی به دست اهرمنی مزاج دهر تبه شد در این بلا حافظ کجاست فکر حکیمی و رای برهمنی

  • عاشقانه های ابوحمزه (۳) خدایا مگر میشود خودت به ما بگویی ازتو درخواست کنیم وبعدد دست خالی برگُردانیَم؟ تو اصلا معروفی که به همه اهل مملکتت همه چیز می دهی هرچه داریم به خاطر مهربانی و  محبت تو است. خدای من: بچه که بودم من را با نعمت هات بزرگم کردی. بزرگ که شدم سربلنددی و خوشنامی به من دادی تو همانی که در دنیا با  فضل ورجمتت مراقبم بود و در أخرت هم قرار است ببخشی من را اصلا همین که میشناسمت راه رسیدن به تو است. عشق به تو شفيع وپناهم هست. یقین دارم به سمت تو راهنمایی شده ام و چون دوستت دارم شفاعتم میکنی یک چیز بگم خدا؟ از بس گناه کردم مجبورم مثل لال  ها باهات  حرف  بزنم با  قلبم صدایت می زنم ولی با قلب جِرم گرفته از گناه صدات می زنم خدا بادلی ترسیده،‌ تنها،خوفناک اما امیدوار وقتی به گناهانم نگاه میکنم زارمی زنم اما وقتی به بخشش تو نگاه میکنم طمع میکنم اگر منو ببخشی بهترین خددای مهربان منی اگر هم نبخشی وعذابه کنی حقته. اما با این وضع افتضاح به خاطر لطفت از در خانه ات نمی  روم بالا خره  میدانم بین گناه من و لطف تو، کرمت برنده است پس امیدم نا  امیدم نکن، خدا. صدایم را بشنو. دعاهایم را مستجاب نما ای بهترین خدا

  • سیدمحمدعلی ابطحی: عاشقانه های ابوحمزه ترجمه: سیدمحمدعلی ابطحی (۱) خدایا: بی ادبم. میدانم اما با مجازاتت من راادب نکن. پاسخم را با مکر وحیله ای که بلدی نده من از کجا خوبی پیدا کنم؟ چگونه نجات پیدا کنم؟ هرچه خوبی وامید به نجات هست در خانه تو است ما گناهکاران که هیچ،  خوبان هم جایی جز برگشت به تو ندارند. یا  رب یا رب   يارب تورا هم که شناختم به خاطر راهنمایی خودت بود. تو دعوتم کردی. تو اگر نبودی من اصلا نمی فهمیدم خدا  چیست. ممنونم خدا: هر وقت صدات می زنم جواب می دهی حتی وقتهایی که دعوتت را با تنبلی جواب می دهم ممنونم خدا: هروقت ازت چیزی می خواهم اجابت می کنی حتی اگر نسبت به پرداخت دیونم بخل بورزم. ممنونم خدا: هر وقت دلم بشکند می توانم صدایت بزنم هر زمان که دلم بگیرد بدون واسطه می ایم در خانه ات، تو هم جواب میدهی ممنون خدایی هستم که از غیر او چیزی نمی خواهم گرفتیم،‌رفتم سراغ دییگران. میدانم جز توکسی چیزی به من نمی دهد. خدایی که فقط به او می شود امید بست، میدانم که اگر به کس دیگر ی هم دل ببندم،  بی وفایی میکند. ممنونم از خددایی که من رابه خودش سپرده است و خودش هم من را احترام می کند. ای وای که اگر من را به غیر خودش می سپارد چقدر خوار وذلیلم می کردند. من را دوست دارد بی آن که به من نیاز داشته باشد. این قدر این خدای من صبور است که انگاری من اصلا گناه نکرده ام. رمضانيات عاشقانه های ابو حمزه ترجمه و عکس از : سیدمحمدعلی ابطحی (۲) خدایا: هرچه نگاه میکنم راه های رسیدن به تو باز است چشم های امید ما به سوی تو پراز طراوت و آب زددگی است هر کس که از تو کمک بخواهد مسیر راحت و آسانی دارد. آن که داد بزند بگوید خدا،  راهش باز است اصلا فهمیده ام : آماده ای که جوابمان بدهی هروقت پریشان خاطر شوم مراقبت از من می کنی این ناله های من به امید عفو وکرمت، ‌من را از هربخیل و دنیا طلبی بی نیاز می کند هر کس به طرف تو راه بیفتد، مسیرش کوتاه است تو از مخلوقات پنهان نیستی فقط  گاهی که به دیگران چشم می دوزیم، تو را نمی بینیم. خدایا: با همه درخواستهایم به سويت راه افتادم حاجت هایم را به روی دوشم انداخته ام وبه راه زده ام. با دل پر درخواست دارم خدمت می رسم. ولی میدانم من لایق این نیستم تو من را بشنوی یا آن که از من در گذری. اماهمزمان به لطفتت اطمینان دارم. باور کن آرامشم به خاطر وعده های راست تو است. پنآه من ، یکتایی تو است. همین که یقین دارم خدایی جز تو نیست و تو تنها وبدون شریک هستی دارم به سويت برواز می کنم. خدایا تو خودت گفتی از تو طلب کنیم که تو مهربانی تو که راستگو ترینی

  • 18 февр.115из farhangi_e_kian

    خطبه امام علی(ع) در آستانه ماه مبارک رمضان   شیخ صدوق با سلسله اسنادش از امام صادق(ع) روایت کرده است که مولای متقیان امیرمؤمنان(ع) در نخستین روز از ماه رمضان(در یکی از سال‌های خلافت) در مسجد اعظم کوفه خطبه‌ای ایراد کردند و پس از حمد و ثنای پروردگار و ستایش رسول عالمیان فرمودند: هان ای مردمان، خداوند منان این ماه را بر دیگر ماه‌ها برتری داده، همانگونه که اهل بیت را بر دیگر مردمان برتری داده است. در این ماه درهای آسمان باز می‌شود، درهای رحمت گشوده می‌گردد، و درهای جهنم بسته می‌شود. در این ماه فریادها شنیده می‌شود، دعاها مستجاب می‌گردد، بر گریه‌ها ترحم می‌شود. در این ماه شبی هست که در آن شب فرشتگان از آسمان فرود می‌آیند و بر مردان و زنان روزه‌دار، به اذن و رخصت پروردگارشان تا طلوع فجر درود می‌فرستند و آن شب قدر است که خداوند دو هزار سال پیش از آنکه آدم را بیافریند، ولایت مرا مقدر فرموده است. پاداش روزه گرفتن در روز قدر از روزه هزار ماه برتر است و پاداش عبادت در شب قدر از عبادت هزار ماه برتر است. هان ای مردمان، آفتاب‌های ماه رمضان و مهتاب‌های آن با رحمت پروردگار بر مردان و زنان روزه‌دار طلوع می‌کند. هیچ شب و روزی در ماه رمضان نیست، جز اینکه جایزه‌های خداوند منان در آن از آسمان بر این امت نثار می‌شود، هر کس در این ماه به دُرّ شاهواری از نثارهای الهی دست بیابد، در روز رستاخیز در نزد خدا گرامی می‌شود و هر کس در نزد پروردگار گرامی‌ شود، خداوند بهشت را جایگاه او قرار دهد. هان ای بندگان خدا، این ماه همانند دیگر ماه‌ها نیست، روزهای آن بهترین روزها و شب‌های آن بهترین شب‌ها و ساعت‌های آن بهترین ساعت‌هاست، شیاطین در آن در غل و زنجیر در بند هستند. خداوند در این ماه روزی‌ها را افزون و عمرها را طولانی سازد و اسامی زائران بیت خود را در آن ثبت می‌کند. ماه رمضان با رحمت و مغفرت، روح و ریحان، خشنودی و رضوان پروردگار با اهل ایمان مواجه می‌شود. هان ای روزه‌دار، جایگاه خود را به دقت بررسی کن، تو در این ماه در ضیافت پروردگار هستی، نیک بیندیش که شب و روزت چگونه سپری می‌شود و اعضا و جوارح خود را از گناه چگونه محافظت می‌کنی؟ مبادا شب‌ها را با خواب و روزها را به غفلت سپری کنی! و ماه رمضان به پایان برسد، در حالی که بار گناه بردوش تو سنگینی کند و هنگامی که روزه‌داران پاداش‌های خود را دریافت می‌کنند تو از زیانکاران باشی، آن‌ها تاج کرامت بر سر بگذارند و تو محروم گردی، آن‌ها در جوار رحمت پروردگارشان سعادتمند شوند و تو از رانده شده‌ها باشی! هان ای روزه‌دار، اگر از درگاه آقای خود رانده شوی به کدامین درگاه روی خواهی کرد؟ اگر پروردگارت تو را محروم سازد، چه کسی بر تو احسان خواهد کرد؟ اگر او تو را خوار سازد، چه کسی تو را گرامی خواهد داشت؟ اگر او تو را ذلیل کند، چه کسی به تو عزت خواهد داد؟ اگر او تو را وانهد، چه کسی تو را یاری خواهد نمود؟ اگر او تو را در میان بندگانش جای ندهد، طوق بندگی چه کسی را بر گردن خواهی آویخت؟ اگر او از سرِ تقصیرهای تو نگذرد، از چه کسی امید آمرزش خواهی داشت؟ اگر او حقوق خودش را از تو طلب کند، چه پاسخی خواهی داد؟ هان ای روزه‌دار در شب‌ها و روزهای این ماه با تلاوت قرآن به سوی او تقرب بجوی، که قرآن شفاعت‌کننده‌ای است که شفاعتش پذیرفته می‌شود. قرآن در روز رستاخیز در مورد تلاوت‌کنندگان خود شفاعت می‌کند و آن‌ها به میزان تلاوت خود بر درجاتشان افزوده می‌گردد. هان ای روزه‌دار، بر تو بشارت باد، هر نفسی که در این ماه می کشی ثواب تسبیح دارد و خواب تو در این ماه عبادت به شمار می آید، طاعت‌های تو در این ماه پذیرفته و گناهانت آمرزیده است، به آواز تو در این ماه توجه می‌شود و به مناجات‌های تو ترحم می‌شود، که من از حبیب خودم رسول گرامی(ص) شنیدم که فرمود: خداوند منان را به هنگام افطار در هر شبی از شب‌های رمضان آزادشدگانی از آتش جهنم است، که تعداد آن‌ها را جز خدا نمی‌داند، تعداد آن‌ها در علم غیب خداوند محفوظ است، چون آخرین شب ماه رمضان فرا رسد، به تعداد کسانی که در طول ماه آمرزیده است، در آن شب می‌آمرزد. در این هنگام، مردی از اهل همدان برخاست و عرضه داشت: ای امیر مؤمنان از آنچه از حبیب خود پیرامون ماه رمضان شنیده‌ای باز هم برای ما بازگوی. امام(ع) فرمود: آری از برادر و پسر عمویم پیامبر اکرم(ص) شنیدم که فرمود: هر کس ماه رمضان را روزه بدارد و خود را از چیزهایی که خدا حرام کرده است نگاه دارد، وارد بهشت شود. مرد همدانی دوباره گفت: ای امیر مؤمنان از آنچه از حبیب خود شنیده‌ای بازهم برای ما بازگو کن. امام(ع) فرمود: آری از خلیل خود پیامبر اکرم(ص) شنیدم که فرمود: هر کس ماه رمضان را با انگیزه ایمان و با قصد قربت روزه گیرد، وارد بهشت می‌شود. مرد همدانی باز هم گفت: از آنچه حبیب خود در مورد این ماه به شما فرموده برای ما بازگوی.

  • 18 февр.811из ShobeiryZanjani

    🔸حلول ماه مبارک رمضان، ماه معرفت، عبادت و بندگی، ماه نزول قرآن و ضیافت بیکران الهی، مبارک باد. 🔹حضرت امام صادق علیه‌السلام فرمودند: هنگامی که ماه رمضان نو می‌شد، حضرت امیرمؤمنان علی علیه‌السلام رو به قبله می‌نمود و سپس این‌چنین دعا می‌کرد: «اللَّهُمَّ أَهِلَّهُ عَلَيْنَا بِالْأَمْنِ وَ الْإِيمَانِ وَ السَّلَامَةِ وَ الْإِسْلَامِ وَ الْعَافِيَةِ الْمُجَلِّلَةِ اللَّهُمَّ ارْزُقْنَا صِيَامَهُ وَ قِيَامَهُ وَ تِلَاوَةَ الْقُرْآنِ فِيهِ اللَّهُمَّ سَلِّمْهُ لَنَا وَ تَسَلَّمْهُ مِنَّا وَ سَلِّمْنَا فِيه» خداوندا! این ماه را بر ما نو کن به ایمنى و ایمان و سلامت و اسلام و عافیت بزرگ، خداوندا! روزه، شب زنده‌دارى و عبادت، و تلاوت قرآن را در این ماه رزق ما بفرما، خداوندا! ماه رمضان را برای ما سالم و تمام گردان، و او را از ما سالم بدار، و ما را در این ماه سالم و تندرست فرما. 📚 کافی، ج۴، ص۷۳، ح۴ @shobeiryzanjani

  • 16 февр.883из yaser_arab57

    تحقیر علوم اجتماعی مدرن (جامعه‌شناسی، انسان‌شناسی، علوم سیاسی انتقادی) تحقیر دانش تجربی درباره جامعه (پژوهش میدانی، آمار اجتماعی، روایت زیسته) تحقیر عقلانیت انتقادی (حق پرسش از قدرت و روایت رسمی) تحقیر تحلیل ساختاری بحران‌ها (فقر، نابرابری، تبعیض، ناکارآمدی نهادی) تحقیر مفهوم «اعتراض» به‌مثابه کنش اجتماعی (یکسان سازی همه رخدادها با فتنه) تحقیر زبان توصیفی و مسئله‌محور (به‌جای زبان داورانه و اخلاقی) تحقیر تکثر معرفتی (عدم پذیرش چند منبع دانایی هم‌زمان) تحقیر خودانتقادی نهادی (نپذیرفتن نقش سیاست‌ها و ساختارهای داخلی) تحقیر بدن و زیست روزمره به‌عنوان موضوع دانش (جنسیت، سبک زندگی، تجربه زیسته) تحقیر دانش بین‌رشته‌ای (پیوند علوم انسانی با اقتصاد، رسانه، روان) تحقیر گفت‌وگو (عدم فهم جامعه و قطبی‌سازی) تحقیر توسعه به‌مثابه فرایند یادگیری اجتماعی (نه پروژه‌ی تحمیلی بالا به پایین) تحقیر تخصص (هم دانشگاه، هم خودِ حوزه) تحقیر روحانیت (تقلیل حوزه از «مرجع اخلاق و فقه» به تریبون داوری ایدئولوژیک) @yaser_arab57

  • 🔥دینِ جلوه‌مدار مخرّب‌تر از دین‌ِریایی 🖌فرهاد شفتی 🍃 آشنایی دارم که فلسفه‌ خاص خود را برای خرید وسایل زینتی دارد. مرامش این است که «ارزش جنس مهم نیست، مهم اینه که جلوه داشته باشه». مثلا اگر انگشتر بخرد، این که جنسِ سنگ و حلقه چیست برایش چندان اهمیتی ندارد، ملاک اصلی برایش این است که آیا این انگشتر جلوه‌ خوبی دارد یا نه. او در پی این نیست که با این رویکرد وانمود کند که جنسِ گران‌قیمتی دارد، بلکه بنایش بر این است که : «زیورآلات می‌خری که از زیباییش لذت ببری، اگه جلوه داشته باشه دیگه چه فرقی می‌کنه که ارزش واقعیش چی باشه». 🍃 البته صلاح مُلک خویش خسروان دانند، این آشنای ما عمری است که بر همین منوال است و خدا را شکر بسیار هم شاد و سرزنده است. اما می‌اندیشم که وای بر ما اگر که همین مرام در خرید زیورآلات را در رویکردمان به دین داشته باشیم: دینِ جلوه‌مدار! 🍃 دین جلوه‌مدار رویکردی به دین است که در آن جلوه‌ی عمل، برای خود فرد یا برای خود فرد و ناظران، از ارزش آن اهمیت بیشتری دارد. منظور اصلا ریاکاری و تظاهر نیست. هدفِ ریاکار تظاهر به دین است، اما دین‌دارِ جلوه‌مدار لزوما قصدش تظاهر نیست و ممکن است در دین‌داریِ خود بسیار هم صادق باشد، مانند همین آشنای ما که در خرید زیورآلات قصدِ فریب دیگران را ندارد و بسیار صادقانه برایش «جلوه» ملاک است. 🍃 دینِ جلوه‌مدار، نقطه‌ی تاکید و تمرکز و گرانیگاه دین را عملا در نمودهای پرجلوه‌ی دین‌ می‌گذارد، و اگرچه در مقامِ نظر ارزش‌های واقعیِ دینی را نیز ارج می‌نهد اما در عمل آنقدر تمرکز و نیرویش بر آن نمودهای پرجلوه است که از پاس داشتنِ ارزش‌های دین باز می‌ماند، یا در آن کوتاهی می‌کند، یا حتی آنها را فدای نمودهای پرجلوه‌ می‌کند. 🍃 همه نه، اما بسیاری از نمودهای پر جلوه‌یِ دین‌داری به راستی از دین‌اند و در مرتبه‌ی خود ارزشمند.‌صحبت از نفی این دسته از جلوه‌ها نیست، صحبت از این است که گرانیگاه کجاست. 🍃 نمونه‌هایی از کاستن ارزش‌های دینی به نمودهای پرجلوه: ▫️دینی که بر مدار معنویت است کاسته می‌شود به دینی که بر مدار مناسک و مراسم است (نمونه‌ جلوه برای خود و دیگران) ▫️ایمانی که خروجی‌اش دغدغه‌ عمل صالح است کاسته می‌شود به ایمانی که خروجی‌اش دغدغه‌ حرام و حلال است (نمونه‌ جلوه برای خود) ▫️شریعتی که بر پایه‌ اخلاق است ... شریعتی که بر پایه‌ رفع تکلیف است ▫️عبادتی که علامتش دوری از فحشا و منکر است ... عبادتی که علامتش جای سجده است ▫️پیامبر و امامی که اسوه‌ی زندگی است ... پیامبر و امامی که موضوع مدّاحی است ▫️کربلایی که تشویق به حق‌مداری می‌کند ... کربلایی که تشویق به شیون و زاری می‌کند ▫️جامعه‌ی اسلامی‌ای که اولین سنگرش اقامه‌ی قسط است ... جامعه‌ اسلامی‌ای که اولین سنگرش پوشاندن موی زنان است ▫️سخنی که ملزم به صداقت و دقت است ... سخنی که ملزم به بسم‌الله و صلوات است ▫️غذایی که از مال حلال باشد ... غذایی که موادّش حلال باشد ▫️آیه‌ خدا مرجعِ اخلاق است ... آیه‌ خدا مرجعِ احکام است ▫️وهن اسلام را در غفلت از اخلاقِ دینی دیدن ... وهن اسلام را در غفلت از احکامِ دینی دیدن ▫️مصلحت را در راستی و درستی حتی به قیمت آبرو دیدن  ... مصلحت را در حفظ آبرو حتی به قیمت دروغ و نیرنگ دیدن ▫️توهین به اسلام را در بداخلاقی به نام پیشوایانِ دین دیدن ...  توهین به اسلام را در بی‌احترامی به پیشوایانِ دین دیدن 🍃 اما چرا نوشتم که دین‌ِجلوه‌مدار مخرّب‌تر از دینِ ریایی است؟ دین‌دارِ ریاکار حداقل سعی می‌کند تظاهر کند که به ارزش‌های دینی وفادار است، دین‌دار جلوه‌مدار در عمل جلوه را جایگزین ارزش می‌کند. دینِ ریایی شاخه‌های دین را تهدید می‌کند اما دینِ جلوه‌مدار به ریشه می‌زند. چه سود از پوسته‌ی بدون مغز و صدفِ بدون گوهر.

  • без подписи

  • 🏆خانه‌ی خدا (عبادتگاه) به دستی که به خون انسان‌ها آغشته است، بر پا نمی‌شود 🟥شیخ اکبر محی‌الدین ابن عربی: بدان! رعایت شفقت و مهربانی بر بندگان خدا سزاوارتر است از غیرت ورزیدن برای خدا. داوود می‌خواست که بیت‌المقدس را بنا سازد، بارها آن را بنا کرد، هربار که از بنا فارغ می‌شد، ویران می‌گردید. از آن به خداوند شکایت برد، خداوند بدو وحی کرد که این خانه‌ی من به دستی که خون ریخته، بر پا نمی‌شود، داوود گفت: پروردگارا! آیا آن‌ها در راه تو نبوده است؟ فرمود: آری اما آیا آنان بندگان من نبودند؟ 🔖فصوص‌الحکم 🟥شرح و منظور از "غیرت ورزیدن برای خدا" در متن فوق: 🔴قیصری غیرت در خدا را "از قتل به غیرت در خدا" تعریف می‌کند. 🔴جامی می‌گوید: به اجرای حدودی که منتهی به هلاکشان می‌شود‌. 🔴کاشانی نیز چنین شرح می‌دهد: زيرا شفقت مبدأ و اصلش رحمت است و غیرت، منشأش قهر و غضب، و دانستی که رحمت از حیث حكم و احاطه جلوتر است، پس آن به رعایت -به سبب قربش به ذات- نزدیک تر است «صاین» و بر عدم غیرت مؤاخذه نمی‌شود، چون در حقایق نبوی اصلی ندارد، زیرا آن از غیریت است و در آنجا غیری نیست

  • 🖊حکومت_دینی: یک  تناقض_درونی؟ ✍️ سید مرتضی جزایری  @sokhanranihaa دین و دولت، برخاسته از دو سرچشمۀ متفاوت و مُتوجه به دو افق جداگانه‌اند. درهم‌آمیختن این دو، نه تنها به کمال هیچ‌یک نمی‌انجامد، که هر دو را از رسیدن به غایت اصلی خود بازمی‌دارد. #دین، در جوهر خود، پروژه‌ای است برای پرورش انسان و شکوفایی درونی او. این مسیر، جز با آزادی و اختیار، هموار نمی‌گردد. اوامر دین در سپهر اجتماع، بیشتر جنبۀ ارشادی و اخلاقی دارد و پیوندش با وجدان آدمی است که آن را برپا می‌دارد. اجبار و اکراه، در این عرصه، بی‌ثمر و بلکه ویرانگر است. اما #حکومت، نهادی زمینی و متکفل مدیریت جامعه و تضمین قراردادهای اجتماعی است. بقا و کارآمدی آن، ناگزیر به ابزارهای مولوی، قانون و در مواقعی، الزام گره خورده است. تلقی رایج از نسبت دین و حکومت، نیازمند بازخوانی است. اطاعت از پیامبر اکرم(ص)، در عمق خود، اطاعتی بود برآمده از ایمان، اعتماد و شیفتگی به سیرت و شخصیت او، نه صرفاً انقیاد در برابر یک ساختار قدرت. آیات قرآن بر رحمت برای جهانیان، خوش‌خُلقی، صبر و مدارای پیامبر(ص) تأکید می‌ورزد. این شیوه، نشان می‌دهد که روش اصلی ایشان در هدایت، اقناع باطن و تأثیر بر قلوب بوده است، نه تحمیل بیرونی. ماندگاری و نفوذ تعالیم ایشان در طول قرن‌ها، گواه همین رویکرد است. حکومت، عرصۀ عقلانیت جمعی، مصلحت‌اندیشی و مدیریت اقتضائات متغیر دنیوی است. حال آنکه دین، با عالم معنا، ارزش‌های پایدار و رابطۀ شخصی انسان با حقیقت سروکار دارد. این تفاوت در ماهیت، موجب می‌شود که اگر دین به‌عنوان ایدئولوژی رسمی در ساختار حکومت ادغام شود، ناچار می‌گردد از منطق قدرت تبعیت کند. در این صورت، چه‌بسا ارزش‌های معنوی و اخلاقی ذاتی آن، فدای مصالح سیاسی و ضرورت‌های حکمرانی شود. تاریخ نشان داده است که دیانت وقتی در جامۀ حکومت ظاهر می‌شود، همواره در معرض این خطر است که از مسیر اصلی خود منحرف گردد و به ابزاری برای مشروعیت‌بخشی به قدرت تبدیل شود. رهبران معنوی بزرگ تاریخ، معمولاً در جایگاه حکمرانان دنیوی قرار نگرفته‌اند. نفوذ آنان از جنس دیگری بود؛ نفوذی مبتنی بر مرجعیت اخلاقی، معرفتی و محبت، نه اعتبار نهادهای قهری. اقتدار پیامبر(ص) در مدینه، اگرچه وجوهی حکومتی داشت، اما ریشه در همان اعتماد و ایمان پیشینی مردم به «صداقت» و «امانت» ایشان داشت. این الگو، قابل تقلیل به یک مدل حکومتی صرف نیست. تفکیک نهاد دین از نهاد حکومت، نه تنها به معنای کنار گذاشتن دین از زندگی اجتماعی نیست، بلکه ضامن سلامت، پویایی و نفوذ واقعی دین در جامعه است. این تفکیک، دین را از گرفتار آمدن در گرداب قدرت و تعارض‌های اجتناب‌ناپذیر آن می‌رهاند و به حکومت نیز امکان می‌دهد بر اساس خرد جمعی و نیازهای متغیر جامعه، با مسئولیت کامل اداره شود. بخشی از درسگفتار نقد مبادی فقه سید مرتضی جزایری سال ۱۳۷۲ . 🆔 @sokhanranihaa 🆔 @loversfaith 🆑 #کانال‌سخنرانی‌ها 🌹

  • ✅خطای راهبردی مبلغان در تبلیغ دین ✍️احمد حسین شریفی* ما یک خطای راهبردی در تبلیغ داشتیم و آن اینکه «تبلیغ خطابی» را جایگزین «زیست مشترک» با مردم کردیم. یعنی گزاره‌های دینی را دائما از شبکه‌های تلویزیون و منبر و ... مستقیماً و مکرراً بیان کردیم؛ اما «زیست مشترک» یعنی همزیستی اخلاقی بلند مدت در زندگی روزمره در کنار مردم را فراموش کردیم. شما الان تلویزیون را ببین ... سمت خدا، محفل، معلی، عمو‌روحانی، سخنرانی‌های صبحگاهی، شبکه قرآن، در کنار اعزام مبلغ، رادیو معارف، تریبون‌های نماز جمعه و... (همه بیان دین به صورت لخت و مستقیم) اما قدم زدن روزمره یک روحانی در محله و سلام کردن به کسبه و ...، اثر دیگری دارد. سفری که به روسیه داشتم، یک امام جماعت در بزرگترین مسجد سن پترزبورگ توجه ما را به خود جلب کرد. اصالتا تاجیکی بود. دو ساعت با او بودیم. یک گزاره دینی بیان نکرد! فقط ادب و متانت و تواضع و پذیرائی. نهایتاً او را به حرف آوردیم. گفت ایران با این شکل و شیوه تبلیغی به سمت سکولاریسم می‌رود! گفتیم: چرا؟ گفت: «شما گزاره‌های دینی را دائماً به مردم می‌گویید. در حالی که پیامبر فقط روز جمعه خطبه‌ای داشت؛ اما در طول هفته با مردم زندگی می‌کرد.» *(ریاست دانشگاه قم)

  • فبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ (آل عمران، ۱۵۹). مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم ۲ بهمن ۱۴۰۴

  • مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم: بیانیه مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم در مورد وقایع جانکاه دیماه ۱۴۰۴ بسم الله الرحمن الرحیم این روزها مردم سراسر ایران از حوادث بسیار ناگوار و کشته و مجروح شدن هزاران نفری در بهت و حیرت هستند که به‌دنبال اعتراضات سراسری اتفاق افتاد. بسیاری از اینان عابران پیاده، معترضان بدون قصد تخریب یا حافظان امنیت بودند. عده‌ای نیز در اثر ناامیدی و شدت تأثر از وضعیت نابه‌سامان کشور، گرانی، تورم و عصبانیت از تن ندادن مسئولان به اصلاحات و تغییرات اساسی و در اثر القائات بعضی از افراد خارج نشین و دشمنان کشور به خشونت و چه‌بسا به تخریب اموال و مراکز دینی و مذهبی روی آوردند. البته نقش عوامل صهیونیستی، تحریک‌های رییس جمهور آمریکا و گروه‌های تروریستی مسلح در به‌آشوب کشاندن اعتراضات انکارناپذیر و به‌شدت محکوم است. اما واقعا مسئول این وضعیت کیست؟ آیا آن جوان و نوجوان معترض خشمگین یا فریب‌خورده است؟ یا کسانی که به‌شدت در برابر تغییرات اصلاحی حکمرانی مقاومت نشان می‌دهند؟ در جنگ ۱۲ روزه همبستگی گسترده‌ای در میان اقشار مختلف حتی منتقدان و معترضان در برابر تجاوز آمریکا و اسرائیل کودک‌کش ایجاد شد، و دلسوزان از حکمرانان خواستند که روش حکمرانی خود را تغییر دهند. اما دریغ از اندک تغییری در روش اداره کشور! برخی از مسئولان نظام «از اینکه دشمنان بتوانند اینگونه بر روی ذهنیت فرزندان ما اثرات مخرب بگذارند» متحیر شده‌اند، باید پاسخ خود را در این سخن بیابند: «این درست نیست که هر کس با ما در برخی زمینه‌ها تفاوت داشت با برچسب ضد دین و ضد انقلاب از کشتی انقلاب پیاده‌اش می‌کنیم.» علاوه بر این، آنان توجه نکردند که تن ندادن حاکمیت به تغییر در حکمرانی به گونه‌ای که رضایت مردم را جلب کند چنین عواقبی را نیز به‌دنبال خواهد داشت. البته این سخنان به این معنا نیست که ما در برابر دشمنان کشور و کسانی که درصدد اشغال و تجزیه کشور هستند، کوتاه بیاییم. هرگز! دخالت دشمن به‌معنای آشوب، ناامنی، تجزیه و تخریب سرمایه‌های کشور است و به‌شدت محکوم است؛ ولی باید زمینه‌های تاثیرگذاری آنان را با اصلاح شیوه حکمرانی از بین برد. مردم همواره به شعار استقلال و آزادی پای‌بندند. می‌خواهند بر حسب وظیفه شرعی و قانونی بر حکومتشان نظارت کنند، بر سر ظالمان و فاسدان فریاد بزنند و آنان را که در جهت رضایت عمومی قدم بر نمی‌دارند تغییر دهند. می‌خواهند آن قدر قدرت داشته باشند که بیگانگان نتوانند برایشان خط و نشان بکشند. می‌خواهند دستگاه‌های امنیتی نقشه‌های عوامل بیگانه را قبل از اقدام خنثی کنند که منجر به چنین فاجعه‌هایی نشود. می‌خواهند آن قدر استقلال داشته باشند که بتوانند کسب و کارشان را ثابت نگه دارند. می‌خواهند مشکلات کشور بدون خشونت حل شود، خونی ریخته نشود، جسم و روح کسی آسیب نبیند و کسی زندانی نشود. می‌خواهند یک بار صدای اعتراضشان شنیده شود و به صورت قانونی بتوانند در محیطی امن نظر خود را بیان کنند. می‌خواهند بتوانند آرا و انتقاداتشان را در مطبوعات و صدا و سیما اعلام کنند. تجربه‌های تلخ سیاستگذاری‌های کلانی که کشور را به این روز رسانده است، تکرار نشود. مردم هنوز هم نظامی می‌خواهند که آنان را دوست بدارد و آنان هم او را دوست بدارند. حاکمانی می‌خواهند که حفظ جان، مال و آبروی مردم برایشان مهمترین واجبات باشد، نصیحت مصلحان را بشنوند و اگر نمی‌توانند مشکلات کشور را حل کنند به تغییر تن دهند، هر تغییری که مردم می‌خواهند. مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم با اندوه فراوان از این رویداد تلخ و جانکاه و عرض تسلیت به خانواده‌های داغدار و آرزوی صبر و شکیبائی برای آنان، معتقد است ملت ایران هرچند معترض جدی به اداره کشور است، هرگز اجازه نخواهد داد بیگانگان و کسانی که از سوی آنان تحریک و حمایت می‌شوند و با دشمنان قسم خورده ایران همکاری می‌کنند برای تجدید استبداد سلطنتی باز گردند. از طرف دیگر، لازم است مسئولان نظام اتهام استبداد دینی را از خود بزدایند. از تمرکز قدرت و اختیارات بسیارِ بدون مسئولیت و پاسخگویی بپرهیزند و بخشی از اختیارات خود را به مسئولین منتخب کشور واگذار کنند. از مسئولین اجرائی و قضائی نیز می‌خواهیم در شیوه برخورد با معترضان به اهمیت حقوق مردم توجه داشته باشند، همه امکانات درمان برای مجروحان فراهم نمایند، با دستگیرشدگان با عفو و گذشت و با تخریبگران با روش اصلاحی و تربیتی و با عوامل اصلی و دستورگیرندگان از بیگانگان و قاتلان نیروهای انتظامی و امنیتی و مردم، قاطع و قانونی برخورد کنند. روشن است که پاسخ خشونت، خشونت نیست. برخورد خشن از سوی هر کس و نهادی تخم کین می‌کارد و میوه تلخ خشونت به بار می آورد. کشور نیازمند آرامش و همدلی و استفاده از همه ظرفیت‌ها و سرمایه‌های ملی داخل و خارج است.

  • 4 янв.1361из andishevaehsan

    سخنان مهم استاد سروش محلاتی: اعتراض مردم به تشکیل طبقه جدید است آیت الله سروش محلاتی در سالروز ولادت امیرمومنان در کانون توحید تصریح کرد: اینکه علی بن ابی طالب مقابل تشکیل طبقه جدید در حکومت اسلامی می‌ایستد، باعث شده علی در تاریخ بماند وگرنه حکومت او چه فرقی با دیگران داشت؟ وی با اشاره به صفات الهی امام از نگاه آسمانی افزود: اما از نگاه زمینی امام جدای از انسانها نیست و دردش جدای از مردم نیست و همه دردهای انسانها ظهوری در رنجهای امام دارد و از این رو امام علی می‌گوید: تنها اکتفا کنم به این که به من امیرالمومنین بگویند و در سختی های روزگار با مردم همراهی نکنم؟ رهبران الهی تنها به فکر دین و ایمان مردم نیستند، بلکه به فکر نان و معیشت آنها هم هستند. سروش محلاتی با برشمردن سه گونه واکنش امیرمومنان در برابر بی عدالتی توضیح داد: امام علی(ع) در درجه اول در جهت گرفتن حق مظلوم از ظالم اقدام کرد، در مرحله دوم اموال خویش را با محرومان و فقرا تقسیم کرد و در مرحله سوم، زندگی خود را به عنوان رهبر جامعه مطابق با ضعیفترین مردم قرار داد و مانند آنان زندگی می‌کرد. چون کسی که دربرابر رنج انسانها سکوت می‌کند و واکنشی ندارد، عالم اسلامی نیست. وی افزود: امیرمومنان در ابتدای ورود به کوفه فرمود: من که با این لباس و وضع وارد کوفه شدم، اگر بعد از حکومت وضعم بهتر شد، بدانید به شما خیانت کرده ام. حال شما ببینید برخی انقلابی ها و مسئولان ما قبل از انقلاب چه وضعی داشتند والان چه وضعی دارند؟ استاد حوزه علمیه قم در توضیح اینکه امیرمومنان، بر رهبران عادل جامعه زندگی کردن مطابق ضعیفترین و محرومترین مردم زمان خود را لازم دانسته، گفت: امام می‌فرماید اگر فقر در جامعه بود، رهبر باید مثل مردم فقیرش زندگی کند و گرنه مردم، به هیجان می‌آیند و شورش می‌کنند. آنها وقتی می‌بینند خودشان در انواع مشکلات هستند و مسوولان نه، اعتراض می‌کنند و می‌گویند ادعای عدالت دروغ است. وی ادامه داد: البته ساده زیستی باید در همه زندگی باشد، نه اینکه ما در ویترین غذای ساده بخوریم، موکت بیندازیم، اما از بهترین امکانات درمانی استفاده کنیم، از امن ترین و راحت ترین وسیله سفر استفاده کنیم، خانواده و نزدیکان ما از رفاه و اسایش برخوردار باشند، برای سفر درمانی به انگلیس بروند و بعد بگوییم ساده زیست هستیم و مثل فقرا زندگی می‌کنیم. استاد سروش محلاتی با اشاره به وعده هایی مبنی بر تشکیل جامعه بی طبقه توحیدی از سوی جریان مارکسیسم و برخی انقلابیون، پیش از پیروزی انقلاب گفت: نقدهای مهمی به این ادعا تحت عنوان تشکیل «طبقه جدید» وارد شد و شهید مطهری هم به این نقدها قبل از انقلاب استناد می‌کند. حرف منتقدین مارکسیسم این بود که این جریان به اسم مخالفت با سرمایه داری و جامعه طبقاتی انقلاب می‌کند و بعد یک طبقه جدیدی را تشکیل می‌دهد که از همه امتیازات و انحصارات قدرت برخوردارند، اسم این وضعیت را طبقه جدید می‌نامد. وی گفت: ما امروز هم شاهدیم طبقه جدیدی در جامعه تشکیل شده، طبقه ای که امتیازات مختلف از قدرت، ثروت، رفاه و امکانات را برای خود دارد و حاضر نیست جامعه را در آن شریک کند، اعتراض مردم هم به همین است که شما به اسم محرومان انقلاب کردید اما خودتان از محرومیت به رفاه رسیدید و فقرا فقیرتر شدند. ما عامل اصلی که باعث نارضایتی می‌شود را نادیده می‌گیریم و فقط عوامل ثانوی مثل تحریک دشمن را می‌بینیم. سروش محلاتی با اشاره به کتاب «اندیشه اسلامی در قرآن» که جمع آوری سخنرانی‌های قبل از انقلاب آیت الله خامنه ای است، بخشی از متن سخنرانی در مشهد را قرائت کرد: «جامعه اسلامی یک جامعه بی طبقه است، جامعه ای است که هیچ کس امتیازی به دیگران ندارد و همه می‌توانند به همه مقامات برسند.» این نویسنده ادامه داد: شکاف میان آن وعده ها و وضع امروز، پرسشهایی را ایجاد می‌کند، چطور وقتی برخی افراد سی، چهل سال و بیشتر بریک صندلی و مسئولیت می‌نشنینند، دیگران می‌توانند به جایگاهی برسند. اگر امیرمومنان می‌گوید: رهبران عادل، باید زندگیشان در سطح ضعیف ترین و فقیرترین قشر جامعه باشد، برای آن است که این طبقه جدید شکل نگیرد و ایشان زندگی و حکومتش را در خدمت این هدف قرار داد؛ وگرنه چه تفاوتی با دیگران می‌کرد. وی با اشاره به خاطرات مرحوم هاشمی در مورد درخواست سفر درمانی مسئولان و علما به خارج از کشور از ابتدای انقلاب و حتی در سخت ترین سالهای جنگ افزود: طبقه جدید همین است که مردم برای درمان دسترسی سختی به بیمارستانهای داخل کشور داشته باشند و شخصیتها برای درمان با پول بیت المال به انگلیس بروند، واکسن کرونای انگلیسی برای مردم بد باشد و سفر به انگلیس برای طبقه جدید خوب باشد.