تـاسیـان؛
Статистикаء محلی برای ابرازِ خود http://t.me/BChatPlusBot?start=Tasian_channel
- Последний пост
- 9 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 90
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 42
- 1/48двое суток
- 48
- 1/72трое суток
- 51
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
زمستان ۱۴۰۴ برف باریده بود، شهر شلوغ بود. خیلی شلوغ به اندازهای که مسیر نیم ساعته رو تو ۳ ساعت رفتیم. صندلی ماشین خیس بود، تمام لباسهام خیس شده بود. از همکارم خداحافظی کردم و رفتم خونه، اون موقع هنوز خونهمون بود. الان بهش میگم خونهی مامان و بابا. چون حالا خودم یه خونه دارم. رسیدم، هوا سرد بود. لباس راحتی پوشیدم، با مامان و خواهرم یه سریال شروع کردیم. «در انتهای شب» و ما در انتهای یک شب سرد زمستونی، در انتهای شب دیدیم. خاطرهای ساده که نشسته در کنج قاب ذهنم... و شاید زندگی همین روزها و شبهای ساده بود... #پرتقال
без подписи
تمام واژهها را در پَرِ قو پرورش دادم بیا و لابلای شعرهایم استراحت کن... #حسین_طاهری
عشق میآید بُرون گَر واشکافی سینهام... #بیدل_دهلوی
تـاسیـان؛ pinned «وطن قصیدهی ویرانی...»
من هنوز هم به طورِ پیشفرض دیگران را صادق میدانم و همیشه از این ناحیه آسیب دیدهام... #معین_دهاز
درود🚶🏻♀️
وطن قصیدهی ویرانی...
قلبم موند نجف، جسمم راهی شد...
چالوس🗻🌨️
چو آمدی همه آن دردها دوا کردی... #شهریار
без подписи
نقشهها را نگاه کردم در هیچکدام خانه نداشتی لغتنامهها را خواندم در هیچکدام نامت را ندیدم در آینه خود را نگریستم، تو را دیدم غیر از من جایی نداری... #عزیز_نسین
без подписи
من داستان آن گلِ سرخم که عاقبت دلسوزیِ نسيم سرش را به باد داد… #فاضل_نظری
دردها را دوا کند زهرا...❤️🩹
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи