Tickchartist EDU
Статистикаسختش نکن بذار دیتا تصمیم بگیره ............ چنل تحلیل ، مارک آپ و موقعیت های معاملاتی : @Chartologi
- Последний пост
- 7 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Образование (по похожим)
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 800
- 1/48двое суток
- 916
- 1/72трое суток
- 988
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🗺️- نگاهی به پیمان اخیر عربستان ، ترکیه و پاکستان از پنجره نظریه بازی با تمرکز بر امنیت انرژی ✍️ امیر نقابی
طلا نقدینگی 16.5 به مقصد 14.7 جذابه ولی در نهایت آهنربای 19.900 عمل خواهد کرد @Tickchartist
عزیزان اکانت ادمین در دسترس نیست به اون اکانتدیگه پیام ندین تا اکانت جایگزین رو معرفی کنم.
از منظر تئوری بازیها و اقتصاد سیاسی بینالملل، این وضعیت یک تعادل ناپایدار است و نمیتواند در بلندمدت (حتی میانمدت) تداوم یابد.
Welcome back 🫶
https://www.aparat.com/v/knep5f4 پادکست آگورا کست: حلقه گمشده معامله گری با کامران مرادی و امیر نقابی در این یک ساعت در باب اهمیت دیتا در معامله گری صحبت کردیم. @Tickchartist
سلام عزیزان وقتتون بخیر بروکر STB رو بررسی کردیم الان روی نت ملی فعال شده . داریم باهاش همکاری میکنیم. حساب prime شون رو پیشنهاد میکنم. سعی کردم شرایط خوبیو فراهم کردیم براتون : 📶فعال روی نت ملی 📈 قابلیت ترید روی طلای ۱۸ عیار و ۲۴ عیار (گرمی) 🌐وی پی ان ۱ گیگ به ازای هر ۱۰۰ دلار واریزی 💵 ۲۰۰ دلار اعتبار خوشامد گویی بدون واریز ( قابل ترید با سود قابل برداشت ) 💯۱۰۰ درصد بونوس روی واریز اول برای دریافت اعتبار رایگان با کد زیر ثبت نام کنید 170323 فقط ثبتنام و احراز هویت کنید ، اعتبارتون فعال میشه دقت کنید که کد رفرال رو حتما بزنید تا مشمول مزایای ذکر شده بشید حتما. لینک ثبت نام : https://crm.stb-academy.com/ref/a7dfbdf1 @Tickchartist .
یچیز باحالی که توی این بروکر دیدم اینه ک نماد طلای ۱۸ عیار و ۲۴ عیار به گرم رو هم تعریف کردن یعنی هر یک صدم لات یک گرم طلای ۱۸/۲۴ عیار ب قیمت جهانیه، بدون حباب ، با اسپرد نزدیک به صفر تقریبا اهل فن میدونن به چه دردی میخوره دیگه واقعا ببینم کسی میره تو فلان گلد و فلان طلا با کارمزد ۲ درصدی نوسان گیری میکنه ناراحت میشم🙏
سلام عزیزان وقتتون بخیر در شرایط فعلی که پراپ ها قطعه میتونید با یک اتصال نسبتا پایدار روی بروکرها ترید کنید. با بروکری که یکی از دوستانم مدیریتش رو بر عهده داره دارم صحبت میکنم بتونم ی شرایط خوبیو براتون فراهم کنم. اگر مایل به اطلاعات بیشتر هستین به ادمین پیام بدین . آیدی ادمین : @Tickche2 @Tickchartist
۲. خروج در زمانی رخ میدهد که کارتل باید در اوج بحران ژئوپلیتیک منسجمترین حالت خود را نشان دهد؛ اما عدم انسجام علنی میشود. ۳. عراق و کویت هم با مشکل مشابه ظرفیت سرکوبشده مواجهند. عراق مدعی ظرفیت ۶ میلیون بشکهای است و سهمیهاش زیر ۴.۵ است. کویت نیز برنامه توسعه ۴ میلیون بشکهای دارد. اگر امارات بتواند از این چارچوب خارج شود بدون آنکه بازار فروبپاشد و تنبیه دیپلماتیک شود، چرا دیگران این مسیر را طی نکنند؟ خطر واقعی، فروپاشی تدریجی اوپک پلاس است. اوپک پلاس شاید به یک باشگاه گفتگوی تولیدکنندگان بدون الزام اجرایی تبدیل شود. در این صورت، تنها ابزار تنظیم بازار به دست قیمت و جنگ خواهد افتاد، و سیاست و سهمیه جایی در قیمت گذاری نفت نخواهند داشت. این یعنی بازگشت به دوران پیش از ۱۹۶۰ که نوسانات قیمت نفت مهارنشدنی بود. ۵. ساختار بازار آخرین لایه تحلیل، پیامدهای ساختاری برای بازار جهانی نفت است: ۱.۵ پایان قیمتگذاری واحد در خلیج فارس تا پیش از این، نفت خلیج فارس عمدتاً حول یک قیمت پایه اوپکی با تفاضلهای کیفی (API، گوگرد) معامله میشد. حال با خروج امارات، نفت مربان (Murban) که از فجیره بارگیری میشود و به دریای عمان دسترسی دارد، میتواند کاملاً مستقل از قیمتگذاری اوپکی عرضه شود. این یعنی تولد یک برنت خاورمیانهای که قیمتش در اتاقهای معاملاتی ابوظبی و سنگاپور تعیین میشود. ۲.۵ قراردادهای دوجانبه به جای بازار نقدی امارات این ظرفیت را دارد که با سرعت به سمت انعقاد قراردادهای بلندمدت تأمین نفت با پالایشگاههای آسیایی (بهویژه چین و هند) حرکت کند. در این قراردادها قیمتها از فرمولهای ترکیبی (مثلاً میانگین برنت و عمان) تبعیت میکند؛ برخلاف نوسان ماهانه سهمیهها حجمها ثابت و قابل برنامهریزی است، و شرایط پرداخت میتواند شامل تهاتر، سرمایهگذاری مشترک و ارزهای غیردلاری باشد. ۳.۵ تشدید رقابت مخرب در صورت بازگشایی تنگه بازار اکنون در یک تعادل جنگی موقت است. اما اگر تنگه هرمز بازگشایی شود، چه اتفاقی میافتد؟ · امارات بدون قید سهمیه، تولید را به سرعت به ۴.۸۵ میلیون بشکه میرساند. عربستان که جنگ به تأسیساتش آسیب زده، برای بازسازی مالی خود نیاز به حداکثر تولید دارد. عراق و کویت نیز تحت فشار مالی، به هر بشکه اضافی نیاز دارند. در این سناریو، یک مسابقه تولید در خلیج فارس رخ خواهد داد که میتواند قیمتها را از ۱۰۹ دلار کنونی به سرعت به زیر ۶۰ دلار سقوط دهد. این دقیقاً همان کابوسی است که اوپک برای جلوگیری از آن خلق شده بود. و حالا، با خروج امارات، این کابوس یک قدم به واقعیت نزدیکتر شده است. جمعبندی کنم. امارات با این تصمیم از محدودیتهای گذشته خارج شد ولی شرطی هم بر آینده بست: آیندهای که در آن، عرضهکننده چابک و مستقل، ارزشمندتر از سرباز وفادار یک کارتل در حال فروپاشی است. حال باید دید آیا این شرط، در صورت بازگشایی تنگه و هجوم نفت به بازار، برنده خواهد بود یا نه. به قول ترامپ خواهیم دید چه خواهد شد ✍️ امیر نقابی @Tickchartist
انسداد تنگه هرمز باعث ناپدید شدن روزانه ۱۳ میلیون بشکه عرضه بالقوه از بازارهای جهانی شده؛ حتی با دور زدن از طریق خط لوله شرق-غرب عربستان (Petroline) و خط لوله ابوظبی (ADCOP)، باز هم روزانه حدود ۱۰ میلیون بشکه نفت در خلیج فارس محبوس مانده است. این محدودیت عرضه فیزیکی بسیار سختتر و شدیدتر از هر محدودیت سهمیهای است. ۲.۲ اختیار فروش رایگان و معاملات اسپرد برای فعالان لایههای عمیقتر بازارهای مالی، معنای اصلی خروج امارات از اوپک در این است: بازار صاحب یک «عرضهکننده بالقوه اختیار فروش رایگان» میشود که مدتها سرکوب شده بود. در سناریوی جنگی و انسداد تنگه، امارات دارای ظرفیت اسمی ۱.۵ تا ۱.۸ میلیون بشکه در روز مازاد بر تولید فعلی است که تاکنون پشت دیوار سهمیهای اوپک زندانی بود. حال با خروج از اوپک: ۱. حق افزایش تولید، مشروط به رفع انسداد فیزیکی: تا زمانی که تنگه بسته است، این ظرفیت مازاد بالفعل نمیشود. اما به محض هرگونه گشایش ژئوپلیتیک، امارات میتواند بدون نیاز به چانهزنی در اوپک، تولید را افزایش دهد. این یعنی بازار صاحب یک اختیار فروش (Call Option) روی قیمتهای آتی میشود که انقضای آن نامشخص ولی ارزش آن واقعی است. ۲. باز شدن درهای معاملات اسپرد: خروج امارات به معنای فروپاشی عملی قیمتگذاری واحد اوپکی در منطقه است. فعالان مالی میتوانند معاملات اسپرد میان «نفت تولیدی تحت سهمیه (عربستان، کویت، عراق)» و «نفت آزاد امارات» طراحی کنند. این به خلق ابزارهای مشتقه جدید و شکاف قیمتگذاری در بازار فیزیکی ختم میشود. ۳. بازار دو نرخی بالفعل: در شرایط فعلی، نفت قابل تحویل از مسیرهای دورزننده (خط لوله از فجیره به دریای عمان) با صرف قیمتی معامله میشود و نفت حبسشده در خلیج فارس با تخفیف اجباری. خروج امارات از اوپک این شکاف را نهادی میکند و به قیمتگذاری دوگانه دامن میزند. ۳. امنیت ژئوپلیتیک تصمیم امارات یک تصمیم صرفاً اقتصادی نیست، بلکه یک چرخش استراتژیک امنیتی است. از ۲۸ فوریه، ایران نشان داده که در دکترین نظامی خود، امارات را یک کشور بیطرف نمیبیند و این کشور از دید ایران بخشی از محور لجستیکی دشمن است. بنادر فجیره و جبلعلی به عنوان نقاط جایگزین صادرات نفت منطقه، هدف حملات موشکی و پهپادی مکرر قرار گرفتهاند. تأسیسات نفتی امارات در آبهای کمعمق خلیج فارس نیز آسیبپذیرند. در این فضا، ساختار اوپک که امارات را ذیل بلوک عربی خلیج فارس به رهبری عربستان تعریف میکرد، عملاً کارکرد امنیتی خود را از دست داده است. عربستان تحت فشار شدید امنیتی (حملات به تأسیسات شرقیه، تهدید علیه رأس تنوره و ینبع) قرار دارد و توان تأمین امنیت امارات را ندارد. آمریکا نیز درگیر یک جنگ فرسایشی هوایی-دریایی با ایران است و اولویت اولش حفظ امنیت ناوگان پنجم و تنگه هرمز است، نه دفاع از تکتک سکوهای نفتی امارات. در چنین شرایطی، ماندن در اوپک برای ابوظبی چه معنایی داشت؟ هزینه عضویت (محدودیت تولید) را میپرداخت، اما منفعت امنیتی آن (چتر جمعی اوپک/شورای همکاری) عملاً از بین رفته بود. خروج، یک اعلان ضمنی است که امارات دیگر تأمین امنیت خود را به ساختارهای جمعی عربی یا اوپکی گره نمیزند، بلکه به دنبال یک راهبرد مستقل بقا میگردد. ۱.۳ چرخش به شرق و امنیتسازی از مسیر بازار تصمیم اخیر امارات جدا از تحرکات دیپلماتیک اخیرش نیست. در ماههای اخیر، ابوظبی مذاکرات خود با چین برای خرید سامانههای پیشرفته پدافندی را تسریع کرده؛ سرمایهگذاری مشترک با شرکتهای انرژی چین و هند برای توسعه میادین فراساحلی در آبهای عمیقتر و امنتر را گسترش داده و به دنبال امضای قراردادهای بلندمدت تأمین نفت با پالایشگاههای آسیایی (چین، هند، کره) در خارج از چارچوب قیمتگذاری اوپک است. این یعنی امارات در حال تبدیل شدن از یک عرضهکننده اوپکی به یک تأمینکننده امن برای آسیا، در خارج از نظم امنیتی خلیج فارس تحت رهبری آمریکا است. خروج از اوپک، روی دیگر این سکه است. آزادسازی دستها برای امضای قراردادهای دوجانبه با قیمتهای ترجیحی و تخفیفهای استراتژیک، بدون نیاز به تأیید اوپک. این همان امنیتسازی از مسیر بازار است. اگر نتوانی امنیت فیزیکی تأسیسات را تضمین کنی، لااقل میتوانی با قیمت و انعطاف، خریداران را به شریک استراتژیک تبدیل کنی و از آنها چتر دیپلماتیک بخری. ۴. خطر فروپاشی سازمانی و اثر دومینو در اوپک خروج امارات، صرف نظر از اینکه چقدر عملیاتی شود، بزرگترین بحران مشروعیت اوپک از زمان خروج قطر (۲۰۱۹) و اکوادور (۲۰۲۰) را رقم میزند. اما تفاوت کیفی آن در سه عنصر است: ۱. امارات یک تولیدکننده حاشیهای نیست. قطر یک تولیدکننده بزرگ گاز بود که نقش نفتیاش در اوپک نمادین بود. امارات اما سومین تولیدکننده بزرگ اوپک با ظرفیت مازاد استراتژیک است. خروج آن یک سیگنال ضعف بنیادین است.
منطق سیاسی مالی خروج امارات از اوپک و پیامدهای ساختاری آن امروز، ۲۸ آوریل ۲۰۲۶، امارات متحده عربی با صدور بیانیهای رسمی اعلام کرد که از اول ماه آینده از سازمان کشورهای صادرکننده نفت (اوپک) و ائتلاف «اوپک پلاس» خارج میشود. این به معنای خروج سومین تولیدکننده بزرگ اوپک از این کارتل، پس از نزدیک به شش دهه عضویت (از ۱۹۶۷) است. سهیل المزروعی، وزیر انرژی امارات، این اقدام را «تصمیمی حاکمیتی مبتنی بر راهبرد بلندمدت ملی و چشمانداز اقتصادی» خواند و تصریح کرد که این تصمیم بدون هماهنگی قبلی با هیچیک از کشورهای حاشیه خلیج فارس اتخاذ شده است. اما آنچه این رویداد را از یک تحول سازمانی صرف فراتر میبرد، زمانبندی وقوع آن است: جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران به مرحله فرسایشی و بنبست رسیده، تنگه هرمز عملاً در وضعیت «انسداد دوسویه» میان ایران و آمریکا قرار گرفته و خاک امارات هدف حملات موشکی و پهپادی مستمر ایران واقع شده است. در چنین بستری، خروج امارات از اوپک صرفاً یک اختلاف سهمیهای نیست، بلکه نشانهای از یک گسست ساختاری در نظم انرژی خلیج فارس است. تحلیلم را در پنج محور ارائه میکنم: سیاست تولید، سازوکارهای انتقال مالی، امنیت ژئوپلیتیک، خطر فروپاشی سازمانی و ساختار بازار. ۱. سیاست تولید: فشار ساختاری نظام سهمیهای اوپک و انگیزه خروج ۱.۱ ظرفیت سرکوبشده و تضاد با منطق سرمایهگذاری برای درک ریشههای این تصمیم، باید به یک داده کلیدی توجه کرد: ذخایر اثباتشده نفت امارات حدود ۱۱۱ میلیارد بشکه است. شرکت ملی نفت ابوظبی (ادنوک) طی سالهای اخیر سرمایهگذاریهای عظیمی در توسعه بالادستی انجام داده و تا ابتدای ۲۰۲۶، ظرفیت اسمی تولید این کشور به حدود ۴.۸۵ میلیون بشکه در روز رسیده، با هدفگذاری ۵ میلیون بشکه تا ۲۰۲۷. اما در چارچوب اوپک، سهمیه تولید امارات در بازه ۳ تا ۳.۴ میلیون بشکه در روز سرکوب شده است؛ یعنی امارات تنها مجاز به استفاده از ۶۲ تا ۷۰ درصد از ظرفیت واقعی خود بوده است. از منظر مالی شرکتی، این وضعیت ناپایدار است. ادنوک دیگر یک شرکت کاملاً دولتی سنتی نیست ؛ ساختار تأمین مالی و سرمایهگذاری آن به شکل فزایندهای به بازار نزدیک شده و مستقیماً با صندوقهای ثروت ملی و برنامههای متنوعسازی اقتصادی امارات گره خورده است. شکاف مداوم میان ظرفیت تولید و تولید، نوعی فرسایش نرخ بازده سرمایهگذاری است. وقتی این فرسایش بازده با نظام سهمیهبندیای گره خورده بود که ساختار آن به لحاظ بنیادی به ضرر امارات طراحی شده ، خروج از یک گزینه ممنوعه، به یک تصمیم اقتصادی عقلانی تبدیل میشود. ۲.۱ اثر کاتالیزوری محاصره هرمز جنگ، این تضاد بنیادی را به شکلی افراطی برجسته کرده است. از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ که آمریکا و اسرائیل حملات نظامی به ایران را آغاز کردند، تنگه هرمز وارد وضعیتی از «انسداد خاکستری» شده: ایران با استفاده از مینهای دریایی، پهپادها، قایقهای تندرو (ناوگان پشه) و کنترل بر ترددها، عملاً تنگه را محدود کرده و آمریکا نیز با محاصره دریایی، رهگیری کشتیها و نمایش قدرت، تلاش دارد نظم عبور را بازتعریف کند. تردد روزانه نفتکشها از میانگین حدود ۳۵ فروند به ارقام تکرقمی سقوط کرده و حتی در ۱۹ آوریل، تردد نفتکشها در تنگه صفر گزارش شد. در چنین شرایطی، سهمیههای تعریف شده اساساً معنای عملیاتی خود را از دست دادهاند؛ زیرا امارات به واسطه انسداد تنگه ناچار به کاهش شدید تولید شده است. به بیان دیگر، جنگ کارایی نظام سهمیه بندی اوپک را منهدم کرده است. خود المزروعی نیز در مصاحبهای گفته انتخاب این زمان برای خروج برای جلوگیری از شوک بزرگ به بازار بوده، چرا که تولید همین حالا هم به دلیل محدودیتهای فیزیکی خارجی فروپاشیده و اثر کوتاه مدت خروج از اوپک بر بحران قیمت تقریباً صفر است. بنابراین، پنجره فرصت خروج دقیقاً توسط خود بحران خلق شد: وقتی نظام سهمیهای عملاً به حالت تعلیق درآمده، هزینه آبرومندی خروج توسط شوک خارجی حاصل از جنگ درونیسازی میشود، در حالی که آزادی عمل آتی برای همیشه تثبیت میگردد. ۲. سازوکارهای انتقال مالی ۱.۲ سیگنالهای قیمتی کوتاهمدت و خوانش نوسان واکنش بازار به این خبر بسیار گویاست. بهای نفت خام وست تگزاس اینترمدیت (WTI) بلافاصله پس از اعلام خبر سقوط کوتاهی کرد، اما به سرعت بازگشت و قیمت تسویه نفت برنت در حدود ۱۰۹ دلار در هر بشکه تثبیت شد. این مسیر قیمتی نشان میدهد که بازار در حال قیمتگذاری افزایش عرضه نیست، بلکه در حال قیمتگذاری افزایش ساختاری عدم قطعیت (Uncertainty Premium) است وقتی یک کارتل ۶۵ ساله ترک برمیدارد، بازار لزوماً مازاد عرضه را قیمتگذاری نمیکند، بلکه خطر ناپدید شدن قیمتگذار نهایی را قیمتگذاری میکند. از بین رفتن اعتبار اوپک ، بهعنوان آخرین تنظیمکننده عرضه جهانی، یک ریسک سیستماتیک بالقوه است.
در باب نفت هانت نقدینگی بالای ۱۲۰ دلار دور از ذهن نیست البته امیدارم این اتفاق بعد از هانت عدد ۸۱ دلار همزمان با توافق ایران اتفاق بیفته و این کاهش و سپس افزایش قیمت سیگنال افزایش تنش در ایران نباشه. در کل فکر میکنم نهایتا بهای جهانی انرژی به دلایل مختلف…
«قیمت شمش و ساچمه نقره لامیرا» خرید و فروش شمش و ساچمه نقره بازار بزرگ تهران📍 🆔 شناسه: https://ble.ir/shemshlamira
طلا نقدینگی 16.5 به مقصد 14.7 جذابه ولی در نهایت آهنربای 19.900 عمل خواهد کرد @Tickchartist
همه فکر میکنند که ترامپ برای نابودی توان نظامی و هسته ای ایران وارد جنگ شد؛ اما حقیقت این نیست. او این کار را برای نجات دلار آمریکا انجام داد. برای حدود ۵۰ سال، سیستم پترودلار باعث حفظ برتری آمریکا شد. این یعنی : عربستان نفت را به دلار قیمتگذاری میکند، سود حاصل را به بازار اوراق خزانهداری آمریکا برمیگرداند و در مقابل، آمریکا امنیت این کشور را تضمین میکند. اما این توافق در حال فروپاشی بود. عربستان شروع به تسویه معاملات نفتی با یوآن چین کرد و به بریکس پیوست؛ سیستمی که برای دور زدن دلار طراحی شده است. با این کار ، حدود ۲۰٪ از تجارت جهانی نفت خارج از دلار انجام میشد. ترامپ با حمله به ایران این روند را متوقف کرد. تنگه هرمز بسته شد و قیمت نفت به ۱۲۰ دلار رسید. کشورهای خلیج فارس ناگهان فهمیدند بدون حمایت آمریکا نمیتوانند دوام بیاورند. آنها دوباره به واشنگتن برگشتند و درخواست کمک کردند. در نتیجه، شاخص دلار به بالاترین سطح خود در ۱۰ ماه اخیر رسید و طلا سقوط کرد. کشورهایی که تلاش میکردند از این سیستم خارج شوند، دوباره در آن گیر افتادند. ✍️امیر نقابی @Tickchartist
وضعیت فعلی Polymarket در مورد حمله آمریکا به ایران تاریخ ۲۲ ژانویه ۲۰۲۶ بازارهای پیشبینی Polymarket الان اینطور نشون میدن: حمله آمریکا به ایران تا ۳۱ ژانویه احتمال حمله : ۲۰ درصد حجم معاملات: بیش از ۱۶ میلیون دلار بازار فکر میکنه کوتاهمدت بعیده…
آمریکا پایگاه نظامی میسازد، چین بندر میخرد و در این میان، ایران به عنوان کاتالیزور در حال تسریع تغییر نظم انرژی جهان است. تقابل آمریکا و چین در واقع تقابل دو استراتژی کاملا متفاوت برای هژمونی است. استراتژی واشنگتن به عنوان قدرت برتر فعلی، بر پایه قدرت سخت و تامین امنیت نظامی آبراهها بنا شده و به همین دلیل است که شبکه پایگاههای نظامی آن سراسر جهان را پوشانده است. اما در مقابل، استراتژی پکن بر پایه قدرت نرم اقتصادی و کنترل زنجیره تامین لجستیک استوار است. چین به جای اعزام ناو هواپیمابر و درگیری مستقیم، بنادر استراتژیک از گوادر پاکستان تا پیرائوس یونان و سواحل آفریقا را میخرد یا اجاره بلندمدت میکند تا شریانهای تجارت فردا را در مشت خود داشته باشد. در این میان نقش ایران بسیار کلیدی و در عین حال پارادوکسیکال است. اگرچه هدف اصلی دکترین نظامی تهران، ایجاد بازدارندگی نامتقارن و بالا بردن هزینه تنش برای غرب است ولی شاید بخشی از اهدف استراتژیک ایران از ایجاد فشار در بازار انرژی خلیج فارس، پیشبرد نقشه جهانی چین برای توسعه انرژیهای پاک باشد. پیامد ساختاری این رفتار، دقیقا به نفع گذار انرژی تمام میشود. در اقتصاد سیاسی یک اصل نانوشته اما قدرتمند داریم که میگوید هیچ چیز به اندازه سوخت فسیلیِ گران و غیرقابل اتکا، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر را تسریع و توجیه نمیکند. وقتی بحرانهای خاورمیانه و اهرمهای فشار، قیمت نفت و گاز را سرسامآور کرده و عرضه را مختل میکنند، کشورهای مصرفکننده و به ویژه اروپا به این درک قطعی میرسند که اتکا به سوخت فسیلی دیگر صرفا یک مشکل محیطزیستی نیست، بلکه یک تهدید بزرگ و فوری برای امنیت ملی آنهاست. اینجاست که جهان با سرعت و وحشت به سمت استقلال انرژی و منابع تجدیدپذیر فرار میکند و دقیقا در همین نقطه است که چین به عنوان برنده نهایی ظاهر میشود. پکن در حال حاضر انحصار بیرقیبی بر زنجیره تامین انرژیهای پاک دارد؛ از استخراج لیتیوم و کبالت و خاکهای کمیاب گرفته تا تولید بخش اعظم پنلهای خورشیدی، توربینهای بادی و باتری خودروهای الکتریکی در جهان. در واقع، تنشهای ژئوپلیتیک در خاورمیانه عملا به عنوان یک مالیات اجباری و سنگین بر کربن عمل میکند و جهان را به سمت وابستگی به تکنولوژیهای سبز چینی سوق میدهد. در این بازی بزرگ، آمریکا درگیر مدیریت فرسایشی بحرانهای امنیتی در خاورمیانه میماند، در حالی که چین بدون شلیک حتی یک گلوله، در حال قبضه کردن زیرساختهای انرژی فردای جهان است. این همان تغییر نظم جهانی است که در سکوت و در دل هیاهوی جنگها در حال رخ دادن است. ✍️ امیر نقابی @Tickchartist
در باب نفت هانت نقدینگی بالای ۱۲۰ دلار دور از ذهن نیست البته امیدارم این اتفاق بعد از هانت عدد ۸۱ دلار همزمان با توافق ایران اتفاق بیفته و این کاهش و سپس افزایش قیمت سیگنال افزایش تنش در ایران نباشه. در کل فکر میکنم نهایتا بهای جهانی انرژی به دلایل مختلف ( من جمله توسعه Ai ) صعودی خواهد بود. @Tickchartist
ترامپ نیازی ندارد که در این جنگ پیروز شود؛ او فقط باید آن را در زمان درست به پایان برساند. وقتی به زمانبندی اتفاقات نگاه میکنید، تمام پازلها منطقی به نظر میرسند. جام جهانی در ماه ژوئن آغاز میشود، انتخابات میاندورهای در ماه نوامبر فرا میرسد و دقیقا در فاصله بین این دو تاریخ، ترامپ به بزرگترین ریکاوری و شکوفایی اقتصادی در تاریخ آمریکا نیاز دارد. تکتک بحرانهایی که او ایجاد کرده، طوری طراحی شدهاند که دقیقا طبق برنامه زمانی خودش حل شوند. او بازارها را با تعرفهها به هم ریخت، بازار نفت را با درگیری با ایران دچار فروپاشی کرد و سیاست جهانی را در کمتر از یک ماه زیر و رو کرد و حالا اهرم معکوس کردن تمام این موارد، روی میز کارش منتظر رسیدن لحظه موعود است. تنگه هرمز بسته است، اما نه صرفا به این دلیل که ایران تصمیم به بستن آن گرفت؛ بلکه به این دلیل که ترامپ جنگی را آغاز کرد که میدانست تنها واکنش ممکن و ناگزیر ایران در قبال آن، مسدود کردن این آبراهه است. او شخصا این انسداد را مهندسی کرد و این یعنی حالا خودش صاحباختیار انحصاری بازگشایی آن است. تا پیش از این جنگ، نفت خلیج فارس بدون نیاز به اجازه واشنگتن صادر میشد، اما حالا تا زمانی که ترامپ اجازه ندهد، هیچ قطره نفتی جابهجا نمیشود. اروپا به او نیاز دارد، آسیا به او محتاج است و چین به خاطر سیاستهای او در حال خونریزی اقتصادی است. او یک درگیری ششهفتهای را به قدرتمندترین سلاح انرژی که تا به حال در دست یک رئیسجمهور بوده، تبدیل کرد. دقیقا در لحظهای که ترامپ رسیدن به یک توافق را اعلام کند، قیمت نفت یکشبه سقوط میکند، انتظارات برای کاهش نرخ بهره به سرعت برمیگردد و بازارهای مالی منفجر میشوند. به این ترتیب، مردی که خودش عامل این فروپاشی بود، تبدیل به ناجی و مهندس این بهبود اقتصادی میشود؛ آن هم دقیقا درست قبل از انتخابات و درست زمانی که چشم تمام مردم دنیا به این اتفاقات دوخته شده است. این وضعیت هرگز یک هرجومرج تصادفی نبود، بلکه یک بحران کاملا محاسبهشده بود که طراحی شد تا فقط به دست یک نفر حل شود و آن یک نفر از همین حالا تاریخ دقیقش را هم انتخاب کرده است. مسئله اینجاست که بیشتر مردم تا زمانی که این رالی صعودی بازار به پایان نرسد، متوجه ماجرا نخواهند شد. بازنویسی از چنل امیرحسام ذنوبی @Tickchartist