tgindex
کافه ویرگول

کافه ویرگول

Статистика
@virgolcafeперсидский

ارتباط با مدیر: @cafevirgooll ویرگول درنگی کوتاه در شتاب زندگی... آدرس:چهارراه پیام نور

Последний пост
9 июн.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
28
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
477
0 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
226
28 постов
Вовлечённость
47,4%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 28
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • اما خوش بین ها هستن که جهان رو پیش می برند💫

  • با غصه و درد روبرویی ممنوع بی حوصلگی و تندخویی ممنوع اسراف اگر چه کار ناشایستی ست درمصرف خنده صرفه جویی ممنوع #آذین_قانع در روزگاری که بهانه ی گریستن فراوان است تو ،دلیل حال خوب آدم ها باش 🤍❤️

  • آن‌ها که دستور جنگ را می‌دهند .. زیر باران نیستند ...! میان گل‌ولای نیستند ... و با فکر چشمان معشوقه خود نمی‌میرند ...! جنگ را شرورترین افراد برمیانگیزانند .. و شریف‌ترین افراد اداره می‌کنند ..! #آندره_مالرو

  • 🍃مرد گِل خوار و عطار قند فروش فردی دچار بیماری گِل خواری بود و چون چشمش به گِل می افتاد، اراده اش سست می شد و شروع به خوردن آن می نمود. وی روزی برای خریدن قند به دکان عطاری رفت. عطار در دکان سنگِ ترازو نداشت و از گِل سرشوی برای وزن کشی استفاده می کرد. عطار به مرد گفت: من از گِل به عنوان سنگِ ترازو استفاده می کنم. برای تو مشکلی نیست؟ مرد گفت: من قند می خواهم و برایم فرق نمی کند از چه چیزی برای وزن کشی استفاده کنی. در همین هنگام مرد در دل خود می گفت: چه بهتر از این! سنگ به چه دردی می خورد برای من گِل از طلا با ارزش تر است. اگر سنگ نداری و گِل به جای آن می گذاری باعث خوشحالی من است. عطار به جای سنگ در یک کفه ی ترازو، گِل گذاشت و برای شکستن قند به انتهای مغازه رفت. در همین اثنا، مرد گِل خوار دزدکی شروع به خوردن از گِلی که در کفه ی ترازو بود کرد. او تند تند می خورد و می ترسید مبادا عطار متوجه ماجرا شود. عطار زیرچشمی متوجه ی گل خوردن مشتری شد ولی به روی خودش نیاورد. بلکه به بهانه پیدا کردن تیشه قند شکن، خود را معطل می کرد. عطار در دل خود می گفت: تا می توانی از آن گل بخور. چون هر چقدر از آن می دزدی در واقع از خودت می دزدی! تو بخاطر حماقتت می ترسی که من متوجه دزدیت بشوم. در حالیکه من از این می ترسم که تو کمتر گل بخوری! تا می توانی گل بخور. تو فکر می کنی من احمق هستم؟ نه! این طور نیست. بلکه هنگامی که در پایان کار، مقدار قندت را دیدی، خواهی فهمید که چه کسی احمق و چه کسی عاقل است! این داستان یکی از حکایت های زیبای مولوی در مثنوی معنوی است. مولانا در این حکایت تنها به نکوهش دلبستگی به مال و لذت‌های زودگذر دنیا بسنده نمی‌کند، بلکه به یکی از عمیق‌ترین خطاهای انسان اشاره دارد؛ اینکه انسان گاهی گمان می‌کند در حال سود بردن است، در حالی که سرمایه اصلی خود را از دست می‌دهد. مرد گل‌خوار تصور می‌کرد که با خوردن گل، چیزی رایگان به دست آورده است، اما نمی‌دانست هر مشت گِلی که می‌خورد، از وزن قندی که قرار بود دریافت کند کاسته می‌شود. او در حقیقت از جیب خود می‌دزدید. از نگاه مولانا، بسیاری از انسان‌ها نیز چنین‌اند. آنان ساعت‌ها و روزها از عمر خویش را صرف حرص، حسد، خودنمایی، کینه‌توزی، شهوت‌پرستی و دل‌بستگی‌های بی‌ارزش می‌کنند و می‌پندارند که بهره‌ای از زندگی برده‌اند. اما در واقع، سرمایه گران‌بهای جان، آرامش، معنویت و فرصت رشد خود را از دست می‌دهند. آنان به جای آنکه «قند» حقیقت، معرفت و عشق الهی را به دست آورند، به «گل» عادت‌ها و خواسته‌های نفسانی دل خوش می‌کنند. عطار این حکایت نیز نمادی از قانون الهی و نظام حکیمانه جهان است. او مانع مرد گل‌خوار نمی‌شود، زیرا هر انسانی در انتخاب مسیر خود آزاد است. خداوند نیز بارها راه درست را نشان می‌دهد، اما انسان را مجبور به انتخاب نمی‌کند. هر کس نتیجه انتخاب‌های خویش را خواهد دید؛ همان‌گونه که مرد گل‌خوار در پایان معامله با قندی کمتر از آنچه انتظار داشت روبه‌رو می‌شود. پیام دیگر این داستان آن است که بزرگ‌ترین زیان‌ها همیشه آشکار نیستند. بسیاری از افراد وقتی سرمایه مالی خود را از دست می‌دهند، متوجه خسارت می‌شوند؛ اما وقتی سرمایه عمر، جوانی، فرصت‌های معنوی، محبت و آرامش درونی را از دست می‌دهند، کمتر به آن توجه می‌کنند. مولانا هشدار می‌دهد که انسان باید مراقب باشد مبادا عمر خویش را صرف چیزهایی کند که در ظاهر شیرین و دلپذیرند، اما در حقیقت از ارزش‌های والاتر زندگی می‌کاهند. 🔚بنابراین، حکایت «مرد گل‌خوار و عطار قندفروش» دعوتی است به خودشناسی و بیداری؛ اینکه هر یک از ما از خود بپرسیم: در ترازوی زندگی، قند را برمی‌گزینیم یا گل را؟ آیا آنچه امروز برایش وقت، نیرو و اندیشه صرف می‌کنیم، سرمایه حقیقی ما را افزون می‌کند یا بی‌آنکه بدانیم از کفه وجودمان می‌کاهد؟ مولانا یادآور می‌شود که انسان خردمند فریب لذت‌های کوتاه‌مدت را نمی‌خورد و سرمایه عمر را با هیچ گل بی‌ارزشی معاوضه نمی‌کند، زیرا می‌داند بهای واقعی زندگی در رشد روح، آگاهی، عشق و نزدیکی به حقیقت نهفته است.

  • با گذشت زمان می‌فهمی خوشبختی، بیشتر از آنکه داشتن باشد، آرام بودن است.

  • در واقع زندگی چیز دیگری نیست، جز کشیدن نقشه برای ایستادن در برابر سرنوشت... #خولیو_کورتاسار

  • ‏اندوهگین نباش سرزمینِ من در شکافِ زخم‌های تو بذرِ گل کاشته‌ام تو روزی سراسر گلستان خواهی شد... #علیرضا_روشن

  • مولانا خدا رو قشنگ تعریف میکنه: گر هزاران دام باشد در قدم چون تو بامایی نباشد هیچ غم..✨

  • видео или голосовое, без подписи

  • از اول هم اسمش رو باید می‌ذاشتن «آتش‌کم».

  • امشب اینطوریه که ممکنه شب تو تلگرام بخوابی و صبح تو بله بیدار شی😁

  • تاحالا دقت کردین، هرکی خوشگله بیشتر ازت تعریف میکنه، هرکی موفقه بیشتر تشویقت میکنه، هرکی اصیل‌تره کمتر قضاوتت میکنه، آخرش میفهمی آدما اون چیزی رو بهت میدن که درون خودشونه.

  • گفتم: سلام! آمده‌ام تا دوباره بخوانم شاید سطری شگفت ناخوانده ماند، گلاویزِ حافظه‌ام شود و بخواهد بداند که خوانده بوده‌ام‌اش از این یا نه و یا نوشته بوده‌ام‌اش اصلن؟ یا از پرنده‌یی شنیده بوده‌ام‌اش. سلام..! سلام..! آمده‌ام تا دوباره حفظ‌ات کنم بخوانم‌ات، شب روز بیداری رؤیا ای درسِ سختِ ناآموختنیِ زیبا... ■شاعر: #منوچهر_آتشی [ ۱۳۸۴–۱۳۱۰ ]

  • فرصتی استثنایی برای شروع یا توسعه کسب‌وکار شما در حوزه قهوه و نوشیدنی! کافی‌شاپ ویرگول با موقعیت عالی و تمامی امکانات و تجهیزات کامل، به صورت اجاره‌ای واگذار می‌گردد. این مجموعه کاملاً آماده کار است. طراحی داخلی شیک و بدون نیاز به بازسازی؛ بدون نیاز به صرف وقت و هزینه برای تجهیز، می‌توانید از همان روز اول فعالیت خود را آغاز کنید. تلفن تماس: ۰۹۱۵۱۷۰۸۸۹۱

  • امروز دوباره فیلم دیدن های صبح ام بعد مدتها با فیلم رادیکال شروع شد.. داستان فیلم تقریبا مثل انجمن شاعران مرده است بازم با یک معلم خلاق روبرو هستیم که توی شهر کوچیک مکزیک که پر از خشونت و درگیری است سعی می کنه با یک روش خلاقانه در تدریس؛ بچه ها رو به درس علاقمند کنه و انصافا هم که بسیار موثره؛ مخصوصا وقتی می فهمی که فیلم بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده حس خوبی بهت دست میده... پیشنهادم اینه که همه ی دوستانی که با آموزش بچه ها سروکار دارند وقت کردند حتما این فیلم و ببینن👌

  • فرق میان ملت جهان پیشرفته، با ملت جهان سومی دراین معناست که ملت جهان سومی مدام شعار میدهد، تا شعورشان را نابود کنند. و جهان پیشرفته شعور می پروراند تا شعارهایشان را به عینیت بکشند. #میثرا_اشوان

  • توی روانشناسی یه اصطلاح داریم به اسم خطای نسبت دادن بنیادین یعنی چی حالا؟ ما اگه پیاده باشیم، راننده ها همه وحشین. ولی اگه ما سواره باشیم، پیاده ها همه گیجن. ما اگه تند رانندگی کنیم چون عجله داریم. ولی اگه بقیه تند برن خیلی گاون! یا مثلاً توی رابطه، اگه من خودم پیام ندم کار داشتم ولی اگه طرف مقابل پیام نده یعنی داره خیانت میکنه! مغز ما عاشق اینه که خودشو منطقی بدونه و بقیه رو مقصر بشناسه. برای درک بهتر دیگران، باید از خودمون سوال کنیم اگه من جای اون آدم بودم، اینکارو نمی کردم؟

  • زندگی همیشه یک شانس دومی بهتون میده بهش میگن فردا امروز هم همون فردای دیروزه! قدرشو بدونید...

  • اكه كسى تابحال بهت نگفته، ما ميگیم. آفرين كه تا اينجا رسيدى. بايد خيلى به خودت افتخار كنى. كارت عاليه، با خودت مهربون بمون، وازهمه مهمتر، ادامه بده.💪

  • видео или голосовое, без подписи

کافه ویرگول — tgindex