tgindex
تیراژ
@tirage_irперсидский

دربارۀ ارتباطات، رسانه، روزنامه‌نگاری

Последний пост
8 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
337
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
371
21 постов
Вовлечённость
110,1%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 21
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
65
1/48двое суток
74
1/72трое суток
80

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 🔺 این روزها وقتی به نظام رسانه‌ای، از تلویزیون تا شبکه‌های اجتماعی، نگاه می‌کنیم می‌بینیم چقدر همه حرف‌ها و عقاید شبیه به هم است. راست و چپ و دولتی و خصوصی هم ندارد. رسانه‌هایی که صدایشان درمی‌آید تقریباً شبیه به یکدیگر شده‌اند. از آن سو، وقتی در کوچه و محله و سر کار و داخل منزل و در ارتباطات رودررو دقیق می‌شویم و شبکه‌های ارتباطی مجازی بین‌فردی و صحبت‌های چهره‌به‌چهره را می‌کاویم، می‌بینیم بسیاری از حرف‌ها و افکار در رسانه‌ها غایب‌اند.   اینجاست که می‌بینیم غیبت در رسانه‌ها به‌معنی وجود نداشتن افکار و اشخاص نیست. نمی‌توان با از بین بردن صداهای افراد در نظام رسانه‌ای، آنان و افکارشان را ناپدید کرد. آدم‌ها وجود دارند و در بزنگاه‌ها خود را آشکار می‌کنند و بر رویدادها اثر هم می‌گذارند، چنانکه در همین یک دهه گذشته نیز چنین بوده است.

  • ♦️نبودن در رسانه‌ها به‌معنی وجود نداشتن نیست   صحیح یا غلط، این روزها بود و نبود آدم‌ها را با حضور در رسانه می‌سنجند، البته نه‌فقط رسانه‌های خبری یا جریان اصلی، بلکه عمدتاً رسانه‌های دیجیتالی و فردی. جالب اینکه اثرگذاری اجتماعی هم با محک رسانه سنجیده می‌شود؛ اگر کسی یا گروهی در رسانه حضور نداشته باشد، گو که اصلاً وجود ندارد. اما اگر افرادی هیاهوی رسانه‌ای زیادی داشته باشند، انگار که قدرت اجتماعی و اثرگذاری بالایی دارند.   در ایران امروز، بیشتر نیز در قدرت مفروض ناشی از حضور رسانه‌ای دمیده می‌شود، چرا که وقتی امکان بیان بسیاری از نظرات در نهادهای مدنی و اجتماعات و اماکن عمومی مهیا نیست، معمولاً رسانه‌ها تبدیل می‌شوند به عرصه کنشگری اجتماعی و فرهنگی و سیاسی.   جالب اینکه در عرصه سیاست رسمی، حکمرانان نیز این فرض را پذیرفته‌اند: از کسانی حساب می‌برند که در رسانه‌ها حضور داشته باشند یا توجهات عمومی را به‌میانجی رسانه‌ها به خود جلب کنند. آنان همچنین به این قصد که قدرت را در ید انحصار خود داشته باشند، سعی می‌کنند عرصه رسانه را از حضور دیگران پاک کنند؛ حتی گاهی با زور، فی‌المثل در سال‌های دور با توقیف مطبوعات و انحصار در مالکیت و مدیریت تلویوزیون، و در سال‌های اخیر با توقیف صفحات اینستاگرامی و قطع سیمکارت و تصاحب کانال‌های میلیونی و قطع سراسری اینترنت.   از این منظر، اهالی نظام حکمرانی کار را از ته به سر پیش می‌برند: به‌جای اینکه مشروعیت اجتماعی خود را بالا ببرند تا انعکاس مشروعیت و مقبولیت در رسانه‌ها ویترین قدرت‌شان باشد، سعی می‌کنند صداهای رقیب را خاموش کنند تا فقط خود در صحنه رسانه‌ای رسمی و غیررسمی بمانند. به این ترتیب تصور می‌کنند وقتی در رسانه‌ها دست بالا را دارند، لابد در جامعه هم صاحب قدرت‌اند. گویی رسانه همه‌چیز است.   ریشه نظری این فکر که رسانه همه‌چیز است از دهه ۱۳۷۰ وارد فضای دانشگاهی و پژوهشی ایران شد و بعدتر به سیاست‌گذاری‌های کلان نیز سرایت کرد. «پست مدرنیسم» حلقه وصل این قبیل ایده‌ها بود. محض نمونه، درآن روزگار اصطلاحات حادواقعیت و کلان‌روایت هر روز شنیده می‌شد و در رخدادهایی همچون جنگ خلیج فارس، درباب قدرت رسانه‌هایی همچون سی‌ان‌ان اغراق‌ها می‌شد. چنان جلوه داده می‌شد گویی اگر رسانه را در کنترل داشته باشی، دیگر لازم نیست نگران واقعیت روی زمین باشی. همین حالا هم حکمرانان وسواس به کنش رسانه‌ای به‌جای کنش واقعی را رها نکرده‌اند؛ فی‌المثل به‌جای اینکه فقر را در عمل کاهش دهند، تلاش می‌کنند از بازنمایی فقر در رسانه‌ها بکاهند یا در رسانه‌ها هیاهو راه بیندازند که فقر دارد کم می‌شود. و طبیعی هست که با این کارها درصد افراد زیر خط فقر کمتر نمی‌شود.   حال این سؤال پیش می‌آید: آیا آن گروه‌هایی که در رسانه‌ها حاضر هستند و رسانه‌های رسمی و غیررسمی افکار و عقاید و سیاست‌های آنان را بازمی‌نمایانند، تنها کسانی هستند که در جامعه زندگی می‌کنند؟ و آیا اساساً اکثریت دارند؟ آن گروه‌هایی که رسانه‌ها به آنان بی‌توجه‌اند و عملاً صدایی در رسانه‌های رسمی و رسانه‌های اجتماعی به‌شدت تحت نظارت ندارند، در واقعیت روی زمین جامعه نیز وجود ندارند؟ آیا انعکاس صداها در رسانه‌ها متناسب است با صداهای موجود در جامعه؟   در یک نظام رسانه‌ای به‌شدت کنترل و سانسورشده، بسیاری از عقاید و افکار نمی‌توانند در رسانه‌های رسمی و بگو حتی غیررسمی حضور داشته باشند. بسیاری از افراد جرئت نمی‌کنند فکرشان را در باب اتفاقات روز در حساب اینستاگرام شخصی کم‌مخاطب خود مطرح کنند و حتی در این باب با پیام‌رسان‌ها با یکدیگر بحث کنند، چه رسد به اینکه ستون یادداشت‌های یک روزنامه یا وب‌سایت خبری به ایده‌های آنان اختصاص یابد.   از آن سو، وقتی یک نظام رسانه‌ای به‌کلی ناکارآمد باشد ــ به این معنی که نیاز مخاطبان را برطرف نکند ــ سهل است که بخش چشمگیری از مردم کل آن نظام رسانه‌ای را کنار بگذارند و خود یک شبکه اجتماعی بسازند و با رسانه‌های جایگزین و کوچک با هم ارتباط برقرار کنند. البته این شبکه ارتباطی جایگزین کارآمدی‌های نظام رسانه‌ای رسمی و عیان را ندارد، اما به از هیچ است. در این شرایط، مخاطبان به‌تدریج عادت استفاده از نظام رسانه‌ای را کنار می‌گذارند و حکمرانان ناچار می‌شوند در بحران‌ها با توسل به اقداماتی همچون قطع سراسری اینترنت، شبکه ارتباطی جایگزین مردم را مسدود کنند.   بنابراین هم نظام رسانه‌ای به آرا و افکار بخش چشمگیری از مردم نمی‌پردازند و هم دسته کثیری از مردم تمایلی به حضور در رسانه‌ها ندارند. اما آیا اگر به هردلیلی افرادی با تعداد قابل‌توجه در رسانه‌ها حضور نداشته باشند و رسانه‌ها صدایشان را منعکس نکنند، دیگر قدرت اجتماعی ندارند؟ توان اثرگذاری نخواهند داشت؟ 🔻

  • ♦️میوه سانسور رسیده است   سراسر نظام رسانه‌ای ایران یکدست شبیه به هم شده است. تقریباً همه رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران از زاویه‌ای واحد به پیرامون نگاه می‌کنند و یک حرف را می‌زنند. تنوعی اگر هست، مصنوعی است و توی ذوق می‌زند. در اصول اختلافی نیست و شاید اگر ان‌قلتی باشد به برخی فروع بپردازد. فقط تلویزیون و روزنامه‌های چاپی و خبرگزاری‌ها و رسانه‌های رسمی چنین یکدست و همرنگ نیستند؛ خیل عظیمی از روزنامه‌نگاران حاضر در رسانه‌های اجتماعی و کانال‌های خبری در پیام‌رسان‌ها هم که این روزها پرگو و فعال شده‌اند چنین‌اند. تنوع آنچه در نظام رسانه‌ای ایران بازنمایی می‌شود تناسب بسیار کمی با واقعیت متنوع حرف‌ها و افکار جامعه دارد. قلیلی دائماً در حال صحبت و اظهارنظرند و رسانه‌ها منافع‌شان را دنبال می‌کنند، و کثیری ساکت‌اند و از رسانه‌ها کنار گذاشته شده‌اند. این یکدستی نظام رسانه‌ای و غیبت محسوس افکار و سکوت اشخاصی با فکرهای بدیل و عقایدی متضاد با سیاست‌های رسمی حاصل سانسور است؛ دهه‌ها سانسور به شدیدترین وجه، نه‌تنها نرم‌افزاری و حقوقی و سیاستی، بلکه در بسیاری موارد سخت‌افزاری و قهری. و حالا سانسور میوه‌اش رسیده و ثمرش را می‌توان در چنین روزهایی در سرتاسر نظام رسانه‌ای دید.   در ایران کنونی رسم است کسانی که صدای بلندتری دارند ــ صاحبان مقام، دارندگان وجهه و شهرت اجتماعی یا کسانی که معمولاً به‌واسطه حرفه‌شان نخبه لقب می‌گیرند ــ هنگام مواجهه با هر نوع سانسوری، پوزخندی ظاهراً از سر نصیحت اما در باطن منفعلانه می‌زنند و با ژستی که تنها پوسته‌ای است از یک امیدواری توخالی، می‌گویند سانسور بی‌اثر است و عاقبت مردم به راهی که می‌خواهند می‌روند.   در دهه ۱۳۶۰ وقتی ویدیوها و نوارهای کاست در رده جنس قاچاق ضبط می‌شدند یا در دهه ۱۳۷۰ که مطبوعات توقیف می‌شدند یا در دهه ۱۳۸۰ که دیش‌های ماهواره از پشت‌بام‌ها به پایین پرتاب می‌شدند، این سنخ سخنان از کسانی که دست‌شان از همه‌جا کوتاه بود و زورشان به سانسورکنندگان نمی‌رسید بسیار شنیده می‌شد. طی همین یک سال و نیم گذشته که دست‌کم سه بار اینترنت به‌کلی قطع شد و از ریشه درآمد، می‌شنیدیم از کسانی که قدرت ممانعت از قطع اینترنت را نداشتند، اما ژست ناصح همیشه امیدوار را رها نمی‌کردند: این قطع‌کردن‌ها فایده‌ای ندارد و مردم راه خودشان را خواهند رفت.   وقتی بیشتر مسیر مسدود است، آدم‌ها چطور می‌توانند راه خودشان را بروند؟ اتفاقاً در تمام این دهه‌ها، سانسور بی‌نتیجه نبوده و همواره جامعه و کشور را از مسیر پیشرفت و توسعه در زمان درست خود باز داشته است. اگر به‌کلی باز نداشته باشد، حرکت آن را بسیار کند کرده است. در بزنگاه‌ها جلوی ابزارهای ارتباطی، از ویدیو و مطبوعات تا ماهواره و اینترنت، گرفته شده و خسران آن را جامعه ما و ایران با تمام ظرفیت‌ها و فرصت‌هایش متحمل شده است. محض نمونه، اگر مطبوعات طی دو سال منتهی به اردیبهشت ۱۳۷۹ با آن وضع شنیع توقیف نمی‌شدند، سرانجام همین می‌شد که شاهد آنیم؟   اگر امروز می‌بینیم نظام رسانه‌ای ایران بسیاری از عقاید و روش‌های زندگی و حکمرانی را بازنمایی نمی‌کند و انعکاس صداهای متکثری نیست که در خانه‌ها و کوچه‌ها شنیده می‌شود، حاصل سانسوری است که طی ده‌ها سال، مانع کار انبوهی از رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران شده و به‌شکلی هدفمند در سرتاسر ساختار رسانه‌ای کشور، روزنامه‌نگاری حرفه‌ای را تا سرحد عدمْ تضعیف کرده و به‌جایش نوعی روزنامه‌نگاری وابسته و حرف‌شنو و تک‌رنگ را نشانده است. هرچه فناوری‌های ارتباطی پیشرفت می‌کنند، انسداد و سانسور ارتباطات هم پیش می‌آید. برای متوقف‌کردن این چرخه خطرناک ارتباطی و رسانه‌ای، باید ابتدا پذیرفت که سانسور اثربخش است. سپس اگر نمی‌توان جلوی سانسور را گرفت دست‌کم با آن همراهی نکرد؛ نه اینکه دست‌ها را بالا برد و چشم‌های خود را بست و به هر امید واهی به فرداهای نامعلوم پیشرفت فناوری‌های ارتباطی دل خوش کرد.

  • ♦️حوزه خبری؟ تنها یک شرکت آخرین شماره مجله «کلمبیا ژورنالیسم ریویو» در مطلبی به تجربه خبرنگارانی پرداخته که در دوره‌ای از سابقه کارشان تنها یک شرکت را پوشش می‌داده‌اند؛ خبرنگارانی که زمانی شرکت اپل، آمازون، تسلا یا دیزنی کل حوزه خبری آن‌ها در رسانه‌شان بوده است. اینکه فقط یک شرکت را پوشش بدهی تجربه جالبی است. هم این خطر حرفه‌ای را دارد که خیلی به مدیران و فضای شرکت نزدیک شوی ـــ یا به‌شدت منتقد آن‌ها باشی ـــ و هم این مزیت حرفه‌ای را دارد که در یک حوزه خبری تا حد ممکن عمیق شوی. دریغ که روزنامه‌نگاری حرفه‌ای در ایران چنان به تنگنا افتاده که کمتر امکان چنین تجربه‌هایی فراهم می‌شود. One Company, One Beat

  • ♦️لزوم ترجیح «چرا» بر «چگونه»   یکی از اصول روزنامه‌نگاری حرفه‌ای این است که به‌جای قضاوت‌کردن درباره رویدادها، باید آن‌ها را نشان داد و به مخاطب گفت که چگونه رخ داده‌اند تا او خود درباره آن‌ها داوری کند. بر این اساس، تأکید بر عنصر خبری «چگونه»، خاصه در روزنامه‌نگاری توصیفی، همواره یکی از وجوه روزنامه‌نگاری حرفه‌ای به شمار رفته است. در روزنامه‌نگاری ایران نیز می‌توان مطالب متعددی را دید ــ از حوزه اجتماعی گرفته تا اقتصادی، از قالب گزارش تا یادداشت ــ که بر چگونگی وقایع و آنچه در لحظه وقوع رویداد رخ می‌دهد تمرکز می‌کنند.   اما روزنامه‌نگاری حرفه‌ای در کنار عنصر خبری «چگونه»، عنصر دیگری هم دارد: «چرا». مطالبی که بر چرایی رویدادها متمرکزند به لحظه وقوع رویداد بسنده نمی‌کنند و پیشینه و مسیری را که وقایع به آن منتهی می‌شوند و علل و عواملی را که بر آن اثرگذار بوده‌اند نیز روشن می‌سازند. سعی روزنامه‌نگاری حرفه‌ای بر این است که لایه‌های پنهان و نقاط تاریک را برای مخاطبان خود روشن کند. وظیفه روزنامه‌نگار فقط این نیست که بر لحظه اکنون نور بیندازد، بلکه در مواقعی لازم است که بر کل مسیر طی‌شده تا رسیدن به رویداد نور بتاباند. اینجاست که عنصر خبری «چرا» به کار می‌آيد.   گاهی فرایندها و اقدامات تبلیغات سیاسی (پروپاگاندا)، ترجیح می‌دهند افکار عمومی تنها با لحظه اکنون درگیر باشند و به مسیر طی‌شده منتهی به رویدادها کاری نداشته باشند. به عبارت دیگر، آن‌ها سعی می‌کنند عنصر خبری «چگونه» برجسته شود و عنصر خبری «چرا» کنار گذاشته شود. ترجیح می‌دهند روزنامه‌نگاری توصیفی جای روزنامه‌نگاری تشریحی و تحلیلی را بگیرد. روزنامه‌نگاری حرفه‌ای در چنین شرایطی، اتفاقاً باید تأکید بیشتری بر  چرایی ماجراها داشته باشد. گاهی اگر روزنامه‌نگاری حرفه‌ای سهواً یا عمداً «چگونه» را بر «چرا» ترجیح دهد، یا بدون اشاره به چرایی رویدادها بر چگونگی متمرکز شود، بیشتر در وادی تبلیغات سیاسی گام می‌گذارد و از حرفه‌ای‌گرایی دورتر می‌شود.

  • ♦️گزارش اخبار دیجیتال ۲۰۲۶ گزارش اخبار دیجیتال ۲۰۲۶ دیروز منتشر شد. مؤسسه تحقیقات روزنامه‌نگاری رویترز در دانشگاه آکسفورد این گزارش را تهیه می‌کند و از سال ۲۰۱۲ این کار را شروع کرده است. این پیمایش را می‌توان مهم‌ترین و بزرگ‌ترین پیمایش درباره تولید، انتشار و مصرف اخبار دیجیتال در سطح جهان دانست.

  • ♦️اینترنت طبقاتی «پرو»: فروختن حق در قالب امتیاز مطلبی منتشرشده در روزهای سیاه قطع اینترنت و اعمال سیاست تبعیض‌آمیز و غیرانسانی اینترنت طبقاتی «پرو». اینکه در اوج استیصال و بی‌پناهی مردم و قطع زیرساخت ارتباطی جامعه، تصمیم گرفته شد اینترنت طبقاتی با قیمت‌های هنگفت به مردم بیچاره فروخته شود، حکایتی است که نمی‌توان فراموشش کرد و باید جداگانه و مفصل به آن پرداخت. حالا دیگر نزدیک دو ماه می‌شود که اینترنت در ایران قطع شده است. مردم باید زیر فشار جنگ و وضعیت تعلیق زندگی، فشار حبس‌ شدن در انفرادی ارتباطی و انزوای اجتماعی و نوعی به حال خود رهاشدگی رسانه‌ای را هم تحمل کنند. این فشار بسیار شدید روانی و اجتماعی برای تعداد کثیری از شهروندان فراتر از تاب و طاقت است و به‌تدریج آثار روانی و جسمی و خانوادگی و اقتصادی خود را نشان داده است. در میانه فشار خردکننده قطع اینترنت، اکنون شاهدیم که اینترنت «پرو» پیاده‌سازی شده است. اینترنت پرو قسمی از اینترنت طبقاتی است که علاوه بر معایب قبلی، چند قدم به جلوتر رفته است و اینک عیبی تازه نیز به آن افزوده است: اینترنت «پرو» علاوه بر این که حق دسترسی تمام مردم ایران به اینترنت آزاد را که قبلاً دست‌کم با فیلترشکن بدان دست می‌یافتند به‌شکلی مهلک سلب کرده، در یک بسته‌بندی جدید، در قالب یک امتیاز ویژه به افرادی گزینش‌شده به فروش می‌رساند. مطلب کامل در زومیت، منتشرشده در چهارشنبه ۲ اردیبهشت ۱۴۰۵

  • 1 февр.31521из panora_ma

    ناقوس مرگ اینترنت نشست ویژه «قطع اینترنت» این نشست در روز دوشنبه ۶ بهمن ۱۴۰۴، در کافه‌رویداد کارزار با همکاری پانوراما برگزار شد. 🔸 قطعی گسترده و طولانی‌مدت اینترنت در ایران، که از هجدهم دی‌ماه ۱۴۰۴ آغاز شده، یکی از عمیق‌ترین اختلال‌ها در زندگی روزمره، کار، آموزش و پژوهش را رقم زده است. اینترنت که در سال‌های اخیر به یکی از زیرساخت‌های اصلی معیشت، ارتباطات و تولید دانش تبدیل شده، برای بخش بزرگی از جامعه نقشی حیاتی دارد و قطع آن پیامد‌هایی فراتر از یک محدودیت فنی ساده به‌همراه داشته است. 🔸 در این نشست تلاش کردیم با نگاهی جمعی و گفت‌وگومحور، درباره‌ی پیامدهای اجتماعی، اقتصادی و علمی قطعی اینترنت گفت‌وگو کنیم و مطالبه‌ای روشن و حداقلی را صورت‌بندی کنیم: برقراری مجدد اینترنت! ویدیوی کامل این نشست را در یوتیوب پانوراما ببینید. این نشست به همت پلتفرم کارزار و با همکاری پانوراما برگزار شده است. @panora_ma

  • تبلیغ کتاب رولف دوبلی در تیتر اول و گزارش صفحه یک روزنامه «سازندگی» در ۲۲ تیر ۱۳۹۹

  • ♦️هفت ترجمه از کتاب رولف دوبلی در بازار کتاب ایران 🔸پیگیر اخبار نباشید مترجم: عادل فردوسی‌پور، بهزاد توکلی نیشابوری، علی شهروز ستوده ناشر: چشمه 🔸دیگر اخبار نخوانید مترجم: فائزه طباطبایی ناشر: نشر نو 🔸اخبار را دنبال نکنید مترجم: امید کریم‌پور ناشر: مهرگان خرد 🔸اخبار را پیگیری نکنید مترجم: آمنه محمدی ناشر: فانوس دنیا 🔸اخبار را پیگیری نکنید مترجم: میلاد شیروانی ناشر: نبض دانش 🔸هنر بی‌خبر زیستن مترجم: فاطمه قره‌باغی ناشر: آرادمان 🔸هنر زندگی دیجیتال مترجم: محمدمهدی قدیری ناشر: کاسپین دانش

  • ♦️نشست نقد و بررسی کتاب مروج جهل در ایران روز دوشنبه ۸ دی ۱۴۰۴ در نشستی که به‌همت کارگروه صلح و رسانه‌ای انجمن صلح ایران برگزار شد، کتاب «پیگیر اخبار نباشید» نوشته رولف دوبلی نقد و بررسی شد. رولف دوبلی یک تاجر و نویسنده سوییسی است که کتاب‌های پرفروش و مردم‌پسند می‌نویسد و یکی از آن‌ها کتابی است که دست‌کم در ایران هفت بار ترجمه شده و انواع ناشران جدی و زرد آن را با عناوین مختلف ترجمه کرده‌اند و نسخه صوتی آن هم در کتابخوان‌ها موجود است. کل حرف کتاب این است که اخبار ذهن و جسم مردم را خراب می‌کنند و رسانه‌ها در بسیاری از گرفتاری‌های امروز جوامع سهیم‌اند، بنابراین به‌کلی باید خواندن اخبار را کنار بگذاریم تا به راحت جان و آسایش روان دست یابیم. اینکه کتابی با هفت ترجمه از جمله ترجمه چهره‌های مشهور تلویزیونی در ایران امروز منتشر می‌شود و مردم را ترغیب می‌کند که جهل و ناآگاهی از پیرامون خود را انتخاب کنند، مایه تأسف است. افزون بر اینکه کتاب هم کتاب کم‌مایه‌ای است و اگر بنا باشد مردم رژیم خبری بگیرند و بخواهند سطح سواد رسانه‌ای خود را ارتقا دهند، بسیاری متخصصان جدی در زمینه ارتباطات هستند که سراغ کتاب‌شان بروند. مایه تأسف است که بسیاری از کتاب‌های مرجع ارتباطات به فارسی ترجمه نمی‌شوند، اما کتاب بازاری دوبلی این‌همه در بازار نشر تبلیغ می‌شود. شرمساری بیشتر اینکه برخی از خود روزنامه‌نگاران هم این کتاب را تبلیغ کرده‌اند، از جمله روزنامه «سازندگی» در ۲۲ تیر ۱۳۹۹ که تیتر اصلی خود را برای نقد یک خبر پیش‌پاافتاده خرج کتاب دوبلی کرد. 🔹گزارش ایسنا از نشست: https://www.isna.ir/news/1404100805450

  • ♦️بی‌بی‌سی از نگاه اکونومیست و مقایسه‌ای با صداوسیما در بخشی از قسمت ۱۰ فصل ۹ پادکست «فارکست اکونومیست» به میزبانی و سردبیری مهدی نوروزیان، به مطالبی از مجله اکونومیست ۱۵ نوامبر ۲۰۲۵ اشاره شده است که به بی‌بی‌سی و سازوکار آن و مسیر آینده‌اش می‌پردازد. اکونومیست نارضایتی بخشی از مخاطبان بی‌بی‌سی از این رسانه را تشریح و ریشه‌های آن را ارزیابی کرده است. این مجله تجویزهایی را نیز برای اصلاح بی‌بی‌سی برشمرده است. در انتهای این بخش از پادکست، به این سؤال پاسخ داده شده است که آیا می‌توان تجویزهای اکونومیست را برای صداوسیمای ایران نیز به کار برد.

  • ♦️ویژه‌نامه هوش مصنوعی در روزنامه‌نگاری آخرین شماره فصلنامه «کلمبیا ژورنالیسم ریویو» به شیوه‌های متنوع بهره‌گیری روزنامه‌نگاران از هوش مصنوعی در روزنامه‌نگاری پرداخته و بر مزایای و معایب استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی در نگارش متن و تولید تصویر و درستی‌سنجی اخبار تمرکز کرده است: 🔗 https://www.cjr.org/the-synthetic-media-issue

  • 🔺 ▪️احساس بی‌اعتمادی به دولتی که بیش از یک سال است به وعده‌های خود خاصه در زمینه رفع فیلترینگ عمل نکرده است بیشتر شده است. متأسفانه در این بین روشن شده است بخش‌های چشمگیری از سیاستمداران منتقد و اعضای احزاب و گروه‌هایی که خواهان گشایش‌های اجتماعی و سیاسی هستند و همچنین بخشی از کنشگران و روزنامه‌نگاران و رسانه‌های حرفه‌ای نیز اینترنت طبقاتی داشته‌اند. اعتماد کاربران به این گروه‌ها خدشه‌دار شده است و آن‌ها باید تلاش کنند در میان‌مدت با جبران مافات، اعتمادی را که از دست داده‌اند به دست آورند، اگر اصلا اراده‌ای برای این کار داشته باشند. چون ظاهراً بخشی از آن‌ها اساساً قبول ندارند که این بی‌اعتمادی تشدید شده است. ▪️طبیعی است که وقتی سیاستمداری که اینترنت طبقاتی دارد و از امتیاز و رانت ویژه‌ای برخوردار شده است که مردم از آن بهره‌مند نیستند، نتواند به‌خوبی مشکلات را درک کند و اگر هم فرضاً بخواهد در جهت رفع محرومیت‌ها و تبعیض‌ها قدمی بردارد، مردم به این اقدامش اعتماد نکنند و آن را صادقانه نپندارند. روشن است که وقتی سیاستمدار و یا صاحب‌منصبی پشت تریبون می‌گوید به اینترنت طبقاتی عقیده ندارد ولی خودش از سیم‌کارت‌های سفید استفاده می‌کند، مردم حرفش را باور نکنند. در این بین، متأسفانه روزنامه‌نگاری حرفه‌ای هم ضربه شدیدی خورده است، یعنی آن نوع روزنامه‌نگاری که باید صدای مردم باشد و پل واسط بین مردم و سیاستمداران. روزنامه‌نگاران همواره در معرض انتقاد مخاطبان قرار دارند و باید به بی‌اعتماد شدن مخاطبان بسیار حساس باشند، چون مهم‌ترین دارایی آن‌ها همین اعتماد مخاطبان است. به همین علت است که وقتی رسانه‌ها نظرات مردم را منعکس می‌کنند با استقبال و تشویق شدید مردم و مخاطبان مواجه می‌شوند و به همین ترتیب، خطاها و لغزش‌هایشان هم بیشتر از دیگر اقشار به چشم می‌آید. ▪️مسئله دیگری که باید در این بین مورد توجه قرار بگیرد این است که سیاستمداران و چهره‌های فرهنگی و هنری نباید تصور کنند ماجرای رسوایی سیم‌کارت‌های سفید فقط در رسانه‌های اجتماعی دنبال می‌شود و خارج از رسانه‌های اجتماعی کمتر چنین بی‌اعتمادی‌ای یا انتقاد به تبعیض‌های ناشی از اینترنت طبقاتی وجود دارد. اتفاقاً بسیاری از مسایل که در سطح جامعه و بین افراد به‌شکل رودررو و دهان‌به‌دهان بی‌محابا مطرح می‌شود در رسانه‌های اجتماعی انعکاس ندارد، وگرنه به‌نظرم بی‌اعتمادی و باورنکردن به حرف سیاستمداران و کنشگران در فضای جامعه و ناراحتی از تبعیضی که بین آنان و مردم عادی به‌واسطه امتیازاتی نظیر سیم‌کارت‌های سفید پیش آمده بیشتری از اندازه‌ای است که در رسانه‌های اجتماعی احساس می‌شود و نمود دارد. 🔗 مصاحبه با شفقنا رسانه، جمعه ۷ آذر ۱۴۰۴

  • ♦️رسوایی سیم‌کارت‌های سفید و ناامیدی و سرخوردگی بیشتر گفت‌وگو با شفقنا رسانه ▪️اصل وجود اینترنت طبقاتی که حالا تحت عنوان «سیم‌کارت‌های سفید» از آن‌ها نام می‌بریم، در سال‌های اخیر در لابه‌لای سخنان و سیاست‌گذاری‌های مقامات تاحدودی مطرح شده بود اما هیچ‌وقت شواهد و مستنداتی درباره کم و کیف این نوع اینترنت به دست نیامده بود. تغییر تنظیمات رسانه اجتماعی «ایکس» موجب شد مردم دریابند که چه افرادی و چه تعدادی از شخصیت‌های متنوع اجتماعی و سیاسی و فرهنگی به اینترنت طبقاتی دسترسی دارند. گستردگی افرادی که به این سیم‌کارت‌های بدون فیلتر دسترسی دارند اسفبار و ناامیدکننده است، خاصه اینکه در بین این بهره‌مندان کسانی نیز قرار دارند که نقش مخالف و معترض به سیاست‌های جاری را بازی می‌کردند. ▪️اینترنت در جامعه کنونی ایران و در جهان امروز جزو ارکان اصلی زندگی است و بدون داشتن اینترنت آزاد و پایدار نه‌تنها یک کشور نمی‌تواند به توسعه دست پیدا کند، بلکه مردم هم نخواهند توانست به بسیاری از حقوق شهروندای خود دست یابند و حتی امور روزمره خود را پیش ببرند. اینترنتی که در ایران در دسترس عموم مردم است، اینترنتی است که در آن تقریباً تمام رسانه‌های اجتماعی و پیام‌رسان‌های جهانی فیلتر هستند و اینترنتی ناپایدار و کم‌سرعت به شمار می‌رود و به‌طور خلاصه، چنانکه گزارش‌های کارشناسی هم می‌گویند، اینترنت به‌شدت محدود و بی‌کیفیتی است. حالا در این بین، روشن شده است که طبقات دستچین‌شده‌ای از جامعه، در واقع یک طبقه ممتاز که به قدرت سیاسی نزدیک است، به اینترنتی ویژه دسترسی داشته‌اند که اگر هم از نظر پایداری و سرعت چندان ایده‌آل نبوده، دست‌کم فیلتر نبوده است. ▪️افزون بر این، در ایام جنگ که اینترنت کشور کاملاً قطع بوده و مردم برای ارتباطات اجتماعی خود هیچ راه‌حلی نداشتند و مستأصل و نگران مانده بودند و فشار روانی بسیار شدیدی را تحمل می‌کردند، اینترنت این افراد وصل بوده است و آن نااطمینانی و درماندگی جمعی را که مردم یک کشور طی چند روز وضعیت جنگی تجربه کردند، این افراد برخوردار از اینترنت طبقاتی تجربه نکرده‌اند. از این‌ها گذشته، کاربران با خودشان می‌گویند چطور کسی که مشکلات فیلترینگ اینترنت را تجربه و درک نمی‌کند، می‌تواند پیگیر رفع فیلترینگ اینترنت آنان باشد و سرخوردگی آن‌ها بیشتر می‌شود و امیدشان به رفع فیلترینگ کم‌رنگ از گذشته خواهد شد. ▪️طبیعی است که عموم مردمی که اینترنت یکی از ابزارهای حیاتی زندگی آن‌هاست، ابتدا احساس تبعیض شدیدی بکنند نسبت به کسانی که از امتیاز ویژه اینترنت طبقاتی بهره‌مند بوده‌اند. این احساس تبعیض خشم جمعی بسیاری تولید کرده است که نشانه‌های آن را در محتوای رسانه‌های اجتماعی در چند روز پس از افشای رسوایی اینترنت طبقاتی شاهد بوده‌ایم و می‌توان گفت گستردگی واکنش‌های خشم‌آمیز کاربران تقریباً بی‌سابقه بوده است. ▪️دومین اتفاق این است که مردم می‌بینند کسانی که با ادامه یافتن فیلترینگ اینترنت موافق هستند و در این زمینه تصمیم‌گیری‌های کلان را انجام می‌دهند، خودشان اینترنت بدون فیلتر دارند. این امر شکاف بی‌اعتمادی به نظام حکمرانی و سخنان مقامات و سیاست‌های رسمی را بسیار عمیق‌تر می‌کند. تبعات این اتفاق فقط در لایه ارتباطی باقی نمی‌ماند و به لایه‌های اجتماعی و سیاسی هم تسری پیدا خواهد کرد و عجیب است که مقامات درباره تبعات این شکاف ناشی از اینترنت طبقاتی تدبیری نگرانی چندانی نشان نمی‌دهند. ▪️اتفاق دیگری که با رسوایی بهره‌مندی سیاستمداران و کنشگران و چهره‌های فرهنگی و هنری از اینترنت طبقاتی رخ می‌دهد، ناامیدی شدید در جامعه ایران است. احساس ناامیدی در مردم همین حالا هم بسیار بالا است و افشای این رسوایی به مردم می‌فهماند حتی تعدادی از کسانی که آن‌ها امید داشتند بتوانند راه‌حل‌هایی برای مشکلات پیدا کنند و در آینده نقطه امیدشان باشند نیز اینترنت طبقاتی داشته‌اند و مشکلاتی را که مردم تجربه می‌کنند آن‌ها اصلاً درک نمی‌کنند. مردم احساس تنهایی بیشتری می‌کنند و ناامیدانه به این نتیجه می‌رسند که مشکلات‌شان را باید به‌شکل فردی حل کنند و راه‌حل‌های اجتماعی و جمعی که باید نجات‌بخش ایران باشند بیش‌ازپیش کنار گذاشته می‌شوند. 🔻

  • یوتیوب حق همه است نه‌فقط دانشجویان یک دانشگاه؛ یادداشتی از سعید ارکان‌زاده سعید ارکان‌زاده، روزنامه‌نگار و پژوهشگر ارتباطات، در یادداشتی برای زومیت به موضوع اینترنت طبقاتی و تبعیض در دسترسی به شبکه‌های جهانی پرداخت. او تأکید می‌کند که دسترسی به اینترنت، مانند سایر ابزارهای ارتباطی، حق هر شهروند است و محدود کردن آن برای اقشار خاص، نوعی توهین و سلب حقوق عمومی است. نمونه اخیر این تبعیض، دسترسی صرف دانشجویان دانشگاه تهران به یوتیوب است که به گفته ارکان‌زاده، شأن دانشگاه را نیز زیر سؤال می‌برد. او یادآور می‌شود که یوتیوب پلتفرمی برای آموزش، سرگرمی و اشتراک‌گذاری مهارت‌هاست که همگان (از خیاط تا مهندس) به آن نیاز دارند. این تصور که دانش فقط در دانشگاه و برای دانشجویان عرضه می‌شود، نادرست است. این نوع محدودیت‌گذاری، نه تنها حق یادگیری و آگاهی بقیه جامعه را نادیده می‌گیرد، بلکه نوعی قیم‌مآبی است که شایسته مردم ایران نیست. او وزارتخانه‌های علوم و بهداشت را به‌خاطر مشارکت در این تبعیض، مورد انتقاد شدید قرار می‌دهد. #ایران #فیلترینگ 🔗 نسخه کامل یادداشت در زومیت 🆔 @thezoomit

  • ♦️ساختاری که روزنامه‌نگاری مستقل را می‌خشکاند، هر دوره به طریقی از وقتی روزنامه «هم‌میهن» گزارشی درباره اتهامات یک بازیگر و مصاحبه با شاکی او منتشر کرده، یعنی از سه‌شنبه ۶ آبان ۱۴۰۴، سایت روزنامه «هم‌میهن» از دسترس خارج شده و همچنان نیز از دسترس خارج است. حساب‌های شبکه‌های اجتماعی این روزنامه هم از همان موقع به‌روز نمی‌شود. بلایی که بر سر روزنامه «هم‌میهن» آمده از روشن‌ترین نمونه‌ها برای درک این است که ساختار و سازوکار نظام رسانه‌ای ایران چطور حتی بدون حکم و تصمیمی رسمی، می‌تواند ریشه روزنامه‌نگاری رسمی مستقل را بخشکاند. روزنامه «هم‌میهن» مثل مطبوعات دهه‌های ۷۰ و ۸۰ توقیف نشده و هنوز نسخه چاپی آن را روی دکه‌های روزنامه‌فروشی می‌توان خرید، ولی کیست که نداند امروزه مطبوعات چاپی بدون سایت و حساب رسانه‌های اجتماعی گویی وجود ندارند. سانسور و توقیف در این کشور مصیبت‌زده هر دوره با تغییر شکل و دگرگونی دوباره برمی‌گرد و بلای روزنامه‌نگاری حرفه‌ای و مستقل می‌شود. این بار هم مورد روزنامه «هم‌میهن» نشان می‌دهد چطور فشارها تغییر شکل داده‌اند و متولیان نظام رسانه‌ای و مقامات و مسؤولان جلوی پرده و گروه‌های قدرتمند پشت پرده بدون اینکه هزینه بدنامی توقیف را بپردازند، عملاً مانع انتشار محتواهای یک روزنامه شده‌اند. حال در نظر آورید در دهه ۱۳۶۰ با انحصار رسانه‌های حاکمیتی و در دهه ۱۳۷۰ با فشار بر روزنامه‌نگاران منتقد و در دهه ۱۳۸۰ با توقیف‌های مکرر مطبوعات منتقد، وضع روزنامه‌نگاری مستقل چطور بوده و روزنامه‌نگاری حرفه‌ای چقدر دشوار و جانفرسا بوده است. تأکید بر روزنامه‌نگاری رسمی از این جهت مهم است که اثرگذاری رسانه‌های رسمی همچنان زیاد است و گزارش «هم‌میهن» نیز شاهدی بود که نشان داد گزارش یک رسانه رسمی هنوز می‌تواند ورق را برگرداند و تبلیغات در افکار عمومی را که با ترکیبی از قدرت و ثروت و شهرت به‌نفع یک طرف ماجرا انجام شده، خنثی کند. در سال‌های اخیر مدام می‌شنویم که دیگر با رواج اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، سانسور و مقابله با آزادی بیان کار ساده‌ای نیست. اما چرا ساده نباشد؟ به‌وضوح داریم می‌بینیم که سانسور روزنامه‌نگاری رسمی همچنان امکان‌پذیر است. در این روزگار، با وجود این همه فناوری‌های ارتباطی متنوع، هنوز در بر همان پاشنه سابق می‌چرخد و خیلی راحت می‌توانند سایت یک رسانه رسمی را مسدود و عملاً فعالیت‌های انتشار یک روزنامه را مختل کنند و درس عبرتی برای سایر روزنامه‌نگاران حرفه‌ای و رسانه‌های رسمی مستقل بسازند.

  • ♦️راه‌آهن و تغییرات اجتماعی در ایران «ایران در حرکت» کتابی است درباره تاریخچه تأسیس راه‌آهن ایران که طی سالیان، افسانه‌ها و جدال‌های فراوانی درباره چرایی و چگونگی راه‌اندازی‌اش مطرح شده است. کتاب را محققی ژاپنی نوشته که خود قبلاً مدتی در کار راه‌آهن بوده است. اگر نیک بنگریم، راه‌آهن را هم می‌توان یک ابزار ارتباطی در حوزه ارتباطات انسانی در نظر گرفت که تغییراتی اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی در ایران ایجاد کرده و نویسنده کتاب نیز در کنار تاریخ، بر این تحولات متمرکز شده است. برخلاف آنچه در افواه رایج شده، راه‌آهن در ایران بازیچه دست قدرت‌های بزرگ جنگ جهانی نبود که تماماً به ایران تحمیل شده باشد. کلان‌پروژه‌ای بود که از خواست تغییر در بطن ایرانیان برخاست و پیاده‌سازی‌اش موجب تحول و تحرک در جامعه ایران شد. 🔹ایران در حرکت: جابجایی، فضا و راه‌آهن سراسری ▫️نوشتۀ میکیا کویاگی ▫️ترجمۀ ابراهیم اسکافی ▫️نشر شیرازه

  • ♦️تک‌گویی جیمی کیمل در مدح آزادی رسانه و بیان ‏جیمی کیمل، مجری طنزپرداز برنامه «جیمی کیمل لایو!» که یک برنامه مصاحبه‌محور در شبکه ABC تحت مالکیت کمپانی دیزنی است، به‌علت اظهارنظری ــ سنجیده یا نسنجیده ــ درباره ترور چارلی کرک و فشار نهادهای دولتی آمریکا مدتی از کار معلق شده بود، اما پس از چندی به برنامه‌اش برگشت. کیمل پس از بازگشت، در اولین قسمت برنامه‌اش یک تک‌گویی ۱۷ دقیقه‌ای در مدح آزادی رسانه و بیان اجرا کرد و پس از آن نیز با حضور رابرت دنیرو در برنامه، بر دستگاه اصلی نظارت بر رسانه‌ها در آمریکا ــ کمیسیون ارتباطات فدرال ــ تاخت و در سراسر برنامه در لابه‌لای سخنانش شخص اول مملکت را که دونالد ترامپ باشد، به باد سخره گرفت. در اینکه جیمی کیمل یک مجری باسابقه و حرفه‌ای است و دو بار در برنامه اشک به چشم آورد و بغض کرد تا اظهارنظرش درباره قتل چارلی کرک را جبران کند، شکی نیست. وانگهی، از نظر نباید پوشیده داشت که کل برنامه او و ساختار تلویزیون ABC تحت لوای منطق و سازوکار رسانه‌های تجاری است که در شرکت دیزنی حاکم است و بده‌بستان‌های رسانه‌های تجاری را با اهل قدرت و همین حکومتی که آن را به سخره می‌گیرد نباید نادیده گرفت. اما به‌رغم این دقایق و ظرایف، برای کسانی که در ایران روزنامه‌نگاری می‌کنند کل این اتفاق و مقاومت رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران در برابر حکومت و شخص ترامپ و نیز حرف‌های روشن کیمل در دفاع از آزادی بیان و آزادی رسانه غبطه‌برانگیز است. گویی دو سنخ روزنامه‌نگاری است، در دو دنیای متمایز و موازی. نیم ساعت برنامه کیمل می‌تواند برای دانشجویان ارتباطات و روزنامه‌نگاری ما آموزنده باشد و برای روزنامه‌نگاران ما رشک‌برانگیز: https://www.youtube.com/watch?v=c1tjh_ZO_tY

  • 21 сент. 2025 г.31126из hammihanonline

    دوره‌ای طلایی برای روزنامه‌نگاری ایران 🖌سعید ارکان‏‌زاده‏‌یزدی | روزنامه‌‏نگار 🔹شاید در این ایام افسردگی و فرسودگی که شیرازه بسیاری از امور در حال ازهم‌پاشیدن است، سخن گفتن از دوره طلایی حرف بی‌ربط و نابجایی به‌نظر برسد، اما با نگاهی به تاریخ ارتباطات و روزنامه‌نگاری در ایران معاصر می‌توان بارقه‌هایی از امید را هم در پس نابه‌سامانی‌ها دید. 🔹تاریخ ارتباطات در این سرزمین، نشان داده است که هرگاه نظام‌های سیاسی قوه کافی برای مراقبت و تنبیه رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران نداشته‌اند و تیغ تضعیف روزنامه‌نگاری و سانسور آن‌ها کُند شده، شکافی در قدرت به‌وجود آمده است تا جوانه‌های روزنامه‌نگاری حرفه‌ای بتوانند از میان آن سر برآورند. 🔹چند نمونه مشهور ازاین‌دست را می‌توان در تاریخ دید؛ دوره کمتر از 10 ‌سال پس از شهریورماه ۱۳۲۰، دو سال پیش از کودتای ۲۸ مردادماه ۱۳۳۲، چندماه ابتدایی پس از انقلاب ۱۳۵۷ و دوره نزدیک به سه‌سال پس از دوم خردادماه ۱۳۷۶. وجه اشتراک همه این دوره‌ها این بوده است که نظام سیاسی به‌دلایل مختلف با بحران‌هایی مواجه بوده که نمی‌توانسته درعمل رسانه‌ها و روزنامه‌نگاران را زیر سیطره و کنترل شدید و بی‌منطق خود بیاورد و با فشار آن‌ها را وادار کند آنچه می‌خواهد، منتشر کند. 🔹در بین این شکاف‌های بزرگ تاریخی که برای ارتباطات ایران فرصت‌های طلایی بودند و مشخصاً دو مورد آن‌ها ــ پس از انقلاب ۵۷ و دوم خردادماه ــ به «بهار مطبوعات» شهرت یافته‌اند، شکاف‌های کوچکی هم بوده است که کمتر به‌چشم آمده‌اند. محض نمونه در یکی‌، دو ماه پیش از انتخابات ۱۳۸۸ تا چندماه بعد، همچنین در پاییز ۱۴۰۱ نیز بخش‌هایی از نظام رسانه‌ای توانستند با بهره‌گیری از تضعیف کنترلگری نظام سیاسی که ناشی از بحران‌های روز بود، فعالیت‌های حرفه‌ای روزنامه‌نگارانه درخشانی از خود نشان دهند. 🔹درحال‌حاضر نیز به‌نظر می‌رسد فرصت دیگری به‌وجود آمده است تا روزنامه‌نگاری ایران بتواند از آن برای رسیدن به سطح درخوری از فعالیت حرفه‌ای بهره ببرد. برآیند خروجی رسانه‌ها حاکی از این است که از مدتی پیش، روزنامه‌نگاران و رسانه‌ها استفاده از این فرصت را آغاز کرده‌اند. نمونه‌اش آثار درخشان روزنامه‌نگاران در دو حوزه اجتماعی و فناوری است که در ماه‌های اخیر به‌خوبی تلاش کرده‌اند گزارش‌های جسورانه و انتقادهایی را مطرح کنند که تا چندسال پیش، پرداختن به آن‌ها نوعی تابو در رسانه‌های رسمی ایران بود. ▫️ادامه مطلب در سایت هم‌میهن آنلاین 📌هم‌میهن را در فضای مجازی دنبال کنید: 🔗سایت | 🔗اینستاگرام | 🔗تلگرام | 🔗 یوتیوب