tgindex
آنچه‌ در‌ خیال می‌گذرد.

آنچه‌ در‌ خیال می‌گذرد.

Статистика
@theworldofmyminddперсидский

کاش میتونستم بخوابم و بعد توی یه رویا از خواب بیدار بشم.

Последний пост
11 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
1
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
64
+1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
140
20 постов
Вовлечённость
218,8%
к подписчикам
Постов в день
0,1
всего 20
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
20
1/48двое суток
22
1/72трое суток
24

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • без подписи

  • مشکل من دوام آوردن نبوده و نیست؛ مشکل من صرف تمام عمرم برای دوام آوردن است.

  • اصلا خوشم نمیاد هی فردا میشه.

  • без подписи

  • این حسِ رؤیا کردن، مهم‌ترین چیزی است که بین تمام خلق‌الله به یک اندازه تقسیم شده است. رؤیا کردن یکی از شگرف‌ترین پدیده‌هایی است که به انسان عطا شده. وقتی از شرایط زندگی احساس نارضایتی می‌کنیم، به رؤیا پناه می‌بریم. هیچ نظامی نمی‌تواند رؤیا کردن را کنترل کند. می‌توانند تو را در یک سلول حبس کنند، اما نمی‌توانند مانع شوند که در رؤیاهایت بیرون از آن زندگی کنی. رؤیا پنجره‌ای است به زندگی ما. عباس کیارستمی

  • از بالاترین قله شدم پرت، سمت عمیق ترین چاه! همیشه پی عجیب ترین کار!

  • بهم قول میدی سال دیگه حالمون بهتر باشه؟

  • حاضرم زندگیم همیشه شب بمونه ولی اذون صبح نرسه، خورشید طلوع نکنه، صبح نشه، جوونی پر نکشه، گونه های مادری خیسِ خونِ جگر سوخته اش نشه و پدری کمرش خم نشه.

  • 25 июл.123из Dmethyl_tryptamine

    من این روزها برای هرچیزی هزاربار گریسته ام، برای وطنم، خانواده‌ام، آینده‌ام، هموطنم، هموطنم، هموطنم.

  • چرا هیچکس نمیاد بهم بگه بیا بریم تخته نرد بهت یادت بدم و هر جمعه بریم بازی کنیم🙏🏻

  • کاش یکی هم به فکر ما بود.

  • وقتی میبینم همه کشورا از شهروندانشون میخوان که ایران رو ترک کنن واقعا ناراحت میشم و اینجوریم که پس ما چی؟:(

  • بعد از این روز ها ورژن ساجده آهنی رو خواهیم داشت🙏🏻

  • برای تماشای بازی امشب انقدر برنامه ریخته بودم، ولی الان انقدر خسته و ناتوانم که دارم میرم بخوابم و برام اصلا مهم نیست که خواب بمونم یا نه. اره خلاصه. این اون زندگی که می‌خواستم نبود.

  • -Portrait of a lady on پل خاجو.

  • روحیم با مامانبزرگای ۷۰ ساله هم برابری نمی‌کنه.

  • چقدر حال میده وقتی با تموم وجود می‌پذیری که دیگه قرار نیست اون اتفاق بیوفته، اون آدم مثل قبل بشه و رهاش میکنی. جوری که خودت رها میشی، از بند رویاپردازی‌هات و امید های واهی.

  • تو کشوری زندگی می‌کنی که هر لحظه تهدید به مرگ و نابودی زندگیت میشی، هر روز همه چی گرون تر میشه، از آرزوهات انقدر فاصله داری که فعلا تنها هدف بزرگت سیر نگه داشتن شکمته و هیچ چیزی عادی و با آرامش پیش نمیره. بعد میری جلوی آینه و میگی وای چقدر جوش زدم؟ چقدر پوست بدی دارم؟

  • без подписи

  • به این نتیجه رسیدم که nothing can fix me.