انتشارات تیمورزاده
Статистикаکانال رسمی انتشارات تیمورزاده Teimourzadeh Pub Official Channel
- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 8
- Всего постов
- 338
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Здоровье (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 214
- 1/48двое суток
- 245
- 1/72трое суток
- 264
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
🎞دکتر کرمانپور، رییس مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی وزارت بهداشت با انتشار فیلمی از لحظه انفجار در بیمارستان شهدای خلیج فارس بوشهر، در شبکه ایکس نوشت: 🔼حالا پس از جنگ رمضان، برخی فیلمها به مدد دوربینهای مدار بسته درمیآید. متاسفانه محوطه بیمارستان شهدای خلیج فارس هدف قرار میگیرد و پرستاران مجبور میشوند نوزادهای بستری را از پنجره نجات دهند. نوزادی هم همان ساعت به دنیا میآید. خودتان ببینید. 📱 @webda #تیم_ملی_سلامت #تن_ایران_درست_سر_ایرانی_سلامت ⌨️روبیکا | 📲بله | 📲ایتا💻آپارات 📱اینستاگرام | 📱واتساپ | 📱ایکس
راه نجات از قلب جامعه میگذرد ✍️ پیمان سلامتی استاد پزشکی اجتماعی دانشگاه علوم پزشکی تهران 💠 طی نگارش و انتشار یادداشتهای اخیرم، تعدادی از دوستان، با اشاره به پیچیدگی بحرانهای موجود، پرسشی اساسی مطرح کردهاند: «راهکار عملی برای بهبود وضعیت فعلی جامعه و خروج از این انسدادها چیست؟» 💠 شاید یکی از مهمترین پاسخها را باید در خود جامعه جستوجو کرد: تقویت جامعه مدنی و تشکلهای مستقل. 💠 ۲۲ مرداد، «روز تشکلها و مشارکتهای اجتماعی»، فرصتی است تا این ظرفیت را از سه زاویه ببینیم: تاریخ توسعه، مفهوم عاملیت جمعی و یک تجربه عینی از کنشگری مدنی. 💠 نخست؛ راه باریک آزادی و راز توسعه: در قرن نوزدهم، الکسی دو توکویل، اندیشمند فرانسوی، برای درک علت پیشرفت چشمگیر و سریع آمریکا به این کشور سفر کرد. به اعتقاد وی این جهش ناشی از نقش انجمنهای داوطلبانه بود. شهروندان برای حل بسیاری از مسائل عمومی، منتظر نمیماندند؛ بلکه برای هدفی مشترک گرد هم میآمدند و انجمن تشکیل میدادند. 💠 بیش از یک قرن بعد، دارون عجماوغلو و جیمز رابینسون در کتاب راه باریک آزادی همین رابطه میان قدرت حکومت و قدرت جامعه را در قالب مفهوم «دالان باریک» توضیح دادند؛ مسیری که در آن جامعه توانمند است و میتواند قدرت را پاسخگو کند. 💠 جامعه مدنی با حکومت یکی نیست. جامعه مدنی زمانی معنا دارد که مستقل بماند؛ مطالبه کند، نقد کند، نظارت کند و در صورت لزوم در برابر سیاستهای نادرست بایستد. 💠 دوم؛ عاملیت جمعی؛ وقتی جامعه دوباره به توان خود باور میکند: یکی از مهمترین چیزهایی که در بحرانهای طولانی از دست میرود، چیزی است که در آمارها بهسادگی دیده نمیشود: اعتماد به توان تغییر. 💠 جامعهای که شهروندانش احساس کنند هیچ نقشی در سرنوشت خود ندارند، بهتدریج گرفتار انفعال میشود. اما وقتی انسانها برای حل مسئلهای واقعی کنار هم قرار میگیرند و نتیجهای هرچند کوچک به دست میآورند، تجربهای مهم شکل میگیرد: «ما میتوانیم.» 💠 این همان چیزی است که در علوم اجتماعی از آن با مفهوم عاملیت جمعی (Collective Agency) یاد میشود؛ توانایی تبدیل نگرانی و نارضایتی پراکنده به کنش سازمانیافته. 💠 از این منظر، هر سمن و انجمن مدنی میتواند مدرسهای برای تمرین مسئولیتپذیری، همکاری و بازگشت اعتماد به توان جامعه باشد. 💠 سوم؛ معجزه پافشاری؛ یک تجربه شخصی: بهعنوان رئیس هیئتمدیره سازمان مردمنهاد «حرکت؛ حامیان راههای ایمن و کاهش تصادفات»، این ظرفیت را بهصورت عینی تجربه کردهام. 💠 سال گذشته، در پیگیری یکی از مطالبات مسکوتمانده درباره صدور گواهینامه موتورسیکلت برای بانوان، با حضور ذینفعان و ذینقشان، نشست هماندیشی برگزار کردیم. مسئلهای که برای بسیاری پیچیده و حتی ناممکن به نظر میرسید، با ارائه دیدگاه کارشناسی، پیگیری و تبدیل یک مطالبه پراکنده به مسئلهای مشخص، در نهایت به تصویب مصوبهای راهگشا در هیئت وزیران انجامید و امروز شاهد اجرایی شدن گامبهگام آن هستیم. 💠 این تجربه برای ما یک درس مهم داشت: کنشگری مدنی مؤثر نه به معنای تقابل دائمی با قدرت است و نه وابستگی به آن. جامعه مدنی باید مستقل بماند و بر اساس منافع عمومی تصمیم بگیرد که کجا مطالبه کند، کجا نقد کند و کجا برای حل یک مسئله مشخص وارد گفتوگو شود. 💠 آنچه اهمیت دارد، حل مسئله و دفاع از منافع عمومی است و نه خدمت به یک قدرت. 💠 جان کلام بازگردیم به پرسش ابتدایی: راهکار چیست؟ 💠 شاید نخستین گام، کنار گذاشتن این تصور باشد که برای تغییر شرایط همیشه باید منتظر یک منجی بزرگ بمانیم. توسعه و سلامت یک ملت فقط در تصمیمهای رسمی ساخته نمیشود؛ بخش مهمی از آن در انجمنها، سمنها، گروههای داوطلبانه و شبکههای حرفهای شکل میگیرد. 💠 قرار نیست تشکل مدنی جهان را نجات دهد، اما شاید بتواند یک کودک را حمایت کند، یک جاده را ایمنتر کند، یک بیمار را تنها نگذارد یا یک سیاست نادرست را به چالش بکشد. تغییرهای بزرگ، گاهی از همین کنشهای کوچک اما مستمر آغاز میشوند. 💠 مولانا چه زیبا گفته است: «تو مگو همه به جنگند و ز صلح من چه آید تو یکی نهای هزاری، تو چراغ خود برافروز» 💠 در برابر تاریکی بحرانها، لازم نیست منتظر یک چراغ جادو بمانیم. هزاران چراغ کوچک جامعه مدنی میتوانند مسیر را روشن کنند. 💠 راه نجات شاید از جایی آغاز شود که به جای پرسیدن «دیگران چه خواهند کرد؟»، بپرسیم: «من، همراه با دیگران، چه میتوانم انجام دهم؟» 💠 راه توسعه و سلامت از قلب جامعه میگذرد؛ و گاهی یک ملت، درست از همان جایی دوباره به حرکت درمیآید که شهروندانش تصمیم میگیرند چراغ خود را روشن کنند. 💠 با استفاده از لینک زیر 👇ما را دنبال کنید. 🌐https://t.me/PaymanSalamati
تازههای نشر جهان چگونه ثروتمند شد؟ 🔹 کتاب «جهان چگونه ثروتمند شد؟» نوشته مارک کویاما و جرد روبین، با ترجمه احسان احمدی و ویراستاری نیلوفر نیاورانی، بهزودی از سوی انتشارات دنیای اقتصاد روانه بازار نشر میشود. این کتاب به یکی از بنیادیترین پرسشهای علم اقتصاد و تاریخ بشر میپردازد. اینکه چرا برخی ملتها ثروتمند شدند و برخی دیگر همچنان فقیر ماندند. 🔹در ادبیات اقتصاد، مجموعهای از کتابهای معروف کوشیدهاند به این پرسش پاسخ دهند. هر کدام از این کتابها روایتی متفاوت از عوامل کامیابی یا ناکامی ملتها ارائه میکنند. کتاب «جهان چگونه ثروتمند شد؟» میکوشد میان این دیدگاههای متفاوت داوری کند و نشان دهد هیچ عامل واحدی بهتنهایی نمیتواند راز ثروتمند شدن ملتها را توضیح دهد. 🔹 این کتاب از روز سهشنبه ۲۷ مرداد در کتابفروشی دنیای اقتصاد عرضه خواهد شد و یک هفته بعد در کتابفروشیهای شهر در دسترس علاقهمندان قرار میگیرد. برای تهیه کتابهای ما با شماره تلفن 02152189186 تماس بگیرید. @eco_philo_book
🔴چه بیمارستان هایی مشمول پزشک مقیم میشوند؟ ⬅️در پستی تعریف پزشک مقیم و انواع آنرا انجام دادیم و در این پست بیمارستان های مشمول آنرا بیان کردیم و در ادامه ویدیو به بزرگترین و مهمترین باگ آن میپردازیم. ✅ بیمارستانی که بهعنوان بیمارستان ماندگار معرفی شده و بخش زایمان و اتاق عمل آن فعال است، بهدلیل نقص در دستورالعمل فعلی، امکان حضور متخصص مقیم در رشتههای زنان، بیهوشی، اطفال و جراحی را ندارد. 👨⚕️ در شرایط اورژانسی و نیاز به احیای فوری مادر یا نوزاد، پزشک متخصص آنکال، نه موظف به حضور است، نه فوراً در دسترس. 🔴 رسیدن او از خانه تا بالین بیمار، حداقل نیم ساعت زمان میبرد، و در بسیاری از موارد، این زمان طلایی از دست میرود. ✅ طبق دستورالعمل بخش اورژانس، مراحل احیا باید توسط پزشک مقیم انجام شود اما در اغلب این مراکز، پزشک مقیم فقط پزشک عمومی اورژانس است! ❌ این باگ بزرگ: ✅ جان بیماران را تهدید میکند. ✅ استرسی طاقتفرسا بر دوش پزشک آنکال میگذارد که نمیداند اگر نیمهشب بیماری بدحال رسید، چگونه فوراً بر بالین حاضر شود. 🆔️کانال تلگرام مدیار 🆔️کانال بله مدیار 🆔️پیج اینستاگرام 🔷️مدیار 🔶️همراه کادر درمان
🔴پزشک مقیم کیست و مقیمی چه انواعی دارد؟ ⬅️در سلسله ویدیوهایی به بررسی بحث مقیمی میپردازیم. با ما همراه باشید🌷 🆔️کانال تلگرام مدیار 🆔️کانال بله مدیار 🆔️پیج اینستاگرام 🔷️مدیار 🔶️همراه کادر درمان
دیکتاتورهای مقدس ✍️مصطفی داننده دیکتاتوری از روز اول با زندان و سانسور آغاز نمیشود بلکه زمانی کلید میخورد که مردمان تصمیم میگیرند کسی را آنقدر بزرگ کنند که دیگر نتوانند از او بپرسند: «اگر اشتباه کردی، چه؟» از همان لحظه، شکست آزادی شروع میشود. جامعهای که انسان میسازد، زنده است. اما جامعهای که بت میسازد، آرامآرام میمیرد. زیرا بتها نه پاسخ میدهند، نه عذرخواهی میکنند و نه اجازه میدهند کسی دربارهشان سؤال بپرسد. مقدس کردن انسانها در کنار دروغ، بزرگترین خیانت به حقیقت است. وقتی کسی را مقدس میکنیم، در واقع حق نقد او را از خودمان میگیریم. انگار دهان خود را با نخ و سوزن دوختهایم و کلید آن را هم به دست همان کسی دادهایم که نباید دربارهاش سؤال کنیم. از آن پس، هر انتقاد، بیاحترامی است، هر پرسش، خیانت و هر مخالف، دشمن. هیچ انسانی معصوم نیست. نه سیاستمدار، نه روشنفکر، نه استاد دانشگاه، نه فعال مدنی، نه رهبر،نه شاه، نه نویسنده و نه محبوبترین چهره جامعه. انسان بودن، یعنی امکان خطا داشتن. اگر کسی را از این قاعده مستثنا کنیم، در حقیقت او را از پاسخگویی نیز معاف کردهایم. قدرت، حتی پاکترین انسانها را هم وسوسه میکند و تحسین بیقیدوشرط، خطرناکترین غذای قدرت است. کسی که هر روز فقط تشویق بشنود و هیچ نقدی نشنود، آرامآرام باور میکند که اشتباه نمیکند. مشکل از علاقه داشتن به افراد آغاز نمیشود، مشکل از جایی آغاز میشود که علاقه، جای عقل را میگیرد. آن روز دیگر رفتار افراد را نمیسنجیم، فقط از آنها دفاع میکنیم. اگر موفق شوند، آن را نشانه نبوغ میدانیم و اگر شکست بخورند، برایشان هزار توجیه میتراشیم. در چنین فضایی، حقیقت دیگر معیار نیست و وفاداری معیار میشود. تاریخ نیز بارها همین هشدار را داده است. بسیاری از فجایع، محصول نبوغ سیاه یک مستبد نبودند، محصول سکوت مردمی بودند که جرئت نکردند به او بگویند: «اشتباه میکنی.» سکوت، همیشه از ترس زاده نمیشود، گاهی از تقدس زاده میشود. وقتی کسی را فراتر از نقد قرار میدهیم، در واقع او را فراتر از پاسخگویی قرار دادهایم. احترام با تقدس تفاوتی عمیق دارد. احترام یعنی خوبیهای یک انسان را ببینی و در عین حال، اگر خطا کرد، شجاعت داشته باشی آن را به زبان بیاوری. اما تقدس، چشم را بر خطا میبندد. احترام، شخصیت را حفظ میکند. تقدس، حقیقت را قربانی شخصیت میکند. تقدس، دشمن آزادی اندیشه است. جامعهای که عادت کند برای برخی افراد حریم ممنوعه بسازد، کمکم یاد میگیرد که سؤال نپرسد. نسلی تربیت میشود که به جای استدلال، به شخصیتها استناد میکند، به جای بررسی شواهد، نامها را تکرار میکند؛ و به جای اندیشیدن، تقلید را انتخاب میکند. جامعهای بالغ، جامعهای نیست که قهرمان نداشته باشد، جامعهای است که هیچ قهرمانی را بالاتر از حقیقت نداند. انسانها باید با استدلال سنجیده شوند، نه با احساسات، با عملکردشان، نه با شهرتشان، با پاسخهایشان، نه با هالهای از تقدس که اطرافشان ساخته شده است. اگر روزی احساس کردی دیگر نمیتوانی از کسی انتقاد کنی، همان لحظه از خودت بپرس: آیا دیگری دهان مرا بسته است، یا خودم آن را دوختهام؟ زیرا آزادی اندیشه از یک جمله آغاز میشود،جملهای ساده اما نجاتبخش: هیچ انسانی مقدس نیست و هیچ انسانی نباید از نقد مصون باشد. @mostafadanandeh
💡همراهان گرامی انتشارات تیمورزاده، با سلام و عرض ادب، در حال حاضر برق تنها کتابفروشی انتشارات تیمورزاده واقع در بولوار کشاورز، ابتدای خیابان ۱۶آذر، پلاک ۶۸ قطع شده است. راه های ارتباطی ما با شما در زمان قطع برق: ☎️ 02188951188 📱 telegram: 09365552085 ✅ Admin: @teimourzadehbookshop 🌻 @teimourzadehmarket 🌸 @teimourzadeh_market 🌺 @teimourzadehpub 🌹 www.teimourzadehmarket.com
➖ آقای حداد! عادل باشید محمد توکلی، انصاف نیوز: آقای حدادعادل در همایشی که هدف آن بررسی اهمیت قانون و قانونگذاری در منظومهی فکری رهبر شهید اعلام شده، اشارهای به سال ۸۸ و قصهی پر غصهی آن کرده و نسبت به اعلام پیروزی زودهنگام میرحسین موسوی در آن انتخابات اعتراض کرد. آنچه این چهرهی سیاسی نزدیک به رهبری در نقد این رفتار آقای موسوی در سال ۸۸ میگوید حرف نادرستی به نظر نمیرسد اما یادآوری چند نکته برای اصلاح و تکمیل بخشی از این روایت ضروریست. ۱. در روایت آقای حداد ساعت برگزاری نشست خبری میرحسین موسوی ساعت ۱۸ و با حضور رسانههای خارجی عنوان شده در حالی که آن نشست در حدود ساعت ۲۳ و با حضور رسانههای داخلی و خارجی بوده است. ماجرای ساعت ۱۸ چیز دیگریست! ۲. دقایقی از ساعت ۱۸ گذشته بود که خبرگزاری فارس، وابسته به سپاه، در خبری اعلام کرد که انتخابات با ۶۰ درصد آرا کاندیدای عدالتخواه به پایان خواهد رسید. اعلام پیروزی احمدینژاد ۵ ساعت پیش از آغاز نشست خبری میرحسین و چندین ساعت پیش از بسته شدن شعب اخذ رای بوده است. ۳. ایرنا، که در آن روزها در اختیار یاران احمدینژاد بود، نیز یک دقیقه پس از پایان روز جمعه و قاعدتا پیش از آنکه شمارش آرا به پایان رسیده باشد اعلام کرد که آقای احمدینژاد با کسب اکثریت آرا پیروز انتخابات شده است. ۴. اگر آن رفتار میرحسین موسوی شایستهی سرزنش و اعتراض است بر مبنای همین منطق رفتار رسانهی سپاه و رسانهی دولت احمدینژاد نیز در روایت ۸۸ باید مورد اشاره و انتقاد قرار بگیرد. ۵. تاکید آقای حداد عادل بر قانونمندی و اعتراض او به رفتارهای غیرقانونی در سال ۸۸ هم بهانهی خوبیست که به این پرسش هم پس از گذشت این سالهای طولانی پاسخ داده شود که با افرادی که بنا بر مادهی ۷۳ قانون انتخابات ریاست جمهوری در آن انتخابات مرتکب جرم شده بودند چه برخوردی شد؟ [مادهی ۷۳: مقامات اجرایی و نظارت انتخابات حق تبلیغ له یا علیه هیچیک از داوطلبان انتخاباتی را نخواهند داشت. تخلف از این قانون جرم محسوب میشود] @ensafnews
✅ طبیب ۴+۸۱ (زمستان ۱۴۰۴) با عنوان #خودکشی_پزشکان منتشر شد. دوره جدید نشریه طبیب با مدیرمسئولی دکترفرهادتیمورزاده و دبیری علمی دکترمریم اویسی کیان و ماموریت آموزش و توسعه سلامت(تخصصی) برای اعضای جامعه پزشکی و در ادامهی: الف) انتشار ۵۵شماره مجله درد با مخاطب…
🔶️ صدای پای هیولای فاشیسم #عمادالدین_باقی ✍️قتل وحشیانه حمیدرضا رجب زاده صدای پای وحشتناک ترین نوع فاشیزم است که دیگر هیچ عذری برای سکوت در برابر این جریان باقی نمی گذارد. هرچند پلیس اعلام کرده هنوز در حال بررسی این مسئله است که آیا جنایت از نوع تروریستی بوده یا منازعات شخصی یا ناموسی؟ ولی نتیجه هرچه باشد، عاملان جنایت را از مجازات 《با رعایت تمام اصول دادرسی عادلانه》 مصون نمی دارد زیرا نفی اعدام، نفی مجازات نیست. افزون بر آن، تمام اکانت های خارج نشین که مبادرت به تایید و تشویق این سلاخی کردند طبق قوانین همان کشورها مرتکب فعل مجرمانه شده اند. چنین افرادی حتی برای کشورهای میزبان خود نیز خطرناک هستند چنانکه تاکنون چند ادم ربایی و قتل در خارج از کشور مانند قتل دکتر مسجودی در کانادا و مرتضی صادقی در هامبورگ را مرتکب شده اند. رسانه های فارسی برون مرزی که با تکرار لقب "مداح حکومتی" برای حمیدرضا رجب زاده و یا طرح احتمالاتی مانند دخالت وی در حوادث دیماه ۱۴۰۴ و یا انجام امر به معرف و نهی از منکر توسط وی، سعی در عادی سازی و سفیدشویی جنایت دارند و به این ترتیب مسیر تشدید خشونت را هموار می کنند باید پاسخگو باشند. فارغ از هر دلیل و انگیزه ای در این قتل، نفس سلاخی کردن و انتشار فیلم جنایت در کانال های خاصی در خارج کشور و شادی کردن برای آن و عادی سازی جنایت، خودش جرم مستقلی به شمار می رود. اگر هرکس خودش شاکی و قاضی و مجری خشن ترین مجازات شود دیگر سنگ روی سنگ بند نخواهد شد. کشتن و "خون به خون شستن" به مثابه راه حل نهایی، از هر طرف که باشد حاصلی جز نفرت و خشم و کشتن بیشتر و در نهایت جنگ داخلی نخواهد داشت. بنابراین همه باید روش حذف و کشتن را طرد کنند. تمام کسانی که به سرکوب و اعدام حکومتی اعتراض دارند اگر این جنایت را قاطعانه محکوم نکنند بی صداقتی شان در آن اعتراض هم محرز می شود و سکوت شان نوعی همنوایی و حتی تشویق نسبت به این هیولای مخوف خشونت است. سیستم حکومتی نیز باید فراتر از شناسایی و مجازات این تبهکاران به این پرسش رسیدگی کند که چرا افرادی از همین جامعه که سن آنها نیمی از عمر حکومت است و در دامن جمهوری اسلامی تربیت شده اند به این مرحله از قساوت رسیده اند؟ راه جلوگیری از تکرار این فجایع و کور کردن چرخه خشونت، پاسخ علمی به این پرسش و اصلاح روندهایی است که احتمال بروز و تکرار این حوادث را رقم می زند. به ویژه توجه به آمار بالای قتل که موجب امار بالای احکام قصاص شده و بررسی پرونده ها نشان می دهد درصد بالایی از قتل ها که اصولا رسانه ای نمی شوند نیز محصول خشم است، ضرورت اقدامات فوری برای مهار و کنترل خشم و خشونت را مبرم می سازد. 📡 کانال تلگرامی گفتارهای باقی https://t.me/emadbaghi کانال "گفتارهای باقی" در سکوی بله @emadeddinbaghi
без подписи
📄برای یلدای معیری عزیز و حکم حبس ۱۵ سالهاش. ✍🏻امتداد-ریحانه عرفانی: یلدا یکی از همبندیهای عزیز من بود.زنی جسور، کنجکاو و بسیار شجاع… کسی در نگاه اول به نظر سخت و جدی میرسد و هیچ ظلمی را با اشک پاسخ نمیدهد، کسی که در طول دوران حبس، شاهد بودم که وقتی از امکان برقراری ارتباط با نزدیکانش محروم شد و به جای عجز و لابه مصمم ایستاد تا از حق خودش دفاع کند. 🔹یلدا زنی سرسخت و مبارزی حقطلب است، اما همین زن، در لایههای زیرین وجودش که به تدریج به مخاطب امکان پردهگشایی از آن را میدهد؛ روح لطیفی دارد. 🔹وقتی در سولهٔ زندان قرچک که منتهی به ورزشگاه آن میشد قدم بر میداشتیم، یلدا درنگی کرد و به منظرهٔ پیش رویش خیره شد. دروازهٔ فوتبال سالن که تور زهوار در رفتهای به سختیِ اتصال ما به حیات، به تیرکهای دروازه وصل بود، آنچنان که گویی ممکن است هر لحظه بیوفتد. چند زن، حدود هفت نفر زیر توری که از سمت چپ طاق لمبر انداخته نشسته بودند، مثل فرم یک نیم دایرهٔ نه چندان منظم، سیگار میکشیدند، حرف میزدند و هوای بالای سرشان را دود غلیظی احاطه کرده بود، چرا که تهویهٔ هوا یا حتی پنجرهٔ گشودهای در آن فضا وجود نداشت. 🔹پس از چند لحظه نگاه کردن گفت؛ «عجب عکسی» من عکسهای تحسینبرانگیز بسیاری از یلدا دیدهام، اما این عکسش که فقط در ذهنم نسخهای از آن دارم؛ برایم معرف اوست. 🔹 یلدا برای من کسیست که بعد از بازپرسیها و فشار زیاد به همکاری و امثالهم و ابراز مخالفتش به بند بازگشته بود، به وکیلبند گفت: برای من لباسهای گرم بیارین، قراره موندنم پیشتون طولانی بشه. 🔹کسی که وقتی از دلتنگی برای پدرش گفت، تنها لحظهای بود که نگاهش را لرزان دیدم. 🔹حرفهٔ یلدا ثبت وقایع است، نه خلق تصویر، کاش نهاد مربوطه به مردم بگوید که وقتی نظام ادعا میکند جنایتهای دیماه توسط موساد شکل گرفته، چگونه ثبت تصویر آن وقایع «در راستای منافع رژیم صهیونیستی» تلقی میشود؟ #امتداد @emtedadnet
💢 چرا توهین کنندگان به مقامات «مصونیت آهنین» دارند؟ گفت و گو با روزنامه اعتماد درباره موضوع برخورد قانونی با افترا علیه رییسجمهور: 🔹گاه حتی از انتشار برخی آمارها که واقعی هم هستند، جلوگیری میشود و استدلال این است که شرایط کشور اجازه طرح چنین مباحثی را نمیدهد. 🔹این افراد با شعار انقلابیگری و زیر تابلوی انقلابیگری، تندترین اظهاراترا مطرح میکنند، اما هیچ کس نیز با آنها برخورد نمیکند. 🔹صرفنظر از اینکه نشر اکاذیب در قانون جرمانگاری شده، دادستان محترم باید به جای تمرکز بر اینکه فلان خبرنگار یا روزنامهنگار چه گفته، روی اینگونه موارد سازمان یافته حساسیت داشته باشد. 🔹شاید در یک یا دو نوبت بتوان گفت مسوولان از کناربرخی مسائل گذشتهاند یا موضوع را ندیدهاند، اما وقتی روشن میشود جریانی به شکل سازمانیافته چنین ادعاهایی را تکرار میکند، دیگر نمیتوان از کنار آن به سادگی عبور کرد. 🔹این جریان با نوعی «مصونیت آهنین» هر ادعایی را که بخواهد مطرح میکند؛ادعاهایی که موجب تشویش اذهان عمومی، برهمریختگی ذهن جامعه و اخلال در آرامش روانی مردم میشود، اما در عین حال از هرگونه تعقیب و مجازات نیز مصون مانده است. 🔹این مجموعه فقط یک عده پراکنده نیستند، بلکه به صورت منسجم عمل میکنند، نماینده مجلس دارند، از تریبونهای رسانهای برخوردارند، در تجمعات نیرو دارند و ازبرخی رسانههای شناخته شده نیز بهره میبرند. 🔹حداقل عنوانی که میتوان برای این رفتارها در نظرگرفت، نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی است. 🔹با وجود این، مشاهده میشود که در عمل هیچ برخوردی با این افراد صورت نمیگیرد و همین مساله موجب شده افکار عمومی نسبت به اجرای عدالت دچار تردید جدی شود. 🔹حتی در مواردی که خطوط قرمز سابق نیز زیر پا گذاشته میشود و ادعاهای درباره عالیترین مقامات کشور (از جمله رهبری) مطرح میشود، باز هم همان افراد بدون مانع به فعالیت خود ادامه میدهند. مشروح گفت و گو را از اینجا بخوانید.
۸ریال! این یعنی دفاع همهجانبه از حقوق کارگران! بلی، حتی ۸ریال! این همه آدم و سیستم حقوق بگیرند و بسیج شوند تا به کارفرما اطلاع دهند که باید با صرف دهها برابر هزینه، ۸ریال بپردازد والا اجرائیه صادر خواهد شد! گرچه به دنبال بازرسی های غلط جرائم چند دهمیلیونی نیز بر گردهی فعالان کتاب تحمیل میکنند! 🌻 @teimourzadehpub
خبرنگاری یعنی بیینی انچه دیگران نمی بینند یا نمی خواهند ببینند بگویی انچه دیگران نمی گویند یا نمی توانند بگویند و در این مسوولیت خطیر پاسدار وجدانت باشی وقتی دیگران به دیناری وجدان می فروشند روزخبرنگار بر همه روایت گران حقیقت خجسته باد امیر دبیری مهر
بیستوهشت سال با کلمه مازیار اعتمادی بیستوهشت سال است که صبحها، پیش از آنکه شهر کاملا بیدار شود، با یک پرسش از خواب بیدار میشوم: امروز چهچیزی قرار است از قلم بیافتد؟ خبرنگاری از همینجا آغاز میشود؛ از چیزهایی که گفته میشوند و چیزهایی که نمیگویند. از تلفنی که نیمهشب زنگ میخورد؛ از صدایی که پشت خط مکث میکند و پیش از گفتنِ یک جمله، خوب اطرافش را نگاه میکند؛ از برگهای که چند بار خوانده میشود، چند بار خط میخورد و سرانجام میرسد به یک تیتر. سالها گذشته است. کاغذها عوض شدهاند، دستگاهها عوض شدهاند، خبر از روی کاغذ به صفحه آمده و سرعت جهان آنقدر زیاد شده که گاهی خبر، پیش از آنکه فهمیده شود، کهنه شده است. اما یک چیز عوض نشده: مسئولیتِ کلمه. خبرنگار با کلمه فقط خبر نمینویسد؛ گاهی برای آدمی که دیگر صدایش شنیده نمیشود، صدا میشود. برای اتفاقی که قرار است فراموش شود، حافظه میشود. برای روزی که فردا کسی خواهد گفت «چنین چیزی نبود»، شاهد میشود. و شاید همین شاهد بودن، سختترین بخش این حرفه باشد. چون همیشه حقیقت همان چیزی نیست که روی میز میگذارند. گاهی باید از میان چند روایت، واقعیت را بیرون کشید؛ از میان هیاهو، سکوت را شنید؛ و از میان جملههایی که همه شبیه هماند، آن یک جمله را پیدا کرد که بوی زندگی میدهد. خبرنگار باید بداند کجا بپرسد، کجا شک کند، کجا دوباره بپرسد و کجا حاضر نشود چیزی را فقط به این دلیل که «گفتهاند» باور کند. البته این حرفه، مثل هر جای دیگری، آدمهای خودش را دارد. کسانیکه خبر را با شایعه عوض میکنند؛ حقیقت را با سفارش؛ و قلم را با تریبون. کسانی که آنقدر برای خوشایند قدرت مینویسند که سرانجام خودشان هم فراموش میکنند روزی خبرنگار بودهاند. اما اینها، هرچه باشند، معیار خبرنگاری نیستند. خبرنگاری جاییست که هنوز میتوانی به صفحهی سفید نگاه کنی و از خودت بپرسی: «اگر هیچکس مرا تشویق نکند، باز هم همین را مینویسم؟» اگر پاسخ آری باشد، هنوز چیزی از خبرنگار در تو زنده است. بیستوهشت سال گذشته و من حالا بیشتر از همیشه میدانم که خبرنگاری نه شغلِ تریبونهاست، نه حرفهی تیترهای پُر سر و صدا. خبرنگاری، شغلِ دیدن است. دیدنِ آنکه در حاشیه ایستاده. دیدنِ دستی که در عکس دیده نمیشود. دیدنِ خانهای که پشت یک آمار پنهان شده. دیدنِ انسانی که در میان هزاران عدد، تبدیل به یک رقم شده است. و بعد، بازگشتن به میز و نوشتن. نه برای آنکه جهان را زیباتر نشان بدهی؛ برای آنکه کمتر دروغ بگویی. شاید تمام تفاوت همینجاست. میان کسی که فقط مینویسد و کسی که میداند هر کلمه ممکن است روزی علیه او یا به سود حقیقت شهادت بدهد. امروز روز خبرنگار است. من برای خبرنگار واقعی دست تکان میدهم؛ برای آنکه هنوز پرسیدن را بلد است؛ برای آنکه هنوز از یک تیترِ دروغ شرم میکند؛ برای آنکه میداند انسان، پیش از آنکه «سوژه» باشد، انسان است. و برای خودم؟ بعد از بیستوهشت سال، هنوز نمیدانم خبرنگاری چه چیزی به من داده است؛ اما خوب میدانم چهچیزی از من گرفته: خیلی از ساده باور کردنها را. حالا هر خبری برایم یک پرسش است، هر سکوت یک احتمال، و هر کلمه یک مسئولیت. شاید روزی دیگر نه من باشم، نه این صفحه، نه این روزنامهها و نشریات و نه این تیترها. اما اگر کسی سالها بعد، میان غبار آرشیو، ورقی را باز کرد و پرسید: «آن روزها چه گذشت؟» دلم میخواهد بتواند از میان کلمات ما، نه صدای صاحبان قدرت، که صدای آدمها را بشنود. و آن روز، اگر چیزی از این همه سال باقی مانده باشد، همین یک چیز کافیست: اینکه در روزگارِ بسیار کسان که میخواستند حقیقت را آنطور که دوست داشتند بنویسند، کسی هنوز پیدا میشد که حقیقت را آنطور که دیده بود، بنویسد. و شاید خبرنگار، در تمام معنای خودش، همین باشد: کسی که وقتی زمانه میخواهد چیزی را فراموش کند، نمیگذارد حقیقت بیصدا دفن شود. روز خبرنگار خجسته؛ به آنان که قلم را نفروختند.
خبرنگار؛ توصیه کمتر، اعتماد بیشتر ✍ عبدالرضا خزایی/ روزنامه نگار 🔹روز خبرنگار، فرصتی است برای تبریک به کسانی که حرفهشان با «پرسش» آغاز میشود و با «روایت» معنا پیدا میکند؛ خبرنگارانی که در پیچیدگی امروز رسانه، میان سرعت تحولات، ملاحظات متعدد و ضرورت دقت، همچنان مسئولیت اطلاعرسانی را بر دوش دارند. 🔹با این حال، هر سال در همین روز، یک اتفاق تکراری هم رخ میدهد: خبرنگار، بیش از آنکه شنیده شود، مورد توصیه قرار میگیرد؛ چه بگوید، چه نگوید، کجا ورود کند و کجا عقب بنشیند. گویی مسئله رسانه، کمبود آموزش است؛ در حالی که بخش مهمی از بدنه حرفهای رسانه، سالها آموزش و تجربه را پشت سر گذاشته و بهتر از هر ناظر بیرونی، قواعد و اقتضائات این حرفه را میشناسد. 🔹مسئله امروز رسانه شاید بیش از آنکه «دانستن چگونه نوشتن» باشد، امکان نوشتن است. خبرنگار برای تولید روایت دقیق، به اطلاعات معتبر، دسترسی به منابع، امکان پرسش و مهمتر از همه، به فضای حرفهای نیاز دارد. هرچه این مسیر پیچیدهتر شود، خروجی رسانه نیز ناگزیر بخشی از واقعیت را در پشت دروازههای ملاحظه جا میگذارد. 🔹از سوی دیگر، نمیتوان از رسانه انتظار داشت همزمان مطالبهگر، سریع، دقیق و اثرگذار باشد، اما میدان فعالیتش را با مجموعهای از بایدها و نبایدهای فزاینده تعریف کرد. حرفهایگری خبرنگار با اعتماد تقویت میشود، نه با توصیههای بیشتر. رسانه زمانی مسئولانهتر رفتار میکند که مسئولیت حرفهای آن به رسمیت شناخته شود. 🔹روز خبرنگار، شاید بیش از آنکه موعد یادآوری وظایف خبرنگار باشد، فرصتی برای بازنگری در نسبت ما با رسانه است؛ اینکه چقدر امکان پرسیدن فراهم کردهایم، چقدر پاسخگویی را پذیرفتهایم و چقدر به اهل حرفه اعتماد کردهایم. 🔹روز خبرنگار مبارک؛ شاید بهترین حمایت از خبرنگار، این نباشد که بیشتر به او بگوییم چه نکند؛ کافی است کمی بیشتر اجازه بدهیم آنچه میداند، میبیند و تجربه کرده است را روایت کند. @chandsanieh_news chandsaniehonline.com
پیام رئیسکل سازمان نظام پزشکی کشور به مناسبت روز خبرنگار بسمالله الرحمن الرحیم هفدهم مرداد هر سال، روز خبرنگار، فرصت مغتنمی برای پاسداشت انسانهایی است که با قلم، تصویر و روایت صادقانه خود، آگاهی، امید و مسئولیتپذیری اجتماعی را زنده نگه میدارند و با روشنگری، زمینهساز توسعه پایدار و پیشرفت همهجانبه کشور میشوند. خبرنگاران حوزه خطیر سلامت، شرکای راهبردی نظام سلامت، روایتگران تلاشهای خاموش جامعه پزشکی و حلقه اتصال میان جامعه پزشکی، مردم و مسئولان هستند. جامعه پزشکی ایران امروز با هزاران مرکز بهداشتی و درمانی، صدها هزار عضو دانشمند، متعهد و خدوم و ارائه میلیونها خدمت تشخیصی، درمانی، آموزشی و پیشگیرانه در هر روز، یکی از بزرگترین سرمایههای ملی کشور به شمار میرود. پیشرفتهای علمی جامعه پزشکی ایران در بسیاری از عرصهها همتراز استانداردهای روز جهان است و این دستاوردهای ارزشمند، بیش از هر زمان دیگری نیازمند روایت دقیق، منصفانه، امیدآفرین و حرفهای رسانههاست. رسانههای مسئول با معرفی این موفقیتها، علاوه بر تقویت اعتماد عمومی، امید به آینده را در جامعه افزایش داده و سرمایه اجتماعی نظام سلامت را ارتقا میبخشند. از سوی دیگر، انعکاس دقیق، کارشناسانه و منصفانه کاستیها و چالشهای حوزه سلامت نیز میتواند مسئولان را در تصمیمگیریهای صحیح، اصلاح سیاستها و ارتقای کیفیت خدمات یاری رساند. در عین حال، انصاف رسانهای اقتضا میکند که معدود تخلفات فردی، که ممکن است در هر صنف و حرفهای رخ دهد، هرگز بهعنوان چهره غالب جامعه بزرگ، فداکار، اخلاقمدار و خدمتگزار پزشکی کشور به تصویر کشیده نشود. معیار قضاوت درباره جامعه پزشکی باید میلیونها خدمت صادقانه، ایثارگرانه و مسئولانهای باشد که هر روز در اقصی نقاط کشور به مردم عزیز ارائه میشود، نه استثناهای معدودی که با عملکرد اکثریت قاطع جامعه پزشکی هیچ سنخیتی ندارد. خوشبختانه با تعاملات سازنده و ارزشمندی که در سالهای اخیر میان سازمان نظام پزشکی و اصحاب رسانه شکل گرفته است، بخش عمدهای از خبرنگاران شریف، حرفهای و متعهد کشور با رعایت همین اصول، تصویری واقعبینانه، منصفانه و امیدبخش از نظام سلامت ارائه کردهاند که جای تقدیر و سپاس فراوان دارد. بیتردید آینده موفق نظام سلامت، بدون همراهی خبرنگاران و رسانههای حرفهای، مسئولیتپذیر و امیدآفرین، قابل تحقق نیست. امید است این همراهی ارزشمند، روزبهروز مستحکمتر شود و با همدلی جامعه پزشکی و اصحاب رسانه، آیندهای سالمتر، آگاهتر، امیدوارتر و پرافتخارتر برای ایران عزیز رقم بخورد. اینجانب، به نمایندگی از جامعه پزشکی کشور، ضمن گرامیداشت یاد و نام شهیدان سرفراز عرصه خبر، از همه خبرنگاران و فعالان رسانهای که با صداقت، مسئولیتپذیری و تعهد حرفهای، پیام جامعه پزشکی را بهدرستی به مردم منتقل کردهاند، دستاوردهای علمی کشور را بازتاب دادهاند، امید اجتماعی را تقویت نمودهاند و در ارتقای سلامت و افزایش سواد سلامت نقشآفرین بودهاند، صمیمانه قدردانی میکنم و فرارسیدن روز خبرنگار را به تمامی آنان تبریک و تهنیت عرض مینمایم. و امیدوارم در آیندهای نزدیک، با همراهی همه ارگانهای حوزه سلامت، بتوانیم با ایجاد «جایزه ملی سالانه خبرنگار سلامت»، بهطور عملی از زحمات این عزیزان قدردانی نماییم. دکتر محمد رئیسزاده رئیسکل سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران ┄┅═✧❀❀✧═┅┄ 👈 باکلیک برروی لینکها به ما بپیوندید: اینستاگرام | تلگرام | بله | آپارات | سایت 🔴 رسانه سازمان نظام پزشکی جمهوری اسلامی ایران
✅ روز خبرنگار؛ به یاد مردی که اخلاق را فراموش نکرد 🖊محمود عارفی قوچانی بهمناسبت روز خبرنگار در یادداشتی با گرامیداشت یاد و خاطره حجت الاسلام و المسلمین سید محمود دعایی(ره) نوشت: ◽️روز خبرنگار که میرسد، معمولاً از قلم و خبر و رسالت رسانه میگوییم؛ از سختیهای این حرفه، از مسئولیت خبرنگار و از اهمیت روایت حقیقت. ◽️اما در میان همه این واژهها، شاید یک کلمه بیش از همه شایسته یاد کردن از سید محمود دعایی باشد: «اخلاق». ◽️دعایی پیش از آنکه یک مدیر رسانه باشد، یک «آدم» بود؛ آدمی که در هیاهوی سیاست، اهل هیاهو نبود و در روزگاری که گاهی فاصله گرفتن از دیگران آسانتر از شنیدن و فهمیدنشان است، دلش را به روی انسانها نمیبست. ◽️او بلد بود اختلاف نظر را به دشمنی تبدیل نکند. بلد بود قدرت، آدم را از فروتنی دور نکند. بلد بود پشت میز مدیریت بنشیند، اما شأن آدمهایی را که روبهرویش نشستهاند، فراموش نکند. و شاید یکی از زیباترین جلوههای اخلاقش، تواضعی بود که هیچگاه با جایگاه و مسئولیتش فاصله نگرفت؛ هرچه بیشتر دیده شد، بیشتر تلاش کرد خودش را نبینند و آدمها را ببیند. ◽️شاید مهمترین میراث دعایی برای روزنامهنگاری، نه تیترهایی باشد که منتشر شد و نه سالهایی که بر صندلی مدیرمسئولی گذشت؛ بلکه اخلاقی باشد که در رفتار او دیده میشد. ◽️او نشان داد میشود صاحب تریبون بود، اما صدای دیگران را نشنیده نگرفت؛ میشود سیاسی بود، اما سیاست را جای انسانیت ننشاند؛ میشود اختلاف داشت، اما حرمت آدمها را نگه داشت. ◽️برای همین است که یاد دعایی در روز خبرنگار، فقط یاد یک روزنامهنگار و مدیر رسانه نیست؛ یادآوری این حقیقت ساده است که رسانه، پیش از آنکه با قلم معنا پیدا کند، با اخلاق اعتبار پیدا میکند. ◽️امروز که از خبرنگار و خبر میگوییم، جای دعایی خالی است؛ مردی که شاید اگر قرار بود برای این روز یک توصیه داشته باشد، بیش از هر چیز میگفت: ◽️مراقب باشید در مسیر روایت حقیقت، خودِ انسانیت را گم نکنید. یادش گرامی؛ و راهش در اخلاق، همچنان پیش روی اهل قلم. https://www.jamaran.news/fa/tiny/news-1721926 🇮🇷 @jamarannews