The Fellowship of The Psyche
Статистикаتأملات یک درمانگر این کانال حکم یک آرشیو برای مطالبی را دارد که ذهنم را به خود مشغول میکنند. @ahmadrezatulabi @Thefellowshipofthepsyche
- Последний пост
- 18 июн.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 23
- Тип
- открытый
- Язык
- арабский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
Fragile (Sting Cover) (feat. David Ridley) Aaron May If blood will flow when flesh and steel are one Drying in the color of the evening Sun Tomorrow's rain will wash the stains away But something in our minds will always stay Perhaps this final act was meant To clinch a lifetime's argument That nothing comes from violence and nothing ever could For all those born beneath an angry star Lest we forget how fragile we are On and on the rain will fall Like tears from a star, like tears from a star On and on the rain will say How fragile we are, how fragile we are On and on the rain will fall Like tears from a star, like tears from a star On and on the rain will say How fragile we are, how fragile we are
без подписи
رقص با شیطان: چرا احساسات بد زندگی را خوب میکنند؟ خشم، حسادت یا لذت ناشی از تحقیر در زمرهی بدنامترین خصیصههای انسانی دستهبندی میشوند؛ هرزهعلفهایی که گلهای باغ زندگی را میبلعند و باید که ریشهکنشان کرد. ولی اگر این احساسات پنهانْ در نهانخانهی دل را نه هرزه علف که کرمهای خاکیِ باغ زندگی تعبیر کنیم، چه خواهد شد؟ کریستا توماسون، استاد فلسفهی کالج سوارثمور، در تازهترین کتابش «رقصی با شیطان» (انتشارات آکسفورد، ۲۰۲۳) با همین تعبیر ما را دعوت به بازنگری دربارهی احساسات منفیمان میکند. 🔸توماسون زیانبار بودن یکسرهی احساسات منفی را رد میکند، چرا که معتقد است احساسات منفی را باید واکنشهای طبیعی نسبت به شرایط در نظر بگیریم. او مینویسد: «احساسات منفی کرمهای خاکی این باغ هستند و نه علفهای هرز...کرمهای خاکی بیشتر مردم را منزجر میکنند، بسیاریمان ترجیح میدهیم تنها از تماشای گلها لذت ببریم و کرمهای خاکی را فراموش کنیم... اما حضورشان به معنای این است که خاکِ این باغ زنده و شکوفا خواهد شد...» 🔸 به باور توماسون ما دربارهی احساسات منفی اغلب از برچسبهای هولناکی استفاده میکنیم که دربارهی احساسات مثبت، حتی در شدیدترین شکل بروزشان، چنین الفاظی را به کار نمیبریم. به جای این رویکردی دوگانه، توماسون ما را دعوت میکند به عصبانیتهایمان در طول زندگی فکر کنیم. آیا ما بارها بروز عصبانیت نسبت به دوستداشتنیترین افراد زندگیمان را تجربه نکردهایم؟ توماسون مینویسد: « خشم اگر به هولناکی برچسبهایش باشد، باید هر فردی بعد از یکبار عصبانیت تا آخر عمر تلخکام و بیدوست و تنها بماند.» 🔸 مشکل اینجاست که وقتی پای احساسات منفی به میان میآید روی افراطیتان نمونهها دست گذاشته میشود. برای مثال، شخصیت یاگو در نمایشنامهی اتللو، از شدت حسد نسبت به ترفیع همکارش دسیسهای برای قتل او میچیند. اما در دنیای واقعی، یاگو احتمالا غروب همان روز به یک میکده سری میزد و کمی دربارهی همکارش بدگویی میکرد و قضیه تمام میشد. دست برداشتن از مثالهای افراطی و پذیرفتن این نکته که آدمی همواره با احساسات منفی همچون کرمهای خاکی لغزندهی باغچه همزیستی داشته، اولینگام برای واقعبینی است. 🔸توماسون به جای تقبیح احساسات بد و مقدس کردن احساسات خوب، خود راه سومی پیش روی مخاطبانش میگذارد. او تلاش میکند مفهوم سنتی سلامت نفس را به چالش بکشد. اگر مثلا برای رواقیون هدف این است که زندگی را به شیوهای تنظیم کنیم که در آن احساسات بد را اصلاً تجربه نکنیم، و یا به پیروی از رویکرد ارسطویی مدام دنبال تغییر و بهتر کردن احساسات بد تحت ایدههایی چون «کنترل هوش هیجانی» و «مدیریت احساسات» باشیم، از نظر توماسون بهتر است احساسات منفی را بیاینکه کنترل کنیم یا پرورششان بدهیم تجربه کنیم. 🔸به نظر او ما نباید احساساتمان را «رام» کنیم، بلکه باید اجازه بدهیم آنها «وحشی» باقی بمانند، درست مانند «مارهایی که میتوانند نیش بزنند، اما نمیخواهند نیش بزنند.» 🔸احساسات بد را باید جنبهای بسیار طبیعی از توجه به خود و توجه فرد به جایگاهش در جهان دانست. احساسات منفی در واکنش به نادیدهگرفته شدن، قرار گرفتن در موقعیت ناعادلانه یا عقب ماندن بروز میکنند. چرا که خشم یا حسد پاسخی است به بیعدالتی و طبیعی است که در صورت عقب ماندن از زندگی اجتماعی دچار احساسات منفی شویم. 🔸احساسات بد در حال گفتن حقایق دردناکی دربارهی جهان اطراف به ما هستند و اگر ریشهکنشان کنیم یا نادیده بگیریمشان عواقب بدتری خواهد داشت. فشاری که امروز برای حذف یا کنترل احساساتمان احساس میکنیم از یک ایدئولوژی مثبتنگر بیرحمانه نشأت میگیرد که میگوید زندگی خوب همیشه خوشحال و پر از احساسات مثبت است و لاغیر. 🔸 سرکوب احساسات منفی فرد را به سمت خودسانسوری هدایت میکند و اجازه نمیدهد به بیعدالتی واکنش نشان دهد، چرا که منشا همهچیز را به خود فرد برمیگرداند و از او میخواهد برای جامعهاش عضوی شاد و مثبت باشد، فارغ از اینکه چه فشاری را تحمل میکند. 🔸توماسون معتقد است احساسات منفی نقش اساسی در غنیسازی و مراقبت از خود دارند. اما تمرکز بر ویژگیهای ناپسند احساسات منفی، باعث میشود که ارزش آنها را نادیده بگیریم. احساسات منفی به ما کمک میکنند زمانی که ضربهای دیدهایم یا تحقیر شدهایم به خودمان توجه کنیم. چکیدهای از حرفهای مهم کتاب را در زیر بخوانید: https://daneshkadeh.org/global/13596/ @Daneshkadeh_org
دوستان نازنینی که میخواستن کتاب رو تهیه کنند از سایت اتاق کتاب با 20درصد تخفیف بصورت اینترنتی میتونن تهیه کنند، باعث افتخار و خرسندی بنده هست نظراتتون رو درباره کتاب بشنوم. لینک خرید کتاب: https://otagheketab.com/product/detail/364305/%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%B3%D9%88%DB%8C-%DA%A9%D8%B4%D9%85%DA%A9%D8%B4(%D9%86%DA%AF%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%D9%85%D8%B9%D8%A7%D8%B5%D8%B1)
توضیح مختصری درباره کتاب فراسوی کشمکش: کریستا توماسون، استاد فلسفهی کالج سوارثمور، در کتاب حاضر ما را به بازنگری دربارهی احساسات منفیمان دعوت میکند. او در آغازین سطرهای کتابش زیانبار بودن یکسرهی احساسات منفی را رد میکند، چرا که معتقد است احساسات منفی را باید واکنشهای طبیعی انسان نسبت به شرایط در نظر بگیریم. توماسون مینویسد: «احساسات منفی کرمهای خاکی این باغ هستند و نه علفهای هرز. آنها درست چند سانت پایینتر از سطح خاک زندهاند، لیز و لغزنده. کرمهای خاکی بیشتر مردم را منزجر میکنند، بسیاریمان ترجیح میدهیم تنها از تماشای گلها لذت ببریم و کرمهای خاکی را فراموش کنیم. اما این اشتباه است، کرمها درست به اندازۀ گلها بخش جداناپذیر باغ هستند، حضورشان به معنای این است که خاکِ این باغ زنده و شکوفا خواهد شد. آرزو برای نبودن کرمها به معنای از بین رفتن غنای باغ است. برای اینکه باغ زیبایی داشته باشید بهتر است یاد بگیرید با این ساکنان لزج و لغزنده کنار بیایید، هدف من این است کمکتان کنم تا کرمهایتان را به رسمیت بشناسید.»
کتاب ارزشمند فراسوی کشمکش منتشر شد ترجمه عرفان خسرو ملا و برادر عزیزم حسین طولابی
شرمسار نبودن از خود..
چه چیز موجب قهرمانی است؟ همزمان به استقبال بزرگترین رنج و بزرگترین امید خود رفتن. به چه چیز ایمان داری؟ به اینکه باید اوزان همه چیز را از نو تعیین کرد. وجدانت چه میگوید؟ میگوید:تو باید آن شوی که هستی.... بزرگترین خطر در کجاست؟ در دلسوزی. نشان آزادی به دست آمده چیست؟ دیگر از خود شرمسار نبودن. حکمت شادان نیچه @bookavii
без подписи
🔴 مصطفی ملکیان: 🔹یک روانشناس معروف اتریشی تبار آمریکایی با نام آلرس در یکی از کتابهای خودش می گوید که انسانها به نیات ما آدمیان شهود دارند ولی متاسفانه در بزرگی این شهود ضعیف می شود 🔹او با تحقیقات خودش نشان می دهد که بچه ها زودتر از پدر و مادرشان می فهمند این آدم آدم درستی است! و آن آدم آدم نادرستی است. @mostafamalekian
کودک مهر اصیل را از مهر ساختگی و دروغی تمیز میدهد. به صورت شهودی درک میکند چه کسی واقعا او را دوست دارد و چه کسی تظاهر به دوست داشتن میکند. و از آنجایی که هنوز او را به آداب اجتماعی زور نکردهاند و با خودش صادق است و نسبت به احساسات واقعی خود حس گناه ندارد، به کسی محبت میکند که او را واقعا دوست دارد و به کسی که دوست ندارد به جز با اجبار اطرافیان محبتی نشان نمیدهد. اگر با کودکی از نزدیک ارتباط داشته باشید این حقیقت را لمس میکنید. @Thefellowshipofthepsyche
تکنیک سنگ قبر نیچه «... فرض کن که فرشته مرگ آمده است و به تو این فرصت را می دهد که هرچه دلت می خواهد روی سنگ قبر خودت بنویسی، محدودیت جا هم نداری و بعد بلافاصله خواهی مرد.» بنویس: «در اینجا انسانی آرمیده است که می خواست این گونه زندگی کند (آرزوها و آرمانها): (بنویس:) ... » وقتی بخش اول را کامل نوشتید، این قسمت را کامل کنید: (حالا بنویس) «اما، در واقع، این گونه زندگی کرد: ...» تمرین تکاندهندهای است.. @Thefellowshipofthepsyche
без подписи
«مکس ریشتر» (ریختر) آهنگسازِ آلمانیالاصلِ بریتانیایی یکی از کلیدیترین چهرههای موسیقی پست مینیماله و جالبه بدونید موسیقی پژوهانِ بسیاری مکس ریختر رو تویِ این سبک با مقام «باخ» در موسیقیِ باروک قابل قیاس میدونن! اگر بشه برای معرفیِ حس وُ حال آثارِ هر آهنگساز روی یک فصل انگشت گذاشت؛ مکس ریختر رو باید آهنگسازِ پاییزی دونست با همون مراتبِ سوزناکی و نوستالژیا! #MaxRichter @cycleofmusic
без подписи
زخمهای روان (شمع سوزان) هرگز خوب نمیشوند؛ چون مسیرهای نورونی که زخمها ساختهاند، پاک نمیشوند؛ مثل تجربهی دوچرخهسواریِ کودکی که حتی بعداز ۵۰ سال، باز اگر سوار شویم، میتوانیم آن را برانیم. آنچه تجربه شد، حک شد؛ این میان، ما فقط یاد میگیریم که هربار با مکثی کوتاهتر از رویشان عبور کنیم.
🎈 عنوان صدا : Kevin Levrone Speech Part 1-2 Zeldas Lullaby |Whats my Purpose? 🔅 کیفیت صدا : 320Kbps 🇮🇷 [ لینک دانلود نیم بهای این صدا ] • لینک در 6 ساعت آینده منقضی میشود ✨ Received by © @YproloaderBot
🎈 عنوان صدا : Gran Torino Theme Song by Clint Eastwood & Jamie Cullum 🔅 کیفیت صدا : 320Kbps 🇮🇷 [ لینک دانلود نیم بهای این صدا ] • لینک در 6 ساعت آینده منقضی میشود ✨ Received by © @YproloaderBot
شاهکاری از کلینت ایستوود
زاهدِ ظاهرپرست از حالِ ما آگاه نیست در حقِ ما هر چه گوید جایِ هیچ اکراه نیست در طریقت هر چه پیشِ سالک آید خیرِ اوست در صراطِ مستقیم ای دل کسی گمراه نیست تا چه بازی رخ نماید بیدَقی خواهیم راند عرصهٔ شطرنجِ رندان را مجالِ شاه نیست چیست این سقفِ بلندِ سادهٔ بسیارنقش زین معما هیچ دانا در جهان آگاه نیست این چه استغناست یا رب وین چه قادر حکمت است کاین همه زخمِ نهان هست و مجالِ آه نیست صاحبِ دیوانِ ما گویی نمیداند حساب کاندر این طُغرا نشانِ حِسبَةً لِلّه نیست هر که خواهد گو بیا و هر چه خواهد گو بگو کِبر و ناز و حاجِب و دربان بدین درگاه نیست بر درِ میخانه رفتن کارِ یکرنگان بود خودفروشان را به کویِ میفروشان راه نیست هر چه هست از قامتِ ناسازِ بی اندام ماست ور نه تشریفِ تو بر بالایِ کس کوتاه نیست بندهٔ پیرِ خراباتم که لطفش دایم است ور نه لطفِ شیخ و زاهد، گاه هست و گاه نیست حافظ ار بر صدر ننشیند ز عالیمشربیست عاشقِ دُردیکش اندر بندِ مال و جاه نیست -حافظ @Thefellowshipofthepsyche