tgindex
کانون شعر و ادب دانشگاه محقق اردبیلی

کانون شعر و ادب دانشگاه محقق اردبیلی

Статистика

صفحه‌ی رسمی کانون شعر و ادب دانشگاه محقق اردبیلی - ساختمان آیت الله مشکینی - آدرس پیج اینستاگرامی umapoem.official - جهت ارتباط با ادمین @joudi_somarin

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
5
Всего постов
74
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Образование
В каталоге с
12 авг.
Подписчики
355
+1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
88
40 постов
Вовлечённость
24,8%
к подписчикам
Постов в день
0,7
всего 74
Упоминаний
8
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
28
1/48двое суток
32
1/72трое суток
34

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • مرا خَسَک به گريبانْ گُل است با تو، ولى چو مار مى‌گَزَدم تارِ پيرهنْ، بى تو #کانون_شعروادب #طالب_آملى🌱 🕊@uma_poem🕊

  • ‏گر تبسم‌گونه‌ای بینم چه خواهم کرد آه! من که مستی می‌کنم از نشئه‌یِ دشنامِ دوست #کانون_شعروادب #ناظم_هروی🌱 🕊@uma_poem🕊

  • 👈معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه محقق اردبیلی برگزار می کند: 🔰چهاردهمین جشنواره ملی رویش (مرحله دانشگاهی) 🔺«ویــــژه دستـــاوردها و توانمنــــــدی های کانون های  مذهبی، فرهنگی، اجتماعی و هنری» 🔴مهلت  ارسال آثار 1 شهریور لغایت 20 شهریور 1405 🔷بخـش های جشنـــــواره: 🔸کانون برگزیده دانشگاه 🔸برنامه های شاخص کانونی (کارآفرینی، خلاقیت و نوآوری) 🔸فردی 🖇قابل ذکر است علاقمندان جهت تحویل آثار خود به آدرس  دبیرخانه و یا به کانال کانون های فرهنگی و هنری دانشگاه  مراجعه نمایند. کانال کانون های فرهنگی و هنری: @kanoon_uma آیدی: @Adel5510 🔺دبیرخانه جشنواره: دانشگاه محقق اردبیلی ، معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه، دفتر کانون های فرهنگی، هنری و اجتماعی - شماره تماس: 04531505275

  • #تیکه_کتاب این‌جا، میان درخت‌های آلوی کم‌ثمر، به‌وضوح مرغ‌ها را می‌بینم که بی‌رحمانه و دایم به خون گرمِ سیاه دلمه‌بسته‌یِ من نوک می‌زنند. همان مرغ‌های خانگی‌ای که تا همین امروز صبح شریک‌های بی‌آزارم در کپه‌یِ زباله‌ها بودند. 📚و داستان‌هایی دیگر... 🕊@uma_poem🕊

  • #تیکه_کتاب این‌جا، میان درخت‌های آلوی کم‌ثمر، به‌وضوح مرغ‌ها را می‌بینم که بی‌رحمانه و دایم به خون گرمِ سیاه دلمه‌بسته‌یِ من نوک می‌زنند. همان مرغ‌های خانگی‌ای که تا همین امروز صبح شریک‌های بی‌آزارم در کپه‌یِ زباله‌ها بودند. 📚و داستان‌هایی دیگر... 🕊@uma_poem🕊

  • کانون شعر و ادب دانشگاه محقق اردبیلی pinned a photo

  • 📣 نشریه فرهنگی_ادبی_هنری کانون شعر و ادب منتشر شد: ⚜️نام نشریه: حریق 👤صاحب امتیاز: کانون شعر و ادب دانشگاه محقق اردبیلی ✍️مدیر مسئول: امیرمحمد جودی ثمرین 🖌سردبیر: امیرمحمد جودی ثمرین 📆تاریخ و شماره مجوز: ۶۵۶۳/۱۴۰۴/۰۸/۱۱/ف/م ⏱توالی و ترتیب انتشار: گاهنامه، شماره اول، بهار ۱۴۰۵ 🛑منتشر شده در ۱۷ مرداد ۱۴۰۵ •┈┈••✾❀📙📘📗❀✾••┈┈• @nashriat_uma 🕊@uma_poem🕊

  • شماره اول نشریه فرهنگی_ادبی_هنری کانون شعر و ادب منتشر شد: ⚜️ نام نشریه: حریق •┈┈••✾❀📙📘📗❀✾••┈┈• ◀️ معاونت فرهنگی و اجتماعی اجتماعی: مدیریت حمایت و پشتیبانی فرهنگی و اجتماعی دانشگاه محقق اردبیلی @nashriat_uma 🕊@uma_poem🕊

  • پروانه… سرانجام از لای کتاب آزاد خواهد شد، اما من هنوز درگیرِ هزار دفتر از شبِ نانوشته‌ام. پرنده… سرانجام از محبسِ منتظر آزاد خواهد شد، اما من هنوز درگیرِ دوشاخهٔ گَز از خطایِ سیمرغم. آدمی… آدمی سرانجام از عقوبتِ مُقَدَر آزاد خواهد شد، اما من همچنان درگیرِ آن دقیقه‌ام که باز تو از پشتِ درگاهِ بسته بگویی: منم…! #کانون_شعروادب #سید_علی_صالحی🌱 🕊@uma_poem🕊

  • 5 авг.76из takhte_tagdis

    موومان دوم از #کنسرتو_آرانخوئز اثر: #خواکین_رودریگو (آهنگساز اسپانیایی-درگذشته به‌سال ۱۹۹۹) آمیزه‌ای سِحرآمیز از فرم‌های موسیقی کلاسیک غرب و موسیقی ملی اسپانیا #تخت_طاقدیس t.me/takhte_tagdis

  • آه! چنان از یادها رفته‌ام که به هر خیال خوش توسل می‌جویم، تا تنهایی‌ام را جبران کنم. #کانون_شعروادب #آرتور_رمبو🌱 🕊@uma_poem🕊

  • 1 авг.852из kanoon_uma

    🔻معاونت فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری به میزبانی دانشگاه بین‌المللی امام خمینی(ره) برگزار می‌نماید: 💢فراخوان اولین جشنواره سراسری شعر و ادب دانشگاهیان 🔹ویژه اعضای هیأت علمی، کارکنان و دانشجویان 🔸بخش‌های جشنواره: ▫️شعر: جایزه حافظ ▫️نثر ادبی: جایزه سعدی ▫️داستان: جایزه جلال احمد ▫️پژوهش ادبی: جایزه مولانا ▫️چندرسانه‌ای: جایزه نیمایوشیج ▫️بخش ویژه (دانشجویان غیرایرانی): جایزه فردوسی ⏳مهلت ارسال آثار: پایان شهریورماه ۱۴۰۵ 🖥 ارسال آثار از طریق poem.farnama.net

  • 29 июл.77из takhte_tagdis

    ✨️مرا لو پیشوایِ شعرِ نو داد✨️ پس از کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ مهدی اخوان ثالث (متخلص به م. امید) هم مانند بسیاری از شاعران و روشن‌فکران هم‌قطارش به دلیل فعالیت‌های سیاسیِ ضد حکومت پهلوی دستگیر و روانه‌ی زندان شد. در ایام زندان، تک‌بیتی از اخوان ثالث در افواه عوام افتاد به این شکل: مرا نیمایِ مادر....... لو داد مرا لو پیشوایِ شعرِ نو داد گویا پس از کودتا، اخوان در خانه‌ای امن پنهان شده و دستگاه امنیتی درصدد دستگیری او بوده است. سرانجام به راهنمایی نیما یوشیج محل اختفای اخوان برای مأموران امنیتی آشکار شده و او دستگیر می‌شود. هرچند طبق بعضی روایات مأموران در کسوت خبرنگار ادبی به نیما مراجعه کرده و نشانی اخوان را برای مصاحبه از نیما خواسته‌اند و نیما ندانسته و سهوی مخفی‌گاه او را لو داده، اما اصل ماجرا کاملاََ معتبر است و چنان‌که اشاره خواهد شد اخوان نیما را به خاطر این اتفاق مقصر می‌دانسته. دکتر شفیعی کدکنی که از دوستان نزدیک اخوان بوده‌اند در کتاب《حالات و مقامات م. امید》که راجع به زندگی و شعر اخوان تألیف کرده‌اند، بخش کوتاهی را به واکاوی این ماجرا اختصاص داده‌اند. ابتدا شعری تحت عنوان《برای دخترکم و آقای نیما》از اخوان نقل می‌کنند: اما تو دختر امروز هم دیگر بِمَک پستانکت را بِفریب با آن کام و دهان و آن لب خندانکت را وان دست‌های کوچکت را سوی خدا کن بنشین و با من خواجه نیما را دعا کن...   که با توجه به آن، ماجرای لو دادن اخوان توسط نیما کاملاََ تأئید می‌شود. اما درمورد تک‌بیت هجویه می‌گویند: ولی خودش [اخوان] می‌گفت که آن شعر معروف را من نگفته‌ام... سپس با نقل ماجرایی چنین نتیجه‌گیری می‌کنند که: آن بیت در یکی از دورهمی‌های هواخوری زندان توسط هم‌بندهای اخوان (از جمله فردی به نام مصطفی بی‌آزار) سروده شده و در گفتن آن بیت معروف اخوان تقریباََ هیچ سهمی نداشته است... اما یکی دیگر از دوستان اخوان یعنی دکتر محمد قهرمان (شاعر معاصر و مصحح متون سبک هندی) به نحوی دیگر از این ماجرا پرده برمی‌دارند. در سال ۱۳۸۴ انتشارات زمستان به مدیریت زرتشت اخوان ثالث (فرزند اخوان) کتابی تحت عنوان《ده نامه از مهدی اخوان ثالث به محمد قهرمان》منتشر کرد. در فرازی از نامه‌ی سوم این کتاب که گویا از زندان برای قهرمان فرستاده شده، اخوان چنین می‌نویسد: ...شاید برایت همان روزهایی که می‌آمدی به دیدنم گفته باشم که موجب گرفتاری اخیر من و این بلایی که آشیانه‌ی کوچک و خار و خاشاکی مرا ویران کرد، جناب《شاعر》معظم نیما یوشیج بود. من این مطلب را همان‌جا و همان اوایل شنیدم، ولی از تو چه پنهان دلم باور نمی‌کرد و اصلاََ نمی‌خواستم این را باور کنم، تا این‌که بالاخره گذشت زمان این نکته را بر من خوب روشن کرد. نمی‌خواستم باور کنم از این جهت بود که من نیما را《آدم》می‌شناختم و می‌گفتم او شاعر است و هرگز دل یک شاعر هرچه هم قسی‌القلب و پَست باشد راضی نمی‌شود که برای خلاص و دردسر خودش یک نفر دیگر را بی‌چاره کند. ولی دنیا این حقیقت تلخ را بار دیگر در کامِ روانم رسوخ داد و جاری کرد... محمد قهرمان در پاورقی‌ این بخش از نامه، بیت مورد بحث را نقل کرده صراحتاََ می‌نویسد: از مفردات امید است که به همین مناسبت در زندان به طنز سروده است! انعکاس کینه‌ی صریح اخوان نسبت به نیما، در نامه‌ای که به قهرمان نوشته و همچنین اشاره‌ی آشکار محمد قهرمان به این‌که؛ بیت معروف سروده‌ی اخوان است هر گونه شک و شبهه‌ای را در انتساب این بیت به اخوان از میان می‌بَرَد. به‌واقع دوستی قهرمان و اخوان بسیار عمیق‌تر و ریشه‌دارتَر از دوستی استاد شفیعی کدکنی با اخوان است و اعتبار گفته‌ی قهرمان نیز در این مورد بیش‌تر از استاد شفیعی! بماند که ناشر این مطلب فرزند اخوان است و گذشتن این مطلب از صافی وارث قانونی او و تأئید شدنش صحت این مدعا را بیش‌تر اثبات می‌کند. اما چرا دکتر شفیعی کدکنی انتساب این بیت را به اخوان با صراحت نفی می‌کنند؟ این امر می‌تواند ناشی از دو علت باشد. یا استاد شفیعی بنا بر علاقه‌ای که به اخوان دارند، سعی کرده‌اند این مورد را که اگر نه نقطه‌ی سیاه، لااقل نقطه‌ای خاکستری در زندگی اخوان است پاک کنند. و یا اخوان در سال‌های پایانی عمر که با استاد شفیعی مأنوس بوده تصمیم گرفته‌است سرودن آن بیت را به کل منکر شود. و استاد شفیعی هم راوی همین انکار شده‌اند. فرض دوم به صواب نزدیک‌تر است از آن جهت که اخوان بعدها حتی نام نیما را از شعر《برای دخترکم...》برداشته و به‌جای آن《مینا》نوشته است. همچنین نگارش کتاب‌ها و مقالات پُرشمار در دفاع از شعر و اندیشه‌ی نیما گواهی دیگر بر این مدعاست که اخوان بعد از دهه‌ی پنجاه کینه‌ای که از نیما به دل گرفته بوده را فراموش کرده و سخت به او عشق‌ می‌ورزیده است! #علی_احمدی_راد #تخت_طاقدیس t.me/takhte_tagdis

  • غم نخست که آمد گمان نکردم هیچ، که کوه می‌شود این نورسیده، کاه به کاه! غمی نرفته، غم دیگری بساط گشود چو کاروان که به منزل رسند، راه به راه! #کانون_شعروادب #حسین_جنتی🌱 🕊@uma_poem🕊

  • سال‌هاست پشت به خودم می‌خوابم، پشت به خودم پول می‌شمارم، غذا می‌خورم؛ و هر وقت از زنی خوشم آمده است پشت به خودم عاشقش شده‌ام. سال‌هاست کسی در من مرا دنبال می‌کند پیاز به چشمم می‌مالد و ابرهای تیره را به گلویم می‌چسباند. من، به قیمت تمام عمری که داشته‌ام، پنهانی عاشق شده‌ام پنهانی خندیده‌ام و پنهانی به آسمان پناه برده‌ام من، از منی که در من است سخت بیزار است! #کانون_شعروادب #بهرنگ_قاسمی🌱 🕊@uma_poem🕊

  • 25 июл.882из takhte_tagdis

    #غزل ای مُستبدِ زیبا! مشروطه‌خواهِ عشقم مشروطه‌خواهم از بس در سوز و آهِ عشقم تا مجلسِ دلم را بستی به توپ و آتش، با یک تفنگِ سَرپُر، من کَج‌کلاهِ عشقم من عشقیِ غزل‌خوان، تو شاهِ کینه‌جویان من فرخیِّ مهجور، در قتلگاهِ عشقم... گفتی: تفنگ بگذار! تسلیمِ امرِ ما شو! گفتم: به‌چشم بانو، من سَربه‌راهِ عشقم گفتی: بهار پیداست، از دور می‌شود دید -پس من چرا اسیرِ، اسفندماهِ عشقم؟! یک عمر عارفانه، تصنیفِ خون سرودم، یک عمر عاشقانه، مشروطه‌خواهِ عشقم از: #علی_احمدی_راد #تخت_طاقدیس t.me/takhte_tagdis

  • 24 июл.99из h_jannati

    خدایگانِ ورق‌پاره‌های کاهیِ خویشم! گدای خویشم و مبهوتِ پادشاهیِ خویشم! مرا ز سوزِ زمستان و بادِ برف مترسان، زمانه‌ای‌ست که سرگرمِ بی‌کلاهیِ خویشم! نمی‌کِشم من از این خَلقِ سفله منّتِ روزی... که طعمه‌ی سرِ قلّابِ خویش و ماهیِ خویشم! مرا نبوده تصور کن و به بدرقه برخیز، امید نیست به برگشتنم که راهیِ خویشم! اگر تویی که کمر بسته‌ای به کُشتنم ای شعر! وگر منم که تماشاگرِ تباهیِ خویشم! خوشم از اینکه همینم، چه هیمه ام... چه درختم... که چون ذغال، مُطلّای روسیاهی خویشم! . #حسین_جنتی

  • کانون شعر و ادب دانشگاه محقق اردبیلی pinned an audio file

  • 22 июл.1081из takhte_tagdis

    ✨️نغمه‌های اسکندریه✨️ شعر: میخائیل کوزمین ترجمه: حمیدرضا آتش‌برآب موسیقی: دیمیتری شوستاکوویچ (۱۹۰۶-۱۹۷۵) بَرخوانی: علی احمدی راد ✨️✨️✨️ میخائیل آلکسی‌یویچ کوزمین (زاده‌ی ۱۸۷۵-درگذشته‌ی ۱۹۳۶)‌ شاعر، نمایشنامه‌نویس، آهنگساز، مترجم، منتقد ادبی و روزنامه‌نگار روس بود. در تاریخ ادبیات روسیه جریان‌های شعری بسیاری از سمبولیست‌ها تا آکمئیست‌ها سعی کردند کوزمین را به خود منسوب کنند. اما او خود را در چارچوب هیچ‌یک از این مکاتب نپذیرفت و دلیل عمده‌ی موفقیتش؛ همین《بدون مکتب》بودن است. انعطاف ویژه‌ی زبانی و نوآوری‌های ریتمیک در کنار عاطفه‌ی غنی و احساس سیّالی که در شعرهای کوزمین موج می‌زند شعر روسی قرن بیستم را غنا بخشید و قابلیت‌های وسیعی را در شعر آزاد روس ایجاد کرد. زبده‌ترین مجموعه‌شعر کوزمین《نغمه‌های اسکندریه》است. در این برخوانی، پنج قطعه شعر از این مجموعه را خواهید شنید. #علی_احمدی_راد #تخت_طاقدیس t.me/takhte_tagdis

  • در دشت تَوَهُم جَهتی نیست مُعَیَن ما را چه ضَرور است بدانیم، ‌کجاییم #کانون_شعروادب #بیدل_دهلوی🌱 🕊@uma_poem🕊