برای زیستن
Статистикаمرگ از طرفی و زندگی از طرفی دیگر در جست و جوی زندگی دویست و چند استخوان در تکاپوی نور و تاریکی به دنبال معنایی برای دور شدن از سکوت و ناامیدی محض
- Последний пост
- 13 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 23
- Всего постов
- 29
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 5
- 1/48двое суток
- 5
- 1/72трое суток
- 6
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
آیا انسان روزی علاجی برای دلتنگی پیدا خواهد کرد؟
شاید نور درمان بود
без подписи
без подписи
خانه دوست کجاست؟ در فلق بود که پرسید سوار. آسمان مکثی کرد. رهگذر شاخهی نوری که به لب داشت به تاریکی شنها بخشید و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت نرسیده به درخت، کوچهباغی است که از خواب خدا سبزتر است و در آن عشق به اندازهی پرهای صداقت آبی است میروی تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ، سر به در میآرد، پس به سمت گل تنهایی میپیچی، دو قدم مانده به گل، پای فوارهی جاوید اساطیر زمین میمانی و تو را ترسی شفاف فرا میگیرد. در صمیمیت سیال فضا، خشخشی میشنوی کودکی میبینی رفته از کاج بلندی بالا، جوجه بردارد از لانه نور و از او میپرسی خانه دوست کجاست. سهراب سپهری
به چای دعوتت کنم یا باقی عمر؟
وقتی که عمو پورنگ و بابا نوروز رفتن به جنگش واقعیتش دلم نمیخواست برفک شکست بخوره چون دوسش داشتم، میخواستم به راه راست هدایت بشه
دلم میخواد برگردم به زمانی که از برفک میترسیدم
مخاطب آهنگهام زیر درخت آلبالو گم شده🚬
نقش سرپا موندن ریشه تو درخت خیلی بیشتر از ساقه هاشِ
چیه این فکر و خیال از دست دادن که دست از سرم برنمیداره...!
چای بخور زخمت التیام می یابد
بعضی توذوقی خوردنها و کور شدن ذوقها اتفاقا نیازه.
آب تا لبهایم بالا آمده آب بالا آمده… من اما نمیمیرم من ماهی میشوم
سمفونی مردگان - عباس معروفی 🎀