tgindex
برمسیر فکر واندیشه زن مسلمان

برمسیر فکر واندیشه زن مسلمان

Статистика
@womanthoughtперсидский

ریشه داران را هراسی از هجوم باد نیست .

Последний пост
9 авг.
Последнее чтение
15 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
39
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
285
−1 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
88
38 постов
Вовлечённость
30,9%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 39
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
41
1/48двое суток
46
1/72трое суток
50

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • چند روزی میشود که کتاب رمان به نام عیاض که توسط یکی از جوانان کشور ما استاد شهرام وفایی نوشته شده تازه به چاپ رسیده است و تقریبا در مدت کمی یک هزار وپنجصد جلد آن بخاطر مسابقه یی پیش رو به فروش رسیده است. آنچه خیلی دردناک است حالت اسف بار و کوته نگری افراد جامعه ما است همه در صفحات مجازی هیاهویی برپا کردند از قبیل اینکه؛ ما رمان نویس های بهتری داریم، تصویر کتاب حرام و خلاف شرع است، نویسنده اش علمیت ندارد، چرا مسابقه یی با جایزه چهارصد هزار به راه انداخته شده؟؟؟ اینگونه نظر هایی حتی از جانب عده یی منسوب به استاد به نشر رسیده است حال آنکه باید گفت زمانی جوانی اقدام به کار خیر مینماید باید مورد تشویق قرار گرفته از فعالیت و زحمات شبانه روزی وی استقبال کرد و فقط عده یی از اهل علم حق دارند تا به نقد ادبی بپردازند. مشکل جامعه ما اینست که هر کس نظری میدهد بدون اینکه خودش بداند که چه میگوید و در چه جایگاهی قرار دارد هر فرد عامی که فرق میان نقد و تخریب را نمیداند دست به تخریب زده و آن را نقد علمی از جانب خویش میداند در حالی که فرق است میان تخریب و نقد ادبی که فقط اهل آن میتوانند به آن بپردازند. همچنان برگزاری مسابقه و گذاشتن جوایز به دلیل ترویج فرهنگ کتابخوانی میان جوانان در جامعه یی که کتاب خواندن در آن رنگ باخته است میتواند بهترین راهکار باشد. غیر از این همه هرکس نظریاتی دارد نمیشود همه به یک فکر و نظر باشند نویسنده این کتاب همین راهکار به نظرش بهتر است ولی اینکه به نظر من و تو چی بهتر است لازم نیست آن را پای صفحات مجازی بکشانیم و طَمطَراق گویی کنیم. باید بگویم من از هر ذره نوری که در آن سرزمین به ظلمت رفته بتابد حمایت میکنم زیرا همه آن سبب روشن‌گری فکر جوانان در جامعه میگردد. أم احمد #_اندیشه_زن_مسلمان

  • без подписи

  • شخصیتِ شوخ‌مسلک و از دست رفتنِ آگاهی! بسیاری از مسلمانان امروز به شخصیتی شوخ‌مسلک و هزل‌گرا تبدیل شده‌اند؛ شخصیتی که می‌کوشد از هر چیزی سوژه‌ای برای خنده و شوخی بسازد، درباره هر موضوعی لطیفه بگوید، حرمت آنچه سزاوار احترام است را نگاه ندارد و همه چیز را به دستمایه‌ی طنز تبدیل کند. چنین کسی از جدیت می‌گریزد و هر کس او را به وقار، متانت و جدیت فرا بخواند، انسانی «عبوس» و «تلخ‌خو» می‌پندارد. این همان شخصیتی است که در طول سال‌ها، فرهنگ نمایش‌های کمدی، سریال‌ها و برنامه‌های سرگرم‌کننده آن را پرورش داده است؛ شخصیتی که حتی در مجلس عزاداری نیز تاب حفظ ظاهر جدی را ندارد. این شخصیت، به جای آنکه برای اصلاح واقعیت تلخ زندگی خود تلاش کند، به شوخی‌های بی‌مزه و سبک پناه می‌برد تا اندکی خود را سرگرم سازد؛ بلکه حتی همان واقعیت دردناک را نیز به سوژه‌ی خنده و لطیفه تبدیل می‌کند. ستم حاکمان فاسد و اطرافیانشان را نیز دستمایه‌ی طنز می‌سازد؛ بدین‌گونه احساس خشم و ستمدیدگی خود را با خنده‌ای بی‌ثمر تخلیه می‌کند، نه اینکه آن را به نیرویی برای اصلاح، تغییر و انگیزه‌ای برای دوری از امور بی‌ارزش تبدیل سازد. از همین رو تعجب نکن اگر ببینی رئیس‌جمهور، پادشاه یا وزیری از نویسنده‌ای که درباره‌ی حکومت لطیفه می‌نویسد، یا از کارتونیستی که واقعیت‌های جامعه را به سخره می‌گیرد، تجلیل می‌کند. راستی، برای ستمگران چه سودی بزرگ‌تر از این که مردم تحقیر شوند، مورد ظلم قرار گیرند، اما در نهایت به همان تحقیر و ظلم بخندند؟ صاحبان این «شخصیت شوخ‌مسلک» گاه به مرحله‌ای می‌رسند که دیگر حتی از این شوخی‌ها نیز لذت نمی‌برند. این روحیه برایشان دردسر، دشمنی، کینه، سوءتفاهم، از بین رفتن هیبت و کاهش احترام دیگران را به همراه می‌آورد؛ با این حال همچنان به شوخی و بیهوده‌گویی ادامه می‌دهند. آنان به مرحله‌ای از اعتیاد رسیده‌اند؛ مرحله‌ای که انسان از ترک عادتی که سال‌ها به آن خو گرفته می‌ترسد، هرچند دیگر هیچ لذتی از آن نمی‌برد؛ گویی راه جدیت را به کلی فراموش کرده‌اند و حتی به پیمودن آن نمی‌اندیشند. «شخصیت شوخ‌مسلک» هیچ چیز را آن‌گونه که شایسته است مقدس نمی‌شمارد و آن‌گونه که باید بزرگ نمی‌داند؛ زیرا روحیه‌ی هزل و شوخی همه‌ی احساسات و نگرش او را فرا گرفته است. این، ریشه‌ی مشکل کسانی است که با آیات قرآن، الفاظ و مفاهیم شرعی، یا سخن گفتن درباره‌ی پیامبران، فرشتگان و صحابه شوخی می‌کنند. آنان شاید قصد استهزا نداشته باشند، اما آنچه را سزاوار تعظیم و احترام است، آن‌گونه که باید بزرگ نمی‌شمارند و حرمتش را نگاه نمی‌دارند؛ تا آنجا که هر کس آنان را به این احترام و تعظیم فرا بخواند، در نظرشان فردی سخت‌گیر و عبوس جلوه می‌کند. شاید همین نکته به ما کمک کند که بفهمیم چرا سلف صالح از زیاده‌روی در شوخی نکوهش کرده‌اند؛ تا مبادا شخصیت انسان به شخصیتی هزل‌گرا، پوچ و در عین حال اندوهگین در درون تبدیل شود. زیرا به جای آنکه انسان از اصلاح جامعه و هدایت مردم شادمان گردد، به شوخی‌های بیهوده و کم‌ارزش روی می‌آورد؛ شوخی‌هایی که اندک‌اندک دامن دین او را نیز می‌گیرد و سرانجام دنیا و آخرتش را تباه می‌سازد. دکتر ایاد قنیبی https://t.me/EyadQunaibiF

  • هر تربیتی که بر پایهٔ بخل و ترس باشد در حقیقت دفن کردن شخصیت مجاهدی قهرمان در دل کودک توست! و اگر گمان می‌کنی با این اندازه از محافظه‌کاری و ترس‌پروری او را حفظ خواهی کرد، بعدها هنگامی که بزرگ شود، خواهی فهمید که انسانی ساخته‌ای که دشمن خود و دشمن امت خویش است. دکتر لیلی حمدان @zananeislam

  • در روزگار ما دختران از سنین پایین به مدارس مختلط فرستاده می‌شوند و از آنان خواسته می‌شود مسئولیت کسب مدرک برای اشتغال و تأمین هزینه‌ها را بر دوش بکشند؛ در حالی‌که سال‌ها از حق طبیعی ازدواج و داشتن زندگی آرام محروم می‌مانند سپس از آنان انتظار می‌رود پیامدهای هم‌زمان این شرایط (اختلاط و تأخیر در ازدواج) را نیز بپذیرند و این وضعیت «موفقیت» نامیده می‌شود. چه تباهی‌ای که برخی والدین به دست خود به بهای اندکی از مال ناپایدار، رقم می‌زنند! • دکتر لیلى حمدان @zananeislam

  • احساس میکنم سخن امام احمد در مورد اختلاط با مردم ره بیشتر درک میکنم. 🥀هرچه کمتر با مردم درگیر شوی، بیشتر آرامش و عزت خود را حفظ می‌کنی. ولو هرکسی که باشد آن مردم.. 🥀هر نزاعی ارزش ورود ندارد؛ آرامش، ارزشمندتر از اثبات حق در برابر هر کسی است. 🥀درگیر شدن با مردم، مانند انداختن خود در چاله‌ای سیاه است. #_اندیشه_زن_مسلمان

  • از سنگ یا از انسان؟ گاهی از تمدن اسلامی چنان حرف می‌زنیم که انگار نام چند سلسله، چند شهر و چند بنای باشکوه است، انگار چیزی بیرون از آدم‌هاست. در حالی که هیچ تمدنی بیرون از انسان شکل نمی‌گیرد. روزی که مسلمانی، راست‌گویی را حتی وقتی به زیانش بود رها نکرد، خشتی از این تمدن گذاشته شد. روزی که کسی امانت را به صاحبش برگرداند، بی‌آنکه کسی بالای سرش ایستاده باشد، دیواری بالا رفت. روزی که انسانی توانست از حق نفسش بگذرد تا حق دیگری ضایع نشود، سقفی بر آن بنا شد. بعدها شهرها آمدند، کتابخانه‌ها آمدند، بازارها آمدند، دانشگاه‌ها آمدند، اما همه‌ی آن‌ها، میوه‌ی درختی بودند که ریشه‌اش در جان آدم‌ها بود. هیچ تمدنی با کم شدن سنگ و آجر نابود نمی‌شود. از روزی ترک برمی‌دارد که دروغ، دیگر آدم را بی‌خواب نکند. خیانت، زرنگی حساب شود. قدرت، احساس مالکیت بیاورد نه مسئولیت. و منفعت، آن‌قدر عزیز شود که حقیقت، آرام‌آرام از چشم بیفتد. افول و نابودی تمدن‌ها، همیشه با صدای بلند از راه نمی‌رسد، بیشتر وقت‌ها بی‌صدا وارد عادت‌های روزمره می‌شود، همان‌جایی که انسان دیگر برای کوچک‌ترین لغزش‌ها، دلیلی پیدا می‌کند و نامش را مصلحت می‌گذارد. برای همین، هر گفتگویی درباره‌ی بازسازی تمدن اسلامی، اگر از ساختن انسان آغاز نشود، دیر یا زود به حرفی درباره‌ی ساختمان‌ها، آمارها و خاطره‌ها تبدیل خواهد شد! و هیچ تمدنی با خاطره‌ی شکوهش، دوباره قد نمی‌کشد. #تمدن ، #انسان ✍ پارسا دارابی @nebraase

  • به مردی گفتند: چه چیزی مونس و همدم توست؟ او دستش را به سوی کتاب‌هایش دراز کرد و گفت: «این‌ها.» گفتند: از میان مردم چه کسی؟  گفت: «همان کسانی که در این کتاب‌ها هستند…!» ❀ تقیید العلم؛ ۱۲۵ @VaOntha | وَأُنثَىٰ

  • •• بر هیچ‌کس چنان رشک و غِبطه نبردم، که بر این چهار تن: ​❏ انسان باادب، در روزگار بدخُلقی؛ ❏​ انسان باعفت، در روزگار تنگیِ رزق و مضیقه‌ی مادی؛ ❏​ انسان هدفمند و باتمرکز، در روزگار هرج‌و‌مرج و حواس‌پریشی؛ ❏ ​و بر کسی که به ذکر و تلاوت روزانه‌اش پایبند است، در روزگار غفلت و موبایل‌شیدایی (اعتیاد به موبایل/فابینگ). محمد بن اسطل

  • یک نکته‌ی زیبا در اخلاق خانوادگی ثابت بن عبید رضی‌الله‌عنه دربارهٔ زید بن ثابت رضی‌الله‌عنه فرموده است: «وی در خانه از شوخ‌ترین و خوش‌اخلاق‌ترین افراد بود، اما وقتی بیرون می‌آمد، همچون مردی جدی و باوقار رفتار می‌کرد.» ❀ شرح السنة للبغوي؛ ٣ / ٢٤٤٧ پی‌نوشت: به زبان ساده‌تر این سخنان یادآور می‌شود که مرد باید در خانه نرم‌خو، مهربان و خوش‌رفتار باشد، اما در جامعه جدی، مسئول و باوقار. یعنی تعادل میان محبت در خانواده و شخصیت قوی در اجتماع.  @VaOntha | وَأُنثَىٰ

  • شب های سخت مکه، روز های تمکین مدینه را فراهم ساخت. #_اندیشه_زن_مسلمان

  • «افراد زیادی را دیده‌ام که از پاشیدن قطرات نجاست بر خود سخت پرهیز می‌کنند، اما از غیبت کردن پرهیز ندارند؛ و بسیار صدقه می‌دهند، ولی نسبت به معاملات ربوی بی‌تفاوت‌اند؛ و شب‌ها به تهجد و عبادت می‌پردازند، اما نماز فرض را از وقتش به تأخیر می‌اندازند. این‌گونه موارد فراوان است؛ یعنی حفظ و رعایت مسائل فرعی، در حالی که اصول و پایه‌های دین را ضایع می‌کنند. پس در جست‌وجوی علت این امر برآمدم و دریافتم که دو سبب دارد: عادت و خو گرفتن. چیره شدن هوس و خواهش نفس در به‌دست آوردن آنچه انسان می‌خواهد. زیرا هنگامی که هوا و هوس غالب شود، دیگر نه گوشی را رها می‌کند و نه چشمی را (یعنی انسان را کاملاً تحت تأثیر خود قرار می‌دهد.) #_اندیشه_زن

  • اولین قاعده‌ای که در مسیر طلبِ علم آموزش داده می‌شود؛ ادبِ پیش از علم است. اگر برای ما زنان نیز بابی ویژه گشوده می‌شد، نامش چنین بود: حیا، پیش از علم. ما حقیقتاً بیش از هر زمان دیگری به حیا نیازمندیم، سپس ادب، و پس از آن علم… @VaOntha | وَأُنثَىٰ

  • سفیان ثوری رحمه الله می‌گوید: «فراوانی برادران [و دوستان] از سستی در دین است». (ابن ابی الدنیا، التواضع والخمول) خطابی می‌گوید: اما این سخن سفیان ثوری که «فراوانی دوستانِ انسان از سستی در دین اوست»، منظورش این است که تا وقتی با آنان مداهنه و تعارف و سازش نکند و به آن‌ها باج ندهد، تعدادشان زیاد نمی‌شود؛ چرا که فراوانی [و شلوغیِ دور و بر] تنها در میان اهل تردید [و غرض‌ورزان] است و اگر انسان در دین خود استوار باشد، جز با نیکان و پرهیزگاران همنشینی نمی‌کند. (خطابی، العزلة) این سخن امام سفیان ثوری بیان واقعیت است. اگر انسان اصول خود را داشته باشد و دربارهٔ آن تعارف نکند قطعا خیلی‌ها از او دور خواهند شد، حتی اگر به نیکی با آنان رفتار کند. زیرا مردم در پی تایید هستند. وقتی کسی با شما سر صحبت را باز می‌کند غالبا دوست ندارد که تو با او مخالفت کنی، بلکه می‌خواهد تایید شود و تو به عنوان شتاب‌دهندهٔ بحث عمل کنی. این دو اثر دارد: فقط کسانی که اهل اصول هستند با او خواهند ماند و اهل گپ و بگو و بخند کم‌کم از او دوری می‌گزینند. یک بار یک غیر ایرانی از من دربارهٔ اوضاع ایران پرسید. من هم مختصر توضیح دادم. گفت: نه اینطور نیست و آنطور است. (طرف یک بار هم ایران را ندیده بود و فارسی هم نمی‌دانست). من به گفتگو ادامه ندادم. چون طرف برای پرسش نپرسیده بود، برای شروع گپ پرسیده بود. گپ کنارِ چای. پرسیده بود چون می‌خواست پیش‌فرض‌های او را تایید کنم و سپس با هم به پاس‌کاری ادامه دهیم (در یک تیم بمانیم) و به خوبی و خوشی بحث را به پایان برسانیم. برگردیم به سخن امام سفیان ثوری... یک بار یکی نوشته بود خط ابن تیمیه بد بوده، و به بدخطی خودش افتخار می‌کرد. از ابن تیمیه، خط بدش را داشت پسرم. وقتی می‌گویند انسان‌های صادق خیلی دور و برشان شلوغ نمی‌شود برای یک سبب است نه اینکه دلشان بخواهد مردم را ضایع کنند و از خود دور کنند. منظورم این است که کسی نیاید با مردم بد حرف بزند و منهدمشان کند که از دور و برش پراکنده شوند و بعد بگوید من و سفیان خیلی تنها هستیم.

  • وصایای صحابه، دریایی از حکمت است. امیرالمؤمنین عمر بن خطاب رضی‌الله‌عنه فرمود: «در چیزی که به تو مربوط نیست دخالت نکن؛ از دشمنت دوری کن؛ و از دوستت نیز برحذر باش، مگر آن‌که امین باشد؛ و امین کسی نیست جز آن‌که از خداوند متعال بترسد. با انسان فاسق همنشین مشو، که از فسقش به تو می‌آموزد؛ و رازت را برای او فاش مکن؛ و در کارهایت با کسانی مشورت کن که از خدا می‌ترسند.» ❀ الصَّمت لابن ابی‌الدنیا؛ ۱/۹۷ @VaOntha | وَأُنثَىٰ

  • حاجتی نیست به پرسش که چه نام است اینجا جهل را مسند و بر فقر مقام است اینجا علم و فضل وهنرو سعی و تفکر ممنوع آنچه در شرع حلال است حرام است اینجا ریش زاهد قلم منشی و فرم افسر حلقۀ حذب جوانان همه دام است اینجا می آزادی و وحدت نرسد از چه به ما مستبد شیخ صفت دشمن جام است اینجا ما به سر منزل مقصود چسان راه بریم راهزن رهبر و خس دزد امام است اینجا فکر مجموع در این قافله جز حیرت نیست زانکه اندر کف یک فرد زمام است اینجا مگر از صحنۀ بستان طبیعت دوریم پخته شد میوۀ هر کشور و خام است اینجا ما از این مدرسه ناکام روانیم چرا کامجویان همه در جستن کام است اینجا بردگان سر خوش و آزاد به هر جا امّا ملتی بر در یک شخص غلام است اینجا دیگران را به فلک سبقت دانش بدوام رفتن ما به عقب هم به دوام است اینجا بلخیا نکبت و ادبار ز سستی پیداست چارۀ این همه یکبار قیام است اینجا #سید_اسماعیل_بلخی #_اندیشه_زن_مسلمان

  • در جهان همه چیز نظم دارد جز انسان که اسیر ضعف های درونی خویش است. #_اندیشه_زن_مسلمان

  • خشونت علیه زن، خشونت علیه دین‌ است. طالبان با‌ اعلام فرمان‌ های از غیب و در مغایرت با اسلام، از همه خطوط سرخ گذشتند. دیگر حوزه‌ی‌ برای حذف آنان باقی نگذاشته‌اند؛ الی اینکه فرمان زنده به گور کردن زنان را بدهند، تا این برگشت به عصر قبل از اسلام و‌جاهلیت را که دارند، کامل‌تر سازند. پیامبر اسلام همواره به جایگاه و کرامت زن تاکید داشتند؛ آن جامعه نمونه‌ی از همزیستی اقوام‌و ادیان مختلف در چارچوب کرامت انسانی بوده است. و‌‌ خشونت، تحقیر و بازداشت زنان در آن زمان جایگاهی نداشته است. پس این گروه مستبد، با چه منطق و مبتنی بر کدام‌ استدلال اینها چنین تحقیر و توهین بر همه مردم، به‌ویژه زنان روا می‌دارند. آن هم در جامعه‌ی که با فرهنگ ناپسند در صورت بازداشت و رفتن به زندان حکم‌شان فقط، برنگشتن به خانه و‌پشت خالی کردن زنان شان است‌. فردای روز بعدِ طالبان، با اعمالِ که این‌گروه جاهل انجام‌ دادند، آیندگان را به این‌متقاعد میسازند‌، که سر انجام‌نظام‌های دینی، جز استبداد و نقض حقوق‌انسانی‌چیزی دیگری نیست. در حالی که اعمال اینها کاملاً در‌مغایرت با آموزه های اسلام‌ واقعی قرار دارد. #_اندیشه_زن

  • برمسیر فکر واندیشه زن مسلمان pinned «در انتظار نمیر! «بگذار نکتهٔ مهمی را به تو بگویم: زندگی‌ات را در انتظار فلان دوران و فلان مرحله سپری نکن... آنگاه می‌بینی که زندگی‌ات تنها به زنجیره‌ای از دوران‌های پی‌درپی تبدیل شده است... و یک‌دفعه! ناگهان به خود می‌آیی و می‌بینی به پایانِ عمرت رسیده‌ای،…»

  • در انتظار نمیر! «بگذار نکتهٔ مهمی را به تو بگویم: زندگی‌ات را در انتظار فلان دوران و فلان مرحله سپری نکن... آنگاه می‌بینی که زندگی‌ات تنها به زنجیره‌ای از دوران‌های پی‌درپی تبدیل شده است... و یک‌دفعه! ناگهان به خود می‌آیی و می‌بینی به پایانِ عمرت رسیده‌ای، بدون‌ آن‌که حتی یک روز به‌معنای واقعی زندگی کرده باشی... هر مرحله‌ای را چنان سپری کن که گویی آخرین صحنه و آخرین ایستگاهِ زندگیِ توست.» • احمد خالد توفیق #آستانه_Astana