tgindex
t
@the_lastnoteанглийский

موسیقی‌، کمی جدی‌تر Let's Dive Into Music اینستاگرام: www.instagram.com/the_lastnote حیاط خلوت: @Night_Rhythms @MajidNova

Последний пост
28 июл.
Последнее чтение
ещё не заходили
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
английский
В каталоге с
15 авг.
Подписчики
7 538
−3 за 3 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
3 495
20 постов
Вовлечённость
46,4%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1 012
1/48двое суток
1 159
1/72трое суток
1 250

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 28 июл.1 25744

    @the_lastnote

  • 28 июл.1 1414

    اجزای این موسیقی به‌ تنهایی زیبا هستند، اما شگفتی واقعی جایی رخ می‌دهد که کنار هم قرار می‌گیرند. حاصل، صرفا جمع اجزا نیست؛ گویی چیزی نامرئی میان آن‌ها جریان دارد که از مجموع اجزا فراتر می‌رود. ممکن است کیمیاگری در آن دخیل باشد. همانطور که در قلمرو روشن و رویایی کیبورد شناور هستم، بافت هر ضربه درامز و پرکاشن مرا جمع و متمرکز می‌کند، هوشیاری آرامش‌بخشی نسبت به جزئیات در من ایجاد می‌شود. حرف از حلقه‌های جَز هیپنوتیزم ‌کننده با صدای گرم است، که به آرامی شما را به مرزهای دور خود می‌کشانند و شما را به رویاپردازی یا تکان دادن سرتان، بسته به ساختار آهنگ، وا می‌دارند. در آن حال و هوای نوردیک منحصر به فردی وجود دارد و این قطعات می‌دانند چگونه راه خود به هر طریق ممکن فراتر از مرزهای اجزای خود باز کنند. سوانه‌بورگ کاردیب (Svaneborg Kardyb) یک دوئت الکترو-جَز دانمارکی است که متشکل از نیکولای سوانه‌بورگ (سینث‌سایزر و پیانو) و یوناس کاردیب (درامز، پرکاشن) است. موسیقی آنها برگرفته از موسیقی فولک دانمارکی و در بر دارنده‌ی تاثیرات موسیقی جَز اسکاندیناوی است. موسیقی آنها در نگاه اول ساده جلوه می‌کند، اما با گوش دادن به مرور زمان تکامل می‌یابد و آشکار می‌شود، با فضای زیادی برای کاوش، تامل و بداهه‌. @the_lastnote

  • 28 июл.1 0505

    Farvel #Svaneborg_Kardyb @the_lastnote

  • 9 июн.3 342109

    @the_lastnote

  • 9 июн.2 24026

    در اینکه که هر چیز، در لحظه‌ی نزدیک شدن به پایان، تمام خویش را زندگی می‌کند، در اینکه گل پیش از پژمردن می‌شکفد، در اینکه شمع پیش از خاموشی می‌درخشد، در اینکه انسان پیش از رفتن عشق را تجربه می‌کند. @the_lastnote

  • 9 июн.1 9814

    Second Chance #Andrew_Latimer @the_lastnote

  • @the_lastnote

  • سپیده دم، کرانه، رها، سایه‌های خورشید، نگاره، شوریده، سفر و سرگردان. این کلمات و موسیقی درون هر یک، تجربه ساختن و شنیدن آلبوم «سایه های خورشید» از «احمد پژمان» را روایت می‌کنند. در هم آمیختن تاریخ و خیال را در ملودی‌هایی که از دل خاک بیرون آمده‌اند را می‌شود به وضوح شنید. احمد پژمان در یادداشتی برای این آلبوم نوشته بود: یک روز صبح بیدار شد و از پنجره به بیرون خیره شد. هوا هنوز گرگ و میش بود و «سایه های خورشید» از پسِ ابرهای صبحگاهی دیده می‌شد. بعد، تلالوی طلایی آفتاب از ستیغ کوه سر زد و او، که تازه پدر شده بود، ناگهان ملودی ساده ای به ذهنش آمد؛ ملودیی شاید نشات گرفته از تولد دخترش. اما هر چه بود، به باقی کارهایش شباهتی نداشت. با این حال، آن را پسندید و تصمیم گرفت بال و پرش بدهد و نتیجه، «سایه‌های خورشید» شد؛ آلبومی متفاوت از احمد پژمان که خود آن را «زاییده ناخودآگاهش» می‌نامد تا محصول آهنگسازی به شیوه معمول. آلبومی که آهنگسازش آن را «بیانگر لذت نهفته در زندگی، زیبایی و امید» وصف می‌کند. دیروز احمد پژمان از میان ما رفت. (۱۴۰۴ - ۱۳۱۴) @the_lastnote

  • سایه‌های خورشید #احمد_پژمان @the_lastnote

  • @the_lastnote

  • مرا خوشحال به یاد بیاور؛ نه با چشم‌هایی که غبار غم را در آن دیده‌ای. اگر در خاطره‌ای جای دارم، بگذار در روشن‌ترین جای آن باشد. @the_lastnote

  • The Trapeze Swinger #Iron_And_Wine @the_lastnote

  • @the_lastnote

  • ـ ـ ـ یک نفس عمیق بکش این چیزهایی که خسته‌ات کردن تمامی نمیشن ولی نفس‌های عمیق چرا. ـ ـ ـ از وقت‌هایی که خود را کاملا آزاد می‌کنم، از تمام کارها و خواستن‌ها، و بی صدا می‌ایستم و به آرامی نفس می‌کشم مثل وقت‌هایی که کوه‌ها به تماشا ایستاده‌ام. ـ ـ ـ قطعه‌ی «کوه‌ها چقدر بلندند» از دومین آلبوم استودیویی خانم Jasmine Myra با عنوان Rising در حال و هوای جَز روح‌نواز @the_lastnote

  • How Tall the Mountains #Jasmine_Myra @the_lastnote

  • @the_lastnote

  • من هر کجا که باشم همیشه به تو بازمی‌گردم. حتی اگر بمیرم، بعد از مرگ میهمانی می‌گیرم. آنقدر می‌نوشم تا تمامی آرزوهایم از گلویم درآیند، از دهانم پرتاب شوند، ببارند در خیابان، بدخواهان تو بمیرند، اشیا دم بزنند، شهر شفا بگیرد. در تمام فضاها صدایت می‌کنم، تا دیوارها ترک بخورند، پنجره‌ها باز شوند، عروسک‌های به خواب رفته‌ی بچه‌های تو بیدار شوند. رقص می‌آموزم. بر خاکسترم، آنقدر می‌رقصم، تا به پرواز درآیم. فاتحه‌ی تمامی مردگان خوانده شود، قبرستان‌هایت در خاک فرو روند و شهری تازه به دنیا بیاید. @the_lastnote

  • @the_lastnote

  • @the_lastnote