تاریکخانه
Статистикаانتظار فرود ﺍهریمن رو دﺍرم، میخوﺍم همونطوریکه هسم در خودم بیدﺍر بشم. @Im_mr_khomeini https://t.me/XBCHATBot?start=sec-gfdgjfhcch گفتار نیک 😔
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 4
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 6
- 1/48двое суток
- 6
- 1/72трое суток
- 7
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
Voice message
تو رو کجا گمت کردم؟
برام یه گوگوش نمیخونی؟🙄
без подписи
اما به شما میگویم که هرکس با شهوت به زنی نگاه کند، همان لحظه در قلب خود با او زنا کرده است. و اگر چشم راستت تو را به گناه میاندازد، آن را از حدقه بیرون بیاور و دور بینداز، بهتر است عضوی از بدنت نابود شود تا تمام پیکرت به دوزخ افکنده شود. و اگر دست راستت تو را به گناه میاندازد، آن را قطع کن و دور بینداز، بهتر است عضوی از بدنت نابود شود تا تمام پیکرت به دوزخ افکنده شود. (انجیل متی، فصل پنجم، آیه ۲۸)
به چشمم آمدی، چشمم جهان دید دل سرگشتهام راه امان دید ز یک لبخند، جانم را به یغما بردی و خویش را کردی هویدا مرا گفتند ز این سودا چه حاصل؟ ندیدند آتشی پنهان به منزل من از عشق تو چیزی جز تو نخواهم که بیتو خویش را دیگر نخواهم تو را دیدم، دلم از خویش برخاست چنان کز قطرهای دریا به پا خاست نه هجرانت مرا از عشق کم کرد نه وصل تو مرا از خویش کم کرد تو در من ریشه کردی، بیصدا، لیک چنان کز خاک، گل روید به تدریج اگر روزی ز من چیزی نماند همین نام تو بر لبها بماند مرا عشق تو آموخت این حکایت که آدم گاه میمیرد برایت ولی آن مرگ، مرگ جسم و جان نیست رها گشتن ز خویش است و زیان نیست اگر پرسند معشوقت کجاست؟ آه... بگویم هر کجا هستم همانجاست
منتظر شعرتم 🫦
برام یه گوگوش نمیخونی؟🙄
Voice message
امشب مهمه بخند عروسک...
میزارمش
اگر خوب شد
دارم یه شعر مینویسم
این سرزمین خرم و دلکشی که بهشت بر آن رشک میبرد همه کشتزارهایش ویران و باغ و بوستانش آرامگاه بوم شد ستمگری سرتاسر آنرا فرا گرفت... ایران این بهشت روی زمین یک گورستان ترسناک مسلمانان شد... میهن... میهن آب و خاک ما. پروین_دختر_ساسانی صادق_هدایت
اعراب گویی دسته ای از اهریمنان و دیوان تشنه به خون هستند که برای کندن بنیان ایرانیان خروشیده اند صادق هدایت
باشه ولی شروع بیگانه ⚡
سال ۵۷ یک جوی وجود داشت هر کسی تردیدی در انقلاب میکرد، پرسشی میکرد، ابراز نگرانی میکرد انقلابیون اون رو «طاغوتی» میخوندن و براش خط و نشون میکشیدن و تیغ تیز میکردن و مثل آب خوردن میکشتن الان که جو رو میبینم کافیه یه جمله بگی تا با انواع الفاظ خطاب بشی دقیقاً همون فضا… بدون ذرهای تغییر در این ۴۷ سال ما ملت حتی «ذرهای» رشد نکردیم به همین دلیل هم هست که مدام کشته میشیم هرجا «جو» و «شور» باشه با کله میدویم هرجا نیاز به مطالعه، فکر، بررسی، شناخت، استراتژیچینی باشه، با کله فرار میکنیم
ما فرزندان انقلاب نبودیم، ما نان بودیم. نان داغی که لقمهی چپ سران حکومت شدیم. تکهپارهمان کردند و خوردند و پاشیدند.نه، چه میگویم؟ انگار که در این خلقت اضافه بودیم. ما را مصرف جامعهمان نکردند، ما را اسراف کردند، پخشمان کردند که بر سفرهی خودمان ننشسته باشیم، که هیچکداممان در ساختن آن مملکت نقش نداشته باشیم. شخصیت و هویتمان را به لجن کشیدند که حتی در اروپای مترقی هم نتوانیم مثل بقیهی مردم زندگی کنیم. دلم میخواست موهام سیاه نبود، سبیلم سیاه نبود، آروارههای بزرگ میداشتم، با موهای بور، از یک نژاد برتر که احساس غریبی نکنم، خارجی نباشم و فکر کنم که اینجا هم سرزمین من است چرا همیشه یک جای زندگی گندیده است، و کاری هم نمیشود کرد؟ عباس معروفی (خالق سمفونی مردگان)
آتنا، به خرد ببخش و راه را نشانمان بده؛ به پیشگاه تو ای فرزند پاک پدر
نگا قیمتا رو ناموسا از چهارصد یورو شروع میشه تا ۴۰۰۰ یورو