ㅤ ִ࣭ℬ۠᪾𝝰࣭࣪͟𝗋 𝖽࣭̣𝖾 𝗅᪾𝖺 𝐍۪𝗈ْ᪾𝖼ⴙ᪾𝖾 𝓒𝖺᪾𝗋۠𝗆۪𝖾𝗌᪾í
Статистика 𝖵𝗈𝗎𝗌 𝗏𝖾𝗇𝖾𝗓 𝖽'𝖾𝗇𝗍𝗋𝖾𝗋 𝖺𝗎 𝖡𝖺𝗋 𝖽𝖾 𝗅𝖺 𝖭𝗈𝖼𝗁𝖾 𝖢𝖺𝗋𝗆𝖾𝗌í, 𝖻𝗂𝖾𝗇𝗏𝖾𝗇𝗎𝖾.
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 6
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 7
- 1/48двое суток
- 8
- 1/72трое суток
- 8
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
без подписи
🤩rwrd♟) n Roll the dice. 🎲 -If it's 6/2 I will you a fact bout ur zodiac n a picture based on ur vibe.⭐ -If it's 3/5 I'll give you a Dialogue n a song based on your vibe.🤩 -If it's 1/4 I'll describe u likes this n ask you a random question.🌑 Limit …
🤩rwrd♟) n Roll the dice. 🎲 -If it's 6/2 I will you a fact bout ur zodiac n a picture based on ur vibe.⭐ -If it's 3/5 I'll give you a Dialogue n a song based on your vibe.🤩 -If it's 1/4 I'll describe u likes this n ask you a random question.🌑 Limit - till I cross the line.🎯
Chose between: HONKAI STAR RAIL, GENSHIN IMPACT, HONKAI IMPACT. Platonic or Romance
#challenge Forward this message to your channel and ~ ♡˖ Chose between: HONKAI STAR RAIL, GENSHIN IMPACT, HONKAI IMPACT. Platonic or Romance And I will give you two characters based on what you choose (they could be a gl/bl ship so yeah) and a HOYO-MIX / character theme song based on your vibe. Limit: 'till crossword out. Be join please. (Or not if you don't want to join)
без подписи
ׅ__ 🔎 ꯭ꨭᩛꨶ᷃ _۪_݂ ㅤ 𝖿𝗈𝗋𝗐𝖺𝗋𝖽 𝗍𝗁𝗂𝗌 𝗆𑪍𝗌𝗌𝖺𝗀𝖾 𝗌𝗈 𝗇𝖺𝗓𝗅𝗂 𝗇 𝗋𝖺𝗂𝗓𝖾𝗅 𝗐𝗂𝗅𝗅 𝗀𝗂𝗏𝖾 𝗒𝗈𝗎 𝖺 𝗋𝖺𝗇࣫𝖽𝗈𝗆 𝗌𝗁𝗂𝗉 𝖿𝗋𝗈𝗆 𝖺 𝗀𝖺𝗆𝖾 𝗈𝗋 𝖺𝗇𝗂𝗆𝖾 𝖺𝗇𝖽 𝗆ִ𝖺𝗄𝖾 𝖺 𝗆𝗈𝗈࣫𝖽𝖻᳤ּ𝗈𝖺𝗋𝖽 𝗈𝖿 𝗍𝗁𝖾ִ𝗆
اگه دوست داشتید فور کنید، منم بهتون میگم اگه یه روح ناظر بودید به آدمها چی میگفتید.
🪽 :: https://t.me/viaxdr3am
میگفتند آن شب، وقتی ماه برای اولین بار در برابر خورشید ایستاد، کودکی به دنیا آمد که روی صورتش نشانی شبیه همان کسوف داشت. لکهای تیره کنار چشمش، مانند سایهی ماه روی خورشید، از کودکی با او همراه بود. مردم شهر آن را نشانهی بدی میدانستند. میگفتند دختری که با تصویر تاریکی روی پوستش متولد شود، نمیتواند برای کسی خوبی بیاورد. مادران، کودکانشان را از او دور میکردند و پیرمردها زیر لب دعا میخواندند وقتی از کنارشان عبور میکرد. اما دختر هیچوقت نفهمید چرا چیزی که بخشی از وجود او بود، برای دیگران ترسناک به نظر میرسید. او با همان صورت متولد شده بود؛ همانطور که بعضی گلها با خار متولد میشوند. اما شاید حق داشتند. شاید واقعاً چیزی درون او تغییر کرده بود. شاید آن سایه فقط روی پوستش نبود؛ شاید آرامآرام به قلبش هم راه پیدا کرده بود. اما آیا باعثش تاریکی مردم بودند، یا تاریکی خورشید؟ نمیشد تقصیر را گردن یک چیز انداخت. ماه روی پوستش تاریکی انداخت و مردم شهر زخمی عمیق بر آن زدند. هرچه بزرگتر شد، دختر دیگر تلاش نمیکرد سایهی روی صورتش را پنهان کند. دیگر آینه برایش یادآور حرفهای مردم نبود؛ فقط تصویری از کسی بود که از تمام آن روزها عبور کرده بود. لکهی ماه، روی قلبش بزرگتر از پوستش بود. او دیگر خودش هم جزوی از تاریکی شده بود. روزی که دوباره کسوفی در آسمان رخ داد، مردم شهر از ترس به خانههایشان پناه بردند. اما دختر بیرون ایستاد و به آسمان نگاه کرد. برای اولین بار، از چیزی که سالها نفرین میدانستند، نترسید. ماه هیچوقت قصد نداشت خورشید را نابود کند، فقط برای لحظهای میان نور و جهان ایستاده بود تا چیزی را نشان دهد که در روزهای عادی دیده نمیشد. تا چیزی درون دختر تغییر دهد، چیزی را دگرگون کند. دگرگونی با تاریکی بود یا تولد دوباره از نور میآمد؟ دیگر اهمیت نداشت، اما حالا که بالاخره لکهی سیاه از قلبش پاک شده بود، دیگر جایی در این دنیا نداشت. کسوف هم به دختر جان بخشید، و هم در برکهی تاریک جانش را گرفت.
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
𝒞𝖺𝗆𝖾 𝖻à𝖼𝗄 𝓕 𝗋𝑜𝗆 𝗍𝗁𝖾𝒱𝗈𝗂𝖽 𝒲𝗂𝗍𝗁 𝗍𝗁é 𝒱oid 𝗌𝗍𝗂𝗅𝑙 𝗂𝗇 ℳ𝑒
𝒜𝗅𝗅 𝗂𝑛 𝒜𝗅𝗅 𝓘 𝖽𝑜𝗇'𝗍 𝒦𝑛𝗈𝗐 𝗐𝗁𝖺𝗍 𝗍𝗈 ℬ𝖾𝗅𝗂𝖾𝗏𝖾 ℬ𝗎𝗍 𝓘 𝗍𝑜𝗅𝖽 𝗆𝗒 ℱ𝗋𝗂𝖾𝗇𝖽𝗌 𝓘'𝗆 𝗇𝑜𝗍 𝒮𝗎𝗋𝖾 𝗂𝖿 𝗍𝗁𝖾𝗒'𝗋𝖾 ℛ𝖾𝖺𝗅 𝒜𝑛𝖽 𝓘'𝗆 𝗉𝖾𝖾𝗋𝗂𝑛𝗀 𝗂𝑛 ℳ𝗂𝗋𝗋𝑜𝗋𝗌 𝖿𝗈𝗋 𝒫𝗋𝗈𝑜𝖿 𝗍𝗁𝖺𝗍 𝓘'𝗆 ℋ𝖾𝗋𝖾 ℋ𝖺𝗅𝖿 𝗂𝑛 ℋ𝖺𝗅𝖿 𝗈𝗎𝗍 𝗈𝖿 𝗍𝗁𝗂𝗌 ℬ𝗋𝑜𝗄𝖾𝗇 ℳ𝖺𝖼𝗁𝗂𝑛𝖾 𝒮𝗂𝖼𝗄 𝗍𝗈 𝗍𝗁𝖾 ℬ𝗈𝑛𝖾 𝗐𝗂𝗍𝗁 𝒮𝑜𝗆𝖾 𝗌𝗉𝖾𝖼𝗍𝗋𝖺𝗅 𝒟𝗂𝗌𝖾𝖺𝗌𝖾
без подписи
без подписи
✦︎ 𝖧𝖡𝖣 𝗍𝗈 𝓜𝑒!