وحشی بافقی
Статистика- Последний пост
- 12 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 1
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 14
- 1/48двое суток
- 16
- 1/72трое суток
- 17
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
مجروح را جراحت و بیمار را مرض عشاق را مفارقت یار میکشد #وحشی_بافقی @tasian53_135
دلتنگم و با هیچکسم میل سخن نیست کس در همه آفاق به دلتنگی من نیست #وحشی_بافقی @chaame ⛵️
🟠مجموعه کانال های ادبی زیرمجموعه رواق: 🔴اشعار قاآنی شیرازی https://t.me/qaanishirazi 🟡اشعار کمال الدین اسماعیل اصفهانی https://t.me/kamalismael 🟢اشعار سلیم تهرانی https://t.me/salimtehrani 🔵اشعار سعدی شیرازی https://t.me/saadiishirazi 🟣اشعار حافظ شیرازی https://t.me/haafezshiraz 🔴اشعار فروغی بسطامی https://t.me/forbastami 🟠اشعار کلیم کاشانی https://t.me/kaliimkashani 🟡اشعار طالب آملی https://t.me/taalibamoli 🟢اشعار صائب تبریزی https://t.me/saaibtabrizi 🔵اشعار خاقانی شروانی https://t.me/khaqaani 🟣اشعار وحشی بافقی https://t.me/wahshibafqi
#یک_ماه_غزل ابروی تو جنبید و خدنگی ز کمان جست بر سینه چنان خورد که از جوشن جان جست این چشم چه بود آه که ناگاه گشودی این فتنه دگر چیست که از خواب گران جست من بودم و دل بود و کناری و فراغی این عشق کجا بود که ناگه به میان جست در جرگهٔ او گردن جان بست به فتراک هر صید که از قید کمند دگران جست گردن بنه ای بستهٔ زنجیر محبت کز زحمت این بند به کوشش نتوان جست گفتم که مگر پاس تف سینه توان داشت حرفی به زبان آمد و آتش ز دهان جست وحشی می منصور به جام است مخور هان ناگاه شدی بیخود و حرفی ز زبان جست #وحشی_بافقی @mahghazal
شوق میگوید که آسان نیست بی او زیستن صبر میگوید که باکی نیست، گو دشوار باش #وحشی_بافقی🌺 @khatemooj
من و زخمِ تیزدستی که زد آنچنان به تیغم که سرم فتاده بر خاک و تنم خبر ندارد #وحشی_بافقی #خشن #قتل #تیغ #مرگ #بسمل #تصویرسازی #خونریز
غلط است هرکه گوید که به دل رَهَسْت دل را دل من زِ غصه خون شد دل او خبر ندارد وحشی بافقی @kalamat_k
ای مرغِ سحر، حسرتِ بستان که داری؟ این ناله به اندازهی حِرمان که داری؟ ای خشکلبِ بادیه، این سوزِ جگرتاب در آرزوی چشمهی حیوان که داری؟ ای پایِ طلب، اينهمه خونبستهْ جراحت، از زخمِ مغیلانِ بیابانِ که داری؟ پژمرده شد ای زردگیا برگِ امیدت امّید نم از چشمهی حیوان که داری؟ ای شعلهی افروخته، این جانِ پُر آتش تیز از اثرِ جنبشِ دامانِ که داری؟ ما خود همه دانند که از تیرِ که نالیم این ناله، تو از تیزیِ مژگانِ که داری؟ "وحشی" سخنانِ تو عجب سینهگداز است این گرمیِ طبع از تَفِ پنهانِ که داری؟... #وحشی_بافقی
حدیثِ غیر گویی تا ز غیرت زودتر میرم پس از عمری که حرفی با منِ بیمار میگویی... #وحشی_بافقی
رقیبان صد سخن گویند و یکیک را کنی تحسین چو من یک حرف گویم، گوییاَم بسیار میگویی... #وحشی_بافقی
گر بدانی حالِ من، گریان شوی بیاختیار ای که منعِ گریهی بیاختیارم میکنی... #وحشی_بافقی
ای بیسببْ اسیرکُشِ بیگناهسوز! پرسند اگر به حَشْر سبب را، چه میکنی؟... #وحشی_بافقی
با چشمِ شوخ نیز گرفتم بر آمدی آن خندهی نهانیِ لب را چه میکنی؟... #وحشی_بافقی
تو نشسته در مقابل، من و صد خیالِ باطل که به عالمِ تخیّل، به که اتّصال داری... #وحشی_بافقی
ترسم جنون غالب شود، طغیان کند سودایِ تو طوقم به گردن بر نهد، عشقِ جنونفرمایِ تو میآیی و میافکند، چاکم به جیبِ عافیت شاخِ گلی دامنکشان، یعنی قدِ رعنایِ تو وقتی نگاهی رسم بود، از چشمِ سنگیندلْ بتان آن رسم هم منسوخ شد، در عهدِ استغنایِ تو فرسوده سرها در رهت، در هر سری صد آرزو وآن آرزوها خاک شد، یکیک به زیرِ پایِ تو "وحشی" ببین اندوهِ دل، وز سختجانی دم مزن کز هم بپاشد کوه را، اندوهِ جانفرسایِ تو... #وحشی_بافقی
هجر خدایا بس است، زود وصالی بده شوق مده اینهمه، یا پر و بالی بده خوبی خود را بگیر از دلم اندازهای آینه آوردهام، عرضِ جمالی بده ای دلِ وحشتگریز، اینهمه دَهشَت چرا؟ فرصتِ حرفی بجو، شرحِ ملالی بده از پِیِ یک نیمجان، چند تقاضایِ ناز؟ میدهم اینک به تو، لیک مجالی بده یادِ غزلهای تو وحشی و این ذوقِ عشق بیهدهگردی بس است، دل به غزالی بده... #وحشی_بافقی
تا بود نقد جان به کف من نیامدی آن روز آمدی که نثاری نداشتم #وحشی_بافقی @abyedoordast
🍃 کافر نکند آنچه تو کردی، حذر از "تو"… حذر از تو… حذر از تو… #وحشی_بافقی @leylianeha
دگر آن شبست امشب که ز پی سحر ندارد من و باز آن دعاها که یکی اثر ندارد من و زخمِ تیزدستی که زد آنچنان به تیغم که سرم فتاده بر خاک و تنم خبر ندارد همه زهرخورده پیکان، خورم و رطب شمارم چه کنم؟ که نخل حرمان بِه از این ثمر ندارد ز لبی چنان که بارد شکرش ز شکّرستان همه زهر دارد اما چه کند؟ شکر ندارد به هوای باغ مرغان همه بالها گشاده به شکنج دام مرغی چه کند که پر ندارد؟ بکش و بسوز و بگذر منگر به این که عاشق به جز این که مهر ورزد گنهی دگر ندارد می وصل نیست وحشی، به خمار هجر خو کن که شراب ناامیدی غم دردسر ندارد #وحشی_بافقی @chaameghazal ⛵️
همای دولتی، تا سایه بر بام که اندازی خوشا بخت بلندی را که سوی اوست پروازت #وحشیبافقی @tazaahome_khial