انسان در جستجوی معنا .عرفان و روانشناسی
Статистикаروانشناسی .عرفان . و مردم شناسی . ادمین مریم طالبی .بیرجند ۰۹۱۵۱۶۱۱۵۲۰.https://chat.whatsapp.com/GPjsm1JkyOj7IsTk19Nmfu maryam. ایتا https://eitaa.com/manvdv اینستاگرام . maryam_mt999
- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 8
- Всего постов
- 54
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- Категория
- Психология
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 84
- 1/48двое суток
- 96
- 1/72трое суток
- 103
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
⚅ 🔻انيميشن کوتاه و مفهومی "جزیره" 🔺 ▪️#انیمیشن_مفهومی🔹 طنز تلخى است با ساختارى مينيمال که موفق به كسب جايزه بهترين فيلم كوتاه جشنواره كن در سال ١٩٧٣ شده است. روايت فردی كه با احساس خلائی درونی، معناى زندگى را در بيرون از خود جستجو و دست يارى طلب میكند. افرادى كه در جستجوى هويت درونی (منِ حقیقی) خاص خود نباشند بستر را براى سوء استفاده هر پديدهی بیرونی مانند ایدئولوژیها و خط فکریها، فراهم میكنند كه غالبا ریشه ای در عشق ندارند و در برگيرنده تمام وجوهات انسان و محيط پيرامونش نيستند. در قسمت پايانى انيميشن، كاراكتر اصلى داستان (نمايندهای از همه افراد بشر) بعد از پشت سر گذاشتن اتفاقات تلخ و البته به ويرانى كشاندن محيط زيستش با تنها سرمايه و اصلىترين آن روبرو میشود. كارگردان با اميدوارى خاص خود، تنها راه نجات بشر را بازگشت به خويشتن و طبيعت خويش و در حركت بودن میداند. https://telegram.me/ughfi
تمرینهای عملی برای کنترل احساسات: فرمانده درونت رو بیدار کن ۱. تمرین مکث طلایی — کنترل قبل از واکنش چطور انجامش بدی؟ هر بار که احساس قویای مثل خشم، ترس یا ناامیدی بهت حمله کرد: مکث کن — فقط ۳ نفس عمیق بکش. از خودت بپرس: «آیا این احساس الان واقعاً منطقیه؟» به جای واکنش فوری، ۱۰ ثانیه صبر کن و بعد واکنش نشون بده. هدف: ایجاد فاصله بین محرک و پاسخ. این تمرین بهت نشون میده که لازم نیست بردهی احساساتت باشی. ۲. دفترچه احساسات — ردیابی و شناخت الگوها چطور انجامش بدی؟ یک دفترچه بردار و در طول روز این سه چیز رو بنویس: چه احساسی داشتم؟ (خشم، ترس، استرس...) چه چیزی این احساس رو فعال کرد؟ (ماشهی احساسی) چطور واکنش نشون دادم؟ (رفتار یا فکر) هدف: بعد از ۲ هفته، الگوهای پنهان احساساتت رو پیدا میکنی. این کار باعث میشه به خودآگاهی برسی و ببینی دقیقاً چطور باید روی کنترل واکنشهات کار کنی. ۳. تمرین بازنویسی واکنشها چطور انجامش بدی؟ وقتی یه احساس منفی به سراغت اومد: اول روش نامگذاری کن. (مثلاً: «این ترسه»، «این حسادته») بپرس: «این احساس چه پیامی برای من داره؟» جملهی جایگزین بنویس. مثلاً: «از من این موقعیت میترسم» ⟶ «به این یک فرصت برای رشد منه.» هدف: بازنویسی الگوهای قدیمی ذهنی و ساختن واکنشهای جدید و سالم. ۴. تکنیک «حضور لحظهای» — تمرین حضور در لحظه چطور انجامش بدی؟ ۵ دقیقه در روز: ۱. چشمانت رو ببند و روی نفست تمرکز کن. ۲. هر فکری که به ذهنت میاد رو فقط مشاهده کن، بدون قضاوت. ۳. دوباره تمرکز رو برگردون به نفست. هدف: تمرکز روی لحظهی حال و کاهش اضطراب و واکنشهای سریع. ۵. تکنیک رهاسازی از طریق نوشتن چطور انجامش بدی؟ وقتی احساسات شدیدی داری: یک برگه بردار و هر چیزی که توی ذهنت هست بنویس. بدون سانسور و فکر کردن، فقط بنویس تا وقتی که دیگه چیزی برای گفتن نداشته باشی. بعد از تموم شدن، اون نوشته رو پاره کن یا بسوزون. هدف: آزادسازی انرژیهای منفی و تخلیهی احساسات سرکوبشده. ۶. تمرین «آینهی احساسات» — گفتوگو با خود چطور انجامش بدی؟ هر روز ۵ دقیقه جلوی آینه بایست و به خودت نگاه کن. جملههای مثبت بگو: من آرامشم رو کنترل میکنم. هیچ احساسی قویتر از ارادهی من نیست. هدف: افزایش اعتماد به نفس و قدرت درونی از طریق ارتباط مستقیم با خودت. ۷. تمرین مراقبهی بخشش چطور انجامش بدی؟ چشمانت رو ببند و به کسی که باعث خشم یا ناراحتیت شده فکر کن. توی ذهنت ۳ بار این جمله رو تکرار کن: «من تو رو میبخشم، چون این آزادی برای منه، نه تو.» هدف: رها کردن احساسات تلخ گذشته و آزادسازی انرژی منفی. چطور از این تمرینها بهترین استفاده رو ببری؟ هر روز فقط ۲ یا ۳ تمرین را انتخاب کن و بهصورت منظم انجام بده. حداقل ۲۱ روز ادامه بده تا به عادت تبدیل شوند. هدف، حذف احساسات نیست؛ هدف این است که تو فرماندهی احساساتت باشی، نه اسیر آنها. . https://telegram.me/ughfi 📕 کتاب کد بیداری از مایک ریاضی
اگر کسی خصوصیّتی را در حد کمال داشته باشد، به فکرش خطور نمیکند آن را در معرض نمایش بگذارد. این جمله از شوپنهاور در ظاهر خیلی ساده است، اما یک نکتهی عمیق دربارهی اعتمادبهنفس، خودنمایی و نیاز انسان به تأیید دیگران در آن وجود دارد. شوپنهاور میگوید وقتی یک ویژگی واقعاً در وجود انسان ریشهدار و کامل باشد، معمولاً فرد نیازی ندارد آن را به دیگران ثابت کند. مثلاً فرض کن کسی واقعاً دانش بسیار زیادی دارد. اگر دانشش برای خودش امری طبیعی شده باشد، احتمالاً دائماً نمیگوید: «من خیلی باهوشم.» «من خیلی مطالعه کردهام.» «من از بقیه بیشتر میفهمم.» چون دانایی برای او چیزی نیست که بخواهد با آن هویت خودش را به دیگران اثبات کند. اما کسی که احساس میکند در این زمینه کمبود دارد، ممکن است بیشتر تلاش کند این ویژگی را نمایش دهد؛ مثلاً مدام دربارهی هوش، مطالعات، موفقیتها یا اطلاعاتش صحبت کند. https://telegram.me/ughfi
قلب را باز نگه دار… نه برای احساسات، بلکه برای امکانهای تازهای که هر روز بیصدا وارد زندگی میشوند. هر صبح، فرصتی کوچک اما واقعی برای نزدیکتر شدن به نسخهٔ بهترِ خودت است. رشد، از همین گشودگی آغاز میشود— از اجازه دادن به تجربههای نو، به دیدگاههای تازه، به مسیرهایی که تا امروز ندیده بودی. هر روز، یک امکان جدید در انتظار توست. https://telegram.me/ughfi
آرامش بزرگترین قدرت توست. در جهانی پر از قضاوت و هیاهو، بازگشت به سکوتِ درون زیباترین انتخاب است. نه هر حرفی ارزش گفتن دارد، نه هر گفتگویی ارزش شنیدن. سکوتِ آگاهانه ذهن را آرام میکند، قلب را سبک، و انسان را به لحظه برمیگرداند. نفس بکش… سکوت کن… حضور داشته باش… و بگذار آرامش در وجودت شکوفه بزند. https://telegram.me/ughfi آرامش، گرانبهاتر از هر کلامی است.
پائولو کوئلیو توی کتاب "انسان جدید، زندگی جدید" یه توصیه خیلی ارزشمند داره که میگه: «بسیار مهم است که بگذارید بعضی چیزها از بین بروند. خودتان را از آنها رها سازید و از دستشان خلاص شوید. منتظر نباشید تا قدر تلاش هایتان را بشناسند و عشق تان را بفهمند. دَر را ببندید، آهنگ را عوض کنید، خانه تکانی کنید، گرد و غبارها را بتکانید، از آنچه هستید دست بردارید و به آنچه که واقعا هستید روی آورید...» https://telegram.me/ughfi
ایگوی معنوی، خطرناکتر از ایگوی معمولیست؛ چون نقابِ نور میزند و در سایه همان تاریکیِ قدیمی را پنهان میکند. گاهی فکر میکنیم بیدار شدهایم، اما فقط خوابِ تازهای دیدهایم. حواست باشد… نکند معنویت لباسی باشد که ذهن برای پنهان کردنِ خودش پوشیده است. رهایی وقتی آغاز میشود که حتی نقابِ معنویت را هم زمین بگذاری. https://telegram.me/ughfi
زندگی برای ضعیفان نیست؛ فقط برای کسانی است که شهامت دارند به سوی ناشناخته قدم بردارند. انسانهای ضعیف همیشه مردد میمانند، چون میخواهند همزمان در دو قایق سفر کنند. از خطر میترسند و به همین دلیل هرگز به مقصد نمیرسند. باید انتخاب کنی و با تمام وجود در انتخابت بایستی. انسان کهنه باید بمیرد تا انسان نو متولد شود. بدون این مرگ، تولد تازهای در کار نیست.https://telegram.me/ughfi
https://telegram.me/ughfiشجاعت به معنای نترس بودن نیست. شجاعت یعنی با وجود ترس، همچنان قدم برداری. ترس طبیعی است؛ تنها انسانهای ناآگاه یا مردگان از چیزی نمیترسند. انسان زنده میترسد، اما اجازه نمیدهد ترس، فرمانروای زندگیاش شود.
زندگی برای ضعیفان نیست؛ فقط برای کسانی است که شهامت دارند به سوی ناشناخته قدم بردارند. انسانهای ضعیف همیشه مردد میمانند، چون میخواهند همزمان در دو قایق سفر کنند. از خطر میترسند و به همین دلیل هرگز به مقصد نمیرسند. باید انتخاب کنی و با تمام وجود در انتخابت بایستی. انسان کهنه باید بمیرد تا انسان نو متولد شود. بدون این مرگ، تولد تازهای در کار نیست.https://telegram.me/ughfi
وصل درونی یا ازدواج واقعی وقتي كسي با كل يكي شود، مقدس مي شود زن و مرد تا ابد نمي توانند با هم باشند رسيدن آنها به هم موقت است و اين فلاكت عشق و سرور است سرور به خاطر آن وجود دارد كه وصلی موقت بوجود می آید فرد براي مدت كوتاهي احساس مي كند كامل شده است، چيزي كم نيست و همه چيز هماهنگ است سرور عظيمي وجود دارد، ولي به زودي گم مي شود. از اين موضوع بعنوان يك كليد استفاده كنيد وصل فقط مي تواند موقت باشد، اما در درون هركس يك زن و يك مرد وجود دارد وصل با آن زن و يا مرد دروني مي تواند دايم و ابدي باشد راز وصل را از دنياي بيرون بياموزيد و آنرا در درون بكار گيريد هر مرد، زني در درون دارد و هر زن، مردي در درون خويش اين يكي از برجسته ترين نگرشهاست. زيرا هر انساني از يك زن و مرد زاده شده است؛ از برخورد دو قطب مخالف بنابراين كيفيتي از پدر و كيفيتي از مادر را در بردارد پس در عمق وجود هركس اضداد وجود دارد. اگر ضمير آگاه مرد باشد، ضمير ناخودآگاه زن خواهد بود. در صورتيكه هنر برخورد با آن قطب مخالف دروني را نياموخته باشيد، عشق به فلاكت بدل مي شود، سرور به دور باطل مي ماند و شما تكه تكه مي شويد آن وصل دروني، درست مثل با هم بودن و وصل بيروني امكان پذير است https://telegram.me/ughfi اما وصل دروني كيفيتي خاص دارد كه هرگز پايان نمي پذيرد و اين يك ازدواج واقعي است.
.. روزی راهبی تصمیم گرفت برای مراقبه، دور از صومعه و به تنهایی به دل دریاچهای خلوت برود. با قایقی به میانه آب رفت، چشمانش را بست و در سکوتی عمیق فرو رفت. ساعاتی بعد، ناگهان احساس کرد قایق دیگری به قایقش برخورد کرد. با چشمانی بسته، موجی از خشم در وجودش برخاست. آماده بود چشم بگشاید و بر سر قایقرانی که مراقبهاش را بر هم زده بود فریاد بزند. اما وقتی چشمانش را باز کرد، دید قایقی که به او برخورد کرده، خالی است؛ قایقی رها شده که بدون قایق ران روی آب شناور بود. در همان لحظه، راهب به حقیقتی عمیق پی برد خشم، درون او بود؛ نه در آن قایق. برخورد قایق تنها جرقهای بود که آن خشم پنهان را آشکار کرد. از آن پس، هر زمان کسی او را میرنجاند یا خشمگینش میکرد، با خود میگفت: «آن شخص فقط یک قایق خالی است؛ این خشم درون من است که نیاز به شناخت و رهایی دارد.» https://telegram.me/ughfi
. اﺯ ﺭﻭﺍﻧﺸﻨﺎﺳﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ: ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺍﻟﮕﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﯿﺮﻭﯼ در زندگی ﭼﯿﺴﺖ؟ ﮔﻔﺖ : « ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ» ﺑﻬﺘﺮﯾﻦ ﺍﻟﮕﻮ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﮔﻔﺘﻨﺪ :ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﮐﻪ ﻫﯿﭻ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﻨﺪ ، ﮔﻔﺖ : ﺳﺨﺖ ﺩﺭ ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﯿﺪ ، ﮐﻮﺩﮐﺎﻥ ﺷﺶ ﺧﺼﻮﺻﯿﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻫﯿﭻﮔﺎﻩ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩ... ﺍﻭﻝ ﺍﯾﻨﮑﻪ: ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﯽﺩﻟﯿﻞ ﺷﺎﺩ ﻫﺴﺘﻨﺪ. ﺩﻭﻡ ﺍﯾﻨﮑﻪ: ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺳﺮﺷﺎﻥ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﯼ ﻣﺸﻐﻮﻝ ﺍﺳﺖ. ﺳﻮﻡ ﺍﯾﻨﮑﻪ: ﻭﻗﺘﯽ ﭼﯿﺰﯼ ﺭﺍ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﺪﺳﺖ ﻧﯿﺎﻭﺭﻧﺪ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﺍﺻﺮﺍﺭ ﺑﺮ ﻧﻤﯽﺩﺍﺭﻧﺪ. ﭼﻬﺎﺭﻡ ﺍﯾﻨﮑﻪ: ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﺩﻝ ﻧﻤﯽﺑﻨﺪﻧﺪ. ﭘﻨﺠﻢ ﺍﯾﻨﮑﻪ: ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺩﻋﻮﺍ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﺳﺮﯾﻊ ﺁﺷﺘﯽ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﻭ ﺍﺯ ﻫﻢ ﮐﯿﻨﻪ ﺑﻪ ﺩﻝ ﻧﻤﯽﮔﯿﺮﻧﺪ. و ﺷﺸﻢ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ. پس کودکانه زندگی کنید... https://telegram.me/ughfi
در بحث بیماریهای قلبی عروقی و مرگ و میر اکثر افراد تصور میکنن رتبه ۱ افزایش ریسک بیماری های قلبی عروقی میرسه به سیگار! چون تعداد بسیار زیادی آدم در اطرافیانمون دیدیم و میشناسیم که سیگاری بودن و سکته قلبی کردن ولی مطالعات یچیز دیگه میگن! واقعیت اینه که ورزش نکردن حتی میتونه از سیگار کشیدن و دیابت داشتن هم ریسک مرگ و میر رو بیشتر افزایش بده!! یعنی اگر بخوایم رتبه بندی کنیم که چه عاملی بیشترین ارتباط با مرگ و میر رو داره پاسخ میشه: ورزش نکردن و نداشتن تحرک کافی dr.sinafit یه متاآنالیز روی ۱۴۸مطالعه طولی روی ۳۰۸هزار نفر نشون داده: 《نداشتن رابطه و تنهایی، به اندازه کشیدن ۱۵ نخ سیگار کشندهست. همچنین مشابه مصرف الکل زیاد و قویتر از چاقی یا کمتحرکی بود.》 Julianne Holt-Lunstad، Timothy B. Smith و J. Bradley Layton(۲۰۱۰). (دانشگاه بریگم یانگ) https://telegram.me/ughfi
https://telegram.me/ughfi دنیا به تقلای تو بیاعتناست؛ فقط تاریکی یا آرامشی را که از درونت بلند میشود بازتاب میدهد. همهچیز از تو شروع میشود… و به تو برمیگردد
https://telegram.me/ughfi
امشب جهان آرامتر از همیشه نفس میکشد. سکوتی که افتاده، فقط تاریکی نیست؛ جاییست برای اینکه خودت را جمع کنی، فکرهایت را آرام کنی، و فردای قویتری بسازی. چشمت را ببند… شب همیشه با تو مهربانتر از روز است.
آیا حقیقت را میخواهی یا فقط راحتی را؟ در مسیر زندگی ذهن انسان همواره میان دو راهی قرار دارد. راه حقیقت و راه راحتی. حقیقت گاهی تلخ و پرچالش است. ممکن است تمامی تصورات باورها وابستگیها و توهمهایی که سالها با آنها زندگی کردهایم فرو بریزد و ما را با جنبههای تاریک و پنهان وجودمان روبرو سازد. حقیقت همان آتش درونی است که ذهن و قلب را میسوزاند تا در پس دود و شعلههای آن روشنایی و خودآگاهی حقیقی ظاهر شود. راحتی اما فریبنده است. آرامشی ظاهری و گذرا که ذهن آن را بهعنوان امنیت میپذیرد اما در واقع مانع رویارویی ما با خود واقعی و مسیر بیداری است. انتخاب حقیقت به معنای روبرو شدن با ترسها زخمها و محدودیتهایی است که تا کنون از آنها فرار کردهایم. این مسیر یعنی پذیرش اینکه زندگی همواره پر از آشفتگی چالش و عدم قطعیت است و اینکه ما بیش از آنچه میپنداریم پیچیده و پررمز و راز هستیم. حقیقت دیوارهای ذهنی ما را فرو میریزد و ما را با خود واقعی و جهان اطرافمان روبرو میکند. این مسیر نیازمند شجاعت است. شجاعتی برای دیدن دردها و شکستهای گذشته. شجاعتی برای پذیرش تمام ابعاد وجودی خود. و شجاعتی برای رها کردن هر آنچه که آرامش ظاهری را برای ما ساخته است. راحتی اما ما را در زنجیر توهمها و تصورات ذهنی نگه میدارد. ذهن راحتطلب همواره در جستجوی آرامش فوری است. از روبرو شدن با واقعیت فرار میکند و با خیالهای ساخته شده خود را به نوعی امنیت کاذب دلخوش میکند. این مسیر شاید زندگی را ساده جلوه دهد و درد را برای مدتی پنهان کند اما روح را در سایه نادانی و وابستگی محبوس میسازد و مانع رشد و بیداری حقیقی میشود. زندگی مانند آیینهای است که همواره انعکاس انتخابهای ما را نشان میدهد. آیا تو آمادهای تا در آتش حقیقت بسوزی حتی اگر با درد و تردید همراه باشد تا روح تو روشن شود و تو خود واقعیات را ببینی؟ یا ترجیح میدهی در سایه امن راحتی بمانی و تسلیم توهمها و خیالها شوی تا لحظهای آرامش ظاهری را تجربه کنی اما از بیداری و حقیقت فاصله بگیری؟ انتخاب حقیقت یعنی عبور از محدودیتها و وابستگیها. یعنی دیدن جهان و دیگران به همان شکلی که هستند. بدون قضاوت. بدون تصورات و بدون انتظارات ذهنی. انتخاب حقیقت یعنی رها شدن از توهمها. پذیرش ناکاملها و درک اینکه زندگی همان گونه که هست کامل است و هر آنچه در ذهن ما ساخته شده تنها انعکاسی از ترسها و تجربیات گذشته ماست. انتخاب راحتی اما همواره ما را در مدار تصورات ذهنی و انتظارات غیرواقعی نگه میدارد. ذهن راحتطلب با ایجاد سناریوهای منفی و مثبت ما را سرگرم میکند. ما را از زندگی واقعی دور میسازد و مانع تجربه حضور حقیقی در لحظه حال میشود. این مسیر آرامش ظاهری میدهد اما هرگز روشنایی و آزادی حقیقی نمیبخشد. پس امروز این پرسش همیشه پیش روی ماست. آیا حاضری حقیقت را بپذیری حتی اگر سخت و دردناک باشد تا روح تو بیدار شود و خود واقعیات را تجربه کنی؟ یا ترجیح میدهی راحتی و آرامش ظاهری را انتخاب کنی و از مواجهه با واقعیت و عمق وجود خود طفره بروی؟ حقیقت ممکن است مسیر را دشوار کند اما تنها مسیر به آزادی بیداری و اتصال واقعی به هستی است. راحتی ممکن است ذهن را آرام کند اما روح را در سایه توهم و فاصله از خود واقعی محبوس میسازد. سؤال برای تأمل: امروز کدام مسیر را انتخاب میکنی؟ حقیقت را که تو را به روشنایی و بیداری میرساند یا راحتی را که تو را در سایه خیال و توهم نگاه میدارد؟ https://telegram.me/ughfi
قلب را باز نگه دار… نه برای احساسات، بلکه برای امکانهای تازهای که هر روز بیصدا وارد زندگی میشوند. هر صبح، فرصتی کوچک اما واقعی برای نزدیکتر شدن به نسخهٔ بهترِ خودت است. رشد، از همین گشودگی آغاز میشود— از اجازه دادن به تجربههای نو، به دیدگاههای تازه، به مسیرهایی که تا امروز ندیده بودی. هر روز، یک امکان جدید در انتظار توست. https://telegram.me/ughfi
بدن، از پیش میداند چگونه التیام یابد. پیش از دارو، طبیعت بود؛ پیش از ترس، اعتماد. گاهی درمان یعنی یادآوریِ خودِ واقعی. بدن، خردی باستانی را حمل میکند؛ وقتی آرام میشوی، نفس میکشی، و با زمین تماس میگیری، تعادلش را به یاد میآورد. طبیعت کمال نمیخواهد؛ فقط دعوت میکند به بازگشت به خانه. امشب، یک نفس عمیق… و اعتماد به خردِ درون. https://telegram.me/ughfi