tgindex
وقت اضافه

وقت اضافه

Статистика
@vaghtezafперсидский

پیام ناشناس: https://t.me/Harfmanrobot?start=788237460

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
22
Всего постов
47
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
599
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
148
40 постов
Вовлечённость
24,7%
к подписчикам
Постов в день
3,1
всего 47
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
123
1/48двое суток
140
1/72трое суток
152

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 14 авг.1341из Harfmanrobot

    https://t.me/vaghtezaf/32989 اتفاقا برعکس!این شمایید دارید فرافکنی میکنید کاملا! یعنی دقیقا همون ایراداتی که به من بابت نداشتن شناخت از لحن، آشنایی‌زدایی و ریتم میزنید، دقیقا ویژگی خود شما از بلد نبودن و خود متنه! تو ادبیات، آشنایی‌ زدایی یعنی هنرمند بیاد چیزهای آشنا را به شکلی نو، بدیع و غافلگیرکننده توصیف کنه تا حس عادت‌ زدگی مخاطب و بشکنه (مثل نگاه تازه به یک پدیده‌ی ساده). ​حالا تو متن رمان چی داریم؟ بوی کباب همسایه، غر زدن از کثیفی اتاق، و جملاتی مثل: "تنها کاناپه خانه‌ام که عملا به میز دیگری برای کوه کاغذها و کتاب‌هایم تبدیلش کرده بودم و کمتر کاربرد لش کردن و فیلم دیدن برایم داشت" این دست جملات تو طول رمان خیلی فراوونه و به همین جمله ختم نمیشه! اینا نه تنها آشنایی‌زدایی نیست، بلکه اوج کلیشه‌، روزمرگی ملال‌ آور و نثر وبلاگی پیش‌ پا افتادن. شما هنوز فرق این توصیف و آشنایی زدایی هنوز نمیدونی! والا هدف شما و چند نفر دیگه که فقط کورکورانه جانبداری میکنن،کاملا روشن و شفافه!دیگه حرفی هم باقی نمیمونه،من حرفم و زدم،بقیه هم میتونن برن و خودشون امتحان کنند تا بسنجند میزان صحت نظری که نوشتم و! همگی از گروه نقد اون رمان تشریف آوردید که مبادا کسی این نقد وارده و باور کنه؟چرا انقدر میترسید یه نقدی اینجا گذاشته شه و اصرار دارید حتما به نویسنده شخصا گفته بشه؟ایشون که حتی قصد چاپ و فروش رمان و ندارند! حتی نقد من باعث ضرر و زیان شه! حتی اگه این شرایط هم برقرار بود مخاطب هم یه حقی داره که وقتی هزینه میخواد بکنه با چشم باز انتخاب کنه! یه بحثی اینجا پیش اومد جواب به حرف اون پیام به شدت افراطی ایشون بود،نه اینجا توهینی شده به کسی، نه بی‌احترامی! یه جوری فاز قربانی برداشتید انگار چخبره! https://t.me/vaghtezaf/32990 نویسنده نو قلم و چیکار کردیم دیده نشه؟کدوم اثرم دیده بشه؟😂 اینجا بارها به همون نویسنده‌های معروف مگه نقد وارد نشده؟خانم فلاح،خانم روحی،خانم خیری،خانم ارجمند نیا و برید تا اخر... جرمه نقد کردن و نشون دادن ایرادات نویسنده نوقلم تا ایرادات و اصلاح کنه؟فازتون چیه دقیقا؟ بخدا من سخت‌گیرانه تر از این چند وقت پیش رمان یه نویسنده نوقلم و تو یه کانالی نقد کردم اومدن تشکرم کردن!آدم میمونه از این واکنش‌های شماها! فقط یه جمله یاد گرفتید نمیدونید کاربردش کجاست و همه جا چیزی میشه همونو فقط تکرار میکنید!

  • 14 авг.1363из Harfmanrobot

    درجواب اون دوستانی که میگن به نویسنده بگین متاسفانه برخی از نویسنده ها بی چشم و رو شدن نه تنها ارزشی برامخاطب نقد قائل نیستن نقدو رها میکنن و ریمو میکنن و بقیه هم به به چه چه میکنن ایا این اصول نویسندگی و نقدو انتقاده؟ پس چرا اصلا گروه نقد زدید سردرش بنویسین گروه تمجید... من الان خودم بالشخصه کلی نقد دارم ولی نویسنده ها گوش شنوا دارن؟ پی وی بری جواب نمیدن کلا چرا مگه رییس جمهوری پی وی چک نمیکنی؟ رمانا هم محتواهاشون شده بی بندوباری رمان دارم میخونم شلوارو از رو دختر حذف کردن مخاطب به به می کنه خونه پسر موندن به به قبل حتی دوس شدن رابطه به به کلا بیاییم کار غیرعرفی کنیم دیده بشیم تو اینو ب نویسنده بگی جرت میده... حجب و حیارو بخور به به... بنابراین آدما به اینجا پناه میارن و خوب میکنن

  • 14 авг.1361из Harfmanrobot

    اون نقد و من برای شمای نویسنده ننوشته بودم؛هر چند از این سخت‌تر هم قلم یه نویسنده‌ی نوقلم رو نقد کردم،منتها اگه نقد و به خودتون می‌فرستادم قطعا فرق داشت با اون پیامی که برای اون شخص بالا فرستادم! من هیچوقت دوست ندارم کسی که جرات نوشتن به خرج داده رو ناامید کنم؛ هرگز! ایده‌ی شما هم خوبه و داستان پتانسیل خوبی داره، فقط کافیه این ایرادات رو برطرف کنید تا کار خیلی بهتر بشه. هیچکس از روز اول حرفه‌ای نبوده، چه در نویسندگی و چه در هر کار دیگه‌ای. همین که جرات و شهامت نوشتن داشتید ارزشمنده و مطمئن باشید نقد شدن کمک می‌کنه روزبه‌روز بهتر بشید. ​با توجه به لایه‌های داستانتون مشخصه که دغدغه‌مند هم هستید؛ امیدوارم روزبه‌روز پیشرفت کنید. البته درسته خوبه خواننده انرژی و انگیزه بده،اما از من یه توصیه، این نظراتِ چاپلوسانه کمکی به بهتر شدن قلم نمیکنه،نقد شدن شاید براتون دلسردکننده باشه،اما اشتباه و ایراد کارتونو نشون میده!درنهایت همین نقد کمک به پیشرفت و بهبود قلم میکنه! در ضمن با توجه به بحثی که اینجا پیش اومد من رمان و شروع کردم،طبیعیه که بحثش اینجا ادامه پیدا کنه. نمیدونم کجای این کار "بی‌شرمانه"بود که مخاطب های شما به من نسبت دادند؟ هیچوقت تو گروه نقد یه نویسنده نبودم،الان میبینم چقدر کارم درست بوده،این اولین باره به واسطه کانال این کامنت ها رو میبینم و به این فکر میکنم تا زمانی همه چی اوکیه که فقط بحث تعریف باشه،شاید به خود شما نقد میفرستادم انقدری جبهه نمیگرفتید که امثال بعضی خواننده‌های چاپلوس! در ضمن یه اثر و باید خوند خانم محترمی که نوشتی "دوست نداری نخون چه کاریه"، تا متوجه شد اصلا میپسندی رمان و یا نه!نخونده از کجا میشه متوجه شد؟😂در ضمن بحث دوست داشتن و دوست نداشتن نیست اصلا بحث هم سر افراط و بحثیه که اینجا باز شد،شما انقدر خودتو ناراحت نکن حتما یه چیزی بگی!

  • در اخر اینکه من دیگه پیامی اینجا نمیدم الان ممکنه مسخره بشم ولی واقعا اینجا باند یه سری ادم خاصه که به نظر نویسنده های گنده ای هستن و دوست ندارن نویسنده های کمتر شناخته شده دیده شن و میان از داستانای بقیه ایراد میگیرن تا خودشونو بالا ببرن

  • کسی که اون پیامو راجع به کاکتوس ابی داد نه اشنایی ای با لحن سازی داره نه میدونه اشنایی زدایی چیه نه اصلا میدونه ریتم سازی چطور شکل میگیره قشنگ مشخصه فقط خواستی بیای بگی تعریفایی که از این داستان میشه الکیه یه چیز دیگم اینکه خود نویسنده اینقدری انتقاد پذیر…

  • 14 авг.1372из Harfmanrobot

    نوشتن "امید ادبیات ایران" تو همون "کانال دیگه" ایرادی نداره و به‌خاطر این دست پیاما تو کانالتون صحبتی از راه ارتباطی نیست،چون "تعریفه" اما نوبت "نقد" میشه اعتراض میکنید که کانال دیگه چرا باید نظر بنویسید؟ وقتی راه ارتباطی گذاشتم؟ این طبیعی نیست که کسی همچین ادعای بزرگی رو در مورد یه رمان تو همون "کانال دیگه" میبینه و رمان و شروع میکنه و این نگارش و میبینه یکم شوکه بشه و واکنشی نشون بده؟! اتفاقا اگه ایشونم آگاه می‌کردید و نظرشونو تو همون راه ارتباطی براتون مینوشتن،کسی کنجکاو نمیشد شروع کنه داستانو و هم شوکه نمیشد بعد خوندن که بیاد نظر بنویسه! #منطق_شما اصلا تو این فضا انگار همیشه فقط "حق" مال نویسنده‌هاست!خواننده وگرنه باید کرولال باشه،نظری هم ننویسه مبادا به کسی بربخوره!فقط به به و چه چه ردیف کنن مثل ایشون!

  • 14 авг.147114из Harfmanrobot

    حقیقا من آدم سمی‌تر از دهقانی‌پور تو زندگی‌م و دنیای نویسندگی ندیدم. من نه نویسنده‌م نه طرفدار نویسندهٔ خاصی ولی کاش ایشون یه جعبه شیرینی بخره با خودش آشتی کنه و اینقدر با بقیه کاری نداشته باشه و‌ اینقدر خودشو بالا نگیره و فکر نکنه خودش ویرجینیا وولفه و‌ بقیه کالین هوور! من سر همین تعریف‌هایی که از خودش می‌کرد کتاب بی‌سرزمین رو خوندم قلم ضعیف، داستان بی سر و ته، فضاسازی و شخصیت‌ پردازی صفر و داستان تکراری که انگار از روی تله فیلم‌های عصر جمعه‌های تلویزیون در دهه‌ی ۸۰ نوشته شده بود.(هر چند بی‌سرزمین برای سال‌ها قبله و‌ ممکنه قلمشون الان پیشرفت کرده باشه)🤷🏻‍♀️ از اینا که بگذریم رو کارهای همهٔ نویسنده‌ها ایراد می‌ذاره و کار هیچ‌کس رو‌ قبول نداره فکر می‌کنه ناشر و مخاطب و کتابفروش و... فقط باید کار ایشون رو دنبال کنن، کار ایشون رو تبلیغ کنن، رو کار ایشون سرمایه گذاری کنن و نمی‌دونم چرا همه‌ش سعی در خراب کردن دیگری دارن نمونه‌ش کاری که چندی سال قبل موقع جشن امضای سندروم آفتابگردان کرد. الانم چون دارن رمان جدید می‌نویسن اسمشو تو این کانال هی می‌برن تا دیده بشن. کاکتوس آبی رو نخوندم و اصلا نمی‌دونم چیه و از چیه و‌ موضوعش چیه و...ولی تعریف‌هایی که تو کانال ازش می‌شه کاملا مشخصه از سمت خودشه و یه مخاطب عادی اینجوری از رمانی تعریف نمی‌کنه. من کاری ندارم کی رمانی رو می‌خونه یا نه و از رمانی تعریف می‌شه یا نه ولی ای کاش ایشون با این همه ادعا و تحصیلات یکم بیشتر رو روح و‌ روانشون کار کنن. این چند روزه هر وقت کانال رو باز کردم راجع به ایشون و رمان‌شون بود و با خودم گفتم چرا فقط ایشون از عالم و آدم ایراد بگیره و رو هر کسی یه اسم بذاره و بقیه بهش چیزی نگن و انتقادی نکنن؟ خانم دهقانی پور اگه این پیام‌ رو می‌بینی و می‌خونی لطفا یکم رو رفتارت کار کن شاید خوشت اومد.🧁🧁🧁

  • 14 авг.14753из Harfmanrobot

    الان یعنی به نظر خودت این چیزایی که گفتی ایرادن؟ 😂😂😂😂 خودشی یا طرفدارشی؟! بله ایرادن برای رمانی که قراره ادبیات ایران و عوض کنه ، ایراد بزرگیه😏😄

  • 14 авг.13992из Harfmanrobot

    من این کاکتوس آبی رو نخوندم. ولی نقد و نظر دوستمونو خوندم به نظرم خیلی ریزبینانه بررسی کرده بود و قواعدی که گفته بود کاملا وجود داره و باید رعایت بشه و درسته (اگر واقعا نویسنده رعایتشون نکرده باشه) درست یا غلط خوشحالم بالاخره یکی پیدا شد که این نگاه ظریفو به داستان داره! خانمای طرفداری که میاید با یه جمله کسی که نقد کرده رو دیس می‌کنید، قبل طرفداری کورکورانه یکم به نظر دیگران احترام بذارید و فکر کنید! این طرفداری‌های خام و بچگانه فقط به اون نویسنده آسیب میزنه چون شما با رفتاراتون اجازه نمیدید نویسنده به نقد کسی توجه کنه، گوش بده و ترتیب اثر بده! ایشون حق داشت نظرشو بگه چه درست و چه غلط حالا پذیرفتن یا نپذیرفتنش اختیاریه، نیاز نیست رفقای نویسنده بیان جلز ولز کنن! هیچ اثری در این سطح بی‌نقص نیست که خودتونو براش بکشید. (و در آخر یه پیام به خانم منتقد. عزیز دلم، اینجا جای نقد آثار نیست! شما که حرف بدی نزدی اومدی ناشناس اینجا پیام گذاشتی برای نقد اثر نویسنده. نویسنده یه ادمینی داره، خودش یه ناشناسی داره یا گروهی داره، بالاخره یه پل ارتباطی هست! وقتی با این زبان میای اینجا یه اثری رو حتی به حق نقد می‌کنی، هیچ‌کس حرفتو نمی‌پذیره هیچی تازه حجمه هم سمتت نیاد.)

  • 14 авг.13662из Harfmanrobot

    بعدشم، وقتی توی همون کانال اینهمه تعریف و تمجید افراطی و اغراق‌آمیز در جریانه، هیچکس ناراحت نمیشه و صداش درنمیاد؛ اما امان از روزی که یکی پیدا بشه و یکم واقع‌ بینانه تر نقد بنویسه! نویسنده سریع تو کانالش برمیداره مینویسه: "راه ارتباطی گذاشته بودم، چرا رفتید تو کانال‌های دیگه گفتید کاکتوس آبی آشغاله؟!" اولا من کی گفتم آشغال؟!! دوما، یعنی چی که هیچکس حق نداره جایی غیر از پی‌ وی و یا راه های ارتباطی با خود نویسنده جایی درباره‌ی یه رمان نظر بده؟ پس تکلیف کانال‌ ها و گروه‌ های نقد چی میشه؟! با این منطق، کلا باید هر گروه و کانالی مربوط به نقده رو هم تعطیل کنیم کسی ناراحت نشه! همه صف ببندن پشت راه‌های ارتباطی با خود نویسنده! چطور این همه تعریف از روی تعصب به چیزی که چشم میبینه ایراد نداره، کسی اعتراض میکنه به این افراط فقط مشکل داره؟ عزیز من، وقتی کسی دست به قلم میشه و اثرش رو میده بیرون، باید ظرفیتش رو هم داشته باشه که قراره هم تعریف بشنوند، هم نقد بشن! این حق طبیعی مخاطبه که درباره‌ی چیزی که میخونه نظر بده.چرا جوری رفتار میکنید انگار بی‌احترامی و ناحقی شده بهتون؟! بعدشم، حرف من اصلا خطاب به خود نویسنده نبود؛ مخاطب من اونایی بودن که این‌قدر افراطی و اغراق‌آمیز از یه چیزی تعریف میکنن. وگرنه اگه میخواستم مستقیما با خود ایشون حرف بزنم، قطعا لحن و بیان نقدم شکل دیگه‌ای داشت! دیگه حرفی باقی نمیمونه هرچی این ماجرا میر جلو بدتر شوکه‌کننده میشه!

  • 14 авг.13692из Harfmanrobot

    https://t.me/vaghtezaf/32986 اره خب اینکه طرف حتی ابتدایی‌ ترین اصول نگارشی و ادبیات رو بلد نیست و جمله‌بندی‌هاش سکته داره، اصلا ایراد محسوب نمی‌شه! مشکل از بومرهاست که توقع دارن نویسنده حداقل یه سری از قواعد داستان‌نویسی و ژانر جنایی رو بلد باشه! تعصب یعنی این؛ یعنی چشماتو روی ایرادهای متن ببندی و برای اینکه ضعف قلم طرف رو ماست‌مالی کنی، به بقیه برچسب "بومر" بزنی. با این تفکر شما، از فردا هرکی یه مشت کلمات بی‌سروته هم بذاره‌ کنار هم، اسمش میشه "تابوشکنِ مدرن" و هرکی بگه بالای چشمش ابروئه، میشه بومر! این معیار سنجش از پس همین شمایی برمیاد که به این نوشته بنویسید "امید ادبیات ایران"! اولا که نقد کجا شد توهین؟ این شمایید که چون هیچ استدلالی ندارید، نقد رو با فحش اشتباه میگیرید. اتفاقا امثال شما با همین چاپلوسی‌ ها و تعریفات افراطی و بی‌ دلیل، مانع پیشرفت قلم یه نویسنده میشه؛ چون نمیذارید بفهمه کجای کارش میلنگه! نقد منو قبول ندارید بفرستید برای چند تا منتقد کاربلد ببینید اونا چی میگن!البته اگه به اونا هم برچسب "بومری نزنید"،اگه تایید کردن من حرفمو پس میگیرم! ​خیلی‌ها توی این فضا ممکنه قلمشون ضعف داشته باشه، منتها هیچکس مثل شما نیومده بود این‌قدر اغراق‌ آمیز و جوگیرانه از یه کار پر از ایراد تعریف کنه! همین افراطتون باعث شد من اصلا ترغیب بشم اون نظر رو بنویسم. چه زودم خبر و رسوندید دست نویسنده که تو کانلشون نوشتند:"به جای اینکه برید کانالای دیگه بگید کاکتوس آبی آشغاله به خودم میگفتید!" اولا من کجا گفتم آشغال؟ از کی نقد نوشتن و ایراد گرفتن از سطح نگارش و ایرادات داستان نویسی شده آشغال؟ فقط حرفم به افراط شماها بود!

  • 14 авг.141103из Harfmanrobot

    در اخر اینکه من دیگه پیامی اینجا نمیدم الان ممکنه مسخره بشم ولی واقعا اینجا باند یه سری ادم خاصه که به نظر نویسنده های گنده ای هستن و دوست ندارن نویسنده های کمتر شناخته شده دیده شن و میان از داستانای بقیه ایراد میگیرن تا خودشونو بالا ببرن

  • 14 авг.13963из Harfmanrobot

    کسی که اون پیامو راجع به کاکتوس ابی داد نه اشنایی ای با لحن سازی داره نه میدونه اشنایی زدایی چیه نه اصلا میدونه ریتم سازی چطور شکل میگیره قشنگ مشخصه فقط خواستی بیای بگی تعریفایی که از این داستان میشه الکیه یه چیز دیگم اینکه خود نویسنده اینقدری انتقاد پذیر بود که اگه به خودش میگفتی نه عصبانی میشد نه ناراحت میشد نه بد برخورد میکرد میتونستی این پیامو به خودش بدی تا با هم حرف بزنین به جای اینکه بیای ناشناس اینجا توضیح بدی

  • 14 авг.1421из Harfmanrobot

    الان یعنی به نظر خودت این چیزایی که گفتی ایرادن؟ 😂😂😂😂

  • 14 авг.15983из Harfmanrobot

    الان یعنی به نظر خودت این چیزایی که گفتی ایرادن؟ 😂😂😂😂

  • 14 авг.16075из Harfmanrobot

    دقیقا همین ایراداتی که از کاکتوس ابی گرفتی نشون میده چقدر بومری

  • 14 авг.157из Harfmanrobot

    کسی میدونه رمان لواشک و رمان دختر حاج اقا رو کی نوشته؟ ایدی ای کانالی چیزی از نویسندشون دارید؟

  • 13 авг.177из Harfmanrobot

    سلام دوستان کسی ایدی نویسنده رمان کافه آگات رو داره من از خودشون فایل رمانشون رو بخرم؟

  • 13 авг.18286из Harfmanrobot

    یه سوال دوستان بالاتر نوشته بودن که: کاکتوس آبی از رزا دهقانی‌ رو دوست دارم چون با یک اثر عادی مواجه نیستیم و این غیرعادی بودن باعث میشه رو جایی دست بذاره که برای بعضی‌ها درک و فهمش سخته؛ نتیجه این موضوع اینه که حرف‌های بدی از روی خبث ذات در موردش گفته بشه. از معما گرفته تا شخصیت و دیالوگ کاکتوس آبی، همه چیز اونقدر خوب و جدیده که احتمالا بومرها بهشون بر بخوره. شجاعت این نویسنده و تابوشکنی که داخل آثارش همواره وجود داشته و داره (از مرز وارون تا همین کاکتوس آبی) چیزیه که باعث امید به آینده ادبیات ایران میشه. مونا و من ۵ سال باهم زندگی کرده بودیم و بعد از طلاق،فهمیده بودم او واقعا تلاش کرده بود درستم کند اما شکست خورده بود. (مگه آدم اشیا هست کسی بتونه درستش کنه؟هرچقدر هم که راوی بخواد خاکی و خودمونی حرف بزنه،در نهایت ما داریم رمان میخونیم؛ نویسنده باید حداقل‌ هایی از "قلمِ داستان‌نویسی" و ادبیات مکتوب رو رعایت کنه) یا "پنجره را باز گذاشتم تا هوای خنک اسفند بیاید داخل" "در ۴۵ سالگی مترجم دو زبان بودم و ۲ زبان هم درس می‌دادم" "مونا پرستار بود و کلی کار می‌کرد،به‌ندرت می‌دیدم خانه باشد." "_ این تو چیزی نداره به‌نظر" "اگر آدم‌های جمهوری اسلامی او را با خود برده بودند..." "توی اینکار یعنی تمیزکاری و مرتب کردن،استاد بود" ​حالا با این وضع نگارش و اینکه نویسنده اصلا انگار هیچ آشنایی‌ای با این ژانر نداره، واقعا این اثر قراره باعث امیدواری به ادبیات ایران بشه؟!🤔 ​من نویسنده رو نمیشناسم و همینجا با تعاریف شما اصلا کنجکاو شدم این رمان و بخونم،اینجا اسمی از رمان نشنیده بودم به احتمال صدی صد قرار نبود همون چند پارت و بخونم، پس طبیعتا باهاش دشمنی هم ندارم؛ فقط تعجبم از این تعصب‌ ها و افراط‌ های بیجاست! لطفا حداقل توی این ژانر دو تا رمان برجسته بخونید، بعد انقدر اغراق‌آمیز و افراطی نظر بدید.

  • 13 авг.175138из Harfmanrobot

    من داشتم پیام های تلگرامم و بالا پایین میکردم،بعد بین پیام‌های قدیمی دیدم یکی یه کانال رمان برام فرستاده به اسم"کاکتوس آبی"اسمش و دیدم چون اینجا تعریفش بود کنجکاو شدم چند پارتش و بخونم. بعد تعجب کردم از این همه تعریف، جمله‌بندی‌ها ایراد داره و لحن دائم بین زبان محاوره و زبان معیار جابه‌جا میشه؛ انگار نویسنده اصلا تکلیفش با خودش مشخص نیست. بعضی جمله‌ها هم سکته‌ دارن و بدجوری تو ذوق می‌زنن؛نمونش: "تنها کاناپه خانه‌ام که عملا به میز دیگری برای کوه کاغذها و کتاب‌هایم تبدیلش کرده بودم و کمتر کاربرد لش کردن و فیلم دیدن برایم داشت" ​یا "می‌توانستم از پنجره ببینم که همسایه روبه‌رویی دارد روی پشت‌بام بساط کباب راه می‌اندازد." (روی پشت‌بام؟ دارد روی پشت‌بام؟) ​از ایرادهای نگارشی که بگذریم، توی رمان جنایی نویسنده باید از همون صفحه‌ی اول قلاب رو بندازه‌ و تعلیق ایجاد کنه؛ چون این بارزترین ویژگی یک رمان جناییه! اما این شروع از نظر تکنیکی اصلا استاندارد نیست. داستان با این شروع میشه که اول یه متن ترجمه میخونیم، بعد طرف شروع میکنه به توصیف فضای کثیف اتاق، بوی کباب همسایه و جزئیات خسته‌کننده‌ی روزمره؛ در حالی که شروع رمان جنایی باید توی همون پاراگراف اول مخاطب رو با یک معما یا اتفاق جنایی و هیجان‌انگیز درگیر کنه. ​از طرفی، توی داستان‌نویسی هر انتقالی بین فضاها باید انگیزه و پیوند دراماتیک داشته باشد. اما اینجا نویسنده اول ترجمه رو میاره که بگه مترجمه، بعد میپره روی غر زدن از کثیفی خونه، بعد بوی کباب، و ناگهان تلفن زنگ میخوره که "خواهرش گم شده"! این مدل چیدن وقایع باعث میشه مخاطب حس کنه داره یادداشت‌های یک بلاگر بی‌حوصله رو میخونه، نه پیرنگ حساب‌شده‌ی یک رمان جنایی. گم شدن یه نفر توی رمان جنایی باید وزن دراماتیک داشته باشه، اما اصلا این حس منتقل نمیشه. ​خبردار شدن شخصیت از گم شدن عجیب خواهرش جوری کسل‌کننده نوشته شده که اصلا هیجانی برای دنبال کردن ماجرا ایجاد نمیکنه. خبر گم شدن و جنایت باید جوری باشه که آدم برق از سرش بپره و نتونه کتاب رو بذاره زمین؛ نه اینکه وسط غرغر کردن از بوی کباب، توی یه مکالمه‌ی بی‌روح که انگار طرف داره آدرس بقالی سر کوچه رو میده، این قضیه مطرح بشه. ​ماجرا پتانسیل این رو داره که مخاطب رو میخکوب کنه، ولی نویسنده مهارت کافی رو نداشته تا این هیجان و تعلیق رو بسازه. جالب‌ تر اینکه بعد از اون اتفاق مهم که مثلا موتور محرک داستانه (گم شدن خواهرش)، سوار ماشین میشه و شروع میکنه به شرح دادن جزئیات داخل ماشین! در حالی که توی رمان جنایی، فضاسازی و توصیفات نباید بی‌دلیل و بی‌ربط باشن؛ بلکه یه فضاسازی مناسب توی این ژانر باید رنگ و بوی جنایت، تهدید، تنش و راز داشته باشه و آشفتگی درونی داستان رو بازتاب بده. رمان جنایی که مثل رمان عاشقانه نیست که شخصیت هرجایی رفت، شروع کنه به توصیف فضا! این اشتباهات باعث میشه موتور محرک داستان همون اول کار خاموش بشه. این نظر برای چند پارت ابتدایی رمان بود؛ حالا طرفداراش احتمالا اعتراض کنن وقتی یه رمان و کامل نخوندی لطفا نظر نده؛ ولی من حتی رمان و کامل هم بخونم، و حتی اگه در ادامه بهتر بشه،این ایرادات فجیع شروع سر جای خودشون به قوت باقیه. بخش ابتدایی و شروع تو رمان معمایی و جنایی بخش خیلی مهمیه و حکم همون قلاب اصلی رو داره؛ وقتی همون اول کار نتونه با ایجاد تعلیق اون هیجان و ایجاد کنه و مخاطب رو شکار کنه، کل ساختار ژانر زیر سوال رفته و این توجیه‌ ها و جلوتر بهتر می‌شه ها هیچکدوم دردی رو دوا نمیکنه. #کاکتوس_آبی