کورش بزرگ
Статистикаجایی برای گردآوری نوشتهها و پوشههای دیداری و شنیداریِ در پیوند با کورش بزرگ و هخامنشیان از فضای تلگرامی. دقت میشود که مطالب مستند باشند.
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 7
- Всего постов
- 63
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 10
- 1/48двое суток
- 11
- 1/72трое суток
- 12
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🔹️چگونگی مرگ شاهشاهان(کوروش)-قسمت پنجم رای و دیدگاه های پژوهشگران درباره گزارش هرودوت: ⚜- نگر املیکورت این جنبه از زندگی این پیروزمند بزرگ دستکم از دید دبیزه(سند) ها کم تر از دیگر جنبه های زندگی او روشن است. ولی چون نمیدانیم چگونه ایرانیان می توانسته اند چیرگی خود را تا این بومستانهای دور دست گسترش دهند داوری درباره این که آیا کوروش به خاور ایران لشکر کشی کرده یا نه، دشوار است. ⚜- دیدگاه شاپور شهبازی باید پذیرفت که نوشته هرودوت مایه ای از درستی داشته است ولی اینکه سر او بدست تومیریس افتاد بی گمان افسانه است ⚜- دیدگاه پیر بریان ده سال واپسین فرمانروایی کوروش به گونهی باور نکردنی ناشناخته مانده است. تنها میدانیم که در سال ۵۳۰ شاه بر ماساکتهای آسیای میانه لشگرکشیده است. درباره انگیزه این لشکرکشی و چگونگی برگزاری این نبرد گواهی های دلاستواری در دست نداریم و چگونگی مرگ کوروش نیز در هاله ای از افسانه پیچیده شده است چون نبرد میان کشورگشای بنام پارس و شهبانو توموریس به پنداربافیها بسیار دامن زده است. ⚜- نگر محمد داندامایف درباره مرگ کوروش دبیزههای فراوانی پخش گشته است. شکست کوروش به گونهی لکه تاریکی در تاریخ کلاسیک پجا ماند اگر بنا باشد نوشته تاریخ نویسان کهن یونانی را باور کنیم باید بگوییم که کوروش در جنگ با ماساگتا دویست هزار نفر کشته داد. هرچند این رقم می بایستی به گونه گزافی گزارش شده باشد. متنی که در این زمینه در دوران باستان مورد پذیرش بیشتر مردم افتاد متنی بود که به گستردگی از سوی هرودوت گزارش شد (۱۲۰۱۲۱۴) این متن که با پاره ای دگرگونیها مورد پذیرش بیشتر تاریخ نگاران کلاسیک افتاده است. ⚜- نگر رضا ضرغامی هال و هنجار لشکرکشی واپسین و مرگ کوروش همچنان ناروشن است در یک نگاه، سرچشمه ها هتا درباره نام و نشان دشمن کوچنشینی که کوروش با او جنگید، همداستانی ندارند. دیدگاه برخی پژوهشگران درباره گزارش کتزیاس: ⚜-دیدگاه مرتضی عربزاده سربنانی: ایشان در پژوهشی با سرگفتار بررسی مرگ بنیادگذار دودمان هخامنشی، بازگفتهای هرودوت، کتزیاس و گزنفون را با گواهیهای تاریخی و باستانشناختی سنجیده است. برآیندی که در چکیده پژوهش خود میدهد این است که بازگفت هرودوت با بسیاری از گواهی های تاریخی ناسازگار است، بازگفت گزنفون نیز با داشتن برخی ریشههای ایرانی، پرسشبرانگیز است؛ ولی بازگفت کتزیاس که گویا از یک تراداد(سنت) ایرانی سرچشمه گرفته، با بخش بزرگی از گواهی های تاریخی سازگار است. ⚜-دیدگاه آرزو رسولی ایشان نیز همسو با اقای عربزاده سربنانی که در همان پژوهش دانشگاهی سال ۲۰۲۱ درباره مرگ کورش همکاری داشته می نگارد: بازگفت کتزیاس را در کنار هرودوت، گزنفون و دیگر گواهی های تاریخی بررسیدیم و برآیندگیری آن بود که بازگفت کتزیاس با دادههای تاریخی بیشتر سازگار است. ⚜-رودیگر اشمیت و دانشنامه ایرانیکا در دانشنامه ایرانیکا، رودیگر اشمیت در درآیه(مدخل) کورش، بازگفت کتزیاس را یکی از بازگفتهای بنیادین مرگ کورش گزارش میکند و آن را جدی و پرارزش می شمارد و می گوید: کورش در واپسین لشکرکشی خود با دِربیسیها جنگید، آنان از نیروهای هندی و فیلهای جنگی یاری میگرفتند و کورش در پی زخمی که با نیزهای هندی به او زده شد، چند روز دیگر درگذشت. ⚜-فرجام سخن نویسنده داوری را به خود خواننده واگذار میکند که کدام بازگفت را درست بشمارد ولی از آنجا که می خواهیم جستار پایانپذیرد دیدگاه خود را فرامی دهیم از دیدگاه نویسنده جستار، گزارش کتزیاس از گزارشهای دیگر تاریخنگاران درباره مرگ کوروش با راستی سازگارتر است. 📚بنخانها: 1-نسک هخامنشیان،آملی کورت،ص 44 2-نسک جهانداری کوروش بزرگ، شاپور شهبازی 3-نسک تاریخ هخامنشیان از کوروش تا اسکندر، پیر بریان، جلد 10 بخش ،ص 82 4-نسک امپراتوری هخامنشی، پیر بریان، ترجمه ناهید فروغان پوشینه 1،ص 76 5-نسک تاریخ سیاسی هخامنشی، محمد داندامایف، ص90 6- وتار(مقاله)، واکاوی مرگ بنیادگذار دودمان هخامنشی، آرزو رسولی و مرتضی عربزاده 7-📚 | Discovering Cyrus: The Persian Conqueror Astride the Ancient World (Iran's Age of Empire Book 1) 📃 | page 847 ✍ | Reza Zarghamee @IranGrad @Persian_History_Archive
🔹️چگونگی مرگ شاهشاهان(کوروش)- قسمت چهارم ⚔️ چند بازگفت دیگر از پایان کار کورش: چند تن دیگر هم از پایان کار کورش سخن راندهاند. دیودوروس گفته است: که شاهبانوی اسکوتها کورش را دستگیر کرد و به چهارمیخ کشید. 🏹 بازگفت استرابون استرابون نوشته که کورش نخست در جنگ با سکاها شکست خورد و پای به گریز نهاد؛ ولی در جایی ایستاد و خوراکی و آشامیدنی فراوان در آنجا انبار کرد و پس نشست. سکاها در دنبال او به آن انبار رسیدند و چون از آشامیدنیها شکم پر کرده بودند، از پای درآمدند. کورش بازگشت و همه آنان را کشت و این پیروزی را از خدا دانست و روزی از سال را به برگزاری جشن برای ایزد نگهدارنده ایران فرمان داد. سالروز این کامیابی را همهساله جشن میگرفتند و آن را جشن سکایی مینامیدند. در آن روز زن و مرد جامهی سکایی میپوشیدند و روز و شب را به نوازندگی و پایکوبی و بادهخواری میگذراندند. 🛡️ بازگفت یوستینوس از نوشتهی تروگوس پمپیوس یوستینوس (Justinus) از روی نوشتهی گمشدهی تروگوس پمپیوس (Trogus Pompeius) آورده که کورش بر سر سکاها لشکر کشید. تومیریس، شاهبانوی دلاور سکایی، با آنکه میتوانست وی را هنگام گذشتن از رود آراکس (Araxes ــ سیر دریا، سیحون) درهم بشکند، چنین نکرد و گذاشت تا وی چندین فرسنگ درون کشور سکاها پیش رود؛ به امید آنکه پادشاه پارسی را در درون سرزمین خود بهآسانی نابود خواهد کرد. کورش دامی چید و بهوسیلهی انبار کردن آشامیدنیهای دلپذیر، سکاها را غافلگیر کرد و شاهزادهی سکاها با بخش بزرگی از سپاهیانش کشته شدند. تومیریس به خشم آمد و دامی برای پارسیان گسترد و کورش و دویست هزار تن از یارانش را در گردنههای دشوارگذر کوهستانی گرفتار کرد و همه را بکشت؛ چنانکه یک تن هم جان به در نبرد تا ایرانیان را از این رویداد آگاهی دهد. 📜 نکته: بازگفت تروگوس پمپیوس همان است که هرودوت آورده است، با پایانی دردناکتر؛ ولی چنین بازگفتی پاسخ این دو دشواری را نمیدهد که اگر چنان شکستی به ایرانیان رسید، چگونه سکاها پیروزی خود را دنبال نکردند و به ایران نتاختند، و چگونه ایرانیان توانستند کالبد کورش را از میدان به در برند و به پاسارگاد آورند؟ این رو باید تنها بدین برآیند بسنده کرد که تروگوس بازگفت هرودوت را درستشمرده است. ادامه دارد.... @IranGrad @Persian_History_Archive
🔹️چگونگی مرگ شاهشاهان(کوروش)- قسمت سوم ⚔️ بازگفت برسوس و کتزیاس: بروسوس (Berossos) بازگو میکند که: کورش با مردم داهه (Dahae) جنگید و در میدان جنگ کشته شد. ✅نکته: داههها، در دشت خاوری دریای خزر میزیستند و این با آنچه هرودئوس آورده، در بنیاد سازگار است. کتزیاس مینویسد : کورش با آمرایوس (Ameracius)، پادشاه دربیکیها (Derbices)، جنگید. هندوان نیز با فیلهای بسیار به یاری دربیکیها آمده بودند. و فیلهای آنان در میان سواران پارسی افتاد و آنها را، با آنکه سخت پایداری نمودند، درهم پاشید. در این میان کورش از اسب بر زمین افتاد و هندوئی دررسید و با ژوبینی زخمزننده بر ران او زد. پرخاشجویان ایرانی گردش را گرفتند و نگذاشتند دشمن بر او دست یابد و او را به بنهی سپاه بردند. هنگام پسین از هماوردان ده هزار کشته در میدان افتاده بود. روز دیگر آمورگس (Amyrges)، پادشاه اسکوتها با بیست هزار تن به یاری کورش رسید و بر دشمن زد. دربیکیان شکست خوردند و با گذاشتن سی هزار کشته در آوردگاه، پای به گریز نهادند. آمرایوس و دو پسرش نیز در میان جانسپردگان بودند.پس از آن همهی دربیکیان باجگزار و فرمانبردار ایران شدند. کورش فرمانروایی پارت، کرمان، خوارزم و باختر را به پسرش تنوَکسارِئیس (Tanyoxaroes) ــ بردیه ــ سپرد و کمبوجیه را جانشین خود گرداند و این دو را سفارش کرد که مادر خود را گرامی دارند و دستورهایش را انجام دهند و خودشان با یکدیگر یگانه و همداستان باشند. کورش همچنین به یاران خود اندرز داد که برادری و همپیمانی و همکاری میان خود را همچنان نگه دارند و آمورگس را ارجمند شمارند. آنگاه، سه روز پس از زخم خوردن، چشم از جهان فروپوشید. ادامه دارد.... @IranGrad @Persian_History_Archive
🔹️چگونگی مرگ شاهشاهان(کوروش)- قسمت دوم 🏛️ بازگفت گزنفون از پایان زندگی کورش: گزنفون گوید: چون کورش سر و سامان بکارهای بابل داد، به ماد رفت و دایی و سرور خود، هوخشتر (کیاکسار) را دیدار کرد و بدو پیشکشهای فراوان داد. کیاکسار نیز افسری زرین و طوق و یاره و دستی جامهی گرانبها و باشکوه مادی به دختر خود برد تا به کورش بدهد. آنگاه خواست دختر خود را بدو دهد و همه شاهنشاهی ماد را جهیزش کند. کورش دستوری خواست تا با پدر و مادر خود در این باره رای زند و با خرسندی آنان دست بکار زناشویی شود، و به پارس رفت. پدر پیرش و همه بزرگان پارسی را بنواخت و بزرگداشت و بخششهای فراوان به مردان و زنان پارس کرد و اکنون هم شاهان ایران چون به پارس میروند، چنان میکنند. پس از آن کورش به ماد بازگشت و دختر کیاخسار را که هنوز زیباییاش زبانزد جهانیان است، به زنی گرفت. برخی گویند که با خاله خود زناشویی کرد، لیکن در اینصورت بایستی آن زن سالخورده بوده باشد. پس از آن کورش به سوریه و پلستین و مصر لشکر کشید و همه این سرزمینها را به جنگ آورد. چون پیر شد، در خواب دید که سروشی بدو گفت: «کورش، برگ رفتن بساز که بزودی نزد خدایان خواهی شد.» پس از بیداری بر سر کوهها رفت و بنا بر آیین پارسیان برای زئوس (اهورمزد) و خورشید (میترا) و دیگر خدایان قربانیها کرد و خواستار نیکبختی خاندان هخامنشی و سرزمین و مردم ایرانشهر شد. روز دیگر دوستان و یاران و فرزندانش را فراخواند، تخت و تاجش را به پسر مهتر-کمبوجیه- داد و بردیا را فرمانروایی ماد، ارمنستان و کادوسیان سپرد و ایشان را اندرز داد که با هم مهربان باشند و از خودپسندی و آزمندی و ستیزهی خانگی بپرهیزند و سفارش کرد که دوستان و خویشاوندان و همنژادان را ارجمند شمارند. آنگاه افزود: «میدانم که مرگم فرا رسیده است. چون چشم از جهان بستم، سوگواری مکنید. کالبد مرا در زر یا سیم و یا چیز دیگر منهید و زود آن را به خاک بسپارید. و این واپسین سخنم را از یاد مبرید: اگر میخواهید به دشمنانتان زیان برسانید، درباره دوستان نیکی کنید.» کورش پس از آن یاران و فرزندان را بدرود کرد و دستشان را فشرد و بآرامی و آسودگی جان داد. ادامه دارد... @IranGrad @Persian_History_Archive
🔹️زندگی و جهانداری کوروش بزرگ بخش فرجامین: چگونگی مرگ شاهشاهان-قسمت یکم 🏹 نخست بازگفت هرودوت هرودوت میگوید دربارهٔ واپسین روزهای کورش چندین داستان بازگفته شده، ولی او بازگفتی را برگزیده که درستتر میپنداشته. بر پایهٔ این گزارش، کورش برای نبرد با ماساژتها، مردمانی کوچرو در کرانههای خاوری دریای کاسپین و پیرامون رود سیحون، به سوی خاور لشکر کشید. 🌊 گفتوگوی تومیریس و کورش تومیریس، شاهبانوی ماساژتها، به کورش پیام داد که از این لشکرکشی دست بردارد و هر یک در سرزمین خویش فرمان برانند. او دو راه پیش پای کورش نهاد: یا پارسیان سه روز از رود پس بنشینند تا ماساژتها بگذرند و در خاک پارسیان نبرد رخ دهد، یا ماساژتها چنین کنند و پارسیان از رود گذشته و در خاک ماساژت ها با آنها روبهرو شوند. کورش این پیشنهاد را نپذیرفت و با انجمن مهان به رایزنی پرداخت. بزرگان پارسی خواهان نبرد درون خاک ایران بودند، ولی کرزوس با این دیدگاه همداستان نبود. 🍷 پیشنهاد کرزوس کرزوس پیشنهاد کرد کورش به اندازهٔ یک روز راه در خاک ماساژتها پیش رود و اردوگاهب بزند سپس آن را رها کند؛ خوراک و نوشیدنی فراوان بر جای بگذارد و با سپاه مهادبن(اصلی) پس بنشیند. به باور او، ماساژتها پس از رسیدن به خوراک و بادهٔ فراوان، از جنگ بازمیمانند و سست میشوند؛ آنگاه پارسیان میتوانند بر آنان بتازند. کورش این رای را پذیرفت و کرزوس و کمبوجیه را به ایران فرستاد و خود با سپاهش از رود گذشت. 🪽 خواب شگرف کوروش در همان شب، کوروش، داریوش پسر ویشتاسپه از خاندان هخامنشی، را در خوابی دید که بر شانههایش دو بال روییده بود؛ یکی بر آسیا و دیگری بر اروپا سایه میافکند. کورش از این خواب هراسان برخاست و آن را نشانهٔ گریسه(توطئهٔ) داریوش در برابر خود پنداشت. از همین رو به ویشتاسپه فرمان داد به پارس بازگردد و پسرش را زیر چشم بگیرد. ویشتاسپه نیز سوگند خورد که هیچ پارسی وفاداری چنین اندیشهای در سر ندارد و برای هودارب(مراقبت) از داریوش به پارس بازگشت. ولی خود هرودوت درباره خواب کوروش می گوید که معنای راستین این خواب چیز دیگری بود: معنای آن خواب این بود که کورش در همان سرزمین کشته خواهد شد و پادشاهی سرانجام به داریوش خواهد رسید. ⚔️ نبرد بزرگ با ماساژتها کورش بر پایهٔ نقشهٔ کرزوس، پس از پیشروی در خاک ماساژتها، اردوگاه خود را بر جای گذاشت و پس نشست. سپاه ماساژت به اردوگاه رسید و با دیدن خوراک و بادهٔ فراوان، نگهبانان را از میان برداشت و به خوردن و نوشیدن پرداخت. هنگامی که سپاه پارس بازگشت، بسیاری از ماساژتها را کشتند و گروهی را نیز گرفتار کردند. در میان گرفتارشدگان، سپرگاپیس، پسر تومیریس، نیز بود. تومیریس از کورش خواست پسرش را آزاد کند و هشدار داد که اگر چنین نکند، خون کورش را خواهد ریخت. کورش به این هشدار گوش نداد ولی با اینهمه پسر تومیریس را آزاد کرد. سپرگاپیس پس از رهایی، از شرم آن شکست خودش را کشت. پس از آن، تومیریس همهٔ جنگاوران ماساژت را گرد آورد و به نبرد با پارسیان پرداخت. نبردی سخت و خونین درگرفت؛ نخست با تیر و کمان و سپس با نیزه و شمشیر. سرانجام ماساژتها پیروز شدند و شمار بسیاری از پارسیان، از دسته خود کورش، در میدان نبرد کشته شدند. هرودوت در پایان میگوید تومیریس دستور داد سر کورش را در خیکی پر از خون آدمی فرو برند تا او را از خون سیراب کند؛ گویی میخواست خونخواهی خویش را به انجام رساند. ادامه دارد.... @IranGrad @Persian_History_Archive
اما حالا بپردازیم به بحث آرامگاه مورخان هم عصر اسکندر به صورت آشکار از دیدن آرامگاه کوروش یاد کرده اند. آنها ویژگی هایی مانند پلکانی بودن و مربعی شکل بودن آرامگاه کوروش را ذکر کرده اند و از وجود تابوت کوروش در آن سخن رانده اند. از مشهور ترین مورخانی که از آرامگاه کوروش یاد کرده اند می توان به «آریان» و «استرابو» و «کنت کورس» اشاره کرد که سخن آریان بسیار با اهمیت است که از قول اریستوبولوس، یکی از همراهان اسکندر گفته می شود. می توانید نوشته آریان را در اینجا به زبان انگلیسی مشاهده بفرمایید: http://www.livius.org/aj-al/alexander/alexander_t23.html همچنین نوشتاری درباره دین کوروش در پایگاه خردگان وجود دارد که در بخش های پایانی آن در این باره گفتگو شده است. نگاه کنید به: http://kheradgan.ir/%D8%AF%DB%8C%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B4/ روایت استرابو هم بسیار در این باره مشهور است. در سیاحت نامه فیثاغورث هم ویژگی های آرامگاه کوروش نقل شده است که شباهت آشکاری به آرامگاه کوروش در استان فارس دارد. نگاه کنید به: http://kheradgan.ir/%D8%AE%D8%A7%DA%A9-%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B4-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%81%DB%8C%D8%AB%D8%A7%D8%BA%D9%88%D8%B1%D8%AB/ این موارد نشان می دهد که آرامگاه کوروش در جهان باستان بسیار مشهور بوده است که روایات گوناگون از آن یاد شده است و شکل و شمایل آن هم مورد توجه قرار گرفته است. اما علاوه بر داده های تاریخی ذکر شده که اشتراک با هم دارند، آثار باستانی به جا مانده از پاسارگاد نشان می دهد که آرامگاه مرتبط با کوروش بوده است. کتیبه مشهوری که به سه زبان پارسی باستان، ایلامی و اکدی، در آنجا وجود دارد که نوشته است منم کوروش پادشاه هخامنشی. همچنین نقش برجسته ای از یک مرد بالدار موجود است که کلاهی با دو شاخ بر سر دارد. این نقش برجسته هنوز هم در دسترس است اما کتیبه ای بر بالای آن قرار داشته که از میان رفته است. در آن کتیبه باز هم همان جملات منم کوروش پادشاهی هخامنشی به سه زبان دیده می شود. این موضوع را سفرنامه نویسانی که از ایران گذر کرده بودند نقل کرده اند و برخی از آنها هم نقاشی هایی از آثار به جا مانده کشیده اند. از جمله می توان به سفرنامه کرپورتر اشاره کرد (Ker Porter, Robert (1821). Travels In Georgia, Persia, Armenia, Ancient Babylonia, During the years 1817, 1818, 1819 and 1820. London: Printed for Longman, Rees, Orme, and Brown. p.493-498.) با وجود این همه منبع و مدرک و شواهد دیگر شکی نمی ماند که آرامگاه پاسارگاد همان آرامگاه کوروش بزرگ هخامنشی است و صرفا یک روایت مبهم افسانه ای که گوینده آن یعنی هرودوت هم اشاره می کند چند روایت شنیده و یکی را به دلخواه انتخاب کرده است، نمی تواند دلیلی بر رد این موارد باشد. این در حالی است که بر اساس اکثر منابع، کوروش در داخل قلمروی خود دار فانی را وداع گفته است. منبع: http://kheradgan.ir/ask/index.php?qa=51&qa_1=سند-تاریخی-که-اثبات-کنه-مقبره-ی-کوروش-در-شیراز-وجود-داره @thecyrusday
مرگ کورش گرچه درباره مرگ کوروش در منابع سخن های متفاوتی آمده است اما اتفاقا در اکثر آنها کوروش در قلمروی خودش دار فانی را وداع گفته است. برخی از مورخان مانند گزنفون از مرگ طبیعی کوروش در دوران سالخوردگی سخن گفته اند (کوروش نامه گزنفون، دفتر ۸، بخش ۷). برخی مورخان دیگر مانند بروس و کتزیاس، گرچه نوشته اند که کوروش در جنگ زخم برداشته است اما پس از جنگ به خانه برگشته است و پس از وصیت و اندرز، درگذشته است (کتزیاس، کتاب ۶، بند های ۲و۴؛ کتاب ۸، بند های ۱و۵و۶). اینکه گفته می شود «کوروش رو بیرون از ایران کشتند که نتونستن جسدش رو وارد ایران کنن» معمولا بر اساس گفته هرودوت بیان می شود و خود هرودوت صریحا نوشته است: «درباره چگونگی مرگ کوروش روایات گوناگونی شنیده ام، اما روایتی را که نقل کردم، بیش از بقیه برای من درخور اعتماد می نمود» (تاریخ هرودوت، کتاب ١، بند ٢١۴). به عبارتی خود هرودوت اعتراف کرده که بر اساس تمایل خودش این داستان را روایت کرده است! داستانی که افسانه ای است و با شواهد تاریخی همخوانی ندارد. هرودوت نوشته است ملکه ماساژت ها توانست کوروش را شکست دهد و سر کوروش را برید! این روایت را فقط هرودوت گفته است و در گفته دیگر مورخان هم عصر هخامنشی چنین داستانی دیده نمی شود. به قول میرزا حسینقلی سالور که در زمان قاجار از کوروش به نیکی یاد کرده است: محال است یک سرداری مثل سیروس [=کوروش] یا قشون رزم آزموده جنگی رشید او که تقریباً ثلث آسیا را با آن قشون به حیطه تصرف و تملک در آورده بود از قشون ملکه ماساژت که در فنون جنگ و علم ابداً بهره نداشتند شکست بخورد. علاوه بر آن اگر مثل سیروس [=کوروش] پادشاهی که تازه این ممالک را فتح کرده بود در جنگ ماساژتها کشته میشد چطور کامبیز [کمبوجیه] پسرش بدون منازع و بدون تزلزل پادشاه کلِ این ممالک فسیحه میشد و مملکت او چنان منظم میبود که شخصاً به خیال فتح سایر ولایات که پدرش فتح نکرده بود میافتاد مثل مصر و غیره (بازگشت ده هزار یونانی. ترجمه حسینقلی سالور. به کوشش مسعود سالور. تهران: اساطیر. ۱۳۸۴. ص ۲۷۷). به راستی سرنوشت این جنگ چه شد؟ کمبوجیه پس از شکست پدرش با خیال آسوده به سراغ مصر رفت؟! اتفاقا اینکه امروز ثابت شده است که مقبره کوروش در پاسارگاد وجود دارد دلیل روشنی بر رد نوشته هرودوت است. این موارد نشان می دهد روایتی که هرودوت به دلخواه انتخاب کرده است چندان قابل اطمینان نیست. و اشکال اصلی کسی که قرار است توجیهش کنید این است که بر روی یک روایت افسانه ای تأکید دارد. @thecyrusday
برایان تریسی از کوروش بزرگ و شاهنشاهی ایران می گوید. @didebaniranshahr
با توجه به تحریف ها و دروغ پراکنی های بسیار پیرامون کوروش بزرگ این کلیپ با استفاده از کتاب صوتی روزگاران نوشته دکتر زرین کوب تهیه شده است. @didebaniranshahr
پنج گفتار کوروش بزرگ درباره دوستی و عشق @Kheradgan_Official گزنفون، فیلسوف و مورخ یونانی، بر پایه پژوهشها، شنیدهها و آشنایی خود با فرهنگ ایرانی، کتاب کوروپدیا را درباره زندگی کوروش بزرگ نگاشت. این اثر تنها به کشورداری و جنگاوری نمیپردازد، بلکه سخنان و اندرزهای فراوانی از کوروش را در زمینههای اخلاقی و انسانی در بر دارد. آنچه بیش از جنبههای تاریخی، ما را به گردآوری این سخنان برانگیخت، ارزش ادبی و اخلاقی آنهاست. این سخنان را بخوانید: https://kheradgan.ir/p/15569
صادق خلخالی درباره کوروش بزرگ چه گفت؟ بررسی ادعاهای این آخوند @Kheradgan_Official در نگاه نخست، شاید ادعاهای صادق خلخالی سطحی و کممایه به نظر برسد. ولی هنگامی که به شرایط سیاسی و اجتماعی آن دوران توجه کنیم، درمییابیم که طرح چنین ادعاهایی حاصل تبلیغات چندینساله و گسترده گروههای همسو با شوروی بود. تا جایی که بر یک آخوند پرنفوذ در نظام انقلابی نیز تأثیر گذاشته بود. آنچه مایه تأسف است، این است که ادعاهای خلخالی به همان دوره محدود نمانده و هنوز نیز، هرچند با زبانی متفاوت، بازگو و بازنشر میشوند. حتی به نظر میرسد این ادعاها طی سالها به شکلی مدون گردآوری و تنظیم شده و در وبسایتها، شبکههای اجتماعی و حتی نشریات بهصورت گسترده تکرار میشوند بی آنکه نام خلخالی ذکر شود! اگر بخواهیم ادعاهای خلخالی را به صورت فهرستوار نقل کنیم حدود ۱۸ ادعای برجسته درباره کوروش بزرگ به چشم میآید. در ادامه هر کدام از این ادعاها را بررسی میکنیم: https://kheradgan.ir/p/23637
🔹کیستی ذوالقرنین- به قلم رضا مهرآفرین واژهشناسی ذوالقرنین و ساختارشناسی آن: ۱-درآمد: نامپردازی زبانی در نسک دانیال پیامبر، از «قوچی دوشاخ» (لوقارنایم/ذوالقرنین) یاد شده که بر کنارهی نهر اولای — رود شاوور امروزی که از میانهی شوش میگذرد — ایستاده بود. این واژهی عبری، با کمترین دگرش، به عربی راه یافته و «ذوالقرنین» گردیده. به دید راستیسنجی، یهودیان — با آگاهی از خلاّ این واژه در فرهنگ عربی — کوشیدند پیامبر را در دام فرهنگ خویش گرفتار آورند. این نام، فرنام فرمانروایی دادگر و پیامبرگونه بوده که تاجی دوشاخ بر سر مینهاده. ۲. نمادهای فرّهناکی: بال و شاخ در دروازهی هوترین(شمالی) کاخ پاسارگاد — از سازههای شکوهمند کوروش — نقش برجستهای از فرشتهای بالدار به جای مانده که تاجی بر سر دارد و چهار بال گشوده. این تاج — که آمیزهای از هنر ایلامی و مصری است — بر شاخهای قوچی حبشی استوار شده و با نمادهای خورشیدی و مارهای کبری آراسته گشته. · بال: نماد پرواز به جهان-برین، رهاشدگی از گناه و رسیدن به جایگاه دادگری است. در نگرش قرآنی، فرشتگان بال دارند و در بهشت برین پرواز میکنند. ابوریحان بیرونی نیز از عمر بن خطاب بازگفته که ذوالقرنین را از فرشتگان میدانسته است. · شاخ: نماد پادشاهی، باروری و ایزدچهری است. خدایان ایلامی و میانرودانی، همواره با کلاهخودهای شاخدار نمودار میشدند. حتی پهلوانان افسانهای — چون رستم — نیز گاه این نماد را بر سر مینهادند. ۳. کوروش: نماد فرّهٔ ایزدی اشعیای پیامبر، کوروش را به «دالمن(عقاب) خاور» همانند کرده — پرندهای شکاری که به فرمان خداوند برای گسترش دادگری میآید. همچنین، پرچم کوروش — به گفته گزنفون — دالمنی زرین بود با بالهای گشوده. این نمادها، او را بهسان فرشتهای رهاییبخش مینمایانند که از آسمان به یاری زمینیان آمده. در هزارههای پیشین، نگارهی مرد بالدار، گاو-مرد بالدار، اسفنکس و گریفون، در سراسر آشور، بابل، مصر و اورارتو یافته شده است. باستانشناسان این پیکرهها را نمود فرشتگان و ایزدان دانستهاند؛ میانجیانی میان خدایان و آدمیان. برخی پژوهندگان، نگارهی پاسارگاد را خودِ کوروش دانستهاند؛ برخی دیگر آن را فروهر او. برخی پژوهندگان — همچون شاپور شهبازی — این نقش را خود کوروش میدانند که با افزودن بالهای ایزدی، به ریخت فرازمینی درآمده . گویی پادشاهان هخامنشی — و سپس ساسانی — خود را از تبار ایزدان میپنداشتند. ۴. تیناب( رؤیای) دانیال: پیشگویی تاریخ دانیال پیامبر در تیناب خویش، «قوچ دوشاخ»[نماد پادشاهی ماد و پارس — یعنی کوروش] را میبیند که به سمت باختر، هوتر(شمال) و دشتر(جنوب) شاخ میزند و هیچ کس را یارای ایستادگی در برابر او نیست. سپس «بز نر تکشاخ»[نماد اسکندر مقدونی] پدیدار میشود و قوچ را درهم می شکند. سپس تک شاخ آن بز می افتد و بجایش چهار شاخ دیگر — نماد چهار جهانشاه جانشین — برمی آید. این تیناب — که دویست سال پیش از اسکندر روی داده — به روشنی فراز و فرود شاهنشاهیها را پیشبینی کرده. ۵. همخوانی با ذوالقرنین قرآنی کوروش — بهسان ذوالقرنین — به سه سمت (باختر،هوتر، دشتر) لشکر کشید و دادگری را بگسترد. همچنین، تاج او — با آن شاخهای قوچ و گویهای خورشیدی — نماد فرمانروایی بر خاور و باختر گیتی بود. حتی نام «کوروش» — به گفته پلوتارک — از واژهی پارسیِ «خورشید» گرفته شده. او نه تنها باورهای مردمان گوناگون را گرامی می شمارد، بلکه خود نماد همبستگی دینیِ همهی خاورمیانه بود. ۶. فرجام سخن: پیوند استوره و تاریخ ذوالقرنین — این چهرهی افسانهای — در پیکرهی کوروش بزرگ، جامهی راستینه میپوشد. او که در تیناب دانیال، «قوچ دوشاخ» خوانده شد، در تاریخ، بنیادگذار شاهنشاهییی شد که فرهنگها را درآمیخت و دادگری را در جهان پراکند. این همسانیِ نمادها و رویدادها، نشان از آن دارد که گاه استوره و تاریخ، چنان درهم میتنند که جداکردنشان ناشدنی مینماید و بنابر خواب دانیال بز تک شاخ[ اسکندر] که در برابر قوچ دوشاخ[کوروش] است هیچگاه نمی تواند با ذوالقرنین یکسان افتد. پایان جستار 📚 بازخن: نسک دین هخامنشیان، رضا مهرآفرین، چکیدهی ص 104 تا 109 @IranGrad @Persian_History_Archive
کوروش و قوه موسّس به رغم اینکه شناسایی منشور کوروش در یونسکو، به عنوان نخستین کتیبه حقوقبشر اهمیت دارد اما اهمیّت کوروش برای ما ایرانیها در این است که او موسّس کشور ایران است و اهمیت بنیانگذارانی مثل کوروش در آن است که میتوان از عمل آنها تقلید کرد. در سیاست، تقلید مجاز نیست مگر اینکه تقلید از تأسیس باشد. زیرا از تأسیس نمیتوان تقلید کرد مگر اینکه منطق آن را فهمید و این خود، عینِ تأسیس است. یادآوری این یادداشت👇🏻 https://t.me/salar_seyf/331
کوروش بزرگ؛ نخستین پادشاهی که در میدان سیاست، از زبان صلح سخن گفت https://amordadnews.com/283240/
کورش از نگاه هنرمندان در نمایشگاه کورش بزرگ، میراث مهربانی و مدارا https://amordadnews.com/283287/
دفاع جانانهی بلاگر عربزبان ایرانی از کوروش بزرگ https://www.instagram.com/reel/DQZZxC1ja0a/?igsh=bXU4OGtsZzlqNnln @thecyrusday
https://t.me/saharghizam ترانهسرا: سحرقیز
مستند رژهی تاریخی "جشنهای 2500 سالهی شاهنشاهی ایران" در 23 مهرماه سال 1350 خورشیدی که نگاهی دارد به چهارمین روز از این جشنها در شیراز و در تختجمشید که با حضور 69 کشور و سران حکومتهای جهان انجام شد. "جهانیان آمده بودند به تماشا، در تماشاخانهی تاریخ و فرهنگِ این سرزمین، آنان که در 2500 سال پیش، یک رنسانس بزرگ علمی، فرهنگی و ادبی را پدید آوردند، رنسانسی که اروپای سدهها پس از آن مدیون این جنبش سِتُرگ است، آنان افتخارِ ما و جهان هستند. میخواهم بدانیم ما که بودیم و برای دانایی، آزادی و آبادی چه کردیم، بر آنم که تاریخ نه زندانِ اندیشههای گذشته بلکه زهدانِ اندیشههای نو است، بر تاریخ نیاویزیم، از تاریخ بیاموزیم..." پژوهش و گزارشی از دکتر "محمود_کویر" نویسنده، پژوهشگر و تاریخشناس معاصر ایرانی #مستند @Honarrvareh
без подписи
без подписи