tgindex
طنین ترانه (هانی ظهیری)

طنین ترانه (هانی ظهیری)

Статистика
@tanin_e_taranehВидеоперсидский

برای گفتن و شنیدن از ترانه، موسیقی فیلم و سینما (استفاده از مطالب این کانال با ذکر منبع بلامانع است)

Последний пост
13 июн.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Видео
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
265
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
437
20 постов
Вовлечённость
164,9%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 13 июн.811из taranehbazzii

    درباره‌ی پادکست/ویدیوکست «شبانه‌ی دوم» که در آستانه‌ی تولد است. کانال یوتیوب: https://youtube.com/@hoseinassaran در اسپاتی‌فای: Shabaneye Dovom

  • 2 июн.1546из taranehbazzii

    Www.Monfaredzadeh.com

  • 13 авг. 2025 г.32371из taranehbazzii

    نشر «ثالث» برگزار می‌کند

  • سالها پیش فرصت صحبت با جناب #بابک_افشار را داشتم اما باید دوباره اطلاعات را با ایشان مرور می‌کردم و سپاسگزار لطفشان هستم که همیشه به بنده لطف دارند. هیچ مطلبی درباره‌ی چگونگی ساخته شدن فیلم #حسن_کچل بدون صحبت با جناب #علی_عباسی نمیتوانست از منظر تاریخی دقیق باشد؛ سپاسگزار لطف ایشان هم هستم که رخصت و فرصت هم‌صحبتی دادند و با حوصله پاسخگوی سوالاتم بودند. متاسفانه از نمایشنامه‌ی به روی صحنه‌ رفته‌ی حسن کچل به غیر از چند عکس و نقد چندان اثری باقی نیست و یا در پیگیری‌های من به دست نیامدند؛ اینجا سپاسگزار لطف بی‌دریغ سرکار خانم #احترام_برومند هستم که لطف کردند و علاوه بر گفتگو با بنده امکان گفتگو با جناب سمسارزاده را هم فراهم کردند که نقشی کلیدی و مهم در تکمیل این مطلب داشتند. جناب #اصغر_سمسارزاده، که سایه‌شان مستدام، از معدود بازماندگان اجرای صحنه‌ای هستند که در نهایت بزرگواری و مهربانی پاسخگوی سوالاتم بودند. بهرنگ جان بقایی رفاقت تمام کرد و در روشن کردن روایتهای مربوط به زنده‌یاد احمدی بسیار کمکم کرد. مثل تمامی مطالب گذشته منت‌دار جناب بهارلو هستم که منابع بسیاری را بی‌دریغ در اختیارم قرار دادند. و در انتها هم تشکری همیشگی از حسین عصاران عزیز که نظراتش همیشه در پروراندن مطالب و از جمله این مطلب یاری‌رسان هستند.

  • خوشبختانه یا بدبختانه در این گوشه‌ی دنیا دچار بی‌برقی و بی‌آبی نیستم اما ما زنجیر سبک‌ترها دچاریم! دچار آن سرزمین کنون «سوگش سور...»! حوصله‌ی نوشتن ندارم ولی جان‌سختانه ادامه میدهم. شاید می‌نویسم تا از واقعیت فرار کنم و شاید هم برای اینکه حداقل از یاد خودمان نرویم. چند سال بود که قصد نوشتم در مورد موسیقی فیلم حسن کچل را داشتم. با آن که در مورد این دردانه‌ی #علی_حاتمی مطلب و نقد کم نوشته نشده است اما هنوز بسیاری مطالب ناگفته‌ و سوالات پرسیده نشده باقی بودند. سعی کردم در مطلب بلندی که به لطف دوستان #مجله_فیلم_امروز در این شماره‌‌ی مجله چاپ شده است به برخی از این سوالات و موضوعات بپردازم؛ مواردی چون تفاوتهای نسخه‌ی بر صحنه رفته با فیلم، نقش بزرگوارانی چون علی عباسی و بابک افشار در شکل‌گیری و پرورش این اثر، بررسی  موسیقی، معجزات احمدی و اسماعیلی و طهماسب و یا چرایی موفقیت حسن کچل در قیاس با میراث‌خوارانش. ...

  • 13 июл. 2025 г.23852из taranehbazzii

    گفت‌وگوی روزنامه‌ی «هم‌میهن» با من درباره‌ی دفتر دوم شناسنامه‌ی اسفندیار منفردزاده. شماره‌ی روز یکشنبه، ۲۲ تیر ۱۴۰۴ @Taranehbazzii

  • مصاحبه روزنامه هم‌مهین با حسین عصاران

  • «شازده احتجاب روایتی سرراست نبود که روایت موسیقایی آن سرراست باشد و احمد پژمان موفق شده است که در عین همراهی با لحن متن گلشیری و رنگ تصاویر فرمان‌آرا، به خوبی تصویرگر سیالیت روایت، درهم‌تنیدگی‌ها و آشفتگی ذهن و ‌مَنگی شازده باشد. سوال اما میزان آگاهانه بودن انتخابهاییست که بنای این موفقیت را نهادند...» در این شماره‌ی ماهنامه‌ی #فیلم_امروز از موسیقی #احمد_پژمان برای فیلم #شازده_احتجاب و به طور خاص سکانس پایانی این فیلم نوشته‌ام و سعی کرده‌ام در عین تحلیل کار احمد پژمان به سوال مهمی که در این چند خط بالا مطرح شده است پاسخ دهم. امیدوارم که اینگونه باشد. پی‌نوشت: این پنجاهمین شماره‌ی ماهنامه‌ی فیلم امروز بود. دست‌مریزاد و خسته نباشید به بنیانگذاران، گردانندگان و همکاران این ماهنامه.

  • سخت بتوان در مدیوم پادکست آن هم پادکستی مصاحبه‌محور به استانداردهای یک اثر پژوهشی رسید و به حتم این اپیزود #رادیو_نیست هم از این معضل مستثنا نخواهد بود اما باید از رامیار عزیز و گروه رادیو نیست تشکر کنم که با صبوری وسواس‌های مرا تحمل کردند و سعی کردند تا آنجا که ممکن است نظراتم را در نسخه‌ی نهایی اعمال کنند. این اپیزود از #رادیو_نیست اگر تنها بهانه‌ای باشد برای یاد کردن از بزرگواری‌ها و سخاوت بزرگانی چون #بابک_افشار ، #تورج_نگهبان و #پرویز_اتابکی در حق نسل بعد از خود و یا دلیلی برای نشان دادن اهمیت وجود فضاهای فرهنگیِ پویا و پیشرو از جنس #استودیو_طنین در تاریخ فرهنگی یک ملت، ما را بس!

  • «نمی‌توان در مورد ای ایران صحبت کرد و درگیر سوال چرایی و چگونگی رسیدن تقوایی به این انتخاب [استفاده از سرود ای ایران] نشد؛ یا کنجکاو نبود که آیا تقوایی از ابتدا قصد استفاده از این سرود را داشته است یا خیر؟ و مهمتر از تمامی این سوالات آیا برای آنچه تقوایی به دنبال تصویر کردنش در ای ایران بود استفاده از این سرود انتخاب به جایی بود؟» این چند سطر جملات آغازین مطلبی هستند که در شماره‌‌ی اسفند ماه مجله‌ی #فیلم_امروز در مورد فیلم #ای_ایران از بنده به چاپ رسیده است.‌ ابتدا قصدم تنها نوشتن درباره‌ی سکانس نواختن ویولن‌ در کلاس درس توسط آقای سرودی بود اما هر چه جلوتر رفتم حیفم آمد در مورد چرایی و چگونگی استفاده از سرود ای ایران توسط تقوایی ننویسم. نقد نگاه بزرگی چون تقوایی نیاز به گردآوری منابع مختلف، دقت در تحلیل و رسیدن به روایتی منسجم داشت که کار نوشتن را بسیار دشوار کرده بود. امیدوارم که حاصل خواندنی باشد.

  • به زنده‌یاد #خسرو_سینایی به عنوان سینماگری خلاق بسیار پرداخته شده است اما در این شماره‌‌ی ماهنامه #فیلم_امروز و به بهانه‌ی بررسی چرایی و چگونگی استفاده از ترانه در فصل پایانی مستند #کوچه‌_پاییز، سعی کرده‌ام به سینایی موسیقیدان و این سوی مغفول مانده‌ی او بپردازم. بحثی که دامنه‌اش از #رقص_مردگان و #میصیرلو به #تارانتینو و برادران #مین‌‌باشیان کشید. حتمن باید از لطف و سخاوت جناب #محمد_رضا_شرایلی تشکر کنم که همراهیشان کمک بزرگی بود در به سرانجام رسیدن این مطلب. #danse_macabre #misirlou https://www.instagram.com/p/DECyhyaOpy4/?igsh=MTc5cWRwdTZmbXQwcg==

  • در شماره‌‌ی آبان ماه ماهنامه‌ی #فیلم_امروز و در ادامه‌ی مجموعه‌ مطالب پیشین، از موسیقی فیلم #داش_آکل و به طور خاص موسیقی سکانس گورستان به عنوان یکی از نمونه‌ای‌ترین همراهی‌های موسیقی با تصویر در سینمای ایران نوشته‌ام؛ از اولین دیدار داش‌آکل و‌ مرجان؛ از افزوده‌های #کیمیایی و توصیف موسیقایی #اسفندیار_منفردزاده از این آتش به جان گرفتگی. امیدوارم این مطلب برای دوستان خواندنی باشد.

  • هانی ظهیری🖋برای بسیاری از هامون‌بازها، که شاید چندان هم دچار باخ و موسیقی کلاسیک نباشند، حسابِ یک سکانس از باقی فیلم جداست؛ آن‌جا که حمید هامون بعد از تماس دکتر فره‌وشی (علی‌رضا کشاورز) برای دیدن او به آسایشگاه روانی می‌رود و از او می‌شنود که «اینا با هم رابطۀ غیرافلاطونی دارند، الاغ!...» لازم نیست حتماً «هامون‌»باز باشید تا دنیا با کلام دکتر بر سرتان خراب شود و وقتی هامون‌وار تِلوتِلوخوران از اتاق بیرون می‌روید از زبان شیدایی بشنوید که: «آزمودم عقل دوراندیش را، بعد از این دیوانه سازم خویش را ، آقای دکتر!» این‌جاست که در بین هق‌هق گریه‌های‌تان صدای سروشی به گوش می‌رسد که دو بیت از شهریار را در [گوشه‌]ی بیدادِ [دستگاه] همایون می‌خواند و شما در خود مچاله می‌شوید: «پروردمت به ناز که بنشینمت به پای / ای گل چرا به خاک سیه می‌نشانی‌ام ای شاخ گل کز پی گلچین می‌دوانی‌ام / این نیست مزد رنج من و باغبانی‌ام» این اولین بار نیست که این آواز بر پردۀ سینما شنیده می‌شود و حتی اولین بار هم نیست که در فیلمی از مهرجویی شنیده می‌شود! درست بیست سال پیش از اکران «هامون»، این آواز برای اول بار در «آقای هالو» (داریوش مهرجویی، ۱۳۴۹) شنیده شد. در موقعیتی کاملاً مشابه سکانس مورد بحث! آقای هالو (علی نصیریان، که در فیلم به نامش اشاره نمی‌شود) به دنبال مهرِ مهری‌خانم (فخری خوروش) گذرش به باغچۀ فتح‌الله‌خان (عزت‌الله انتظامی) افتاده است. هالو به خیال آن که فتح‌الله‌خان پدر دختر است، مهری را از او خواستگاری می‌کند اما بلاروزگار بودن عاشقیت وقتی حالی‌اش می‌شود که می‌فهمد زنک عشرتی‌ست و کاسب. این‌جاست که چنگیِ سوخته‌دلِ باغچۀ فتح‌الله‌خان (حسین خراسانی) با رفتن به پایین دسته و رسیدن به نت شاهد بیداد، تارش را زیر چانه می‌زند و با آن سیگارِ همیشه روشنِ بین انگشت‌های چهارم و پنجم شعر شهریار را از زبان عاشقِ دل‌شکستۀ ما می‌خواند...* @hani.zahiri *متن کامل این مقاله را در صفحه ۱۱۱ شمارۀ مرداد «فیلم امروز» بخوانید. ویدئوها: ۱. هامون ۲. آقای هالو #داریوش_مهرجویی #خسرو_شکیبایی #هامون #آقای_هالو #فیلم #موسیقی #آواز

  • 30 июл. 2024 г.4843из filmemrooz_official

    без подписи

  • 30 июл. 2024 г.51516из filmemrooz_official

    без подписи

  • 12 июл. 2024 г.49281из filmemrooz_official

    هانی ظهیری🖋در سکانس ورود مادر به خانه در فیلم «مادر» (علی حاتمی): غلام‌رضا کنار حوض منتظر و بی‌قرار. محمدابراهیم روی پله‌های ورودی عمارت مشغول نوشتن آگهی فوت مادر. نمای دست مادر روی کوبۀ در. مادر در می‌زند. برق شادی در نگاه غلام‌رضا و ورود موسیقی. همراهی دف و ارکستر در رجیستر (محدودۀ صوتی) بم و ریتم سنگین و با وقار ۴/۴. دف، صدای پای مادر. دف، سنگینی تجربۀ سالیان. دف، گرمی وجود و صمیمیت مادر. دردها و نگرانی‌های مادر، تمامی در چند ثانیه. استفادۀ درست و کوک مناسب صدای دف در این چند میزان در عین سادگی بسیار تأثیرگذار است. تا مادر «خوبی و سازیِ» خداداد را بپرسد و در جواب «الحمدلله»‌ای بگوید، غلام‌رضا پشت در رسیده است. در که باز می‌شود ارکستر با تغییر رجیستر به اوج می‌رود و پرحجم ملودی اصلی را با محوریت کمانچه و نی اجرا می‌کند و این گونه ورود مادر را جشن می‌گیریم. «گلستونه خونه، فقط بوی مادر رو کم داشت.» انتخاب مایۀ بیات ترک برای ندا دادن ورود مادر انتخاب هوشمندانه‌ای‌ست؛ بیات ترکی که یکی از دل‌انگیزترین منادی‌های این سرزمین را نمایندگی می‌کند. اذان موذن‌زادۀ اردبیلی. حالا ارسلان کامکار در همان مایه و گوشه (روح‌الرواح) ندای ورود مادر را می‌دهد... نکتۀ دیگر این سکانس محدودیتی‌ست که باعث خلق یکی از ماندگارترین نماهای سینمای ایران شده است؛ حاتمی که نمی‌تواند غلام‌رضا را در آغوش مادر تصویر کند، با اعتماد به اکبر عبدی به او اجازۀ بداهه‌پردازی می‌دهد بدون آن‌که کسی بداند او چه خواهد کرد و حاصل می‌شود آن‌چه که باید بشود. این بداهه‌پردازی درخشان و نحوۀ پرداخت این سکانس و قطع‌های حسن حسن‌دوست تدوینگر، خواسته یا ناخواسته راه به تحلیل موسیقی از منظری دیگر می‌دهد. تا این‌جا از شخصیت مادر گفتیم و وزن حضور او در خانه اما در نگاهی دوباره و با در نظر گرفتن روند حرکت موسیقی، شخصیت کلیدی این سکانس نه مادر که غلام‌رضاست. با برق نگاه اوست که موسیقی آغاز می‌شود. با شور جان اوست که به اوج می‌رود و با نفس آرامش اوست که فرود می‌آید و آرام می‌گیرد. خوب گوش کنیم؛ موسیقی قطع نمی‌شود، فرود می‌آید و آرام می‌گیرد. در تمام طول این سکانس گوش به نوای دل غلام‌رضا سپرده‌ایم و ما همه غلام‌رضاییم.* *متن کامل این مقاله را در صفحات ۱۰۴ و ۱۰۵ شمارۀ تیر «فیلم امروز» بخوانید.

  • 12 июл. 2024 г.43914из filmemrooz_official

    без подписи

  • 25 мая 2024 г.4856из taranehbazzii

    با درود درباره‌ی ترانه‌ای که این روزها با عنوان (ترانه‌ی ناشنیده‌ی «رنگ شب») با صدای مهستی ، با آهنگ منتسب به محمد حیدری و شعر منتسب به همامیر افشار دست به دست می‌شود: ۱- آهنگ و تنظیم این ترانه ساخته‌ی اسفندیار منفردزاده است که سال ۱۳۵۶ بر روی شعر «اسب چوبی» سروده‌ی فرهاد شیبانی ساخته، و برای اجرا با صدای حمیرا تنظیم و ضبط کرده بود. ۲- بعد از ضبط موسیقی ترانه، به دلیل وقفه‌هایی که در ضبط صدای حمیرا پیش آمده بوده، به سرانجام رسیدن پروژه متوقف شده بوده است. ۳- آقای منفردزاده پس از شنیدن این نسخه‌ی کنونی‌ با صدای مهستی -که در حال دست به دست شدن در فضای مجازی است- ضمن ابراز بی‌اطلاعی کامل از دلیل قرار گرفتن این کلامِ منتسب به همامیرافشار روی آهنگ خود و سپس ضبط آن با صدای مهستی، هم از کلام سروده شده روی آهنگ خود، هم کیفیت اجرای مهستی و از همه مهمتر از عامل انجام این کار غیراخلاقی و غیرحرفه‌ای ابراز نارضایتی کردند. ۴- امیدوارم روزی دوستداران «ترانه» -چنان که خود می‌نمایند- به موارد دیگری جز پرداختن به شهوت مرض‌آلود «انتشار زیرخاکی» هم توجه کنند. @Taranehbazzii

  • یادت خوش که صدایت یادآور یاد عزیزان بسیاری بود و خواهد بود؛ خان‌جون که پدر بزرگوارت، مرشد حسین، چراغ روضه‌هایش را روشن میکرد. هما خانم، آن شاگرد مستقیم حسین خان تهرانی، که عاشق صدایت بود و ردیف صفحات و کاست‌هایت در آن کمد گوشه‌ی خانه‌اش ساعتها مشغولم میکرد. نازی خانمی که می‌گفت تو زمانی عاشقش بودی. عبدالله خان و عرق سر ساعت هشت شب و ویولن. کیوان خانمی که حواسش به کلمه کلمه‌ی اشعار بود که من هشت یا نه ساله جایی را غلط نخوانم: «عقل پی‌ام زد نه مادر! عقل هی‌ام زد که خودت رو نباز!». مَهمانی که مهنازش میگفت در جوانی عین تو «پس از تو نمونم برای خدا...» را میخوانده و و و ... جناب گلپایگانی رفتی و دل ما چو آسمون پاییز است که ابریه همیشه. نشسته‌ایم ما و شکسته‌های دل، خدا! خدا! چقدر دلمان گرفته است. #اکبر_گلپایگانی #گلپا

  • یک تذکر کوچک: در این پادکست و در جایی از گفته‌هایم در مورد موسیقی فیلم طوطی به تجربه‌ی منفردزاده در نوشتن برای نی و ارکستر اشاره کرده‌ام که متاسفانه موسیقی استفاده شده در این بخش همخوان با گفته‌های من نیست. بخش مورد نظر من قسمت‌هایی از موسیقی فیلم طوطی است که در همین اپیزود و در دقایق ۷۰ تا ۷۲ استفاده شده است.