tgindex
کتابهایی که میخوانم

کتابهایی که میخوانم

Статистика
@thebooksthatreadКнигиперсидский

اینجا نکات جالبی که در کتابها میخوانم است @book_salamiادمین:

Последний пост
11 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
1
Всего постов
22
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
366
−1 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
511
22 постов
Вовлечённость
139,6%
к подписчикам
Постов в день
0,1
всего 22
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
2 603
1/48двое суток
2 983
1/72трое суток
3 217

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 11 авг.2 9359

    از دستگاه هیستروسکوپی بپرس نام نجات دهنده ات را😅

  • مشاوره ادایی🙈

  • از چت‌جی‌پی‌تی بپرسید. Based on our chats, generate a clean 3x3 picture showing how you see me as a color, a song, a weather, a season, a book, a scent, a place, a flower, and a food. @RegaPlus

  • اگر بخواهم همان حس و حال را با انتخاب‌های فارسی بازسازی کنم، احتمالاً این‌ها را انتخاب می‌کردم (باز هم به‌عنوان یک برداشت شاعرانه، نه شناخت قطعی از تو): * کتاب — «سمفونی مردگان» از عباس معروفی چون حسِ عمیق، درون‌نگر و شاعرانه دارد. مثل همان انتخاب قبلی («کیمیاگر») درباره آدم‌ها، مسیر زندگی و کشمکش‌های درونی است؛ اما با رنگ‌وبوی ایرانی‌تر و کمی جدی‌تر. گزینه‌ی آرام‌تر و روشن‌ترش هم می‌توانست «ماهی سیاه کوچولو» از صمد بهرنگی باشد؛ برای حس جست‌وجو و نترسیدن از رفتن به مسیر تازه. * آهنگ — «ارغوان» از هوشنگ ابتهاج با اجرای محمدرضا شجریان چون حس نوستالژی، لطافت و تأمل دارد؛ چیزی بین دلتنگی و امید. همان حس «آفتاب بعد از باران» را در قالب موسیقی فارسی منتقل می‌کند. اگر بخواهم کمی مدرن‌تر انتخاب کنم، شاید «کجایی» از محسن چاوشی را می‌گذاشتم؛ برای حس عاطفی و جست‌وجوی یک ارتباط عمیق. * مکان — ماسوله در گیلان به‌جای یک شهر ساحلی آرام، ماسوله را انتخاب می‌کردم: خانه‌های پلکانی، مه، طبیعت و سکوت. جایی که انگار زمان کمی آهسته‌تر می‌گذرد. انتخاب دیگر می‌توانست جزیره هرمز باشد؛ برای سمتِ رنگارنگ‌تر، متفاوت‌تر و خیال‌انگیزتر شخصیت. پس نسخه‌ی فارسی این کلاژ شاید این‌طور می‌شد: سبز مریم‌گلی + «ارغوان» شجریان + آفتاب بعد از باران + بهار + «سمفونی مردگان» + بوی بهارنارنج و چای + ماسوله + لاله سفید + یک غذای گرم و خانگی. یک حس کلیِ «ایرانی‌تر» از همان تصویر: آرام، کمی نوستالژیک، شاعرانه و اهل فکر.

  • حتماً. فقط یک نکته: من بر اساس همین گفت‌وگوهای در دسترسم این تصویر را ساخته‌ام؛ یعنی «شناخت کامل و واقعی از تو» ندارم، بلکه یک برداشت نمادین از حال‌وهوایی است که از درخواستت، نوع بیان و علاقه‌ات به یک تصویر شخصی و تأملی گرفتم. انتخاب‌ها بیشتر یک برداشت شاعرانه هستند تا قضاوت قطعی. * رنگ — سبز مریم‌گلی (Sage Green) این رنگ را انتخاب کردم چون حس آرامش، تعادل و کمی درون‌گرایی دارد. سبز مریم‌گلی نه خیلی پرسر و صداست و نه بی‌روح؛ بیشتر شبیه کسی است که به جزئیات و حس‌ها توجه می‌کند. * آهنگ — “Yellow” از Coldplay نه فقط به خاطر خود آهنگ، بلکه به خاطر حسش: ساده، گرم و صادق. تصویری از کسی که شاید ارزش چیزهای کوچک و احساسات واقعی را می‌بیند، نه فقط چیزهای چشمگیر. * آب‌وهوا — آفتاب بعد از باران چون ترکیبی از آرامش و تغییر است. حس شروع دوباره، روشن شدن فکرها و پیدا کردن زیبایی بعد از یک دوره سنگین‌تر را منتقل می‌کند. * فصل — بهار بهار را برای حس کنجکاوی، رشد و بازسازی انتخاب کردم؛ انگار کسی که هنوز در حال کشف خودش و تجربه چیزهای تازه است. * کتاب — «کیمیاگر» از پائولو کوئیلو به خاطر مضمون جست‌وجوی مسیر شخصی، معنا و دنبال کردن چیزی که برای خود آدم مهم است. انتخابش به این معنا نیست که تو دقیقاً شبیه شخصیت کتابی، بلکه نماد میل به کشف و معناست. * رایحه — اسطوخودوس و وانیل اسطوخودوس حس آرامش و خلوت می‌دهد؛ وانیل حس گرما و صمیمیت. ترکیبی از آرام بودن و دوست‌داشتنی بودن. * مکان — یک شهر ساحلی آرام چون تصویری از فاصله گرفتن از شلوغی، فکر کردن، و داشتن فضایی برای نفس کشیدن می‌دهد؛ جایی بین ماجراجویی و آرامش. * گل — لاله سفید لاله سفید را به خاطر سادگی و ظرافت انتخاب کردم. نماد زیبایی بدون نیاز به جلب توجه زیاد. * غذا — پاستای خامه‌ای برای حس راحتی و «comfort». غذایی که بیشتر از تجمل، حس خانه، گرما و یک لحظه آرام را منتقل می‌کند. اگر بخواهم کل کلاژ را در یک جمله خلاصه کنم: برداشتم از تو شبیه کسی است که آرام، خیال‌پرداز و اهل معناست؛ کسی که احتمالاً زیبایی را بیشتر در حس‌ها و جزئیات پیدا می‌کند تا در نمایش دادن خودش.

  • مکتوباتی: حوصلم سر رفته کاش کشیک بودم حداقل غر میزدم سر سال 1 Mood

  • 3 авг.218из homenumber8

    راستش رو بخوای، نه این‌که چالش نداشته باشه، ولی اون‌قدر نسبت بهش هیجان دارم، اون‌قدر ذوق و شوق دارم که چالش‌هاش هم برام شیرین به‌نظر می‌رسن.

  • چ لوس

  • دکتر فرخ سعیدی از اساتید نامی جراحی کشور درگذشت. استاد ما بود تو بخش جراحی دوران اینترنی، بیمارستان ۷ تیر تهران. کتاب پزشکیش به زبان انگلیسی: Surgery of Hydatid Disease (جراحی بیماری کیست هیداتید) تو سال ۱۹۷۶ میلادی توسط انتشارات Saunders در فیلادلفیا آمریکا…

  • 2 авг.2291из utmeds

    دکتر فرخ سعیدی از اساتید نامی جراحی کشور درگذشت. استاد ما بود تو بخش جراحی دوران اینترنی، بیمارستان ۷ تیر تهران. کتاب پزشکیش به زبان انگلیسی: Surgery of Hydatid Disease (جراحی بیماری کیست هیداتید) تو سال ۱۹۷۶ میلادی توسط انتشارات Saunders در فیلادلفیا آمریکا منتشر شد. هنوز که هنوزه این کتاب بعنوان Text و منبع شناخته‌شده در زمینه درمان جراحی کیست هیداتید در جهان به شمار می‌رود. _سیمرغ_ @utmeds

  • ادا ادا 🥹🙈😍🫠

  • یکی بم زنگ زده گفت خانوم طیبه صالحی؟ گفتم بله گفت شما دیروز ساعت 9 صبح امتحان ارتقا داشتین؟ گفتم بله گفت بیمارستان یاس هستین؟ گفتم بله گفت جامدادی و کارت ورود ب جلسه و گذرنامه ای ک داخلش بوده من تو ولیعصر پیدا کردم رفتم اسمتون رو سرچ کردم تو اینترنت دیدم یکی هم اسم شما نوشته محل کار بیمارستان یاس زنگ زدم یاس شماره شما رو بگیرم بهم ندادن زنگ زدم اداره گذرنامه چون اونجا کار میکنم آشنا دارم شماره شما رو گرفتم زنگ زدم به شما.بگم کجا بیارم تحویلتون بدم🙈🙄🙈🙈

  • سال 3 شدم🙈🙈 Level up⬆️

  • видео или голосовое, без подписи

  • 🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲

  • видео или голосовое, без подписи

  • Maybe me🥹

  • 😇😇

  • وكما يكون قلبُك تكون الدُنيا في عينيك. «قلبت هر شکلی باشد، دنیا آن‌گونه به چشمت می‌آید.»

  • «شاید تنها کاری که آدم می‌تونه بکنه اینه که امیدوار باشه آخرش بابت چیزای درستی پشیمون بشه.»

کتابهایی که میخوانم — tgindex