- Последний пост
- 24 февр.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 12 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🔰 ادای احترام به حکیمِ فرهنگ و پیشرفت ✅ در آیین اختتامیه دومین «جایزه ملی روایت پیشرفت»، از دکتر مرتضی فرهادی، جامعهشناس و پژوهشگر ایرانی بهعنوان چهره برگزیده بخش ویژه این رویداد تقدیر شد. ☑️ او نظریهای بومی درباره توسعه و پیشرفت را صورتبندی کرده است؛ نظریهای که حاصل نیم قرن پژوهش و تجربه میدانی در اقلیمهای فرهنگی گوناگون ایران است. ☑️ دکتر مرتضی فرهادی، تصویر شرقشناسانه از ملت ایران را که آنان را ایستا و ناتوان میپنداشت، به چالش کشید و با بازشناسی ظرفیتهای فرهنگی ایران نشان داد که پیشرفت واقعی، حاصل بارور کردن بذر خودباروری در خاک حاصلخیز بومی است. 🎬 این کلیپ، معرفی اندیشهها و مسیر علمی دکتر مرتضی فرهادی است. پژوهشگری که با خوانش بومی از فرهنگ ایران، افق تازهای در فهم پیشرفت میشود. منبع: کانال جایزه ملی @kaveh_farhadi
کلمه در شعر شعر در دهان دهان در صورت نمیماند برای همین چند کلمه چشمانت را ببند و آنچه را که نبوده است نبین گلوله در چشم گلوله در کلمه گلوله در زمان نمیماند همین چند نماندن کافی است کاغذی سفید روی شعرِ پاشیده بر دیوار کشیده شود و چراغ سردخانههای شهر دوباره روشن شود برای یافتن گلولهها امیر بختیاری از کتاب «زاگرس بیگوزن من» نشر مروارید زمستان ۱۳۷۷ @taranom_ordibehesht
کوهی به کوه دیگری خیره مانده بود به سنگریزهای در دوردست سکوت تو کسی را به اینجا نیاورده است و گندمی که سالهاست در سیلو مانده روح فرسودهاش در دشت به یال اسبی چسبیده است وُ از ملخها و موشها میگریزد شیر سنگی به پای شکستهاش نگاه میکند و از بلوطها سه چیز مانده است: سنجاب بیبلوط زاگرس بیبلوط و من که صدای گنجشک در میآورم برای خاکستر شاخهها صدای رود برای خاک اندوه را با پوکههای خالی اندازه گرفتم با انگشتانم اندیشیدم با لبهایم اندیشیدم بر دیوار فرو ریختهی تاریخ نام چه کسی را بنویسم؟ آبها را کنار زدم ماهیهای رودخانه را کنار زدم مزرعه را کنار زدم سنگریزهها و استخوانها را کنار زدم تو زیر کدام جنازه پنهان شدهای سرزمین من؟ #امیر_بختیاری https://t.me/vajekhakgerefteh
از حاشیههای بینام شهر بیشتر میترسم تا حاشیههای بدنام ما هیچوقت کنار هم نبودیم روی هم انباشته بودیم و این زمین نیمخیز قدِ ما را کوتاهتر کرده بود گوش کن! زیرا که گرسنگی پیش از گوش بود و هنهن دهان پیش از گوش بود گوش کن! صدای استخوان شکسته را و شادی کودکانی که بر گور مادر خود بازی میکنند... جمجمه تاولزده سایه تاولزده انگشتانپا تاول زده پیش از آنکه به سرزمین مقدس برسیم برهنه پا کفشهای ما را دزدیده بودند راه را دزدیده بودند و از گوشهای ما خون میچکید نزدیکتر بیا آنگونه که یک گَون آنگونه که یک گوزن یک تکه کوه میتواند برای سرگردانی و آوارگی کافی باشد آنگونه که آتش به گُل میافتد سکوت به گُل میافتد و تو چنان گوش میدهی که انگار تمام تاریخ را منتظر من بودهای " داغداغانی آب میخورد از داغِ آبِ باغ " امیر بختیاری https://t.me/vajekhakgerefteh
شب شعر شاعران اجتماعیسرا؛ بیست شاعر، بیست روایت از جامعه شب شعر «شاعران اجتماعیسرا» روز سهشنبه ۲۵ آذر ۱۴۰۴ از ساعت ۱۷ تا ۲۰ با حضور جمعی از شاعران معاصر و علاقهمندان شعر و علوم اجتماعی، در سالن کنفرانس دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد. این نشست شاعرانه با هدف برجستهسازی نقش شعر در بازنمایی، تحلیل و انتقال مسائل اجتماعی و تجربههای جمعی جامعه شکل گرفت و کوشید پیوندی معنادار میان شعر و علوم اجتماعی برقرار کند. "امیر بختیاری" شاعر و دکترای جامعه شناسی، که همراه با "راضیه موسوی" شاعر و دکترای زبان و فرهنگ اجرای این نشست را برعهده داشت، در ابتدای برنامه با خوانش شعری از "مهدی اخوان ثالث"، شاعر برجسته اجتماعی، جلسه را آغاز کرد. وی سپس ضمن خوشآمدگویی به شاعران و حاضران گفت: «کفشهایمان را درمیآوریم و برهنهپا به سرزمین مقدس شعر میرویم؛ جایی که میتوان بهراحتی به همهچیز نه گفت. به نظر من، رسالت هنر و شعر دقیقاً در همین نه گفتن نهفته است» ادامه این گزارش را در سایت انجمن جامعهشناسی ایران بخوانید.
🔷شبِ شعرِ شاعرانِ اجتماعیسرا؛ بیست شاعر، بیست روایت از جامعه در این برنامه، که به مناسبت #هفته_علوم_اجتماعی برگزار می شود، شاعران معاصر، صاحب اثر، برگزیده جشنواره های مختلف ( ایران و افغانستان ) گردهم میآیند و آثاری را میخوانند که به مسائل و تجربههای جمعی جامعه میپردازد. این نشست شاعرانه قصد دارد نشان دهد که نقش شعر در علوم اجتماعی به خصوص مسایل اجتماعی بسیار مهم و اثرگذار است. نقش کلیدی که انتقال مفاهیم، مسایل و آسیب های جامعه و ارایه راهکارها به زبانی هنری است . در این نشست شاعرانی چون ؛ پوریا گل محمدی، امیر بختیاری، راضیه موسوی علیرضا بهرامی ، حسن صادقی پناه ،مهرنوش قربانعلی،،صابر سعدی پور ، مهدی خطیبی ، مهتاب ساحل ، زهرا زاهدی،احسان بدخشانی ، زیبا پالیزبان، بهمن بنی هاشمی،رسول پیره، افسانه حسنیه، آرش دلاور، نرگس دوست ، حسین میرزایی، محمدباقر قلندری ، هدایت حاذق شعرخوانی دارند زمان: سهشنبه ۱۱ آذر ۱۴۰۴ ساعت: ۱۷ تا ۲۰ آدرس: سالن کنفرانس، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، بزرگراه جلال آلاحمد در صورت تعطیلی دانشگاه به دلیل آلودگی هوا، نشست روز دیگری برگزار می شود
📍فیلم کامل برنامه تلویزیونی ۲۷ آبان ۴۰۴ از شبکه سلامت ✅عنوان برنامه: "بحران آب از توهم تا واقعیت" 💠لینک برنامه ۲۷ آبان ۴۰۴: 📍https://telewebion.com/live/salamat?e=0x161100eb #فرهنگ #توسعه #توسعه_پایدار #توسعه_پایدار_بومی #انسانشناسی #جامعهشناسی #فلسفه #فلسفه_سیاسی #اقتصاد_سیاسی #جامعهشناسی_سیاسی #تاریخ_سیاسی #ایران #آینده_پژوهی #بحران_آب #شبکه_سلامت #کاوه_فرهادی @kaveh_farhadi
روز جوانمردان مبارک!
без подписи
نکوداشت #محمود_معتقدی برگزار میشود آیین نکوداشت «محمود معتقدی» در سلسله نشستهای «عصر روشن» در خانه هنرمندان ایران برگزار میشود. در این نشست که عصر روز جمعه ۲۳ شهریورماه جاری در تالار استاد امیرخانی خانه هنرمندان برگزار خواهد شد، فرهاد عابدینی، اسدالله امرایی، محمد قاسمزاده، پوران کاوه، رضوان ابوترابی، یاسین نمکچیان و کیانوش معتقدی درباره شعر و شخصیت ادبی، فرهنگی محمود معتقدی سخن خواهند گفت. این نشست از زمره سلسله نشستهای مجله فرهنگی هنری «عصر روشن» است که ماهی یکبار در خانه هنرمندان برگزار میشود. تازهترین کتاب محمود معتقدی (زاده ۱۳۲۵) با نام «تا صید لبخند باستانیات» توسط انتشارات آرادمان منتشر شده است. علاقهمندان به حضور در این نشست فرهنگی که با شعرخوانی جمعی از شاعران نیز همراه خواهد بود، راس ساعت ۱۷ روز جمعه به خانه هنرمندان ایران واقع در تهران، خیابان طالقانی، خیابان موسوی شمالی، بوستان هنرمندان، میتوانند مراجعه کنند. @asrerowshan
دولت عشق.mp3 #مانی_رهنما #دولت_عشق #مولوی
آوازهخوان ویگن.mp3 #واژه_خاک_گرفته #ویگن @vajekhakgerefteh
#واژه_خاک_گرفته #احمدرضا_احمدی حالا چی هی تو... #کارلوس_درومونددآندراده
نامه سرگشاده مجری سابق تلویزیون به مدیر شبکه چهار / فرق شما و صادق بوقی ... ◾️اختصاصی عصر ایران 🔹علیرضا بهرامی، مجری سابق شبکه چهار، در پی اظهار نظر مدیر این شبکه مبنی بر اینکه حذفیهای تلویزیون تنها تحت فشار روانی معترضان نطق کش، در تلویزیون حضور ندارند، به او نامه نوشت. 🔹علیرضا بهرامی در این نامه سرگشاده تاکید کرد، مدیران صداوسیما کاری کردهاند که حتی خودشان هم حاضر نیستند مسؤولیتش را بپذیرند. 👇👇👇 asriran.com/003ssU @MyAsriran
به کانال تلگرامی ماهنامه فرهنگی هنری #عصر_روشن بپیوندید و به دوستانتان معرفی کنید
عاشق دورهی فئودالها بود که ارباب معنی داشت ، زارع معنی داشت. از انقلاب صنعتی نفرت داشت از اختراع آنتی بیوتیک و پنی سیلین بیزار بود ، میگفت: این دارو جمعیت جهان را سه برابر کرده است . نمیدانم آدمها چرا باید صدسال عمر کنند ، این صدسالها آفت بشر و بشریت است و خانهی سالمندان میوهی این تمدن عقیم است ؛ این تمدنی که به زودی فرو میریزد ، از هم اکنون میشود صدای سقوطش را شنید . دیگر دریاها معنی دریا ندارند . دریا یک زبالهدانی در حال حرکت است . به جان جنگلها افتادهاند که جنگلهارا کاغذ کنند تا خاطرات هیتلر را روی آن کاغذهای معصوم چاپ کنند . " اگر کسی به تکهای نان دلخوش بود به او گوشت را معرفی نکن ، اگر کردی به او خیانت کردهای. . " 🖊#احمدرضا_احمدی 📗#مسافر_خانه_بندر_بار_انداز #واژه_خاک_گرفته @vajekhakgerefteh
@vajekhakgerefteh
امیر بختیاری زاگرس بیگوزن من نشر مروارید #شعری_که_نباید_میخواندیم 🔳کانال: @nabayad_mikhandim
کدام عضو پوسیده را طلا میگرفتند؟ از کدام اندام غوطهور در خون فلز مذاب را جدا میکردند؟ لباس عروس پیر شده است بر تخت و صندلی چرخدار خسته از فتح خمیدگی چگونه رفتن را مرور میکند بیمارستان پر شده از پارهسنگها پارههای عریان پارههای ترکخورده و شکسته پارههای تهی چشم به انتظار لخته شدن در خاکی تند خاک گورها به ملاقات گورهای دیگری رفته بودند قطار زنگزدهی فشنگ مسافرانش را در دشت پیاده کرده بود در این سکوتِ ببر که گام گلهی وحشی از صوت دور میشود اگر بوی کاج را از جیرجیرک بگیرند تا کجای فصل میخواند؟ در گریز از چنبر این بیسر و بیانجامی دندهام را به دندان گرفتهام به پیشگاه خدا میروم تا برای من چیزی را بیافریند امیر بختیاری از کتابِ زاگرس بیگوزن من نشر مروارید @nabayad_mikhandim
ابری سرش را روی سینهی خودش گذاشته بود وُ چرت میزد بزغالهای با زنگولهاش بازی میکرد و زنی آواز میخواند بدون کلمه! جنگ خانههایمان را زیر ریشهی بلوطی که نبود پنهان کرده بود و سگی که زمین را میکند این را نمیدانست... اسکلت پنجره را جوید زاگرس بیگوزن من! هیچ چیز برای ما نمانده بود نه سقفی نه چتری نه بیل و کلنگی حتی دوستی نمانده بود که بتوان فروخت... جنگ که تمام شد دندانهای شیریام را از دست داده بودم و در مدرسه به سرزمینی فکر میکردم که کبوتران صلحش چگونه زخمهایشان را لیس بزنند؟ زاگرس بیگوزنمن! سکوت سکوت دیگری را از لای سنگها بیرون کشید همان موقع از لبهی دیوار پرندهای گوشهی چشمش را با نوک بالش پاک کرد و پرید امیر بختیاری زاگرس بیگوزن من، نشر مروارید @nabayad_mikhandim