شکوفۀاندوه
Статистика⊹𓈒ْ https://t.me/LightoverBlossom 𓈒ْ @light_on_blossomsbotೕೆ
- Последний пост
- 10 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 16
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 28
- 1/48двое суток
- 32
- 1/72трое суток
- 34
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
⊹آپولو: در اسطوره و افسانههای یونان، آپولو با خورشید، نور، شعر، موسیقی و هنر پیوند بسیار نزدیکی پیدا کرده، مخصوصاً در سنتهای بعدی که او را با خورشید مرتبط کردند. https://t.me/Shabdartena
⊹سِیِر (پیشگو): چون نگاهت به جهان بیشتر از دیدنِ صرف فراتر میرود. https://t.me/dreamlaputacastle
⊹آنتوسای: نیمفهای گلهاست و برای تو لیلیوم. https://t.me/yourprettyfrog
⊹لشی: در فولکلور اسلاوی، روح یا نگهبان جنگل است. موجودی که میتواند ظاهرش را تغییر دهد و با درختان و حیوانات جنگل پیوند دارد. https://t.me/maybe1staar
⊹همادریاد: نوعی نیمف درختی است که زندگیاش به یک درخت مشخص پیوند خورده. https://t.me/purrrrplexed
⊹استریگای: در اسطورهها و فولکلور روم باستان موجوداتی شبزی و پرندهمانند بودند که بعدها با جغدها پیوند پیدا کردند. https://t.me/lightttmybe
⊹ملوزین: یکی از موجودات افسانهای اروپاییه که معمولاً به شکل زنی با دم مار یا ماهی و پیوندی با آب و جهانهای پنهان تصویر میشه. https://t.me/peachak
⊹گورگون: موجودات اسطورهای یوناناند و معروفترینشان مدوساست. https://t.me/awpameh
⊹اوندین: در افسانههای اروپایی موجودات عنصریِ آباند، اما از بین موجودات افسانهای، حس لطیف و شناورشان خیلی به این شخصیت میخورد. جادویش بنفش است، با هالههایی شبیه جوهر آبرنگ. بالهایش شفاف و ظریفاند و وقتی پرواز میکند، انگار تکههایی از نقاشیهایش در هوا پخش میشوند. https://t.me/sonjedsarchive
⊹ققنوس: موجودی که شعرهایش را با نور پرتوان خورشید مینویسی و هر صبح، از میان شعلههای نارنجیِ خودش دوباره متولد میشوی؛ خورشید برایت فقط یک چیز زیبا نیست، انگار منبع نیروی وجودت است. پرهایی داری به رنگ طلایی، نارنجی، سرخ، زرد و صورتی (در اخر قفنوس نماد دگرگونی و دوباره برخاستن است.) https://t.me/theorangeray
⊹نیمف گل: اینها یکی از گروههای کمتر شناختهشدهی نیمفهای یونان باستان بودن که با گلها و شکوفایی گیاهان ارتباط داشتن https://t.me/jrya2n
⊹دریاد: در اسطورههای یونانی، ارواح و موجودات جادوییِ درختان و جنگلاند. https://t.me/yearnniinng
⊹پیکسی قصهساز: چیزی که توی نقاشیها خیلی به چشمم میاد اینه که شخصیتها فقط زیبا طراحی نشدن، انگار هرکدام یک زندگی و داستان مخصوص خودشان دارند. حالتهای صورت، گوشهای نوکتیز، موجودات عجیب، لباسهای نمایشی، ژستهای اغراقشده و حتی نوشتهها و طرحهای اطرافشان، همه حس یک دفترچهی پر از جهانهای شخصی میدهند. https://t.me/Miko_artt
⊹آلکونست: یک پرندهی افسانهای روسی که با آواز و دنیای خیال پیوند دارد. https://t.me/stellaelettrica
⊹نکوماتا: در افسانههای ژاپنی موجودی گربهسان از خانوادهی یوکایهاست. https://t.me/LostHornUnicorn
⊹فِنگهوانگ: فِنگهوانگ یک پرندهی افسانهای چینیه که معمولاً نماد شکوه، هماهنگی، زیبایی و تولد دوباره دانسته میشه. موجودی است که پرهایش رنگ طلوع خورشید دارند و هرجا پرواز میکند، چند گلبرگ گیلاس از شاخهها جدا میشوند. https://t.me/lcheerryl
без подписи
⊹پریِ ریزهنورهای تاریکی: گویند تو از آخرین جرقهی نوری زاده شدی که پیش از رسیدن شب، در دل جنگل پنهان شد. چشمهایت چیزهایی را میبینند که دیگران نادیده میگیرند؛ رگهای یک برگِ خشک، درخشش خزهها، رد پای حلزونی زیر باران و بالِ پروانهای که تنها در نیمهشب رنگ واقعیاش را نشان میدهد. قلممویت از پرِ کلاغ و شاخهی درخت سرخدار ساخته شده و هر بار که نقشی میکشی، بخشی از زیباییِ پنهانِ تاریکی برای همیشه از فراموشی نجات پیدا میکند. https://t.me/peachak
⊹ پریِ افقنگارَنگ: میگویند در هیچ سرزمینی زندگی نمیکنی؛ خانهات درست همان جایی است که آسمان و زمین یکدیگر را لمس میکنند. هر صبح، پیش از طلوع، با قلممویی از پرِ پرندگان مهاجر، رنگ تازهای بر افق میکشی تا هیچ سپیدهدمی شبیه روز قبل نباشد. تو نقاشِ منظرهها نیستی؛ نقاشِ فردا هستی. https://t.me/hindivanehh
⊹پریِ نارنجستانِ خورشید: تکهای از خورشید بودی که خواستی انسانها را از نزدیک ببینی.پس به شکل دختری با موهای فرت بر زمین آمدی. آفتابگردانها خواهر خود تو را میدانند،کتابها نامت را در حاشیهی آخرین صفحه زمزمه میکنند و هر جملهای که مینویسی،پنجرهای است که رو به صبح باز میشود. میگویند نور را دوست داری؛اما حقیقت این است که خود یکی از فرزندان نور هستی و در اصل زمانی یک پرتو سرگردانِ خورشید بودی که عاشق زمین شد. از آسمان پایین آمدی و در دل یک دانهی آفتابگردان پنهان شدی. وقتی دانهای شکفت، دختری با موهای روشن و قلبی از نور متولد شد. از آن روز، هر بار که شعری مینویسد، جایی دور از چشم آدمها، گلی تازه در جهان شکوفه میدهد. هیچکس باغ او را پیدا نکرده؛ زیرا آن باغ تنها برای کسانی ظاهر میشود که هنوز میتوانند به جادو، نور و معجزههای کوچک ایمان داشته باشند.میگویند در دل موهایت شاخههای پیچکِ ظریفی زندگی میکنند که فقط هنگام طلوع دیده میشوند. آنها هر بهار، شکوفههای کوچکی میدهند که بوی بارانِ اشعار اولین روز جهان را دارند و باد، شعرهای فراموششدهی جهان را میان شاخهها میچرخاند. https://t.me/theorangeray