tgindex
وطنز | بهترین شعرهای طنز

وطنز | بهترین شعرهای طنز

Статистика

🌝خوشا آنانکه خنده کارشان بی شکر پاشیده بر اشعارشان بی خوشا آنان که دائم در «وطنز»ند و «طنز» آمیزه با آثارشان بی🌝 🇮🇷وطنز؛ پایگاه شعر و ترانه طنز . . 🔻 ارتباط با مخاطبان 🔻 @vatanz_admin استعلام شامد http://t.me/itdmcbot?start=vatanz_ir

Последний пост
10 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
4
Всего постов
89
Тип
открытый
Язык
персидский
Категория
Развлечения
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
1 147
+1 за 4 дн.
Сутки
−2
−0,17%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
35
40 постов
Вовлечённость
3,1%
к подписчикам
Постов в день
0,6
всего 89
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
47
1/48двое суток
53
1/72трое суток
58

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • ای خصم زبون بیا که دیر آمده‌ای ای دشمن دون بیا، حقیر آمده‌ای با این همه ناو و موشک و توپ و تفنگ روباه صفت به جنگ شیر آمده‌ای ✍ کمال الاشتی #وطنز_مخاطبان 🇮🇷◾️وطنز | بهترین شعرهای طنز ◾️🇮🇷 🇮🇷 @vatanz_ir 🏴

  • با تو گویم هموطن از رازها اقتصادی مملو از اعجازها در سه مورد قیمت افزون است و بَس جامدات و مایعات و گازها ✍ فریبا رئیسی 🇮🇷◾️وطنز | بهترین شعرهای طنز ◾️🇮🇷 🇮🇷 @vatanz_ir 🏴

  • 🔸 سلسله پالانیان به نام خداوند ارض و سما خداوند تاریخ و جغرافیا به تاریخ کشور اگر بنگریم گریبان ز غم‌های آن می‌دریم بسی شاه و حاکم به خود دیده است که این خاک را درنوردیده است یکی فتنه کرده در این خاک پاک یکی داده بر باد، خواب و خوراک‌ بسی سلسله مثل ساسانیان که ارثش رسیده به پالانیان چو پالانیان را سه قسمت کنیم سِزَد شرح‌شان را به نسبت کنیم نخستینِ‌شان قلدر و سینه‌چاک ز علم و سواتش جهان تابناک چنان بود قلدر که از ترس او ز حرفش به تن سیخ می‌گشت مو به قدرت رساندند او را به زور سپس کنترل گشت از راه دور به دستور آنها همه کار کرد وَ هی ثروتش را تلنبار کرد آرارات را مثلِ ارث پدر به ترکیه بخشید آن خیره‌سر چو کشفید حجب و حیای زنان شد او بهترین مکتشف آن زمان سخنها زیاد است از نکبتش نگنجد در این شعر هر خصلتش سپس نوبت اِبنِ قلدر رسید حمایت نمودند او را شدید چو در آن زمان تاج بر سر گذاشت به ظاهر در این خاک همت گماشت بگفتا به کوروش که آسوده باش که ما رستمیم و وطن دیگ آش بگفتا که بحرین چون دختر است بدادیم شوهر که این بهتر است بنا کرد او سازمانی مخوف که صهیون ز کارش همی گفت اوف اگر ناخن آدمی زشت بود برایش در آنجا کشیدند زود فجایع زیاد است از این بشر بنا هست بر گفتنِ مختصر چو نوبت به پالان سوم رسید تو گویی که یکباره دنیا تپید نه تاج و نه تختی، نه فرمان‌بری فقط خورده از توشه‌ی مادری همی تاج بر سر گذارد به خواب شده پادشاهی برایش سراب کنون پیر و فرتوت و آزرده‌حال نگشتیده شاه و ندارد مدال بُود منتظر تا که شاهش کنند چو میمون و دلقک نگاهش کنند توَهُم زده با خیالات خام رسیده به پایانِ خود، والسلام ✍🏻 علی یگانه 🇮🇷◾️وطنز | بهترین شعرهای طنز ◾️🇮🇷 🇮🇷 @vatanz_ir 🏴

  • 🔸 باغ اَمرود نزد آنان مملکت بد بود و دشمن گود بود جُز مجیزِ غرب گفتن هر سخن بی سود بود گوش می بستند بر هر پندِ خلقِ خیرخواه گوش شان بر آنچه استکبار می‌فرمود! بود بود شوخی نزد آنان قدرت ایران ما قدرت دشمن ولی بسیار نامحدود بود بودنی‌ها بود در آن سو و در افکارشان آنچه اینجا بود تنها محنت و کمبود بود رویِ آنان در نماز عرضه‌یِ حاجاتِ خویش سمتِ آنچه قبله‌ی آمال آنان بود بود مغزشان آزاد راهی بهرِ امیالِ ستم لیک بهر فکر میهن جاده‌ای مسدود بود چشم می‌بستند بر روی حقیقت بی‌دریغ سودِ آنان تویِ اوضاعی غبارآلود بود همتی که سالها کردند!!! در وابستگی در غذا و صنعت و ابزار و بذر و کود بود نزد آنان بود پیروزی بر آمریکا چه بد چون که آمریکا بهشتِ عالیِ موعود بود باید آمریکا به چشم خلق باشد بی شکست سودشان در سایه‌ی تبلیغِ هالیوود بود عاشق تسلیم بودند و جهادِ با ستم نزد آنان شیوه‌ای بی حاصل و مطرود بود شور سازش داشتند و در دلِ پر بیم‌شان با ستمگرها در افتادن به کُل مردود بود مثل آن باغ کذا که نامِ آن برجام بود باغِ سازش هم سراسر حاصلش اَمرود بود حاصل افکارشان تنها همین صحبت: که غرب با فشار دکمه‌ای ما را کند نابود بود هر که از این قشر آمد بر سرِ کارِ وطن بیش و کم همواره بر این شیوه و این مود بود بوی گندِ خوک بوگندوی کودک‌خوار پست نزد این وابستگان غرب بویِ عود بود شد سیه بخت آن که با حُب شیاطین داشتن آرزویش کسب بخت و طالعی مسعود بود هیچ موقع در زمانه هیچ درمانی نیافت آن که از اُم‌المریضی طالبِ بهبود بود میهن جانم گلستان شد به رغم این همه گرچه ابراهیم‌سان در آتش نمرود بود ✍ احمد رفیعی وردنجانی 🇮🇷◾️وطنز | بهترین شعرهای طنز ◾️🇮🇷 🇮🇷 @vatanz_ir 🏴

  • . 🇮🇷 قصه‌های شیرین 🇮🇷 تقدیم به خبرنگار شهیده شیرین ابوعاقله از جهانی که حرف‌های قشنگ، یا دروغند یا نمادیند مدعیان حقِ دار و درخت، چاکر اره و تبرزینند از جهانی که چکمه‌ی خفقان می‌فشارد گلوی وجدان را مغز مردم خوراک ضحاکان ، جمجمه‌ها برای تزیینند بگو از رنج‌های نوع بشر، دردها را ببر به صدر خبر بگو از چشم تیرها مردم، سیبل‌هایی برای تمرینند جستجویی برای آب و غذا ، تنگنایی میان بازی و مرگ کودکان گرسنه‌ی غزه‌، زندگی را چطور می‌بینند؟ بغض خود را فرو ببر به گلو، اندکی مکث کن دوباره بگو بغل نوعروس‌ها خالی‌ست، زخم‌ها داغدار تسکینند باز کن لنز دوربینت را رو به غسال خانه‌ی اطفال در جهانی که چشم‌ها محو آدمک‌های پشت ویترینند گرچه دور و دراز، گرچه نمور، نشود شب حریف بیداری تا سپیدارها، پرستوها، راوی قصه‌های شیرینند مرزهایت بنام خواهد شد، دردهایت تمام خواهد شد تا همه کوه‌ها مقاومتند، همه‌ی مشت‌ها فلسطینند ✍ امید خیاطی‌فرد 🇮🇷◾️وطنز | بهترین شعرهای طنز ◾️🇮🇷 🇮🇷 @vatanz_ir 🏴

  • با تو گویم هموطن از رازها اقتصادی مملو از اعجازها در سه مورد قیمت افزون است و بَس جامدات و مایعات و گازها ✍ فریبا رئیسی 🇮🇷◾️وطنز | بهترین شعرهای طنز ◾️🇮🇷 🇮🇷 @vatanz_ir 🏴

  • 🔸 خبر انگار! هر حرکتی را کاملا تحت نظر دارند از خانه‌ی همسایه‌ها کامل خبر دارند در کوچه می‌پایند هر کس رد شد از آنجا هم شیفت صبح و عصر، هم شیفت سحر دارند کار طلاق و ازدواج شهر با آنهاست کلی گزینه از همین رو زیر سر دارند هر کس که دردی داشت بهرش نسخه‌ می‌پیچند اینها که چیزی نیست اووووو... کلی هنر دارند! داروغه و خان باجی اهل محل هستند بر سرنوشت هم محلی‌ها اثر دارند باید مواظب بود و هر حرفی نباید زد چون که هزاران گوش در دیوار و در دارند بر روی کل سوژه‌ها زومَند هر لحظه حاشا اگر آنی ز کوچه چشم بردارند ✍ فرشته پناهی 🇮🇷◾️وطنز | بهترین شعرهای طنز ◾️🇮🇷 🇮🇷 @vatanz_ir 🏴

  • من تحتها الانهار حمله‌ور شد دسته‌ی جلادها سوی جمع مادران، نوزادها با سلاح و یاری ابلیس و جن تا بریزد خون، کند بیدادها ناگهان از آسمان آوار شد پاره‌های آتش و فولادها تشنه لب آقای امت شد شهید زنده شد کرب و بلا در یادها خون پاکی ریخت و تازه شدند عده‌ای بیدار از این رخدادها مثل سِیلی در خیابان آمدند شد سلاح خلق این فریادها تا نگردد باز ایام قدیم روزگار تلخ استبدادها این حرم آن بوته‌زار پرت نیست عاجز از رویاندن شمشادها باغ سرسبزی‌ست از خودباوری ریشه دارد بین استعدادها میوه‌ی موشک رسیده، نقطه‌زن تا که از جا برکَند بنیادها در کنار هر درختی بیشمار نهرها جاری‌ست از پهپادها با دعای امت و یاری حق سرنگون شد پاتریوت‌ها تادها سرنگون خواهد شد این قوم یهود مثل فرعون و ثمود و عادها ✍ میثم حسینی 🇮🇷◾️وطنز | بهترین شعرهای طنز ◾️🇮🇷 🇮🇷 @vatanz_ir 🏴

  • 🔸 سلسله پالانیان به نام خداوند ارض و سما خداوند تاریخ و جغرافیا به تاریخ کشور اگر بنگریم گریبان ز غم‌های آن می‌دریم بسی شاه و حاکم به خود دیده است که این خاک را درنوردیده است یکی فتنه کرده در این خاک پاک یکی داده بر باد، خواب و خوراک‌ بسی سلسله مثل ساسانیان که ارثش رسیده به پالانیان چو پالانیان را سه قسمت کنیم سِزَد شرح‌شان را به نسبت کنیم نخستینِ‌شان قلدر و سینه‌چاک ز علم و سواتش جهان تابناک چنان بود قلدر که از ترس او ز حرفش به تن سیخ می‌گشت مو به قدرت رساندند او را به زور سپس کنترل گشت از راه دور به دستور آنها همه کار کرد وَ هی ثروتش را تلنبار کرد آرارات را مثلِ ارث پدر به ترکیه بخشید آن خیره‌سر چو کشفید حجب و حیای زنان شد او بهترین مکتشف آن زمان سخنها زیاد است از نکبتش نگنجد در این شعر هر خصلتش سپس نوبت اِبنِ قلدر رسید حمایت نمودند او را شدید چو در آن زمان تاج بر سر گذاشت به ظاهر در این خاک همت گماشت بگفتا به کوروش که آسوده باش که ما رستمیم و وطن دیگ آش بگفتا که بحرین چون دختر است بدادیم شوهر که این بهتر است بنا کرد او سازمانی مخوف که صهیون ز کارش همی گفت اوف اگر ناخن آدمی زشت بود برایش در آنجا کشیدند زود فجایع زیاد است از این بشر بنا هست بر گفتنِ مختصر چو نوبت به پالان سوم رسید تو گویی که یکباره دنیا تپید نه تاج و نه تختی، نه فرمان‌بری فقط خورده از توشه‌ی مادری همی تاج بر سر گذارد به خواب شده پادشاهی برایش سراب کنون پیر و فرتوت و آزرده‌حال نگشتیده شاه و ندارد مدال بُود منتظر تا که شاهش کنند چو میمون و دلقک نگاهش کنند توَهُم زده با خیالات خام رسیده به پایانِ خود، والسلام ✍🏻 علی یگانه 🇮🇷◾️وطنز | بهترین شعرهای طنز ◾️🇮🇷 🇮🇷 @vatanz_ir 🏴

  • 🔸 باغ اَمرود نزد آنان مملکت بد بود و دشمن گود بود جُز مجیزِ غرب گفتن هر سخن بی سود بود گوش می بستند بر هر پندِ خلقِ خیرخواه گوش شان بر آنچه استکبار می‌فرمود! بود بود شوخی نزد آنان قدرت ایران ما قدرت دشمن ولی بسیار نامحدود بود بودنی‌ها بود در آن سو و در افکارشان آنچه اینجا بود تنها محنت و کمبود بود رویِ آنان در نماز عرضه‌یِ حاجاتِ خویش سمتِ آنچه قبله‌ی آمال آنان بود بود مغزشان آزاد راهی بهرِ امیالِ ستم لیک بهر فکر میهن جاده‌ای مسدود بود چشم می‌بستند بر روی حقیقت بی‌دریغ سودِ آنان تویِ اوضاعی غبارآلود بود همتی که سالها کردند!!! در وابستگی در غذا و صنعت و ابزار و بذر و کود بود نزد آنان بود پیروزی بر آمریکا چه بد چون که آمریکا بهشتِ عالیِ موعود بود باید آمریکا به چشم خلق باشد بی شکست سودشان در سایه‌ی تبلیغِ هالیوود بود عاشق تسلیم بودند و جهادِ با ستم نزد آنان شیوه‌ای بی حاصل و مطرود بود شور سازش داشتند و در دلِ پر بیم‌شان با ستمگرها در افتادن به کُل مردود بود مثل آن باغ کذا که نامِ آن برجام بود باغِ سازش هم سراسر حاصلش اَمرود بود حاصل افکارشان تنها همین صحبت: که غرب با فشار دکمه‌ای ما را کند نابود بود هر که از این قشر آمد بر سرِ کارِ وطن بیش و کم همواره بر این شیوه و این مود بود بوی گندِ خوک بوگندوی کودک‌خوار پست نزد این وابستگان غرب بویِ عود بود شد سیه بخت آن که با حُب شیاطین داشتن آرزویش کسب بخت و طالعی مسعود بود هیچ موقع در زمانه هیچ درمانی نیافت آن که از اُم‌المریضی طالبِ بهبود بود میهن جانم گلستان شد به رغم این همه گرچه ابراهیم‌سان در آتش نمرود بود ✍ احمد رفیعی وردنجانی 🇮🇷◾️وطنز | بهترین شعرهای طنز ◾️🇮🇷 🇮🇷 @vatanz_ir 🏴

  • وزیر رفاه: چند برابر شدن قیمت‌ها در سه قلم کالا اتفاق افتاده نه همه اقلام نداریم دوشواری قیمت اصلاً گران نیست حتی به قدر یک ارزن سه مورد فقط اندکی رفته بالا که آن هم خوراک است و پوشاک و مسکن ✍️محمد صبوریان 🇮🇷◾️وطنز | بهترین شعرهای طنز ◾️🇮🇷 🇮🇷 @vatanz_ir 🏴

  • 🇮🇷 به مناسبت روز خبرنگار 🇮🇷 از هر چه که بگذرد خبر دارد او بس سوژه‌ی تازه زیرِ سر دارد او عمری‌ست که دنبال خبر می‌گردد در گردشِ خود، شوقِ خطر دارد او گفتند رهِ عشق جگر می‌خواهد الحق که در این راه جگر دارد او از ثانیه ها بسی خبر می سازد یعنی که چه بسیار هنر دارد او هنگام گزارشِ غم و حادثه ای در پشتِ خبر، دو چشمِ تر دارد او هر جا که سریع، اتّفاقی افتد فی الفور به آن سوی سفر دارد او سخت است اگر چه شغل ایشان امّا صد شکر که آهنین کمر دارد او در مدحِ خبرنگار شعری گفتیم باشد که از این میانه بردارد او ✍ حسین اعتمادی 🇮🇷◾️وطنز | بهترین شعرهای طنز ◾️🇮🇷 🇮🇷 @vatanz_ir 🏴

  • 🔸 سگ یزید دلداده‌ی بی‌رگِ یزیدی نکبت حالا هدفِ تگِ یزیدی نکبت رفتی پی خوشبختیِ خود از ایران خوشبخت شدی! سگ یزیدی نکبت 🔸اا🔸 نابود ز فرطِ بی‌مُخی گردیدی فرخ بودی و سگ رُخی گردیدی رفتی به هوای آن که چیزی بشوی حالا که شدی! عجب پُخی گردیدی ✍احمد رفیعی وردنجانی 🇮🇷◾️وطنز | بهترین شعرهای طنز ◾️🇮🇷 🇮🇷 @vatanz_ir 🏴

  • 🔸کار اونطوری که می‌خواستن‌ پیش نرفته 😅🔸 یه کمی هم ببینیم از یزید فن‌ها و آرزویی که داشتن و دارن... 💭 نوش‌جان، اولین انجمن شعر این‌جوری در جهان 🇮🇷 @nooshejan_ir🔨

  • تحـریـم کـرد و تهدید وآنگـه پیـام داده وقت مذاکرات است کافی‌ست ناسپاسی!!! در زیر بمب و آتش ای کاردار عاقل کی کارگر بیفتد شمشیر دیپلماسی دشمن شکست عهدش صدبار و تو در این فکر پیـراهنـت چـه باشـد مشکی؟ سفیـد؟ یاسـی! در قلب آن شیاطین یک جـو اثر ندارد این خنده‌های مضحک! گفتار التماسی ما مـردم خیـابـان مبعـوث و انقلابی تا کی کشیم خواری از بازی سیاسی این خلق باوفا را خون‌خواه و جان‌فدا را در حقشـان ادا کـن میــزان حـق‌شناسـی حق چنین وفـا را حقـا کـه نیست هرگـز دلواپسی پی نان افلاس و آس و پاسی فصـل‌الخطـاب آخر امر ولایت ماست بشنو سپس قدم زن قانونی و اساسی ✍ محمد قلی‌زاده #وطنز_مخاطبان 🇮🇷◾️وطنز | بهترین شعرهای طنز ◾️🇮🇷 🇮🇷 @vatanz_ir 🏴

  • از ابتکار شیران هرگز خبر ندارند دیوانگان خونخور راه گذر ندارند ✍ خدیجه عباسپور #وطنز_مخاطبان 🇮🇷◾️وطنز | بهترین شعرهای طنز ◾️🇮🇷 🇮🇷 @vatanz_ir 🏴

  • هر چه ای یابو شوی دلسنگ‌تر تنگه می‌گردد یقینا تنگ‌تر در خیابان‌ها حضور ما ببین می‌شود هر شب بسی پر رنگ‌تر ✍ حسین اعتمادی 🇮🇷◾️وطنز | بهترین شعرهای طنز ◾️🇮🇷 🇮🇷 @vatanz_ir 🏴

  • 🔸 اشکِ تمساح این که دارد می‌رسد بر گوش بانگ شیونش اشکِ تمساحش چنین جاری شده بردامنش این که این‌سان عده‌ای گویند از مظلومی‌اش درس انسان سوختن آموخته اهریمنش این که این‌سان عده‌ای گویند که: رحمش کنید نیست یک جو رحم در قلب سراسر آهنش آن چنان ظلم و جنایت کرده این ابلیس که می‌زند بر جان شراری تلخ حتی گفتنش با قَمه، بی واهمه جان پُلیسی را گرفت بعد هم با ضربه‌هایش اربن اربا شد تنش بعد هم آتش زد آن جسم به خون غلتیده را شعله زد بر پیکرِ خونین بی‌پیراهنش دست آخر بر جنایت فخر کرد و رقص کرد بر تن خونین و صدچاکِ پلیسِ میهنش الغرض، آن‌سان جنایت کرد بر آن مرد که منع شد دیدار او از چشم فرزند و زنش آن که این‌گونه بدی کرده‌ست با خوبان دهر زود می‌گیرد اجل وقت قصاصش دامنش باز می‌آیند نامردان این دوران به حرف باز می‌گیرند ایراد از قصاص و کشتنش آن که حرفِ نه به اعدام است اکنون بر لبش در کجا بوده‌ست در هنگامِ جولان دادنش جان‌ من ایران که پا برجاست در اوج شکوه از صفایِ جان‌فزایِ لاله‌هایِ گلشنش جان من ایران که با خون یلانش مانده است سربلند و مقتدر در فتنه‌های دشمنش جان من ایران که یک آن رو به خاموشی نرفت از سرِ فوتِ بداندیشان چراغِ روشنش ✍ احمد رفیعی وردنجانی 🇮🇷◾️وطنز | بهترین شعرهای طنز ◾️🇮🇷 🇮🇷 @vatanz_ir 🏴

  • 🔸 خوکِ خوک وای بر خوک و به هر دلبسته‌یِ مفلوک خوک هر که باشد طعمه‌ای در نقشه‌یِ مشکوکِ خوک هرکه با شوقی که پشمی بر کلاه خود نهد می‌بچرخد سالهای سال گردِ دوکِ خوک هرکه در رویاست تا از خوک گردد بهرمند هست چشمش در پیِ هر چشمک مسکوکِ خوک وای بر آن کس که در این روزگار پرفریب فکر خود را بسته بر فرمانِ مغزِ پوک خوک عاقبت قربانی میلِ کثیفش می‌شود آن که بوده علتِ ایجاد کیفِ کوکِ خوک در دل این خیمه شب‌بازیِ آدم‌خوارها هست در دستانِ صهیون قسمتِ مرفوکِ خوک هر که با خوکِ کثافت دوست همراهی کند می‌شود یک روز خوکِ خوکِ خوکِ خوکِ خوک ✍ احمد رفیعی وردنجانی 🇮🇷◾️وطنز | بهترین شعرهای طنز ◾️🇮🇷 🇮🇷 @vatanz_ir 🏴

  • 🇮🇷 تقدیم به برادران عزیز و مهمان نواز عراقی 🇮🇷 فراموشت نخواهم کرد ای هم دین و آیینم تو در قلب منی هر دم، تویی آن جانِ شیرینم الا ای یار دیرینه که مهمانم نمودی باز مرا توفیق دیگر شد سرِ خوانِ تو بنشینم اگر دشمن بپا خیزد که بذرِ تفرقه ریزد مرا یکدم مباد ای دل که یاری جز تو بُگزینم چو می‌گویی هَلا بیکم، دلم آرام می‌گیرد تسلّا داده‌ای بی‌شک به قلب زار و خونینم درون منزل خوبان ندارم غصّه و رنجی که در کوی تو ای مومن به جز خوبی نمی‌بینم نگاهِ سبز چشمانت، پر از عشق است و زیبایی من از بُستانِ پر مِهرت چه گل‌هایی که می‌چینم چه کردی با دل زائر که یادت هست تا آخِر؟! چو می‌آیم به شهر خود، ز هجران تو غمگینم فراقی نیست بین ما که اَنت خویه فی دینی عجب تعبیرِ زیبایی، فدای این‌چنین دینم ✍ حسین اعتمادی 🇮🇷◾️وطنز | بهترین شعرهای طنز ◾️🇮🇷 🇮🇷 @vatanz_ir 🏴