ִֶָ triste amor ◝
СтатистикаI know this happiness and good feeling will disappear one day because it is not mine. @Mxwpxm @itTrUthN
- Последний пост
- 28 янв. 2025 г.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
بای بای
سلام. حالا درسته که ما تو اسایشگاه نبودیم هیچوقت ولی خب بزار منم مثل حبیب اخرین نامه رو از الان واست بنویسم، اگه بد بود نخند بهم، خب؟ اخه وقتی میخندی خوشگل تر میشی و من نمیتونم جلو خودمو بگیرم بازم مثل همه شبا که گذشت و نبودی دلتنگت میشم، الان نه ها الانو نمیگم، این حرفا واسه بعدناس که نیستی، بعدنا که تنهام. ببین نمیگم هیچوقت کسی نمیادا، میاد. شاید یکی جات بیاد، شاید یه وقت یکی باشه کنارم، یه لباس مشکی تنش باشه و منم لباس سفید یه جوری بخنده برام که انگاری اون منم و من تو. اره، میبینی ادما که همیشه تنها نمیمونن. اصلا اقا من میگم تو قبرم ادم تنها نیست، بلخره یه مورچه ای، کرمی، چیزی. خلاصه یه چیزی هست که ادم تنها نباشه و حوصله اش سر نره. حالا تو نیستی؟ باشه. ما به همین چیزام راضی ایم، اره. یادته؟ یادته چقدر دوست داشتم؟ یادته گفتم هرکاری بخوای برات میکنم؟ هرچی بخوای ازم؟ اره؟ ولی خب تو نگفتی البته حقم داشتیا به هرحال هیچوقت اندازه من دوسم نداشتی، اشکال نداره، نه. خلاصه یکی زودتر میاد میشه عزیز دل، ماام دیرتر اومدیم شدیم خارچشم. ببین نمیخوام گِله کنما، نه بخدا نه والا میخوام بگم می ارزه، این روزا به اون شبا می ارزه، بودن الانت به نبودن فردات خیلی می ارزه، نه که فردا و فردا شبا فراموشت کنما، نه. ولی خب همیشه که نباید رسید بهش و دستاشو گرفت و قدم زد. بعضی وقتا باید یه فاصله باشه واسه گریه کردن، واسه اروم شدن. همیشه که نمیشه بارون بیادو و زیر بارونو چتر گرمای عشقو حس کرد. اصلا من میگم بعضی وقتا باید زمستون باشه و سرد، از پشت پنجره به بیرون نگاه کرد و حسرت خورد. مگه نه؟ دلبر جان میخوام بهت بگم من قد حبیب که نه قد اون سرسره بلنده که چند وقت پیشا تو پارک شهر بود و بچه ها فکر میکردن خیلی بلنده، قد همون دوست دارم. با اینکه هستی دلم تنگ میشه برات، با اینکه فقط یه بار شد یه دل سیر از کنارت بودن و بغل کردنت و نگاه کردنت و بوسیدنت لذت ببرم، با همه اینا و قد همه روزایی که قراره نباشی دوست دارم. خدارو چه دیدی یهو دیدی یه روزی رسید تو افتادی و من مردم، مگه نه؟ ابروی ما همین قده اصلا اقا حبیب همیشه میگفت همینه ابرو.. یادته؟ یادته بهت گفتم دلتنگم گفتی دلتنگ کی؟ گفتم همونی که دلبر ترینه، بغلی ترینه، لپاش گل گلی ترینه، نرم ترینه اصلا میمون ترینه گفتی خب کی؟ بگو دیگه؟ خودتو زده بودی به اون راه، من باز نگفتم بعد گفتی ببین حسود هستم ولی بی منطق نیستم. اگه دلت واسه کسی تنگ شده بگو خب، گفتم خب دلم واسه تو تنگ شده گفتی شب خوش. درست حسابی که نگاه کردم دیدم اره یهو اون حبیب درونم داد زد گفت ببین، ببین زندگی هنوز خوشگلیاشو داره. تا اینو گفت رفتم عکستو نگاه کردم و کلی باهاش عشق کردم. همون عکسه که اون پیرهن زرشکیه رو پوشیدی ک لپای گل انداختت و موهات دارن توش دلبری میکنن. همون لحظه بود که برای اولین بار بهت گفتم خیلی کثافتی، باز گفتم باز گفتم.. باز گفتم و انقدری گفتم خیلی کثافتی و هیچی نشنیدم تا دلتنگ تر شدم و نیازم به بغل و بودنت بیشتر. کاش دیشب میومدی، حالا بیخیال. طولانی شد و خارج از حوصله، بیخیال. حبیب، حبیب خوشبحالت داداش میدونی چرا؟ اخه دلبر تو از اولم نبود، هنوزم نیست. پس خوشبحالت، من حتی به توام حسودیم میشه، واقعا بهت حسودیم میشه. میدونی خیلی سخته که دلبرت باشه و بدونی میره بدونی نمیمونه. واقعا خوشبحال تو و تو هایی که دلبراشون، دلبراشون هیچوقت نبودن، دردش کمتره، خیلی کمتر از اون چیزی که فکرشو بکنی، ولی خب کاریشم نمیشه کرد. اصلا به قول خودت جهنم و ضرر یه شبه دیگه ماام واسه خاطر اون یه شب میگذریم و میگذریم و میگذریم، حالام خداحافظ. اگه بد بود، نخند، خب؟
یادمه وقتی اولین بار به هم سلام کردیم توی ذهنم به خودم قول دادم از هم خداحافظی نکنیم تا وقتی که جدا شیم، قول دادم که فقط اون موقع ازت خداحافظی کنم. چون میدونستم نیازی نیست بهش، چون قرار نیست جدا شیم. اینجوری فکر میکردم. اما نمیدونم چرخ این دنیا چجوری میچرخه که نه با هم بودن قسمتمون شد نه خدافظی. اما من هنوز امیدوارم و میدونم که ورق برمیگرده، اس من برنده میشه و دستت دوباره قفل دستم میشه. این مدت چندتا اهنگو و عکسا و خاطره یادگار روزا و همدم شبامه، چون منو یاد تو میندازه شایدم یه بخشی از احساس و حرفای من به تو بودن که خودم نمیتونستم بهت بگمشون هیچوقت، تا الان واسه اروم شدنم کنارمن. خیلی روزا جز جسمم، روحم انقدر زخمی و دلتنگ میشد که حس میکردم فلج شدم. گوشه اتاق مینشستم و جز فکر کردن بهت هیچ کارِ دیگه ای نمیکردم، فکر کردن به تو شیرینه، ولی درد داره. وقتی فکر میکنم تو تنها دل خوشیم بودی که حالا دیگه ندارمت یعنی من همون موقع ام نداشتمت، تو تکیه گاهم بودی و تو سخت ترین روزایی که میخواستمت و نیازت داشتم کنارم نبودی. دلم میخواست باهم باشیم، چون وقتی حس میکردم دارمت، وقتی تو زندگی هم بودیم سختیا اسون به نظر میومد، تو تنها کسی بودی که من از سخت ترین و ترسناک ترین روزام باهاش حرف میزدم، تنها کسی بودی که ازت توقع داشتم، توقع داشتم صدتو بزاری واسم چون من برات صدمو میزاشتم. حالا من گم شدم، گم شدم و توام نیستی. من ادم ترسویی نیستم اما از نبودن تو همیشه ترسیدم. همون کاری رو کردی که میترسیدم، تنهام گذاشتی و ولم کردی وسط کابوسای بعد تو، حالا ام از این به بعد، فقط حسرت میمونه واسم و دلتنگی، دلتنگی خیلی از خاطره ها، دلتنگی لب ساحل تو بغل هم بودنمون و اهنگ ساقی، دلتنگی همه لحظه های دو نفره، من واقعا همه زورمو زدم از دستت ندم ولی کم اوردم، شکستم، چیزی که منو شکست، چیزی که ناامیدم کرد و منو به اینجا رسوند، به اندازه کافی شجاع نبودن تو بود، خیلی حامی بودی، تکیه گاه هم بودی اما شجاع.. اینم یکی دیگه از اون حسرتاس، که کاش حداقل شجاع بودی. برعکس تو من واست خیلی شجاع بودم، ببین دست من نبود من نخواستم برم، من جونم کنده شد و قلبم جا موند ولی دیگه نمیکشیدم دیگه نمیتونستم سخت بود، اینکه عشق بدی و عشق نگیری اذیت کننده بود اینکه صد باشی و صفر تحویل بگیری ازار دهنده بود ولی.. ولی با همه اینا من بازم همه زورمو زدم برگشتم. همیشه فکر میکردم که من خراب کردم ولی تهش هربار برگشتم و نگاه کردم دیدم چقدر اذیت شدم واسه چیزی که تقصیر من نبود. تو میدونستی همه اینارو ولی درک نکردی و حقو به من ندادی. الان دیگه عذاب وجدان ندارم، من قولی رو زیر پا نذاشتم. دل کندن از تویی که یه روزی همه چیز من بودی، تویی که یدونه من بودی سخته و احتمالا قرار نیست هیچوقت از پسش بربیام. اما منم دیگه خیلی خستم، از منتظر بودن واسه درست شدن وضعیتمون خستم، من خستم از صدبار خدافظی کردن و صد و یه بار پشیمون شدن، خستم از اینکه شبانه روز بهت فکر میکنم و قلبم با احساسی که به تو داره میتپه، حرف تو دلم خیلی زیاده میتونم تا صبح واست بگم اما، اینم بمونه کنج سینم، مثل همه اون حرفایی که باید زده میشد و نشد. فقط بغض شد، بغل شد و سکوت. دوست دارم، همیشه داشتم، هنوزم دارم، تا ابد چون تو ابد منی، خداحافظ ترکیب تلخ تکرار نشدنی. فراموشت نمیکنم.
مکالمهی وای نگار یادته..... تا ابد.
اقا من اگر مردم بدونید امیتیس من و کشته
https://t.me/starryyyynightt اینجام بیاین 🎀
اینجام بیاین 🫶🏻 https://t.me/oldenoughh
https://t.me/nallixna هرکی نیاد بیتربیته
без подписи
Hala boghzt bad sangine bbin!😅🤌🏻
من که تا چند دقیقه پیش حالم گوز بود: الان که دارم با شوهرم حرف میزنم: 🎀🤭🎀🤭😔🥹🫦😱🙏🏻☺️🥲😒☺️👍✨🫦✨🫦🤡🎀🤡💋🥹🤭
میخوای راجبم بیشتر بدونی؟ من پیش پیش همه واقعیتارو میکوبنم تو صورتت و تمام تلاشمو میکنم تا قانع ات کنم تا وقتی توی یه باتلاق گیر کردی سریع خودتو بیرون بکشی ولی وقتی خودت نمیخوای و توی اون باتلاق کثیف دست و پا میزنی در حالی که میدونی بیشتر توش فرو میری و اون زمان که فقط سرت بیرونه ازم کمک میخوای، سکوت میکنم و با لبخند تجربه کردنت رو تماشا میکنم.
без подписи
حالت بده؟ درک. یاد بگیر بخاطر حال بد خودت حال بقیه ام گوه نزنی. اعصابت خرابه و روز گوهی داشتی؟ درک. یاد بگیر وقتی اعصابت خورده دهنتو ببندی و هر کسشری که به ذهنت میرسه و پرت نکنی بیرون. ادما اذیتت کردن؟ درک. یاد بگیر بخاطر اینکه خودت اذیت شدی یه فرد از خدا بی خبرو اذیت نکنی. از یه فردی عقده تو دلت جمع شده؟ درک. عقده کیری خودتو رو یه ادم دیگه خالی نکن. اخرشم این اخلاق گوهتونو گردن بد بودن حالتون و هر کسشری دیگه ای نزارین و با یه ببخشید تمومش کنین یا حداقل دهنتونو باز نکنین که باعث این اتفاقا شین.
без подписи
دیگه حتی واسه برفم ذوق ندارم
صبح ساعت ۵ بیدار نشم و نخونم از سگ کمترم
без подписи
من و ستایش تا مرز قطع ارتباط و فحش و فحش کشی میریم بعد دوباره اوکی میشیم 👄🧘🏻♀💅
تا وقتی با هم در ارتباطیم، اشتباهاتو میبخشم، بهت فرصت دوباره میدم، با چندتا جمله ساده قانع میشم و دوباره باهات اشتی میکنم ولی وقتی دیگه برای اشتی تلاش نکردی، دیگه بهم ابراز علاقه نکردی و از زندگیم رفتی بیرون، دیگه برنگرد.