tgindex
" تَنَفُّسِ صُبح "

" تَنَفُّسِ صُبح "

Статистика
@tanafossobhhhперсидский

پناهگاهی از جنس کلمات برای فرار از جور این روزگار... t.me/NamKimBot?start=Tanafoss (ناشناس) @TheYGsHustler(نویسنده و کارگردان)

Последний пост
13 авг.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
3
Всего постов
22
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
97
+1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
64
22 постов
Вовлечённость
66,0%
к подписчикам
Постов в день
0,4
всего 22
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
18
1/48двое суток
20
1/72трое суток
22

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 13 авг.143из avayee_andisheh

    سینه مالامالِ درد است، ای دریغا مرهمی دل ز عالم کنده‌ام، دیگر ندارم همدمی باغِ عمرم را خزانِ بی‌کسی بر باد داد مانده از آن باغِ خاموشم فقط یک خرّمی شمع بودم، سوخته‌ام تا روشنی بخشِ دلی عاقبت خاکسترِ من ماند و بویِ ماتمی هر که آمد، برگِ خشکی بود در پاییزِ من عمر کردم با بهاری، مانده در دل، عالمی چشم بستم بر همه، تا خویش را پیدا کنم دیدم آخر خویش را گم کرده‌ام در آدمی علیخانی✍🏻 #شعر #ادبیات

  • ‌‌‌نه راهی به رویا می‌رسد؛ نه رویایی به راه. برمی‌گردم، به رنگ‌های رفته‌ی دنیا. به موهای مادرم، پیش از آنکه پدر ببافدش؛ به خاک، پیش از آنکه تو در آن به خاک روی. و آن کتابِ کوچکِ غمگین - پیامبر شدن در جزیره‌ی متروک - از هم، به هم گریخته‌ایم؛ از خاک، به زیرِ خاک؛ و انگار تمام جاده‌ها را با پرگار کشیده‌ است؛ و انگار مرگ نقطه‌ای است، که به پایان تمام جمله‌ها می‌آید. و آن پرنده‌ی کوچک، که رویای من و تو بود؛ در دهانش برگی گذاشته‌اند، تا سکوت کند. از شب به شب گریخته‌ایم. دست‌هایت را به تاریکی فرو ببر؛ و هر چه را که لمس کردی، باور کن. الف،گاف

  • ‌‌‌‏‌‌‌‏انقدر نتِ اشتباه زدم که سیم‌های پیانو بریدن؛ لابد اون‌ها هم طاقتِ شنیدنِ این همه حرف رو نداشتن! -تراوش ذهنی

  • 9 авг.3351из Onissm

    دلتنگی مفهوم تلخ و غم انگیزیه، آدمای دلتنگ این میکس بهتر از بقیه درک میکنن. اُنیسم

  • قول میدهم هرگاه که فریدون فروغی ترانه جدیدی بخواند، هرگاه ماه از آسمان بیفتد، هرگاه دریا تشنه شود، هرگاه خورشید از غرب طلوع کند، هرگاه زمان به عقب برگردد، هرگاه سایه‌ام از من جلو بزند، هرگاه سنگ‌ها گریه کنند، هرگاه زمستان گل بدهد، هرگاه ستاره‌ای روی زمین بنشیند، هرگاه محال، ممکن شود آن موقع من هم دست از دوست داشتن ت برمیدارم -الف،گاف

  • اگر قول بدهی که به خوابم بیایی قول میدهم که برای همیشه به خواب بروم الف،گاف

  • 5 авг.554из Onissm

    گاهی بعد رفتن یه نفر می‌فهمیم چقدر اشتباه کردیم و اونجاست که تلخ ترین از دست دادن زندگیمون رو تجربه میکنیم، اون آدم تبدیل میشه به آرزوی دست نیافتنی که هیچ وقت قرار نیست دوباره داشته باشیمش. اُنیسم

  • چیکار کنم واقعا دیگ نمیدونم از راه دور عین یه جسد مرده میمونم که فقط بلده دست و پا بزنه و اسم ش رو گذاشته تلاش برای بقا من دیگ بلد نیستم چیکار کنم

  • عالیه روز به روز همه چی داره بدتر میشه هیچ مخاطبی باقی نموند که حرف های دلم رو بتونم غیر مستقیم و از طریق یه واسطه بهش برسونم بلکه مرحمی بشه برای من و راهی بشه برای برگردوندن گذشته ای که هر شب دارم حسرت ش رو میخورم الف،گاف

  • без подписи

  • به راستی که در نبود تو تمام روز های هفته همانند عصر جمعه می‌گذرد کسل کننده پوچ بی محتوا ناامید کننده تلخ و غم انگیز

  • 2 авг.766из unja_kee

    اونجا که مولانا میگه: نکند‌ فکر‌ کنی‌ در‌ دل‌ من‌ یاد‌ تو‌ نیس گوش‌کن نبض دلم‌ زمزمه‌اش‌ با‌ تو‌ یکیست

  • -‌ عهد،وفاداری،امید به راستی که درحال رقابت با غم نبودنت هستم بر سر اینکه کدام یک از ما می‌تواند وفادارتر باشد رقابت تنگاتنگی ست زیرا نه من قصد فراموشی و برگشت از مسیر دارم و نه غم نبودنت قصد رفتن از وجودم دارد شاید رقیب سرسختی باشد اما به هرحال پیمان های خودم رو به یاد دارم و از قدیم گفتن که " مرد و حرفش " یاد گرفتم هرچقدر که شرایط ناگوار پیش برود ،روی عهدم پایبند بمانم و امید رو زنده نگه دارم و خیال کنم که می‌توان قلبی که حال خالی و پوچ هست رو دوباره سرزنده کرد شاید بگویی چه امیدی؟امید به چه چیزی؟ امید به یک لیوانی که قبلا پر بود ، به یک مبل ای که قبلا دونفره بود ، به داستانی که قبلا دو شخصیت داشت خب؛ شاید دیگه لیوان پر نباشه و صندلی دو نفره نباشه و شخصیت های داستان در تنهایی به سر ببرند؛ اما خاطرات ش و وجود این ها در ذهن من کافیست برای زنده ماندن و امید به برگشت به روزهایی که جواب سوال "خوبی؟" رو بدون ابهام میدادم.روزهایی که شخصیت داستان چشم ستاره هارو رو با درخشندگی ماه قشنگ ش کور میکرد. حال نیز شاید شخصیت داستان با یک تیر در قفسه سینه اش نفس بکشد اما برای او مهم تر از همه چی آن است که پایبند بماند حتی به نبودن گل رز خویش ، پایبند ماندن به قالب خیالی آن شخصیت نازی که روزی واقعی بود. با خیال پردازی از درد آن کم میکنم زیرا آدمی به امید زنده ست و این فکت برای من و امید من و احساسات پیرامون ش هم صدق میکنه کشتن امید و احساسات برای من فارغ از ناممکن بودن ش بدتر از گرفتن یک سرطان بدخیم عه نبودن ش یکسان است با نبودن الف،گاف الف،گاف

  • -صورتی زیباتر از گل های لاله و رز و نسترن -صدایی دل انگیز تر از آثار بتهوون -چشم هایی اعجاب انگیز تر از اصفهان -موهایی با پیچ و خم بیشتر از چالوس -پیکری بی نقص تر از آثار میکل آنژ -نقاشی بهتری از ونگوگ +دیگر چه میخواهی؛ حقا که کفر نعمت است گلایه از این همه…

  • -صورتی زیباتر از گل های لاله و رز و نسترن -صدایی دل انگیز تر از آثار بتهوون -چشم هایی اعجاب انگیز تر از اصفهان -موهایی با پیچ و خم بیشتر از چالوس -پیکری بی نقص تر از آثار میکل آنژ -نقاشی بهتری از ونگوگ +دیگر چه میخواهی؛ حقا که کفر نعمت است گلایه از این همه زیبایی

  • без подписи

  • 26 июл.904из Dialectic_cafee

    جانا بجز از عشق تو دیگر هوَسم نیست سوگند خورَم من ، که بجای تو کَسم نیست امروز منم عاشق بی‌مونس و بی‌یار فریاد همی خواهم و فریاد رسَم نیست در عشق نمی‌دانم درمانِ دلِ خویش خواهم که کنم صبر ولی دست رسَم نیست خواهم که به شادی نفسی با تو برآرم از تنگ دلی جانا ، جای نفسم نیست

  • +ببخشید - نه چیز خاصی نیس فقط فکر کنم درخواب کمی به مشکل برخوردم

  • 24 июл.893из Onissm

    هایده ، چاوشی ، قربانی ، طهماسبی بی‌شک قشنگ ترین آهنگی میشه که گوش دادی. ماه نگاهِ من است خیره به تو. اُنیسم

  • به خداحافظیِ تلخ تو سوگند نشد که تو رفتی و دلم ثانیه‌ای بند نشد... فاضل نظری