در میان ما اجنبی است
Статистика- نون والقلم، زیراکه دوات و قلم و نوشتن و خواندن همه از لوازم دنیاست و نام دنیا. پس آری، در میان ما اجنبی است مهندس جان. گفتارخانه: @oshmahjbot
- Последний пост
- 8 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- ku
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 73
- 1/48двое суток
- 83
- 1/72трое суток
- 90
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
درود، اینجا فعلا پیامی نخواهم گذاشت، اگر مایل بودید، در این چنل https://t.me/vallelam هستم.
видео или голосовое, без подписи
یحتمل شما در ایرانِ سوییس و هلند زیست می کنید و فقط ما توی ایرانِ خاورمیانه هستیم. ملت ایران بالا برید و پایین بیاید یک مسلمانند و یا اگر نباشند، کورکورانه و در نهایت حماقت از این دین دفاع می کنند چرا که یک بار هم توی عصر تکنولوژی و ارتباطات به خودشون زحمت ندادن برن من باب این دین اگاهی کسب کنن و حتی برن قران رو ورق بزنن. اینکه شما در دایره ارتباطی محدود خودت این ها رو نمی بینی دال بر نبودشون نیست؛ دشمن خونه ات رو تصرف کرده و داره از گوشت و پوست و خونِت تغذیه می کنه و تو هنوزم یک گوشه با عقاید لیبرالت که " باید به همه عقاید و ادیان احترام گذاشت " نشستی و دونه دونه نابود شدن زندگی های میلیون ها ایرانی رو بابت همین می بینی و هیچی نمی گی. چشمت رو باز کن و با دید گسترده تری به کثافتی که توش هستی نگاه کن.
ببین من واقعا همه حرفات رو قبول دارم و عاقلانن ولی جدی کی گفته بالای ۸۰ درصد مردم ایران مسلمونن یا اسلام دفاع میکنن؟واقعا هیچ کس دیگ اینکارو نمیکنه
خیلی شب ها به دیوار زل میزنم و بهت فکر میکنم.
آزمودم مرگ من در زندگیست چون رهم زین زندگی پایندگیست
ئەگەر وتیان هەواری کاروانی ئێوە بۆچی دوورە ئەگەر وتیان داروبەردی وڵاتەکەی لەمەڕ ئێوە بۆچی سوورە هەموو هاوار کەن بەجارێک، بڵێن چونکە لە ئاسمانی مەڵبەندەکەی لەمەڕ ئێمە لەجێی باران خوێن ئەبارێ...
عاجزانه تمنا میکنم اگر کوچک ترین اعتقادی به تمام این باور های قاتلانه دارین ، اگر هنوز میگین این اسلام فرق میکنه و چیزی که به شما نشون دادن اسلام واقعی نیست ، اگر خودتون رو با این عقاید یک سو و یک جهت میدونید. اگر میتونید از اعدام های دم صبح و بازداشت بچه های زیر ۱۸ سال، از گرفتن جون یک ادم بیگناه ،بی تفاوت رد بشید؛ از اینجا لفت بدین.
видео или голосовое, без подписи
نماز بخون. افرین نماز بخون حرومزاده. نماز بخون تا راحت تر بتونن توی میدون شهر اعدام کنن. بخون حرومزاده ی مسلمون که مرده شور خودت و دینت و کتابت و امامت و پیغمبرت و خدات و توشه اخرت و این دنیات رو ببرن.
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
" Is it better to speak or to die? "
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
видео или голосовое, без подписи
Peter, Paul and Mary – 500 Miles (2004 Remaster)
نخوانید؛ طولانی است، بیخود است، فحشاست. نخوانید، خواندن نان نیست. بروید، فرار کنید.
видео или голосовое, без подписи
شب است و مونپارناس. با ارمنی قدم میزنم. همینگوی میگوید: «هرکس در جوانیاش در پاریس زندگی کند، تا آخر عمرش پاریس دست از سرش برنخواهد داشت.» شهر، همان پاریس است: زنان تنگپوش، مردانی فریفته و... پنیر. ارمنی سیگار روشن میکند. تعارف میکند؛ برنمیدارم. تعجب میکند. حق دارد. ارمنی دود میکند. میگوید آناتولی سیگاریاش کرده. نگاهم میکند: «لوشابلانک، میشناسیش؟» تهران بزرگ را به زور میشناسم؛ لوشابلانک و پارهپورههای فرانسوی، پیشکش. ارمنی میخندد. خدا خیرش دهد، خوشگل میخندد. میفهمد نگاهش میکنم. برای اینکه من هم سهمی داشته باشم، میگوید که من هم بدک نیستم؛ ایرانی هستم، عادی و خاورمیانهای، ولی فیالمجموع «بامزه» هستم. بچهخر میکند. دستش درد نکند، خر شد. شب شده است. ارمنی میگوید لوشابلانک به پاره کنسرتهای جزش میارزد؛ وگرنه فاحشهخانه است. میپرسم: «مثل مونمارتر؟» میگوید: «مهم نیست، زنای خوشگلی داره! یه شب باهاشون باشی، مثل پاریس تا آخر عمرت باهاتن.» قبول. چندرغاز پول فرانسوی میدهیم و به پیشواز جز میرویم. بداهه است و مشروب و زنهای زیبا؛ زنهای برهنه، زنهای موطلایی، زنهای پیراهنبهتن، زنهایی بدون کفش، روی پای شوهرانشان، تنها. در کل، زنها زیادند توی پاریس. ممنونم، پاریس! عجب پاریسی است. ساکسیفون وسط است، پیانو آنورتر و من و ارمنی اینجا. برای منِ خاورمیانهای، اینجا غریب است. ایران ستار میخواند و گوگوش میخندید، اینجا ساکسیفون میزند و کسی عین خیالش نیست. از ارمنی میخواهم ببردم مونمارتر، تا ببینم آنجا هم باز زنهای دیگری میبینم یا سهمم از امشب همینقدر است. ارمنی میخندد و میرویم مونمارتر. درمون مارتر میفهمم که هر مرد زیبایی که هست، یا پاریسی نیست و یا رگوریشهٔ پاریسی ندارد. برمیگردیم خانه. سگ ارمنی واق میزند؛ غریبه دیده است. حق دارد؛ ایرانی ندیده است و عادت ندارد به تکسرفهٔ پس از ورود ما. اتاق میدهد؛ حمام و سیگار. حولهٔ ارمنی را برمیدارم. حمام دلبازی است؛ وان بزرگ و سفید و آب گرم و بخار آب. آب را زیاد باز میکنم؛ آنقدر که از وان بریزد. ایرانی بودن عقدهٔ همهچیز را به آدم میدهد: عقدهٔ باد، عقدهٔ خاک، عقدهٔ غذا، عقدهٔ برق، عقدهٔ تنفس، عقدهٔ آب. پس آب را تا آخر باز میکنم. نوش جانِ عقدههای ایرانی؛ بخور. اروپا آبش زیاد است. دوش را بیشتر باز کن. آب زیاد دارند. مفت بخور.