tgindex
آمبیانس

آمبیانس

Статистика
@uryuniiiКнигиперсидский

t.me/HidenChat_Bot?start=789722476 صداهایی مانند صدای پرندگان دریایی، امواج، وزش باد، همهمه جمعیت، رفت‌وآمد وسایل نقلیه صدای آمبیانس محسوب می‌شوند

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
24
Всего постов
27
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Книги (по похожим)
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
448
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
94
27 постов
Вовлечённость
21,0%
к подписчикам
Постов в день
3,4
всего 27
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
103
1/48двое суток
118
1/72трое суток
127

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • هلیا! گریز، اصل زندگی ست. گریز از هر آنچه که اجبار را توجیه میکند. بیا بگریزیم. کلبه های چوبین کنار دریا نشسته اند. و ما با مرغان سپید دریایی سخن خواهیم گفت. ما جاده های خلوت شب را خواهیم رفت. به آواز دوردست روستاییان گوش خواهیم داد. و به هر پرنده ی رهگذر سلام خواهیم گفت. از عابران نشان یک مهمانخانه ی متروک را خواهیم گرفت و آنها هر چه بگویند ما نخواهیم شنید. برویم یک خانه چوبی کنار رودخانه بسازیم، آنجا که جنگل و دریا با هم کنار می آیند با چوبهای خشک یک کتابخانه ی کوچک درست کنیم میتوانیم همه ی کتابهایی را که دوست میداریم داشته باشیم و یک تخت چوبی.

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • خب آدم دوس داره خونه داشته باشه میدونی؟

  • 13 авг.4811удалён 14 авг.

    و من ارگ عروسی ها

  • 13 авг.4911удалён 14 авг.

    تو ساز بتهوون هستی

  • تو اشک چشم من هستی پس از آهنگ داریوش و منم خواننده فالش کمی وایرال اینستا

  • 13 авг.731из fekrnmikonam

    ما می‌خواهیم که دوستمان بدارند. «خواستن» در این جمله زیادی است. بهتر است بگوییم در آرزوی آن هستیم که دوستمان بدارند. صمیمانه و ساده لوحانه در آرزوی آن هستیم که دوستمان بدارند. اما در باور و رویای‌مان اشتباه می‌کنیم. آنچه در واقع آرزویش را داریم این است که ما را ترجیح دهند دوست بدارند، "کمی بیش‌تر" از دیگری، ترجیح‌مان دهند. یک کودک دو ساله به راحتی این را در می‌یابد. ما چه بیش‌تر از یک کودک دو ساله داریم؟ ما عشق و ترجیح را با هم اشتباه می‌گیریم، عشق و تعالی را، عشق و آرامش را. برای کاستن از این اشتباه باید اندیشه‌مان را زیر دوش مرگ بگیریم، در کسانی که دوست می‌داریم باید به آن چیزی یابیم که پس از مرگ‌شان باقی می‌ماند به نام خالص‌شان، قلب بر باد رفته‌شان، زندگی‌شان را که با ما یکی نیست که از ما جداست، که به ما بستگی ندارد. عشق هم مانند مرگ همه چیز را ساده می‌کند. نام حقیقی عشق سادگی است. عشق مانند مرگ ویژگی‌های کوچکی را که هر یک از ما به آن‌ها به شدت وابسته‌ايم و در مورد آن‌ها به دیگران ایراد می‌گیریم از بین می‌برد، از زمانی که تو مرده‌ای، تمامی مرده‌ها افراد خانواده‌ی من هستند، تمام مرده‌ها و تمام زنده‌ها. البته من برخی را ترجیح می‌دهم (چه از میان این مرده‌ها، چه از میان این زنده‌ها). اما در درون من چیزی به سمت و سویی فراتر پرواز می‌کند، به سمت عشقی خام و ساده. من عشق را از همین سادگی‌یی که در برابرش دارم باز می‌شناسم حتی برای چند لحظه، ساده. من در برابر موسیقی هم همین حس را دارم. گاهی طعم زندگی، به خلوتی یک جمله‌ی دست می‌یابد. نمی‌دانم دیگر چه بخواهم، نمی‌دانم دیگر چه رویایی داشته باشم. واقعا نمی‌دانم، نمی‌دانم. میان زمین و آسمان، نردبانی است. سکوت در اوج این نردبان است. کلام یا نوشتار، هر چه قدر هم که قانع کننده باشند، باز هم در میانه‌ی این نردبان هستند. باید بر آن‌ها پا نهاد، بدون هیچ فشاری. سخن گفتن دیر یا زود به شرارت بدل می‌شود، نوشتن دیر یا زود به شرارت بدل می‌شود. دیر یا زود، بی شک، بی تردید. تنها سکوت از شرارت تهی است. سکوت اولین و آخرین است. سکوت عشق است و در غیر این صورت، از صدا هم پست‌تر است. ساعت‌های خاموشی، ساعت‌هایی هستند که آشکارا آواز سر می‌دهند.

  • 13 авг.401удалён 14 авг.

    دوست داشتن می‌تونه بخاطر هرچیزی باشه ولی وقتی یکی ازت خوشش بیاد بحثش متفاوته، بخاطر توعه، از تو خوشش میاد نه حسی که بهش میدی و نه بخاطر اینکه عضوی از خانوادته یا مثلا شخصی که چون زیاد کمکش کردی یا باهاش مهربون بودی بخواد دوست داشته باشه. چیزی که می‌خوام بگم اینه که دوست داشتن از خیلی چیزها می‌تونه بیاد ولی اینکه خوشت بیاد از یکی نه. و هراز گاهی مکث میکنی، میبینی تمام احساساتی که اطرافت هست از رو دوست‌داشتنه، مثلا مامان من منو خیلی دوست داره ولی آیا از بهاری که هستم خوشش میاد؟ به هیچ عنوان، اگر می‌تونست تغییرم بده اینکارو میکرد؟ صدالبته

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • انقلاب گردی با طاهای

  • без подписи