ㅤسایـہ باבٖؒ
Статистика«یا عِمٰادَ مَنْ لَا عِمٰادَ لَهُ» کمی شعر، کمی کتاب، کمی درد و دل... ناشناس https://t.me/HarfChatBot?start=0124f28daead
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 6
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 39
- 1/48двое суток
- 44
- 1/72трое суток
- 48
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
видео или голосовое, без подписи
🐈
видео или голосовое, без подписи
سالهاست که همه با هم شادی واقعی نداشتهایم.
:)))
معجزه واقعی یعنی اون چیزی که احتمال وقوعش صفره یهو بشه صد! که اساسا همچین چیزی هیچ جای زندگی من نه دیده شده، نه دیده خواهد شد.
برای شب، برای روح، برای آرامش، برای تاریکی، برای ...
از پله ها آرام آرام پایین میآید درحالیکه دارد مستقیم به چشمانم نگاه میکند. فکر میکنم چشمانش ترسناک ترین چشم هایی هستند که تا به حال دیدهام. با تمام توانم در رو به رویم را میکوبم، هیچکس در را برایم باز نمیکند. التماس میکنم ولی هیچکس به کمکم نمیآید. الان دیگر خیلی بهم نزدیک است. به اطرافم نگاه میکنم، هیچ وسیلهای برای دفاع از خودم پیدا نمیکنم. فقط یک کیف پول کوچک همراهم است. کیف پولم را باز میکنم و هر چیزی که در ان وجود دارد را به سمتش پرتاب میکنم. اشیاء به صورتش برخورد میکنند ولی از حرکت باز نمیایستد. از ترس جانم به لبم رسیده و فکر میکنم هر آن است که قلبم بایستد. درست در مقابل صورتم میایستد، هر چیزی که به سمتش پرت کرده بودم را جلوی پایم میریزد، کمی مکث میکند و با آرامش این جملات را به زبان میآورد: حالا میروم ولی برمیگردم. زمستان برمیگردم.زمستان سختی پیش روی توست. سپس بر میگردد و غیب میشود. از شدت ترس گریه میکنم. اشک هایم پیدر پی فرو میریزند. تمام میشود. از خواب بیدار میشوم. اطرافم را نگاه میکنم و عرق سرد را از روی پیشانیام پاک میکنم. تعبیر و معنایش را نمیدانم. ولی یک چیز را خوب میدانم، زمستان سختی در پیش روست.
آدم به آرایشگرشم وابسته میشه دیگه تراپیست که جای خودشو داره.
видео или голосовое, без подписи
درس بخون و دماغتو بکش بالا.
یه رابطه عمیقی بین افزایش سلامت پوست و روح و روانم با تموم شدن امتحانا وجود داره.
بهراستی چه میشد اگر فردا یکم شهریور میبود؟
اره خب، اون قایم شده و منم هر چی میگردم پیداش نمیکنم.
دارم منهدم میشم.
از من به تو، عزیزِ جانم، راه که چه عرض کنم، حتی بیراههای هم وجود ندارد.
یه وقت یادت نره زندهای :)
دارم منهدم میشم.
چه کردی با خودت چاوش خونِ خاکِ بیزائر؟
کاش خونه خودش تمییز میشد پایاننامهام خودش تموم میشد موهام خودش صاف میشد حسابم خودش پر میشد • لِیْ • @OfficialPersiaTwiter