忍者 ִ ࣪⋆ 🐈⬛
Статистика𝑺𝒕𝒂𝒓 𝒈𝒊𝒓𝒍★ 🐈⬛🧙🏻♀️ m.h -𝑴𝒊𝒐𝒔𝒚𝒂 @Miosyabot Talk? 🔮
- Последний пост
- 6 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 20
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 19
- 1/48двое суток
- 21
- 1/72трое суток
- 23
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🤩 بیش از ۵ میلیون زن بی گناه به دلیل انجام فعالیت هایی عادی ای که در مغز بقیه نمیگنجید سوزانده شدن
без подписи
مردم و دولت ها با زنهایی که به جادوگری متهم میشدن ، چه کار میکردن؟ 👤🔤 شاید خیلیها فکر کنن همهی جادوگرها رو میسوزوندن، ولی واقعیت یه کم فرق داشت. اول از همه، کسی که به جادوگری متهم میشد رو بازداشت میکردن. خیلی وقتها هیچ مدرکی وجود نداشت؛ فقط یه شایعه، یه دشمنی قدیمی یا حرف چند نفر کافی بود تا زندگی یه آدم زیر و رو بشه. بعد نوبت بازجویی میرسید، و اینجا بود که شکنجه شروع میشد. باور داشتن اگر کسی واقعاً با شیطان پیمان بسته باشه، بالاخره زیر فشار اعتراف میکنه. برای همین از روشهای وحشتناکی استفاده میکردن؛ دستها رو از پشت میبستن و از سقف آویزونش میکردن، روی انگشتها و پاها وسیلههای مخصوص فشار میذاشتن، ساعتها اجازه خواب نمیدادن یا مجبورش میکردن مدت طولانی توی وضعیتهای دردناک بمونه تا بالاخره هر چیزی که بازجو میخواست رو بگه. یکی از عجیبترین کارها، پیدا کردن چیزی بود که بهش «نشان شیطان» میگفتن. تمام بدن متهم رو میگشتن تا خال، زگیل یا جای زخمی پیدا کنن و ادعا میکردن این همون جاییه که شیطان لمسش کرده. حتی گاهی با سوزن اون قسمت رو سوراخ میکردن و اگر متهم از شدت ترس یا شوک واکنش نشون نمیداد، همون رو مدرک جادوگری حساب میکردن. یه آزمایش معروف دیگه هم آزمون آب بود. دست و پای متهم رو میبستن و داخل رودخونه یا دریاچه میانداختن. اگر روی آب میموند، میگفتن آب مقدس اون رو قبول نکرده، پس جادوگره. اگر زیر آب میرفت و غرق میشد، میگفتن بیگناه بوده… یعنی تنها راه اثبات بیگناهی، مرگ بود. بعد از اعتراف یا صدور حکم، مجازاتها بسته به زمان و کشور فرق میکرد. توی خیلی از مناطق آلمان، فرانسه و سوئیس، محکومها رو زنده توی آتش میسوزوندن، چون آتش رو نماد پاک شدن از شر میدونستن. اما توی انگلستان و بعضی مستعمرهها مثل سِیلِم در آمریکا، بیشتر محکومها رو دار میزدن، نه اینکه بسوزونن. امروز تاریخدانها معتقدن بیشتر این آدمها اصلاً جادوگر نبودن. خیلیها فقط قربانی ترس، خرافات، اختلافهای شخصی یا جامعهای شدن که برای هر اتفاق بدی دنبال یه مقصر میگشت. ترسناکترین بخش ماجرا شاید همین باشه؛ اینکه گاهی برای از بین رفتن یک زندگی، لازم نبود جرمی وجود داشته باشه… فقط کافی بود مردم تصمیم بگیرن تو «متفاوتی». Herstory 🔤
без подписи
چرا «جادوگرها» به وجود اومدن ⁉️ اگه فیلمها رو دیده باشی، احتمالاً جادوگرها رو با یه پیرزن دماغدراز، کلاه نوکتیز و جارو به دست میشناسی. ولی واقعیت اینه که جادوگرها از اول این شکلی نبودن. خیلی قبلتر از اینکه مردم از جادوگرها بترسن، توی روستاها زنهایی بودن که گیاههای دارویی میشناختن، زایمان انجام میدادن، از بیماریها سر درمیآوردن و چیزهایی بلد بودن که برای بقیه عجیب به نظر میرسید. اون زمان نه پزشکی امروزی وجود داشت، نه داروخانه. خیلی از مردم برای درمان، سراغ همین زنها میرفتن. کمکم هر اتفاقی که دلیلش معلوم نبود، گردن همین آدمها افتاد. یه بچه مریض میشد، گاو میمرد، محصول از بین میرفت یا طاعون میومد، مردم دنبال یه مقصر میگشتن و چه کسی راحتتر از زنی که با گیاهها کار میکرد و با بقیه فرق داشت؟ از قرن پانزدهم تا هفدهم، اروپا وارد یکی از تاریکترین دورههای تاریخش شد. کلیسا و حکومتها کمکم این باور رو گسترش دادن که جادوگرها با شیطان پیمان بستن و بین مردم زندگی میکنن. هر زنی که کمی متفاوت بود، ممکن بود متهم بشه؛ زنی که تنها زندگی میکرد، بیوه بود، بچه نداشت، قابله بود، داروی گیاهی درست میکرد، زیادی مستقل بود یا حتی فقط همسایهها ازش خوششون نمیاومد. گاهی فقط یه شایعه کافی بود. اگر چند نفر شهادت میدادن که فلان زن باعث مریض شدن بچهشون شده یا شبها با شیطان دیده شده، احتمال داشت دستگیرش کنن. خیلیها زیر شکنجه مجبور میشدن به چیزهایی اعتراف کنن که اصلاً وجود نداشت. بعضیها هم فقط برای اینکه شکنجه تموم بشه، هر چیزی که بازجو میخواست میگفتن. شاید برات جالب باشه که بیشتر کسانی که به جادوگری متهم شدن، زن بودن. تاریخدانها تخمین میزنن حدود ۷۵ تا ۸۵ درصد متهمان محاکمههای جادوگری در اروپا زنها بودن، هرچند مردها هم گاهی قربانی این محاکمهها میشدن. یکی از کتابهایی که به این ترس دامن زد، کتابی به اسم چکش جادوگران (Malleus Maleficarum) بود که سال ۱۴۸۷ منتشر شد. نویسندههای این کتاب ادعا میکردن زنها بیشتر از مردها فریب شیطان رو میخورن و به همین دلیل باید با جادوگرها با شدت برخورد کرد. این کتاب سالها روی دادگاههای جادوگری تأثیر گذاشت و باعث شد هزاران نفر محاکمه بشن. امروز بیشتر پژوهشگرها معتقدن چیزی که به اسم «شکار جادوگرها» اتفاق افتاد، بیشتر ترکیبی از ترس، خرافات، بیماری، بحرانهای اقتصادی، رقابتهای محلی و سوءاستفاده از قدرت بود تا وجود جادو به معنای واقعی. برای همین، وقتی امروز از «جادوگر» حرف میزنیم، فقط دربارهی افسانهها حرف نمیزنیم؛ دربارهی هزاران انسانی حرف میزنیم که خیلیهاشون فقط به خاطر متفاوت بودن، مستقل بودن یا قربانی شدن در شایعهها، زندگیشون رو از دست دادن. شاید ترسناکترین بخش این داستان این نباشه که مردم زمانی به جادوگرها باور داشتن؛ ترسناکترین بخشش اینه که جامعه، برای توضیح چیزهایی که نمیفهمید، به یک «مقصر» احتیاج داشت و خیلی وقتها، اون مقصر یک زن بود. Herstory 🔤
без подписи
خیلی هم چوصی بود
جاتون خالی ماعم دو تومن دادیم هات داگ
ساعت ۱۲ خواب باشیاااا ماکه قراره تا ساعت ۵ صبح غیبتشو بکنیم:
без подписи
.
.
خصتیمروصکک
روس روس روس
روسسسسسسسسس
روس روس روس
без подписи
🇷🇺🇮🇹
без подписи
بیخیال محتوا آهنگو بچسب