tgindex
ودود جوانی

ودود جوانی

Статистика
@vadoodjavaniперсидский

@Vadood_Javani

Последний пост
4 июл.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
20
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
186
0 за 1 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
248
19 постов
Вовлечённость
133,3%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 20
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • غزل حسین منزوی با صدای سحرانگیز فرخ نعمتی @VadoodJavani

  • ▨ شعر: ماهی ▨ شاعر: احمد شاملو ▨ با صدای: #احمد_شاملو ♬ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری دیدن متن کامل شعر ─────♬ ───── شعر با صدای شاعر | @schahrouzk

  • без подписи

  • می دانم پیش شیشه سنگی داری پشت دل نازکت پلنگی داری از سینه تو کاش که بیرون بزند آهی که میان قلب تنگی داری ‌ ودود جوانی @VadoodJavani

  • ما خسته‌ایم خسته به معنای واقعی... شعر: حسین جنتی دکلمه: ودود جوانی @VadoodJavani

  • @VadoodJavani

  • من ایستاده‌ام اینجا که با تلافی باران سری به دامن گل‌های تشنه‌ات بگذارم بعید نیست اگر راه دور تر شود این بار شبیه ابر همانجا که مانده‌ای تو ببارم... @VadoodJavani

  • انبوه شد به‌رغم تو اندوه در دلم از هم بپاش عشق من! این ازدحام را حسین منزوی @VadoodJavani

  • موسیقی کناره‌ی هامون شعری از منوچهر نیستانی @VadoodJavani

  • @VadoodJavani

  • @VadoodJavani

  • @VadoodJavani

  • ای شهر! من درون خیابانت صد بار گریه کردم و مُردم از تو ولی نامی به جز به عشق نبردم ای شهر! ای پرنده‌ی زیبایم ای برفراز طاقی پل‌ها هزار بار گریسته ای آنکه در توازی تاریخ زیسته آرام از فراز ابرِ غبارت از لابلای نخل‌های شگفتت بر سینه‌های مردم بی‌ادعای داغدارت پرواز کن در عصر بی‌پرنده و بی‌آب اهواز ای مقدّسِ بی‌نبض ای بسته دل به پاکی کارون ای تکیه کرده بر نجابت مردان بی‌توقعِ خاکی من از تمام‌ جهان خاک تو را برای مردن خود برگزیده‌ام من خواب دیده‌ام من خواب دیده‌ام من خاک تو را برای مردن خود برگزیده‌ام ... ودود جوانی @VadoodJavani

  • هرگز اینگونه از نتیجه کار هوش مصنوعی خوشحال نشده‌ بودم! با اینکه هنوز از تله‌ی ضعف‌ها و سستی‌ها نجسته، اما بسیار قوام یافته‌تر شده‌است. غزلم را برای نخستین بار زیبا کرد! . در آینده نزدیک اگر با او کنار نیاییم، حتماً ما را و زندگی‌مان را خواهد بلعید. هوش مصنوعی را می‌گویم .... @VadoodJavani

  • @VadoodJavani

  • میان جنب‌و‌جوش سرد آدم‌ها گمت کردم... @VadoodJavani

  • زمزمه‌هایی تنها با‌ سه‌تار @VadoodJavani

  • می‌گویم: وطنم است. دوستش دارم. همانگونه که تمام خاک زمین را دوست دارم. می‌گوید: تمام جهان را؟ می‌گویم تمام جهان را. می‌گوید: من اما وطنم را دوست دارم. می‌گویم: من اما وطن تو را هم دوست دارم. می‌گوید: راست نمی‌گویی. می‌گویم: وطنم را دوست دارم. وطن تو را هم دوست دارم. می‌گوید: اما وطن من برای تو چه خاصیتی دارد؟ می‌گویم: تا وطن تو نباشد وطن من معنا پیدا نمی‌کند. سکوت می‌کند می‌گویم: وطن ما ..... گریه‌اش می‌گیرد و با هق‌هق می‌گوید: وطن ما . . . پ‌ن۱: خذوا المَکَاسِب والمَنَاصِب لکِن خَلونِی الوَطَن پ‌ن۲: از هيچ سمت راه گريز و نجات نيست/ای خاك تو جواهر و لعل و طلا وطن ودود جوانی @VadoodJavani

  • چه کسی گفته عدالت؟ چه کسی گفته حق؟ کجای این کائنات نوشته بوده‌اند که صدای عرش‌آشوبِ هایده در میان‌سالی باید خاموش گردد و من و ما به صرافت زیستن باشيم و نقطه‌ای بر معرفت و هنر و حال خوب جهان نیافزاییم؟ یا حتی لحظه‌ای با بودن و شلنگ‌تخته‌اندازی‌مان خاطری را تسکین باشیم.... این صدا مرا آشوب می‌کند. سرآسیمه می‌کند. مجنون می‌کند.... @VadoodJavani

  • شاید اواخر دهه هفتاد یا نیمه دوم دهه هفتاد شعری نوشته بودم که حتماً آن موقع پرت‌و‌پلا بود! و شاید حالا هم پرت‌و‌پلا باشد! بندی از شعر را حالا به خاطر می‌آورم که البته یک‌باره به خاطرم آمد. گمانم حالا ذهنم را بیشتر مشغول کند و مصداق سخن ارنست همینگوی که گفته بود: مست بنویس و هشیار ویرایش کن! حالا به صرافت ویرایش افتادم. اما حالا که نگاه می‌کنم، نسخه ویراسته همان نسخه اصلی است. بدین معنا که مرور سی‌ساله انگار چیزی به آنچه قریب سی سال پیش از ذهنم بیرون آمده نمی‌افزاید! و آن تکه‌ی شعر این است: *** انسان نشسته بود از اشتیاق مهلک عصیان به چشمش اشک از خویش خسته بود پیوند او گویی که با تمام خدایان گسسته بود! *** این یعنی من سی سال پیش باید مرده باشم؟ ودود جوانی امرداد ۱۴۰۴ @VadoodJavani