tgindex
توفیق
@tofigh_khперсидский

‌‎«هیچ خدمتی بالاتر از روشن کردن افکار عمومی نیست» به یاد همه آنانی که در مسیر قانون مداری،شفافیت و پاسخگویی خوش درخشیدند و "توفیق "خدمت به مردم را یافتند توفیق رفیق راهتان @saber_tofigh instagram.com/tofigh_khorasan

Последний пост
8 янв.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
1 442
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
646
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
76
40 постов
Вовлечённость
11,8%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 1 442
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • ⁉️چه کسی اغتشاشگر تولید می کند؟ ✍️گروه سیاسی امتداد 🔹بار دیگر با شروع اعتراض در ایران، توصیه ها به معترضان برای جدا کردن صف اعتراض از اغتشاش آغاز شده است. اما هیچ کس توضیح نمیدهد تفاوت اعتراض و اغتشاش چیست و چه کسی اعتراض را تبدیل به اغتشاش می کند؟ هیچ کس پاسخ نمی دهد اگر شرایط اعتراض مسالمت آمیز فراهم شود، آیا معترضان دست به رفتار خشونت آمیز میزنند؟ 🗣️به عنوان نمونه به این اظهارات توجه کنید: سرهنگ حسین مافی پلیس ری در همان روزهای اول اعتراض در بازار گفته بود: اعتراضات اقتصادی مردم به‌حق است اما با اغتشاش برخورد می‌شود. 🗣️محمد باقر قالیباف (رئیس مجلس):اعتراض باید شنیده شود و مبنای تغییرات قرار گیرد، اما حساب افرادی که به سرویس‌های جاسوسی متصل هستند، جدا است. 🗣️محمدرضا عارف (معاون اول): مردمی که اعتراض داشتند صف خود را از اغتشاشات جدا کردند. 🔸هیچ کدام از این مسئولان محترم توضیح نمیدهند معترض چگونه باید صف خود را از اغتشاشگر جدا کند؟ آیا به مردم اجازه داده میشود در یک خیابان جمع شوند و حتی شعار هم ندهند و تنها با تجمع خود اعتراضشان را اعلام کنند؟ از این بگذرید. آیا در اعتراضات مختلف ندیدیم که افراد به خاطر گذاشتن یک استوری یا نوشتن یک متن مورد بازخواست قرار گرفتند؟ 🔹کسانی که از ابتدا برای ایجاد خرابکاری وارد خیابان میشوند بحثی متفاوت دارند. مدل و سبک رفتاری آنها نیز با معترضان متفاوت است. اما عدم وجود بستر قانونی برای اعتراض آیا شرایط را برای مخلوط شدن آنها فراهم نمی کند؟ آیا دانشجویانی که معترض هستند و در نهایت تنها چند شعار در مورد خواسته های خود می دهند اغتشاشگر هستند؟ پس چرا طبق گزارشات متعدد آنها احضار و یا بازخواست میشوند؟ چرا یکبار برای همیشه تکلیف حق مردم در اعتراض آزاد را به رسمیت نمیشناسند تا صف اغتشاشگر از معترض جدا شود؟ 🔸به عبارت روشنتر کسی که باید صف اغتشاشگر را از معترض جدا کند خود مسئولان هستند نه معترضان. اگر بستر مناسب و قانونی برای اعتراض فراهم شود، این اختلاط ایجاد نخواهد شد. #نه_می_بخشیم_نه_فراموش_می_کنیم 🔹ا🔹ا🔹ا🔹ا🔹ا🔹 #توفیق رفیق راهتان باد... @Tofigh_kh instagram.com/tofigh_khorasan www.tofighat.ir

  • ⁉️حل کردن یا جمع کردن؟ ✍️عباس عبدی 🔹تصور کنید که یک خودرو روی یک سطح شیب‌دار قرار دارد. ما می‌توانیم با اندکی هُل دادن آن را به‌سوی پایین به حرکت درآوریم و بقیه مسیر را خودش با سرعت شتاب‌دار برود. ولی برای هل دادن به‌سوی بالا، نیازمند نیروی زیاد و مستمر است و با قطع نیرو، خودرو به‌سرعت متوقف می‌‌شود و به عقب بر‌می‌گردد. 🔸اعتراضات عمومی نیز همین‌گونه است. هنگامی که شرایط لازم در جامعه فراهم باشد، با کوچکترین برنامه‌ریزی داخلی یا خارجی، اعتراضات آغاز به حرکت می‌کند و حتی برای ادامه راه، نیازی به بقا یا تداوم‌ نیروی اولیه ندارد. درحالی‌که اگر شرایط مناسب نباشد؛ ازیک‌سو، برای به حرکت درآوردن باید دخالت و نیروی بیرونی باشد و دوم اینکه با قطع آن حمایت اعتراضات نیز متوقف می‌شود. 🔹اگر از این زاویه به اعتراضات اخیر نگاه کنیم، به این نتیجه می‌رسیم که فارغ از منبع اولیه، برای روشن کردن این اعتراضات، جامعه ظرفیت بروز آنها را داشته است. علت‌های آن نیز گوناگون است. بدون تردید وضعیت اقتصادی و توقف رشد اقتصادی و افزایش تورم نقش اصلی را در این رخداد دارند. باز هم نباید تردید داشت که فقدان رسانه معتبر رسمی که مورد اعتماد مردم باشد، در کنار فراوانی رسانه‌های غیررسمی عامل دیگر این وضعیت هستند. 🔸عامل بعدی که بسیار مهم است، اجتماعی شدن جوانان کشور در غیاب نهادهای رسمی جامعه است. متأسفانه بیش از چند دهه است که نهادهای دین، آموزش، رسانه و نهاد دولت فاقد کارکردهای مؤثر خود برای اجتماعی کردن جوانان هستند. در نتیجه، انسجام اجتماعی و ادغام جوانان در دل جامعه بزرگ‌تر به یک آرزو و خیال تبدیل شده است. 🔹مسئله فقط جوانان زیر ۳۰سال نیستند که نیمی از عمرشان و تمامی عمر بزرگسالی آنان تحت سیطره تحریم بوده است؛ بلکه افراد بزرگسال حتی آنان که در انقلاب و جنگ نیز حضور داشته‌اند، نسبت به وضع کنونی معترض هستند. به‌ویژه زنان که هیچ دلیل موجهی برای این نحوه برخورد با خودشان را نمی‌بینند. احساس بیگانگی عمومی به قدرت که ناشی از بی‌توجهی و نادیده گرفتن آنان است، بیش از هر چیز آزاردهنده است. 🔸به همه اینها اضافه کنیم فقدان امید به آینده که امری فراگیر شده است و پیر و جوان، زن و مرد، باسواد و کم‌سواد، فقیر و غنی نمی‌شناسد و اتفاقاً این ناامیدی موهوم و ساختگی نیست؛ زیرا دیدند که پس از انتخابات۱۴۰۳، بی‌جهت با کوچکترین دلخوشی مردم که رفع فیلترینگ باشد، همراهی نکردند و جلوی مردم ایستادند و تاکنون هم ایستاده‌اند و اگر مقاومت پزشکیان نبود، تا حالا جنگ با زنان را از طریق مصوبه ضدامنیت‌ملی اعلام کرده بودند. 🔹در جنگ ۱۲روزه هم مردم در دفاع از کشور سنگ تمام گذاشتند و علی‌رغم برجسته شدن شعارهای میهنی، چندی نگذشت که دوباره به تنظیمات کارخانه برگشتند. مجلس استصوابی هنوز گمان می‌کند که نماینده واقعی مردم است؛ لذا از این منظر وارد امور می‌‌شود و در مسیر اقلیت حامی خود حرکت می‌کند و تعارضی غیرقابل‌قبول را در نظام مدیریتی کشور ایجاد کرده است. 🔸صداوسیما به‌جای بازکردن چتر رسانه‌ای خود بر حقیقت‌های آشکار جامعه ایران و گسترش مخاطبان خویش، همچنان بر انحصار رسانه‌ای و سیاست روایت‌محوری پای می‌فشارد و در این شش‌ماه بسته‌تر شده که بازتر نشده است. در حقیقت، روند تحولات پس از دولت آقای رئیسی در حدی نبوده که مردم را راضی کند. شاید اگر آن دولت ادامه یافته بود، وضعیت امروز ایران در همان سال گذشته رخ داده بود و تاخیر یک‌ساله تنها نتیجه مثبت آن انتخابات بود. 🔹با این ملاحظات، چه انتظاری جز آنچه که رخ داده شد، می‌توان داشت؟ این وضعیت محصول کِشت بذرهای قبلی است. بذرهایی که به‌خوبی هم آب داده شد. بذرهایی که در دوره ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲ کاشته شد و در ۱۴۰۰ به بعد هم هرس شد. اکنون نوبت به دروی ثمرات آن رسیده است. البته، شاید بتوان با اعتراضات و به‌ویژه هنگامی که به اقدامات تخریبی منجر می‌شود، مقابله کرد. ولی در موارد گذشته هم گفته می‌شد که «جمع کردن» با «حل کردن» خیلی فرق دارد. همان‌طور که دستفروش‌ها را می‌توان از معابر عمومی جمع کرد؛ ولی مسئله دستفروشی حل نخواهد شد و دوباره به شکل دیگری خود را در جای دیگری بروز می‌دهد. 🔸جمع کردن فریب‌دهنده است و سیاستمداران را بی‌نیاز از حل کردن خواهد کرد و همین نقطه آغازین شکست یک سیاست است. دفعات گذشته هم همیشه گفته می‌شد که اعتراضات را حتماً باید حل کرد و جمع کردن به‌تنهایی کافی نیست. باید راه اعتراض مدنی را گشود. باید گفت‌وگو‌ کرد. #نه_می_بخشیم_نه_فراموش_می_کنیم 🔹ا🔹ا🔹ا🔹ا🔹ا🔹 #توفیق رفیق راهتان باد... @Tofigh_kh instagram.com/tofigh_khorasan www.tofighat.ir

  • #برشی_از_یک_کتاب «آن‌که حقیقت را نمی‌داند فقط بی‌شعور است، اما آن‌که حقیقت را می‌داند و آن را دروغ می‌نامد، تبهکار است.» 📚 زندگی گالیله ✍#برتولت_برشت 🔹ا🔹ا🔹ا🔹ا🔹ا🔹 #توفیق رفیق راهتان باد... @Tofigh_kh instagram.com/tofigh_khorasan

  • #شعر_شب اگرچه پیچ‌وخم راه عشق جانکاه است هنوز سخت‌ترین راه بهترین راه است چگونه شرح دهم مقصد و مسیری را که از تصور آن دست عقل کوتاه است ز تیر صیدکشِ عشق جان‌پناهی نیست به هر طرف بدوی یار در کمین‌گاه است ز من که «تربیت رنج» دیده‌ام بشنو چه در فراق چه در وصل عشق دلخواه است پلنگ‌وار بیا بر فراز کوه و ببین هزار برکه در این دشت روشن از ماه است سکوت نقطۀ آغاز حیرت است ای دوست بپرس هر چه دلت خواست پاسخم آه است #فاضل_نظری 🔹ا🔹ا🔹ا🔹ا🔹ا🔹 #توفیق رفیق راهتان باد... @Tofigh_kh instagram.com/tofigh_khorasan www.tofighat.ir

  • ⭕️مديريت ناپلئونى ✅نقل شده است ناپلئون بناپارت در حكومت قدرتمند خود در فرانسه، نامه هاى دريافتى را تا دو ماه يا بيشتر باز نكرده و نمى خواند. هنگامى كه پس از اين مدت نامه ها را باز مى كرد، بسيارى از مسائل و مشكلات مورد اشاره در نامه رفع شده بود و نياز به رسيدگى و تصميم گيرى نداشت. این سبك مديريتى تحت عنوان "مديريت ناپلئونى" ناميده مى شود. 🔹در برخى موارد، ورود سريع و عجولانه مديران به مسائل ساختار نيافته و غيرمترقبه سازمان موجب مى شود مسئله پيچيده تر شود و تصميمات مدير، نتايج وخيم ترى را به دنبال داشته باشد.  🔸بر اساس سبك مديريت ناپلئونى، بروز مسائل احساسى بين كاركنان و يا اقدامات خارج از عرف و خارج از وظايف ذینفعان بيرونى سازمان، مستلزم درنگ و تامل بيشتر توسط مدير است، چرا كه گذر زمان به اشکال مختلف، ممكن است به پاك شدن اين گونه مسائل يا حل آن توسط عوامل ديگر منجر شود. ✅"مديريت ناپلئونى" بر اين محور استوار است كه گذر "زمان" مى تواند منجر به حل بسيارى از مسائل حاشيه اى و فرعى سازمان شود به نحوى كه ورود مدير به مسئله را غير ضرورى سازد. 🔹از سوى ديگر ورود عجولانه مدير به هر مسئله حاشيه اى و جزئى سازمان، موجب افول جايگاه مدير در سازمان و اثربخشى رهبرى وى در مسائل استراتژيك و كلان مى شود. 🔸در صورت عدم حل مسائل از اين دست پس از گذر مدت زمان معين، توصيه مى شود حل آنها به مديران ميانى و عملياتى سازمان تفويض گردد. مطالعات نيز نشان مى دهند در سطح مديريت عالى سازمان در مجموع، مدیرانی که سريع و عجولانه اقدام به تصميم گيرى نمى كنند، موفق‌ترند. ✍️جهان افروز احمدزاده #نه_می_بخشیم_نه_فراموش_می_کنیم 🔹ا🔹ا🔹ا🔹ا🔹ا🔹 #توفیق رفیق راهتان باد... @Tofigh_kh instagram.com/tofigh_khorasan www.tofighat.ir

  • ‼️کشته‌ شدن برخی معترضین نشانه عدم آموزش کافی نیروهای انتظامی در مقابله صحیح با اعتراضات!! ✍️احمد حیدری    🔹متأسفانه در اعتراضات چند روز اخیر شاهد جان باختن تعدادی از معترضان هستیم که در این رابطه چند نکته قابل توجه است: 1. قانون اساسی حق اعتراض را به صراحت به رسمیت شناخته و در اصل 27 گفته است: «تشكیل اجتماعات و راهپیمایی‏ها، بدون حمل سلاح، به شرط آنكه مخلّ به مبانی اسلام نباشد، آزاد است». متأسفانه این اصل صریح و آشکار، دچار چنان تفاسیر مضیقی شده که عملا کأن لم یکن شده و مردم از حق تشکیل اجتماعات و راهپیمایی‎های اعتراضی محروم شده‌اند. ایجاد قیود غیر معمول و معقول برای این اصل، هم ضایع کردن حق اساسی مردم است و هم آنان را که از این حق به صورت "ظاهراً قانونی" محروم می‎شوند، به استیفای این حق با خشونت سوق می‌دهد، بخصوص که می‌بینند افراد همسو با حکومت هر وقت، هر جا و علیه هر کس و هر چیز که بخواهند حق اعتراض دارند و تجمع و تحصن و ... شکل می‌دهند و نیروهای حافظ امنیت هم نه تنها مانع نمی‌شوند، که پشتیبان آنها هم می‌باشند!! و این تبعیض مثل دیگر تبعیضات، جریحه‌دار کننده وجدان عمومی است. 2. شخصیت‌های سیاسی مستقلّ و مردمی، سندیکاهای کارگری، انجمن‌های صنفی و احزاب قوی مردمی، حلقه واسط حکومت و مردم هستند و می‌توانند قبل از این که لازم شود مردم خودشان و بدون واسطه، سخن و اعتراضشان را به گوش حاکمیت برسانند، این نهادهای واسط سخن و اعتراض آنان را به گوش حاکمیت رسانده و زمینه تفاهم حکومت و مردم را فراهم کنند. علاوه در مواقع بحرانی هم مثل این روزها، می‌توانند به عنوان "نمایندگان مردم" مورد مذاکره حاکمیت قرار گرفته و مانع بحرانی شدن اوضاع گردند. متأسفانه امروز نبود احزاب، سندیکاها، انجمن‌های صنفی و شخصیت‌های ملی مقبول مردم و حاکمیت، به وضوح خود را نمایانده و با عاقبت ناگوار این فقدان دست به گریبانیم. 3. وقتی نظام اعتراض را به رسمیت بشناسد، به طور طبیعی هم زمینه‌های اعتراض صحیح مردم را فراهم می‌کند و هم به نیروهای انتظامی روش برخورد غیر خشن با اعتراضات را آموزش می‌دهد؛ ولی وقتی اعتراض را به رسمیت نشناخته باشد، نه تنها به مردم اجازه تجمع اعتراضی نمی‌دهد، که هر تجمعی را حرکتی براندازانه و مستحق سرکوب خشن می‌شمارد. 4. برخورد خشن با اعتراضات، معترضان را نیز خشمگین کرده و به خشونت سوق داده و به پیچیده شدن و کلاف سر در گم گردیدن اعتراضات می‌انجامد و مصداق ضرب المثل: «خون به خون شستن محال آمد، محال» می‌سازد حال آن که «ز هر طرف که شود کشته، سود کفر و دشمنان مردم است». هم معترضان و هم نیروهای حافظ امنیت، فرزندان ایران هستند. 5. نیروهای انتظامی و ضد شورش باید دارای یونیفورم شناخته‌شده باشند و در صورت لزوم استفاده از نیروهای بسیجی یا امنیتی، باید آنها هم دارای همان یونیفورم یا یونیفورم شناخته شده دیگری بوده و تحت فرماندهی واحد انتظامی عمل کنند. دخالت مستقل نیروهای بسیجی و لباس شخصی بدون یونیفورم شناخته شده، در این سالها یکی از عوامل خشن شدن اعتراضات بوده است و در اعتراضات 1401 شاهد برخورهای خشن و ... با مردم معترض بودیم که نیروی انتظامی منکر آنها شده و آنان را «نیروهای خودسر» و «پلیس نماها» خواندند که امید است مانع تکرار آن شوند. 6. در کشورهایی که با قواعد دموکراسی اداره می‌شوند، با توجه به رسمیت داشتن حق اعتراض و آموزش دیده بودن نیروهای انتظامی، در شورش‎های گسترده و طولانی مدت هم ما شاهد تعداد اندک کشته و مجروحان هستیم و علم و تکنیک مواجهه صحیح با اعتراضات، از مصادیق علومی است که رسول خدا آموختنش را حتی اگر در چین باشد (از باب مثال است)، را به ما توصیه کرده است. #نه_می_بخشیم_نه_فراموش_می_کنیم 🔹ا🔹ا🔹ا🔹ا🔹ا🔹 #توفیق رفیق راهتان باد... @Tofigh_kh instagram.com/tofigh_khorasan www.tofighat.ir

  • 🔺️#برشی_از_کتاب 🔹️بهش گفتم : زندگی ما زندگی جالبیه هُما. بینِ تراژدی محض و کمدی ناب، دائم داره پیچ و تاب می خوره! یعنی یه جورِ غم انگیز، خنده داره. یا شایدم یک جورِ خنده دار، غم انگیز باشه.... 📕 کتاب : کافه پیانو ✍ اثر : #فرهاد_جعفری 🔹ا🔹ا🔹ا🔹ا🔹ا🔹 👌 #توفیق رفیق راهتان باد .. @Tofigh_kh

  • ‼️تصمیم بدهنگامِ دولت و تأثیر آن بر اقتصاد و معیشت مردم ✍️سیدجواد میرموسوی 🔹تصمیم اخیر دولت مبنی بر حذف ارز ترجیحی ۲۸۵۰۰ تومانی و جایگزینی آن با پرداخت مستقیم یک میلیون تومان به ازای هر نفر مصرف‌ کننده‌، در ظاهر به‌عنوان اقدامی در راستای اصلاح سیاست‌های حمایتی و هدفمند سازی یارانه‌ها معرفی می‌شود؛ اما در واقع، این تصمیم بیش از آنکه یک اصلاح ساختاری عمیق باشد، نشانه‌ای روشن از انتقال بار تورم از دولت به خانوار است. 🔸با توجه به اینکه در شرایط فعلی نرخ دلار بیش از ۱۳۰ هزار تومان است، به معنای افزایش بیش از چهار برابری نرخ ارز واردات کالاهای اساسی نسبت به نرخ ترجیحی پیشین است و نمی‌توان آثار آن را صرفاً با یک پرداخت نقدی یا کالابرگی نادیده گرفت. 🔹در این میان اما تردیدی نیست که کالاهای اساسی با یک جهش قابل توجه قیمتی روبه‌رو خواهند شد. ناگفته نماند که در اقتصاد، قیمت نهایی کالا تنها وابسته به نرخ ارز نیست، بلکه مجموعه‌ای از عوامل از جمله هزینه‌های حمل‌ونقل، انبارداری، توزیع، انتظارات تورمی و رفتارهای احتیاطی و سوداگرانه در زنجیره تأمین بر آن اثر می‌گذارند. با این حال، افزایش شدید نرخ ارز واردات، موج تازه‌ای از تورم هزینه‌ای را ایجاد می‌کند که به‌ سرعت خود را در قیمت کالاهای اساسی و ضروری زندگی مردم نشان خواهد داد. 🔸در چنین فضایی، تصور کنترل قیمت‌ها از طریق پرداخت یک میلیون تومان به‌عنوان کالابرگ یا یارانه نقدی، بیشتر به یک خوش‌بینی غیرواقع‌بینانه شباهت دارد. تجربه‌های گذشته نشان داده که یارانه نقدی در شرایط تورمی، بسیار سریع‌تر از آنچه تصور می‌شود اثر خود را از دست می‌دهد. 🔹افزایش نقدینگی بدون اصلاح سمت عرضه و بدون نظام توزیع و نظارت کارآمد، خود به عاملی برای تشدید تورم تبدیل می‌شود.بازار معمولاً یارانه را پیش‌خور می‌کند و قیمت‌ها حتی پیش از پرداخت رسمی، خود را با شرایط جدید تطبیق می‌دهند. در نتیجه، این مبلغ ثابت به‌سرعت در برابر قیمت‌های متغیر و فزاینده، کارکرد حمایتی خود را از دست می‌دهد. 🔸مسئله اساسی این سیاست، صرفاً حذف ارز ترجیحی نیست، بلکه زمان اجرای آن است. چنین تصمیمی تنها زمانی می‌توانست قابل دفاع و کم‌ هزینه‌تر باشد که تورم مهار شده، انتظارات تورمی کنترل شده، اعتماد عمومی به سیاست‌گذار تقویت شده و زیرساخت‌های نظارتی و توزیعی به‌درستی شکل گرفته بودند. حذف ارز ترجیحی در این شرایط عملاً به معنای وارد کردن شوک قیمتی جدید به اقتصادی است که هنوز از تبعات شوک‌های پیشین رهایی نیافته است. ⭕️نتیجه‌گیری راهبردی: خطای این تصمیم دولت اینجاست که بجای اصلاح تدریجی، هوشمندانه و قابل پیش‌بینی سیاست ارزی، مسیری پرریسک را انتخاب کرده است؛ مسیری که می‌تواند به کاهش واقعی قدرت خرید مردم، تعمیق نابرابری معیشتی و افزایش بی‌اعتمادی عمومی نسبت به سیاست‌های اقتصادی و حتی تشدید اعتراضات مردمی منجر شود. 🔹اقتصاد بیش از هر چیز به تصمیم‌های به‌هنگام و مبتنی بر واقعیت‌های اجتماعی و معیشتی نیاز دارد. تصمیم‌های بدهنگام، می‌توانند به نتایجی کاملاً معکوس ختم شوند و هزینه این خطاها، نه در ترازنامه دولت، بلکه در سفره‌های مردم نمایان خواهد شد. #نه_می_بخشیم_نه_فراموش_می_کنیم 🔹ا🔹ا🔹ا🔹ا🔹ا🔹 #توفیق رفیق راهتان باد... @Tofigh_kh instagram.com/tofigh_khorasan www.tofighat.ir

  • #برشی_از_یک_کتاب محبوبِ من؛ من ترانه‌هایم را برای شما می‌خوانم اصلاً برای شما می‌نویسم همه کارهایم برای شماست که بی شما همه‌جایم درد می‌کند دلم - سرم - دستمو - پاهایم؛ با شما خوبم، در خانه می‌مانم خانه‌داری می‌کنم، می‌نشینم و رویاهایم را ملیله‌دوزی می‌کنم. محبوبم، بدون شما از عمرم چیزی به‌جز پشیمانی نمی‌ماند. 📕دست بردن زیر لباس سیب ✍🏽 #محمد_صالح_علاء 🔹ا🔹ا🔹ا🔹ا🔹ا🔹 #توفیق رفیق راهتان باد... @Tofigh_kh instagram.com/tofigh_khorasan

  • #شعر_شب نه می‌دانم چرا بار سفر بستم که بگشایم نه می‌دانم کجایم تا ز راه رفته بازآیم مرا از نیستی دعوت به هستی کرد نجوایی پذیرفتم ولی ای کاش می‌گفتم نمی‌آیم چه خیری دیده بودی از وجود ای مهربان مادر که بردی رنج هستی را و آوردی به دنیایم گرفتم در بهشت آدم خطایی کرد، حرفی نیست چرا من جای او در خاک روحم را بفرسایم نیاوردم به این زندان کسی را با خودم گفتم گر از رنجی نمی‌کاهم به رنجی هم نیفزایم تو تنها اتفاق خوب دنیای منی اما تو هم ای عشق با تنهایی‌ام بگذار تنهایم به هرجا پر زدم با سر زمین خوردم، نفهمیدم که سقفی شیشه‌ای بین من است و آرزوهایم من از خاطر نبردم هرگز اقیانوس بودن را کنون شاید کویر اما هنوز از دور دریایم ز خواب مرگ بیدارم مکن صبح قیامت هم که با این خسته‌جانی تا ابد باید بیاسایم #فاضل_نظری 🔹ا🔹ا🔹ا🔹ا🔹ا🔹 #توفیق رفیق راهتان باد... @Tofigh_kh instagram.com/tofigh_khorasan www.tofighat.i

  • ‏⭕️مسئله دولت، قطع رابطه با مردم است ✍️حمید ابوطالبی ‏🔹جناب رئیس‌جمهور، ‏مسئله‌ی امروز ایران نه صرفاً اقتصاد ومعیشت است، نه تنها تحریم وفساد، و نه فقط اختلاف یا وفاق جناحی. مسئله‌ی اصلی، قطع رابطه‌ی دولت با مردم است؛ و این، یک بحران حکمرانی است، نه یک مشکل مقطعی سیاسی. ‏ ‏🔸درواقع، آنچه رخ داده است، «فقدان نمایندگی اجتماعی» است:مردم نه فقط شنیده نمی‌شوند، بلکه هیچ نهاد یاصدایی وجودندارد که خواست‌شان را به زبان سیاست ترجمه کند. ‏🔹یک سال ونیم پیش، آخرین بار مردم به‌طور معنادار در انتخابات سخن گفتند؛ وجناب‌عالی و دولتِ چهاردهم را از سر اجبار بر سر کار آوردند. ازآن پس، این رابطه‌ی دوطرفه جای خود را به سخنرانی یک‌سویه‌ی شما داده است. مردم دیگر طرف گفت‌وگو نیستند؛ صرفاً شنونده‌اند. وعده‌ها یکی پس از دیگری کنار گذاشته شده‌اند، بی‌آنکه توضیحی اقناعی یا گفت‌وگویی واقعی درکار باشد. جامعه،جنگی سهمناک رااز سر گذراند، دوباره ذیل فصل هفتم منشور قرارگرفت، و معیشتش روزبه‌روز سخت‌تر شد؛ تاآنجا که امروز نه مشارکت می‌کند و نه نمایندگی می‌شود - فقط نظاره‌گر است، و خشمگین. ‏🔸این وضعیت تصادفی نیست. ریشه‌ی آن درحذف لایه‌ی عقلانی و اجتماعی که درهر نظام حکمرانی پایدار، میان دولت وجامعه قرار می‌گیرد و وظیفه‌اش تبیین خواست مردم به زبان سیاست و توضیح منطق قدرت برای جامعه است، نهفته می‌باشد. باحذف این لایه، دولت به گفتاری یک‌طرفه فروکاسته می‌شود:می‌گوید، اما نمی‌شنود؛ تصمیم می‌گیرد، اما توضیح نمی‌دهد. ‏🔸آقای پزشکیان، ‏دولت شما اگرچه منتخب است، اما نماینده نیست. رأی مردم آغاز نمایندگی است، اما استمرار آن نیازمند گفت‌وگو، پاسخگویی و تداوم تعامل است.حکمرانی صرفاً اِعمال قدرت، صدور دستور یا سخن‌گفتن‌های یک‌سویه نیست؛ حکمرانی یعنی تنظیم رابطه‌ای پایدار باجامعه. 🔹درجوامع پیچیده، دولت وجامعه مستقیماً با یکدیگر سخن نمی‌گویند؛ این گفت‌وگو نیازمند واسطه‌هایی مستقل، امن و برخوردار از مشروعیت است. هنگامی که این واسطه‌ها حذف می‌شوند، سیاست از معنا تهی می‌گردد وحکمرانی به بحران فرو می‌غلتد. ‏🔸جامعه‌ی ایران امروز، جامعه‌ای جوان، تحصیل‌کرده، متکثر، شبکه‌ای و آگاه است. مطالبات این جامعه تنها اقتصادی نیست؛ مطالباتی کرامتی، هویتی و آینده‌محور دارد. چنین جامعه‌ای را نمی‌توان با خطابه اداره کرد. اگر امکان بیان عقلانی خواست‌ها ازآن سلب شود، یا به سکوتی انباشته می‌رسد یا به انفجار؛ و این دقیقاً پیامد «انسداد ساختاری گفت‌وگو» است. ‏🔹درسوی دیگر، دولت نیز بدون تفسیر روشنفکرانه ازجامعه، مردم را نه به‌مثابه کنشگران عقلانی، بلکه به‌صورت توده‌ای هیجانی یا مسئله‌ای امنیتی می‌بیند. درچنین وضعی، شورای یک‌سویه‌ی اطلاع‌رسانی جای «شورای گفت‌وگو» با مردم می‌نشیند؛ سیاست‌گذاری، جای خود را به مدیریت بحران می‌دهد؛ گفت‌وگو به واکنش تقلیل می‌یابد؛ وفاق، صرفاً در درون قدرت سامان می‌گیرد؛ و حکمرانی به مجموعه‌ای از تصمیم‌های مقطعی فرو می‌ریزد. ‏🔸بدتر از همه، قدرت یک‌سویه است؛ قدرتی که گوش ندارد و فقط سخن می‌گوید. این نوع قدرت، ذهن و روان جامعه را فرسوده می‌کند، اعتماد را می‌سوزاند، احساس بی‌اثری و بی‌پناهی می‌آفریند و زندگی روزمره‌ی مردم را از معنا تهی می‌سازد. چنین قدرتی نه ثبات می‌آورد و نه امنیت؛ فقط بحران را از سطح سیاست به درون جامعه منتقل می‌کند. ‏🔹آقای رئیس‌جمهور، ‏آنچه امروز با آن مواجه‌ایم نه اختلاف سیاسی است و نه بحران ساده‌ی مشروعیت؛ این شکست حکمرانی است. حکمرانی بدون گفت‌وگو ممکن نیست، و گفت‌وگو بدون میانجی معتبر شکل نمی‌گیرد. احزابِ بی‌اثر، رئیس‌دولتی منفرد، و حذف نخبگان و روشنفکران، دولت و جامعه را هم‌زمان تضعیف کرده و آن‌ها را در چرخه‌ای معیوب قرار داده است؛ چرخه‌ای که در آن:جامعه روزبه‌روز رادیکال‌تر می‌شود، دولت امنیتی‌تر می‌گردد، معیشت دشوارتر می‌شود و امکان اصلاح از میان می‌رود. ‏🔸ادامه‌ی این مسیر، «دولتِ بدون جامعه» می‌سازد: دولتی که تصمیم می‌گیرد، اما دیگر بر جامعه‌ای پویا و مشارکت‌گر حکومت نمی‌کند؛ بلکه بر جمعیتی فرسوده، بی‌اعتماد و گسسته اعمال قدرت می‌کند. ‏🔹جناب پزشکیان، ‏مسئله‌ی ایران، فقدان سازوکار عقلانی میان ملت و دولت است، همراه با قدرتی بی‌مسئولیت. اگر دولت شما بخواهد از این بن‌بست خارج شود، راه آن نه تشدید کنترل است، نه تکرار خطابه‌ها، و نه انکار واقعیت جامعه؛ راه آن بازسازی گفت‌وگو و شراکت واقعی قدرت و معنا با مردم است. و این گفت‌وگو، بدون به‌رسمیت شناختن روشنفکران مستقل، نهادهای واسط، رسانه‌های مرجع و امنیت نقد، ممکن نخواهد شد. ‏🔸بدون این‌ها، دولت - حتی با نیّت خیر - صرفاً مدیری واکنشی در دل یک بحران دائمی باقی خواهد ماند. ‏مسئولیت تاریخی دولت‌ها دقیقاً از همین‌جا آغاز می‌شود. #نه_می_بخشیم_نه_فراموش_می_کنیم

  • ‼️پزشکیان و میدان مین و آتش! 🔸سوبسید غیرمستقیم هر اقتصادی را از پایه سست می‌کند و به فساد ساختاری و ویرانی می‌کشاند. این یک تجربۀ روشن و آشکار است. اگر جامعه به هر دلیلی نیاز به سوبسید داشته باشد، آن سوبسید باید مستقیم به دست نیازمندش برسد. 🔹خداوند روح مهندس عزت‌الله سحابی را شاد گرداند. در دورانی که بسیاری مدافع سوبسید مستقیم بودند، او راه نجات اقتصاد کشور را خلاصی از بند سوبسید غیرمستقیم و ارائۀ مستقیم آن به نیازمندان جامعه می‌دانست. 🔸حالا که آقای پزشکیان دل شیر کرده و به قول خودش وارد میدان مین و آتش شده است، باید سیاست آزادسازی اقتصاد از سوبسید غیرمستقیم را تا نقطۀ پایانی آن با همۀ لوازم و اسبابش ادامه دهد و این بساط مخرب و فاسد و از هر جهت ناعادلانه را از بنیان برچیند. 🔹دولت برای موفقیت در این کار به دو چیز نیاز دارد. اول، تریبون فراگیر و آزادی که مدافعان این سیاست قادر به دفاع از آن باشند و به تحریک‌گرانی که منافع خود را در پوشش حمایت از مردم محروم و نیازمند به عنوان "عدالت‌خواهی" مطرح می‌کنند پاسخ دهند و مردم را نسبت به پیامدهای مثبت تبدیل سوبسید غیرمستقیم به مستقیم متقاعد سازند. 🔹برای این کار دولت باید یک شبکۀ تلویزیونی در اختیار و مختص خود داشته باشد. برای به دست آوردن چنین شبکه‌ای دولت می‌تواند از طریق رایزنی با نهادهای مسئول، آنان را به پذیرش این موضوع اقناع کند. بدون وجود چنین شبکه‌ای، مین‌های مورد اشارۀ آقای پزشکیان یکی بعد از دیگری زیر پای دولت منفجر می‌شوند و دولت و اقتصاد کشور به همراه هم به هوا می‌روند! 🔸این نکته را من در جلسۀ سران احزاب با دکتر پزشکیان به او گوشزد کردم و نمی‌دانم تا چه اندازه آن را جدی گرفت. 🔹دوم، تلاش صادقانه و صریح دولت برای رفع تحریم‌هاست. بدون رفع تحریم‌ها فضای تنفس لازم برای اقتصاد کشور حتی اگر از شر سوبسیدهای غیرمستقیم و فسادزا نیز رها شود، فراهم نخواهد شد و در پایان همۀ سرمایۀ کشور باید صرف سوبسید مستقیم به دهک‌های مختلف جامعه جهت نجات آنها از گرسنگی و فقر شود. رفع تحریم‌ها از مسیری درست و منطقی به نظر من همچنان امکانپذیر است. 🔸این را هم در آن جلسه به آقای پزشکیان منتقل کردم اما در آن لحظه اطراف او همهمه‌ای برای گرفتن عکس دسته‌جمعی از سوی حاضران به پا بود و آقای پزشکیان فقط گفت؛ اینها را بنویس و به من برسان! 🔹پاسخم این بود که من هر روز می‌نویسم و امکان برداشتن یک بار جدید برای نوشتن ندارم! چرا همانچه می‌نویسم به دست شما نمی‌رسد؟ گفت؛ هر روز مجموعه‌ای در حد یک کتاب قطور روی میز او می‌گذارند تا مطالعه کند. پرسیدم؛ در این مجموعۀ قطور جایی برای مطالب کوتاه و چند پاراگرافی من وجود ندارد؟ 🔸به نظرم رسید که بگویم نظام چرخش اطلاعات و اطلاع‌رسانی در نهاد ریاست جمهوری معیوب است و درست کار نمی‌کند، اما آن هیاهو برای گرفتن عکس دسته‌جمعی که متأسفانه گویی مهمترین دغدغۀ برخی از حاضران در جلسه بود، مانع شنیدن حرفم توسط آقای پزشکیان می‌شد. #احمد_زیدآبادی #نه_می_بخشیم_نه_فراموش_می_کنیم 🔹ا🔹ا🔹ا🔹ا🔹ا🔹 #توفیق رفیق راهتان باد... @Tofigh_kh instagram.com/tofigh_khorasan www.tofighat.ir

  • #برشی_از_یک_کتاب آیدای خودم، آیدای احمد. شریک سرنوشت و رفیق راه من! از شوق اشک می‌ریزم. دنبال کلماتی می‌گردم که بتوانند آتشی را که در جانم شعله می‌زند برای تو بازگو کنند، امّا در همهٔ چشم‌انداز اندیشه و خیال من، جز تصویر چشم‌های زنده و عاشق خودت هیچی نیست. دست مرا بگیر. با تو می‌خواهم برخیزم. تو رستاخیز حیات منی. هنوز نمی‌توانم باور کنم، نمی‌توانم بنویسم، نمی‌توانم فکر کنم - همین‌قدر، مست و برق‌زده، گیج و خوش‌بخت، با خودم می‌گویم: برکت عشق تو با من باد! و این، دعای همه‌ی عمر من است، هر بامداد که با تو از خواب بیدار شوم و هر شامگاه که در کنار تو به خواب روم. برکت عشق تو با من باد! 📕مثل خون در رگ‌های من ✍🏽 #احمد_شاملو 🔹ا🔹ا🔹ا🔹ا🔹ا🔹 #توفیق رفیق راهتان باد... @Tofigh_kh instagram.com/tofigh_khorasan

  • #شعر_شب بگذار بگویم که جهان بی تو چه سان ماند این حرف، چه حرفی ست مگر بی تو جهان ماند آنقدر که خوبی دلکم لحظه کوچت صد مولوی و حافظ و سعدی نگران ماند آن لحظه که تصنیف تو را خواند زمانه انگشت به لب حضرت استاد بنان ماند تا بار دگر دست زمین پای تو گیرد دنبال تو یک عمر زمین در دوران ماند نقاشی گیسوی پریشان تو سخت است آنقدر که حسرت به دل فرشچیان ماند                      *** بی رحم تر از حضرت یوسف چه کسی هست سی سال نیامد پدرش گریه کنان ماند #اسماعیل_محمدی #نه_می_بخشیم_نه_فراموش_می_کنیم 🔹ا🔹ا🔹ا🔹ا🔹ا🔹 #توفیق رفیق راهتان باد... @Tofigh_kh instagram.com/tofigh_khorasan www.tofighat.ir

  • ‼️یکی به او بگوید چکار کند! ✍️حامد پاک طینت 🔹طی روزهای گذشته که بحث بودجه سال ۱۴۰۵ داغ بود، با این وضعیت بحران درآمد نفت و تحریم و از آن سو هزینه های گزاف عزیزان در دولت فخیمه، بارها از زبان رئیس جمهور محبوبمان شنیده ایم که "یکی به من بگه باید چکار کنم؟!" 🔸اجازه دهید امروز مروری کوتاه بر این مسئله بغرنج کنیم بلکه یکی پیدا شد به ایشان بگوید که چکار کند! بحث از اینجا شروع شد که در مقابل تورم ۶۰ درصدی مملکت، حقوق کارکنان در بودجه سال آینده ۲۰% افزایش یافته و این موضوع موجب تنش های بسیاری شد تا جایی که اصل لایحه رد و دولتمردان در پاسخ به ناتوانی خود در تامین مازاد این عدد از واژه "شرمنده مردم هستیم" استفاده نمودند. ۱- اعداد بودجه به وضوح نشان می دهد بیش از ۳۵ هزار میلیارد تومان بودجه های نهادهای مذهبی، فرهنگی و تبلیغاتی از جمله سازمان تبلیغات، حوزه های علمیه، ستادهای فرهنگی، مراکز دینی و تبلیغی، بنیادهای فرهنگی خاص حتی در خارج از کشور و موسسات آموزشی و تبلیغی وابسته اختصاص یافته که هیچ سند مدرکی از کارایی آنها در چند دهه گذشته منتشر نشده است. 🔸رئیس جمهور می توانست در این روزهای سخت برای مردم ایران نه حذف کامل بلکه ۷۰% این بودجه ها را کاهش دهد تا اینگونه همراهی خود را با مردمی که در مضیقه شدید هستند نشان دهد ۲- شورای عالی انقلاب فرهنگی، شورای عالی فضای مجازی، شورای عالی حوزه های علمیه، شورای عالی جوانان، شورای عالی ایرانیان، شورای عالی سلامت، شورای عالی امنیت غذایی، شورای عالی اداری، شورای عالی اشتغال، شورای عالی شهرسازی، شورای عالی علوم و تحقیقات، شورای عالی مناطق آزاد، شورای عالی محیط زیست و .... 🔸واقعا مضحکه نیست؟! این کشور دولت و مجلس ندارد که نیاز به چنین شوراهایی احساس شده و در بودجه در کمال متانت و آرامش ۱۲ هزار میلیارد تومان برایشان اختصاص داده شده است؟! ۳- بخش بزرگی از بودجه متعلق به عزیزان خادم ما در شرکتهای دولتی است. جهت استحضار در این مملکت حدود ۳۷۰ شرکت دولتی، ۲۰۰۰ شرکت زیر مجموعه غیردولتی که توسط دولت کنترل می شود و ۵۲۰ نهاد عمومی غیردولتی به جمع ۲۸۹۰ شرکت با ساختار دولتی یا شبه‌دولتی وجود دارد که همگی از بودجه ارتزاق می کنند! 🔹شرکتهای زیرمجموعه وزارت صمت، شرکتهای زیرمجموعه وزارت جهاد کشاورزی، شرکتهای زیرمجموعه وزارت رفاه مانند شستا، بانکها، شرکتهای زیرمجموعه وزارت دفاع که همگی مشغول کار اقتصادی از جمله تولید، تجارت، صادرات، واردات و ... هستند بودجه می‌گیرند به این مفهوم که این شرکتها غیر از سود حاصل از فعالیت اقتصادی، بودجه های کلانی نیز از دولت با عناوینی از جمله کمکهای سرمایه های پروژه های در دست اقدام، ایفای تکالیف اجتماعی از جمله فروش با زیان، ارائه خدمات ارزان قیمت به مردم و قیمت گذاری دستوری دریافت می کنند و البته گاهی هم در برخی فهرستها اسامی این عزیزان بعنوان شرکتهایی که دلار خود را برنگردانده اند دیده می شود و در عین حال خود را محق برای دریافت بودجه از دولت می دانند! ‼️اما موضوع از اینجا جالب میشود: نیمی از این شرکتها اساسا زیان‌ده هستند! یعنی هم بودجه می گیرند، هم خودشان فعالیت اقتصادی می کنند، هم صادرات می کنند، هم حقوق می گیرند هم زیان می دهند! یک تیر و پنج نشان! 🔸عدد و رقمی که این عزیزان هنرمند از بودجه مردم فهیم و مقاوم ایران دریافت می کنند بیش از ۳ هزار هزار میلیارد تومان است که فقط اگر بخش زیان ده آنها را کسر کنیم چیزی در حدود ۱۵۰۰ هزار میلیارد تومان و زیان سالیانه آنها به کشور بیش از ۲۰۰ هزار میلیارد تومان است ۴- جمع عدد حقوق و دستمزد کارکنان کشوری و لشکری در سال آینده چیزی در حدود ۱۰۰۰ هزار میلیارد تومان است یعنی فقط با حذف زیان شرکتهای دولتی و کاهش نسبی بودجه های فرهنگی و شوراها در بودجه امکان افزایش ۵۰ درصدی حقوق کارکنان فراهم است! 🔹در اینجا این مسئله اساسی مطرح می شود که احتمالا مخاطب جمله تاریخی رئیس جمهور محبوبمان مبنی بر اینکه" یکی به من بگه چکار کنم؟" تحلیلگران و کارشناسان اقتصادی نیست بلکه جمع خادمینی است که بر سر این سفره نشسته اند! #نه_می_بخشیم_نه_فراموش_می_کنیم 🔹ا🔹ا🔹ا🔹ا🔹ا🔹 #توفیق رفیق راهتان باد... @Tofigh_kh instagram.com/tofigh_khorasan www.tofighat.ir

  • ‼️آمپول شفا‌بخش! 🔸برخی از اصولگرایان افراطی چنان از ناشنیدن پیشنهادیشان در مورد وضعیت اقتصاد و معیشت مردم توسط دولت دکتر پزشکیان انتقاد می‌کنند که هر که نداند و نشناسد تصور می‌کند که آنها آمپول شفابخشی برای بهبود وضع اقتصادی کشور در دست دارند که اگر به مرده هم ترزیق شود، بلافاصله زنده می‌شود! 🔹در واقع، کل پیشنهادهای آنها در تداوم و توسعۀ توزیع رانت، کاهش نرخ دلار از طریق ارزپاشی یا دلارزدایی، خفه کردن قیمت‌ها، حجیم کردن دستگاه بروکراسی، بگیر و ببند فعالان اقتصادی و در صورت ضرورت، اعدام برخی از آنها خلاصه می‌شود! 🔸اگر این پیشنهادهای کمونیستی یا شبه‌کمونیستی قرار بود سبب بهبود و نجات اقتصاد یک کشور شود، هنوز اتحاد شوروی به حیات خود ادامه می‌داد، چین همچنان در غل و زنجیر سیاست‌های اقتصادی مائو تسه تونگ دست و پا می‌زد و شکوفاترین و مرفه‌ترین اقتصادهای دنیا به کویا و کرۀ شمالی اختصاص داشت! 🔹آنچه را که مایۀ بیماری مزمن و زمین‌گیر شدن اقتصاد کشور شده است به عنوان داروی شفا‌بخش معرفی کردن و به دلیل ناشیندن آن توسط دولت برافروخته شدن، حقا که هنر بزرگی است و نیاز به جایزۀ بین‌المللی دارد! #احمد_زیدآبادی #نه_می_بخشیم_نه_فراموش_می_کنیم 🔹ا🔹ا🔹ا🔹ا🔹ا🔹 #توفیق رفیق راهتان باد... @Tofigh_kh instagram.com/tofigh_khorasan www.tofighat.ir

  • #برشی_از_یک_کتاب دولت یک دست دراز داﺭد و یک دست کوتاه، دست دراﺯ به همه‌جا میﺭسد و برای گرفتن است. و دست کوتاه براﻯ دادن است و فقط به کسانی میﺭسد که خیلی نزدیکند! در این ماتم سرا یا طفل یا دیوانه می خندد! 📚 نان و شراب ✍🏻 #اینیاتسیو_سیلونه 🔹ا🔹ا🔹ا🔹ا🔹ا🔹 #توفیق رفیق راهتان باد... @Tofigh_kh instagram.com/tofigh_khorasan

  • ⭕️مرثیه‌ای برای فرهنگ ✍️سهند ایرانمهر 🔹روزی روزگاری، تلویزیون ــ همین رسانه‌ای که امروز اغلب از آن با بی‌حوصلگی یا بی‌اعتنایی یاد می‌شود ــ ویترین طبیعی فرهنگ بود. شجریان می‌آمد، بی‌مقدمه و بی‌برچسب. «ربنا» پخش می‌شد نه به‌عنوان بیانیه، نه نشانه اعتراض؛ بلکه به عنوان بخشی از ریتم روزمره زندگی. مثل اذان، مثل غروب، مثل روزه. نام شجریان آن‌قدر در زیست جمعی حل شده بود که بسیاری حتی نمی‌پرسیدند یا نمی‌دانستند خواننده «ربنا» کیست؟ حضورش بدیهی بود، و بدیهی‌بودن دقیقاً نشانه سلامت یک فرهنگ است. 🔸فیلم‌های بیضایی و کیارستمی و مهرجویی از تلویزیون پخش می‌شد. نه در ساعت‌های مرده، نه با توضیح‌های تدافعی. همان مجری‌هایی که برنامه‌های مناسبتی سیما را اجرا می‌کردند، در جشن‌ها و جشنواره‌ها کنار این فیلم‌سازان می‌ایستادند. آثارشان ساخته می‌شد، دیده می‌شد، نقد می‌شد؛ نه قدیس بودند و نه مطرود. هنر هنوز «مسئله امنیتی» نشده بود و هنرمند هنوز مجبور نبود مدام توضیح بدهد که چرا هنرمند است یا ثابت کند حکومتی نیست یا مردمی است. 🔸بعد، آرام‌آرام، چیزی تغییر کرد؛  با انباشتی از سوءظن، تنگ‌نظری و سیاست‌زدگی مزمن. نه فقط ربنای شجریان که خودش و صدایش ــ همان که سال‌ها عادی بود ــ ناگهان «موضوع» شد. از دل عادت بیرون کشیده شد، نام‌گذاری شد، تفسیر و بعد حذف شد. حذف، اما پایان ماجرا نبود؛ آغاز یک دگردیسی بود. ربنا تبدیل شد به نشانگان یک تفکر، علامت یک شکاف، و بعد مطالبه. چیزی که پیش‌تر بی‌نیاز از دفاع بود، حالا باید مطالبه می‌شد. 🔹این‌جاست که فاجعه رخ داد چون وقتی امر بدیهی سیاسی می‌شود، هم شأنش تغییر می‌کند و هم سرنوشتش. مطالبه‌گری حول ربنا، در دعواهای گروهی، آن‌قدر فرسوده شد که حتی اسباب تمسخر شد؛ خنده به ریش مطالبه‌گران، نه از سر قدرت، بلکه از سر ابتذال منازعه‌ای که هنر را گروگان گرفته بود. 🔸همین مسیر را آثار بیضایی طی کردند. سینمایی که خوراک اندیشه بود و تمرین دیدن، بدل شد به «میراث مگو». چیزی که باید دیده می‌شد تا چشم عادت کند، رفت به حاشیه‌ای شبیه زیرزمین. کیارستمی نیز چنین شد؛ با حذف نیمه رسمی. سیاست، دچار سوءهاضمه شد و هرچه از جنس آفرینش بود را بالا آورد؛ نه توان هضم داشت و نه جرأت حذف صریح. نتیجه این شد که هر سلسله و هر نام‌داری در هنر، شد میوه ممنوعه‌. 🔹مسئله فقط این نیست که چرا شجریان حذف شد، یا چرا بیضایی نادیده گرفته شد. این پرسش، سطحی است. پرسش عمیق‌تر این است که چه شد که فرهنگ از وضعیت «زیست» به وضعیت «نشانه» سقوط کرد؟ چه شد که هنر دیگر مجال عادی‌بودن نداشت و فقط در هیئت نماد، دعوا، یا نوستالژی اجازه بقا یافت؟ 🔸وقتی ساختار قدرت و جامعه‌ای نتواند بزرگانش را در زمان حال تحمل کند، آن‌ها را یا به اسطوره‌های بی‌خطر گذشته یا به پرونده‌های دردسرساز تبدیل می‌کند، پرونده‌های پایان باز. هر دو، شکل‌هایی از حذف‌اند. صحنه خالی می‌ماند؛ نه فقط از شجریان و بیضایی و کیارستمی، بلکه از امکان تداوم. 🔹اکنون باید پرسید که در این صحنه خالی از سخن و پر از صدا، با این حافظه مثله‌شده و این ترس مزمن از عادی‌بودن فرهنگ، راه به کجا داریم؟ 🔸آیا نسل بعدی قرار است هنر را فقط در قالب «یادبود» بشناسد، یا هنوز امکان بازگشت به نقطه‌ای هست که شجریان فقط شجریان باشد، فیلم فقط فیلم، و هنر دوباره بخشی از زندگی؛ نه میدان جنگ معنا؟ افسوس که حتی زمانه خوش‌بینی به پایان رسیده ورنه «شاید»ی بی‌رمق برای پاسخ در آستین بود! #نه_می_بخشیم_نه_فراموش_می_کنیم 🔹ا🔹ا🔹ا🔹ا🔹ا🔹 #توفیق رفیق راهتان باد... @Tofigh_kh instagram.com/tofigh_khorasan www.tofighat.ir

  • #برشی_از_یک_کتاب تغییر در باور و اندیشه، نخستین قدم در تغییر رفتار است. اگر باور کنی که هر تغییری میتواند بر تو آسیب وارد کند در مقابل آن تغییر مقاومت خواهی کرد. اما اگر باور کنی که تغییر زمینه و مقدمه ی موفقیت است، به استقبال آن تغییر خواهی رفت. و به یاد داشته باش که سریعترین راه برای ایجاد تغییر، ''خندیدن'' به حماقت گذشته است. 📕 چه کسی پنیر مرا جابه‌جا کرد ✍🏻 #اسپنسر_جانسون 🔹ا🔹ا🔹ا🔹ا🔹ا🔹 #توفیق رفیق راهتان باد... @Tofigh_kh instagram.com/tofigh_khorasan

  • #شعر_شب مگو پرنده در این لانه ماندنش سخت است بمان! که مهر تو از سینه راندنش سخت است چگونه دل نسپاری به دیگران؟ که دلت کبوتری‌ ست که یک جا نشاندنش سخت است چه حال و روز غریبی که قلب عاشق من اسیر کردنش آسان، رهاندنش سخت است زبان حال دلم را کسی نمی‌فهمد کتیبه‌های ترک‌خورده خواندنش سخت است هزار نامه نوشتم بدون ختم کلام حديث شوق به پایان رساندنش سخت است #سجاد_سامانی 🔹ا🔹ا🔹ا🔹ا🔹ا🔹 #توفیق رفیق راهتان باد... @Tofigh_kh instagram.com/tofigh_khorasan www.tofighat.ir