tgindex
TraderPlus1400

TraderPlus1400

Статистика

We will talk about Gold, forex & Crypto

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
36
Всего постов
118
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Экономика
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
2 181
+8 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
189
40 постов
Вовлечённость
8,7%
к подписчикам
Постов в день
5,1
всего 118
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
176
1/48двое суток
201
1/72трое суток
217

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 14 авг.1421410

    تفاوت مدیریت ریسک و مدیریت سرمایه در ستاپ‌های روندی، ضد‌روندی و رنج

  • در نهایت باید یک عامل مهم دیگر را نیز در نظر گرفت: ریسک همبسته معاملات. اگر هم‌زمان روی طلا، یورو و پوند سه معامله باز داشته باشیم که هر سه به یک سناریوی مشترک در شاخص دلار وابسته‌اند، نباید آنها را سه معامله کاملاً مستقل با ریسک جداگانه در نظر بگیریم؛ زیرا در عمل ممکن است هر سه معامله هم‌زمان فعال یا متوقف شوند و ریسک واقعی حساب بسیار بیشتر از چیزی باشد که در ظاهر مشاهده می‌کنیم. بنابراین مدیریت سرمایه حرفه‌ای باید علاوه بر نوع ستاپ، کیفیت معامله، میزان ریسک هر پوزیشن و حدضرر، مجموع ریسک معاملات باز، همبستگی آنها، Drawdown حساب و شرایط کلی بازار را نیز کنترل کند. به این ترتیب مدیریت ریسک از یک قانون ساده مانند «در هر معامله یک درصد ریسک کن» فراتر می‌رود و به یک سیستم پویا تبدیل می‌شود که مشخص می‌کند چه زمانی، روی چه نوع ستاپی، با چه حجمی و تحت چه شرایطی باید سرمایه را در معرض ریسک قرار داد.

  • مدل حرفه‌ای‌تر این است که برای هر وضعیت بازار یک Risk Budget مشخص شود و سپس ستاپ‌ها بر اساس کیفیتشان رتبه‌بندی شوند. برای مثال می‌توان ستاپ روندی A+ را با ریسک ۱ درصد، ستاپ A را با ۰.۷۵ درصد و ستاپ ضعیف‌تر را با ۰.۵ درصد معامله کرد و برای ستاپ‌های ضد‌روندی همین ساختار را با ریسک پایین‌تر در نظر گرفت. در بازار رنج نیز می‌توان تنها زمانی ریسک استاندارد را پذیرفت که قیمت در موقعیت مناسبی نسبت به مرزهای رنج قرار داشته باشد و در غیر این صورت از معامله صرف‌نظر کرد. در چنین سیستمی، هدف مدیریت سرمایه فقط این نیست که در هر معامله مقدار مشخصی پول از دست ندهیم؛ بلکه باید سرمایه را به سمت ستاپ‌هایی هدایت کنیم که از نظر آماری بیشترین مزیت را برای سیستم ایجاد می‌کنند.

  • در نتیجه، تفاوت اصلی این سه نوع ستاپ را می‌توان در این موضوع خلاصه کرد که ستاپ روندی معمولاً بیشترین ظرفیت برای ریسک استاندارد و تارگت‌های بزرگ‌تر را دارد، ستاپ ضد‌روندی به دلیل معامله در خلاف جریان غالب بازار معمولاً به ریسک کمتر و تارگت محافظه‌کارانه‌تر نیاز دارد و ستاپ رنج بیش از هر چیز به موقعیت قیمت داخل محدوده، فاصله تا مرزهای رنج و احتمال شکست آن وابسته است. با این حال، تعیین ریسک صرفاً بر اساس برچسب «روندی، ضد‌روندی یا رنج» روش کاملی نیست. برای طراحی یک سیستم حرفه‌ای باید عملکرد هر دسته به‌صورت جداگانه در بک‌تست بررسی شود و شاخص‌هایی مانند Win Rate، میانگین سود و زیان بر حسب R، Expectancy، Profit Factor، بیشترین Drawdown و بیشترین تعداد باخت متوالی مورد ارزیابی قرار گیرد. ممکن است یک ستاپ روندی با Win Rate پایین‌تر، به دلیل داشتن میانگین سود بسیار بزرگ‌تر، در نهایت عملکرد بهتری از یک ستاپ رنج با Win Rate بالا داشته باشد؛ بنابراین Win Rate به‌تنهایی معیار مناسبی برای تعیین میزان ریسک نیست.

  • در ستاپ‌های رنج نیز مدیریت سرمایه ویژگی خاص خود را دارد، زیرا بازار فاقد جهت مشخص است و قیمت عمدتاً بین محدوده عرضه و تقاضا یا سقف و کف رنج نوسان می‌کند. در این شرایط، کیفیت موقعیت ورود نسبت به مرزهای رنج اهمیت بسیار زیادی دارد. اگر معامله‌گر نزدیک کف رنج خرید یا نزدیک سقف رنج فروش انجام دهد، فاصله حدضرر تا نقطه ورود می‌تواند منطقی و مسیر رسیدن به سمت مقابل رنج نیز قابل‌قبول باشد؛ اما ورود در میانه رنج معمولاً نسبت ریسک به بازده نامناسبی ایجاد می‌کند. بنابراین در معاملات رنج، محل ورود نسبت به ساختار رنج یکی از مهم‌ترین عوامل تعیین‌کننده حجم معامله و کیفیت ستاپ است. از طرف دیگر، شکست سقف یا کف رنج مهم‌ترین ریسک این نوع معاملات محسوب می‌شود؛ زیرا معامله‌گری که بر اساس برگشت قیمت از محدوده وارد شده، ممکن است با یک Breakout واقعی مواجه شود و فرضیه اولیه او کاملاً بی‌اعتبار شود.

  • در ستاپ‌های ضد‌روندی شرایط متفاوت است، زیرا معامله‌گر برخلاف جریان اصلی بازار وارد می‌شود. برای مثال ممکن است بازار در یک روند صعودی قرار داشته باشد اما معامله‌گر در یک ناحیه عرضه معتبر به دنبال فروش و گرفتن اصلاح باشد. در این حالت احتمال اینکه قیمت ناحیه را بشکند و روند اصلی خود را ادامه دهد، بیشتر از زمانی است که معامله در جهت روند انجام می‌شود؛ بنابراین معمولاً منطقی است که ریسک ستاپ‌های ضد‌روندی کمتر از ستاپ‌های روندی باشد یا فیلترهای ورود برای آنها سخت‌گیرانه‌تر در نظر گرفته شود. برای نمونه می‌توان در یک سیستم فرضی، ریسک ستاپ روندی A+ را ۱ درصد و ستاپ ضد‌روندی A+ را ۰.۵ تا ۰.۷۵ درصد در نظر گرفت، اما این اعداد قانون ثابت بازار نیستند و باید از بک‌تست استخراج شوند. در معاملات ضد‌روندی همچنین بهتر است انتظارات از تارگت واقع‌بینانه‌تر باشد؛ زیرا برگشت از یک ناحیه الزاماً به معنای تغییر کامل روند نیست و ممکن است قیمت تنها یک اصلاح انجام دهد و مجدداً در جهت روند اصلی حرکت کند. به همین دلیل در بسیاری از سیستم‌ها، ضد‌روند برای تارگت‌های محافظه‌کارانه‌تر و R:Rهای متوسط مناسب‌تر است.

  • در ستاپ‌های روندی معامله در جهت جریان غالب بازار انجام می‌شود؛ بنابراین اگر ساختار بازار، نقطه ورود و ناحیه موردنظر همگی معتبر باشند، معمولاً احتمال ادامه حرکت بیشتر است و امکان دستیابی به R:Rهای بالاتر نیز وجود دارد. به همین دلیل در یک سیستم حرفه‌ای می‌توان ستاپ‌های روندی باکیفیت را در بالاترین سطح ریسک مجاز سیستم قرار داد؛ برای مثال اگر ریسک پایه حساب ۱ درصد باشد، یک ستاپ روندی A+ می‌تواند همان ۱ درصد ریسک را دریافت کند. با این حال، روندی بودن بازار به‌تنهایی مجوز افزایش حجم نیست و حدضرر نیز نباید صرفاً بر اساس تعداد مشخصی پیپ تعیین شود؛ بلکه باید پشت ساختاری قرار گیرد که شکسته شدن آن واقعاً فرضیه معامله را باطل می‌کند. در شرایطی که روند قدرت بالایی دارد و چند فاکتور مستقل سیستم نیز هم‌زمان یکدیگر را تأیید می‌کنند، امکان افزایش حجم یا استفاده از مدیریت پوزیشن تهاجمی‌تر وجود دارد، اما این افزایش باید از قبل در قوانین سیستم تعریف شده باشد، نه اینکه تحت تأثیر هیجان معامله انجام شود.

  • امروز قراره در خصوص این موضوع که " چه تفاوت هایی در بحث مدیریت ریسک و مدیریت سرمایه در ستاپ های روندی ، ضد روندی و رنج وجود دارد؟ " باهم صحبت کنیم ، خوشحال میشم این پست رو برای دوستانتون در تلگرام و گروه های مرتبط با ترید منتشر بکنید که دوستان بیشتری با این…

  • TraderPlus1400 pinned «امروز قراره در خصوص این موضوع که " چه تفاوت هایی در بحث مدیریت ریسک و مدیریت سرمایه در ستاپ های روندی ، ضد روندی و رنج وجود دارد؟ " باهم صحبت کنیم ، خوشحال میشم این پست رو برای دوستانتون در تلگرام و گروه های مرتبط با ترید منتشر بکنید که دوستان بیشتری با این…»

  • در بیت‌کوین و سایر دارایی‌های ریسکی نیز کاهش تورم و احتمال سیاست پولی نرم‌تر می‌تواند اثر مثبتی داشته باشد؛ به‌خصوص اگر همزمان DXY و بازده واقعی اوراق کاهش پیدا کنند. اما در مورد نفت، رابطه مستقیم و یک‌طرفه‌ای وجود ندارد و عوامل عرضه، تقاضای جهانی و چشم‌انداز رشد اقتصادی اهمیت بیشتری دارند. در نهایت، مهم‌ترین نکته برای تریدر این است که امروز دو داده مهم به‌صورت همزمان به یک سمت اشاره می‌کنند: تورم تولیدکننده پایین‌تر از انتظار و بازار کار اندکی ضعیف‌تر از قبل. بنابراین در حال حاضر ترکیب داده‌ها بیشتر به نفع سناریوی Dovish Fed است، اما هنوز برای نتیجه‌گیری قطعی درباره مسیر نرخ بهره زود است. برای معامله، بهتر است زنجیره PPI و Jobless Claims → انتظارات نرخ بهره Fed → US10Y → DXY → XAUUSD و بازار سهام را دنبال کنیم. اگر کاهش بازده اوراق و DXY این سناریو را تأیید کنند، اعتبار حرکت صعودی طلا، Nasdaq و دارایی‌های ریسکی بیشتر خواهد شد؛ و اگر بازار برخلاف این منطق واکنش نشان دهد، باید به دنبال عامل دیگری فراتر از خود داده‌های اقتصادی باشیم. #PPI #JoblessClaims #USD #DXY #XAUUSD #Gold #Forex #Fed #EURUSD #GBPUSD #USDJPY #Nasdaq #SP500 #Bitcoin #TraderPlus1400

  • 📊 تحلیل همزمان PPI و داده‌های اشتغال آمریکا؛ پیام مهم برای دلار، طلا و بازار سهام داده‌های امروز آمریکا در کنار یکدیگر تصویر نسبتاً مشخصی از وضعیت اقتصاد ارائه می‌دهند. از یک طرف تورم تولیدکننده به شکل محسوسی ضعیف‌تر از انتظار بازار منتشر شده و از طرف دیگر درخواست‌های اولیه بیمه بیکاری افزایش یافته‌اند. ترکیب این دو داده برای بازار اهمیت بیشتری از هرکدام به‌صورت جداگانه دارد، زیرا هم سمت تورم و هم سمت بازار کار را به سمت سیاست پولی نرم‌تر سوق می‌دهد. در بخش تورم، PPI ماهانه در ۰.۰٪ منتشر شد، در حالی که انتظار بازار ۰.۲٪ بود و PPI سالانه نیز از ۵.۵٪ به ۴.۷٪ کاهش یافته و پایین‌تر از پیش‌بینی ۴.۹٪ قرار گرفته است. حتی در شاخص Core PPI نیز رشد ماهانه ۰.۲٪ در برابر انتظار ۰.۳٪ ثبت شد و رشد سالانه آن از ۴.۷٪ به ۴.۲٪ کاهش یافت. بنابراین پیام اصلی PPI این است که فشار تورمی در سطح تولیدکننده در حال کاهش است و از منظر تورمی، داده امروز بیشتر یک گزارش Dovish محسوب می‌شود. در سمت بازار کار، Initial Jobless Claims با ثبت ۲۰۹ هزار نفر، بالاتر از پیش‌بینی ۲۰۲ هزار و رقم قبلی ۱۹۹ هزار نفر قرار گرفت. میانگین چهار هفته‌ای نیز از ۱۹۸.۷۵ هزار به حدود ۱۹۹ هزار افزایش پیدا کرده است. در مقابل، Continuing Claims با رقم ۱.۷۷۷ میلیون، اندکی پایین‌تر از پیش‌بینی ۱.۸ میلیون و رقم قبلی ۱.۸۰۱ میلیون قرار گرفته است. بنابراین بازار کار هنوز ضعیف یا بحرانی نیست، اما افزایش درخواست‌های اولیه نشان می‌دهد فشار روی بازار کار اندکی بیشتر شده است؛ در نتیجه این بخش از داده‌ها نیز در مجموع مانع جدی برای سیاست پولی نرم‌تر ایجاد نمی‌کند. وقتی این داده‌ها را در کنار CPI قبلی قرار می‌دهیم، تصویر جالب‌تر می‌شود. CPI سالانه و Core CPI سالانه نیز روند کاهشی داشتند و اکنون PPI سالانه و Core PPI نیز کاهش قابل توجهی نشان می‌دهند. بنابراین در سمت تورم، مجموعه داده‌ها در حال ارسال پیام نسبتاً هماهنگی هستند: فشارهای تورمی در حال کاهش‌اند. از طرف دیگر، بازار کار نشانه‌هایی از سرد شدن را نشان می‌دهد. این دقیقاً همان ترکیبی است که می‌تواند به تدریج انتظارات برای سیاست پولی نرم‌تر فدرال رزرو را تقویت کند؛ البته تا زمانی که داده‌های اشتغال و تورم بعدی این روند را تأیید کنند. برای دلار آمریکا (DXY)، ترکیب فعلی داده‌ها در کوتاه‌مدت بیشتر نزولی تا خنثی است. PPI ضعیف‌تر از انتظار و افزایش Initial Claims هر دو می‌توانند احتمال کاهش نرخ بهره را در ذهن بازار تقویت کنند و در نتیجه فشار را از روی دلار بردارند. البته چون Continuing Claims بهتر از انتظار منتشر شده، نمی‌توان از این گزارش نتیجه گرفت که بازار کار آمریکا ناگهان وارد وضعیت بحرانی شده است؛ بنابراین احتمالاً واکنش دلار بیشتر به بازده اوراق خزانه‌داری و قیمت‌گذاری نرخ بهره Fed وابسته خواهد بود. برای طلا (XAUUSD)، این ترکیب داده‌ها در حالت عادی مثبت محسوب می‌شود. تورم تولیدکننده پایین‌تر یعنی فشار کمتری برای حفظ نرخ‌های بهره بالا، و افزایش Initial Jobless Claims نیز نشانه‌ای از سرد شدن نسبی بازار کار است. اگر در واکنش به این داده‌ها US10Y و DXY کاهش پیدا کنند، سناریوی صعودی طلا تقویت می‌شود. در مقابل، اگر طلا با وجود این داده‌های نسبتاً مناسب برای آن نتواند رشد کند، باید به دنبال قدرت دلار، بازده اوراق یا عوامل تکنیکال و جریان نقدینگی باشیم. برای Nasdaq و S&P 500 نیز گزارش امروز در مجموع می‌تواند مثبت ارزیابی شود. کاهش فشار تورمی و نشانه‌های ملایم از سرد شدن بازار کار، احتمال سیاست پولی نرم‌تر را افزایش می‌دهد و این موضوع معمولاً برای سهام، به‌خصوص سهام Growth و تکنولوژی Nasdaq، مطلوب است. البته اگر بازار از داده‌های اشتغال به این نتیجه برسد که اقتصاد بیش از حد در حال ضعیف شدن است، اثر مثبت کاهش نرخ بهره می‌تواند با نگرانی از رکود خنثی شود؛ در داده‌های فعلی هنوز چنین سیگنال شدیدی دیده نمی‌شود. در EURUSD و GBPUSD نیز اگر واکنش بازار به سمت کاهش DXY و کاهش بازده اوراق آمریکا باشد، این دو جفت‌ارز می‌توانند پتانسیل صعودی پیدا کنند. اما باید توجه داشت که قدرت حرکت آنها فقط به آمریکا وابسته نیست و اختلاف انتظارات نرخ بهره Fed با ECB و BoE نیز تعیین‌کننده است. در مورد USDJPY نیز کاهش بازده اوراق آمریکا معمولاً فشار نزولی روی این جفت ایجاد می‌کند، اما اختلاف سیاست پولی فدرال رزرو و بانک ژاپن و همچنین جریان‌های ریسک‌گریزی بازار باید همزمان بررسی شود.

  • 🇺🇸🇺🇸🇺🇸🇺🇸 Producer Price Index (MoM) 🟠شاخص قیمت تولید کننده PPI(ایالات متحده)(ماهانه) ☑️ واقعی .................... 0 📙 پیش بینی ............. 0.2 📊 قبلی ..................... -0.3 ──────────── 🇺🇸🇺🇸🇺🇸🇺🇸 Producer Price Index (YoY) 🟠شاخص قیمت تولید کننده PPI(ایالات متحده)(سالانه) ☑️ واقعی .................... 4.7 📙 پیش بینی ............. 4.9 📊 قبلی ..................... 5.5 ──────────── 🇺🇸🇺🇸🇺🇸🇺🇸 Producer Price Index ex Food & Energy (MoM) 🟠شاخص قیمت تولید کننده PPI(ایالات متحده)(ماهانه) ☑️ واقعی .................... 0.2 📙 پیش بینی ............. 0.3 📊 قبلی ..................... 0.2 ──────────── 🇺🇸🇺🇸🇺🇸🇺🇸 Producer Price Index ex Food & Energy (YoY) 🔴شاخص قیمت تولید کننده PPI(ایالات متحده)(سالانه) ☑️ واقعی .................... 4.2 📙 پیش بینی ............. 4.2 📊 قبلی ..................... 4.7 ———————————— @UNIVERSALFX1

  • 🇺🇸🇺🇸🇺🇸🇺🇸 Continuing Jobless Claims 🟡شاخص مدعیان بیکاری(ایالات متحده) ☑️ واقعی .................... 1.777 📙 پیش بینی ............. 1.8 📊 قبلی ..................... 1.801 ──────────── 🇺🇸🇺🇸🇺🇸🇺🇸 Initial Jobless Claims 🟠شاخص مدعیان بیکاری(ایالات متحده) ☑️ واقعی .................... 209 👎 📙 پیش بینی ............. 202 📊 قبلی ..................... 199 ──────────── 🇺🇸🇺🇸🇺🇸🇺🇸 Initial Jobless Claims 4-week average 🟡شاخص مدعیان بیکاری(ایالات متحده) ☑️ واقعی .................... 199 👎 📙 پیش بینی ............. — 📊 قبلی ..................... 198.75 ———————————— @UNIVERSALFX1

  • امروز قراره در خصوص این موضوع که " چه تفاوت هایی در بحث مدیریت ریسک و مدیریت سرمایه در ستاپ های روندی ، ضد روندی و رنج وجود دارد؟ " باهم صحبت کنیم ، خوشحال میشم این پست رو برای دوستانتون در تلگرام و گروه های مرتبط با ترید منتشر بکنید که دوستان بیشتری با این مطالب آشنا بشوند . @traderplus1400

  • یه تشکر ویژه هم بکنیم از اون دوستانیکه هرجور محتوایی اینجا تولید میکنیم بدون اتلاف وقت اولین ری اکشنشون لیو دادن از کاناله بدونن که حواسم بهشون هست و من بسیار رو این قضیه حساسیت دارم و بدجور هر سری میره رو اعصاب روان من و از دید من این حرکت نشون دهنده بی فرهنگی مطلق این آدم‌هاست بی تعارف !!! لطفا تشریف ببرید همونجایی که سیگنال میدن و ستاپ هارو با عددهای ۴ رقمی دلاری بهتون میفروشن و با کت شلوار و کراوات و ماشین اجاره ای دنبال اینن پکیج های ۵ تومنیشون رو بخرید و یک شب زندگیتون زیر و رو بشه که قطعا لیاقتتون هموناست نه اینجا.

  • TraderPlus1400 pinned «بعضی از تریدرهای آماتور نمیدونن باید چجوری برای طراحی یه ستاپ معاملاتی یا نوشتن یک استراتژی معاملاتی اقدام بکنن و از کجا شروع کنند یا اون ایده اولیه رو از کجا پیدا بکنند مخصوصا بعد از دیدن یک یا چند سبک معاملاتی و تمرین و تسلط به اون سبک پاسخ به این سوالو…»

  • 13 авг.2922712

    در نهایت، هدف یک تریدر حرفه‌ای پیدا کردن «بهترین استراتژی بازار» نیست؛ چون چنین چیزی به شکل مطلق وجود ندارد. هدف این است که یک مزیت آماری مشخص، قابل اندازه‌گیری و قابل تکرار پیدا کنید؛ مزیتی که منطق آن را بفهمید، بتوانید آن را بک‌تست کنید، نقاط قوت و ضعفش را بشناسید و بدون وابستگی به هیجان و تصمیم‌گیری لحظه‌ای بارها اجرا کنید. تفاوت اصلی بین تریدری که همیشه در حال یادگیری است و تریدری که واقعاً در حال ساختن سیستم خودش است، دقیقاً همین‌جاست: اولی مدام دنبال استراتژی جدید می‌گردد، اما دومی یاد می‌گیرد از دل مشاهده و داده، استراتژی خودش را بسازد.

  • 13 авг.2802113

    اگر بخواهیم تمام این مسیر را خلاصه کنیم، ساخت یک استراتژی از «یادگیری یک سبک» شروع می‌شود اما در همان‌جا تمام نمی‌شود. مسیر واقعی این است: یادگیری، مشاهده رفتار تکرارشونده بازار، ساخت فرضیه، تعریف قوانین، بک‌تست، تحلیل داده، اصلاح، فوروارد تست و در نهایت اجرای واقعی. بنابراین اگر یک سبک معاملاتی را یاد گرفته‌اید و هنوز نمی‌دانید استراتژی خودتان را از کجا بسازید، دنبال یک سیستم جادویی یا یک ایده عجیب نباشید. به همان سبکی که بلد هستید برگردید، صدها نمونه از آن را بررسی کنید و از خودتان بپرسید: «معاملات موفق من چه ویژگی مشترکی دارند؟ معاملات ناموفق چه ویژگی مشترکی دارند؟ در چه شرایطی این ستاپ بهتر جواب می‌دهد و در چه شرایطی ضعیف می‌شود؟» پاسخ همین سؤال‌ها می‌تواند اولین آجرهای استراتژی شخصی شما را بسازد.

  • 13 авг.2592112

    مرحله نهم؛ تبدیل استراتژی به یک سیستم معاملاتی واقعی در نهایت باید تمام یافته‌های خود را در قالب یک سیستم مشخص بنویسید؛ سیستمی که دقیقاً مشخص کند چه زمانی اجازه معامله دارید، چه زمانی اجازه معامله ندارید، شرایط ورود چیست، حد ضرر و تارگت چگونه تعیین می‌شوند، چه میزان ریسک مجاز است و در چه شرایطی باید از معامله صرف‌نظر کنید. در این مرحله دیگر نباید با دیدن هر چارت جدید قوانین خود را تغییر دهید. سیستم باید قبل از ورود به معامله تصمیم گرفته باشد که چه کاری انجام خواهید داد.

  • 13 авг.2462112

    مرحله هشتم؛ مراقبت از Overfitting یکی از خطرناک‌ترین اتفاقات در طراحی استراتژی این است که آن‌قدر قوانین را برای گذشته تنظیم کنید که سیستم فقط همان گذشته را بلد باشد. اضافه کردن ده‌ها شرط می‌تواند بک‌تست بسیار جذابی بسازد، اما الزاماً به معنای ساختن یک سیستم قدرتمند نیست. استراتژی خوب باید به اندازه کافی دقیق باشد که قابل اجرا و تست باشد، اما آن‌قدر پیچیده نباشد که فقط گذشته را حفظ کرده باشد. به همین دلیل بعد از طراحی و بهینه‌سازی اولیه، باید استراتژی را روی داده‌هایی که هنگام طراحی سیستم استفاده نکرده‌اید و سپس در فوروارد تست آزمایش کنید.

TraderPlus1400 — tgindex