امید میان آوار
Статистикаداستان کانال روایتی از بازسازی پس از فروپاشی است؛ از دل ویرانی، به سمت یادگیری، تغییر و ساختن دوباره
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 2
- Всего постов
- 22
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 6
- 1/48двое суток
- 6
- 1/72трое суток
- 7
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
قمار سختی هست عزیزجان. سخت از آن جهت که شانس موفقیتمان پایین است. نمیشود کامل دلبست به شانس پیروزی. ازطرفی فرصتهای از دست رفته سر اتمام این قمار دارد به بینهایت میل میکند.
وضعیت:
без подписи
без подписи
без подписи
اون تایم کل زندگی من، حتی اینستامم فرانت بود. انگاری همه دنیا شده بود برام فرانت که بعدترها سر هیچ کاری اینقدر غرق نشدم. فهیمدم برای انجام یککاری، باید کل زندگیت همون باشه. زندگی رو به نگاه و تفکر اون حوزه و زمینه ببینی و جلو ببری
یادمه سال ۴۰۰-۴۰۱ به خاطر یک مسئلهای در عرض یکی دوماه برنامهنویسی فرانتاند رو به صورت پیشرفته یاد گرفتم و تونستم فرانت یک پروژهای رو بالا بیارم. عجیبش اینجاست که دوماه هم طول نکشید یاد گرفتن و انجام دادن من. خیلی برام عجیب هست که چرا بعد از اون، من نتونستم کاری رو در تایم خیلی کم به صورت کامل پیاده کنم، تا اینکه چند روز پیش رفتم سراغ سیوهای اینستا و با این صحنه مواجه شدم👇👇
میگن آدما توی فشار الماس میشن و این حرفا ولی من فقط توی فشار گم میشم حس میکنم وقتی از یه حدی بیشتر میشه باید یه اولویتی بچینم تا بتونم هندلشون کنم و اینطوری هم باعث میشه یسری کارایی که میرن آخرای لیست اخرش بمونن و بابتش یکم ناراحت شم اخه میدونید توقع اینو دارم که بتونم از هر هزارتا کاری که برام درست شده هزار و یکیشو انجام بدم و توی همشونم خوب باشم.
تلگرام بالاخره راهکار زندگی من رو فهمید
یادش بخیر یه زمانی تو کانال ناشناس میزاشتیم کلی هم حرفای خوب در میاومد ازش.
تقریبا تمام عوارض کما و خونریزی مغزی رو تموم کردم جز یکی، که خیلی هم اذیتم میکنه. تو نوشتن و هماهنگی اعصاب دستم خیلی مشکل دارم. اینکه مغزم می گه الان حرف س سهتا دندانه ولی دستم یدونه مینویسه و میره. اونقدر عجیب مینویسه که خودمم نمیتونم بخونمش. البته من ادم خوشخطی نبودم اما بعد تصادف هم دیگه کلا به فاک رفته
کسی دیگر محبت های کوچک را نمی فهمد همیشه هیچکس ده تای کودک را نمی فهمد
به خواب رفت جهان آنچنان که تا به ابد صداي هيچ خروسي حريف خواب نشد
استوری تلگرام چه چیز جالبیهههه. دارم یه آدمهایی رو میبینم که شمارم رو دارن پشمام میریزه
من همیشه فکر میکردم آدمهای آکادمیک و ادارهای خیلی باشخصیت و باادب هستن و تاحالا همچین شخص بازاری و صاحب شرکت ارتباطی نداشتم. این آدما تو یک لول و دنیای دیگهای زندگی میکنن. دنیایی که برای من جذاب و ناشناخته بوده و هست.
امروز اولین تجربه حرف زدن با یک بیزنسمن رو انلاک کردم. از عجیبترین تجربیاتم بود و خواهد بود. ۱۴۰۵/۰۵/۱۵
امروز اولین تجربه حرف زدن با یک بیزنسمن رو انلاک کردم. از عجیبترین تجربیاتم بود و خواهد بود. ۱۴۰۵/۰۵/۱۵
@Mini_alpha
حالا امسال که من نمیتونم برم سبلان کل اکسپولرم سبلان شده😭