tgindex
کُلبه__مسعوده رحیمی

کُلبه__مسعوده رحیمی

Статистика
@writermasoodaперсидский

همه چیز نوشته نمی‌شود… بعضی‌ها را فقط می‌شود حس کرد. اینجا، همان‌هاست. #مسعوده🌱 سخنی داری اینجا بگو👇 https://t.me/HarfChatBot?start=59b48caeace5

Последний пост
14 авг.
Последнее чтение
13 авг.
Постов за неделю
13
Всего постов
44
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
13 авг.
Подписчики
108
+2 за 2 дн.
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
22
40 постов
Вовлечённость
20,4%
к подписчикам
Постов в день
1,9
всего 44
Упоминаний
1
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
13
1/48двое суток
14
1/72трое суток
16

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • می‌دانی... بدترین قسمت ماجرا این نیست که رفتی... بدترین قسمت این است که در آخرین لحظه‌های عمرت، کنارت نبودم. نمی‌دانم... آخرین بار نام کی را صدا زدی... نمی‌دانم چه می‌خواستی بگویی... نمی‌دانم چشم‌هایت در جست‌وجوی چه کسی بود... و نمی‌دانم آیا دلت مرا هم خواست یا نه... همین «نمی‌دانم»هاست که.. آرامشم را از من گرفته‌اند. #مسعوده@writermasooda

  • نه عمر نوح نه برگ درخت های جهان است غم نشسته به دل را کی و کجا بنویسم

  • Channel name was changed to «کُلبه__مسعوده»

  • گاهی یک «بیا آشتی کنیم» می‌تواند تمام فاصله‌ها را از بین ببرد… 🥺🤍 هیچ‌کس آن‌قدر بی‌خطا نیست که همیشه حق با او باشد و هیچ دوستی آن‌قدر بی‌ارزش نیست که به‌خاطر یک دلخوری از دست برود. اگر دلی شکسته، بیایید غرور را کنار بگذاریم؛ بعضی رفاقت‌ها ارزش دوباره ساختن دارند. 🌿🫂

  • بیایین دوباره باهم داستان زاغ‌سیاه را بخوانیم . کمی از دست‌نوشته های من 🌸

  • رمان جدید، زیبا و واقعی (🇦🇫)؛ خدمت شما عزیزان! 📚 نام: «#زاغ_سیاه» ✍ نویسنده: #مسعوده 📖 تعداد صفحات:73 📍 کانال: رمان #درخواستی @Roman_of_10

  • نمی‌دانم چرا آن‌هایی که رفتند، بیشترشان مهربان بودند، خوش‌رو بودند، خوش‌قلب بودند... نکند دلِ خدا هم برای دیدنشان تنگ شده بود؟ نکند آن‌قدر دوست‌داشتنی بودند که خدا خواست نزدیک‌تر به خودش نگه‌شان دارد... #مسعوده @writermasooda

  • یکی درونم هست... که وقتی من وانمود می‌کنم قوی‌ام، او می‌گرید. وقتی می‌خندم، او نفسش بند می‌آید. وقتی درد دارم، او مرا به یاد تو می‌اندازد. یکی درونم هست که هنوز به رفتنت باور نکرده... هنوز گاهی منتظر صدایت می‌ماند، هنوز دلش می‌خواهد در را باز کنی و مثل گذشته صدایم بزنی... یکی درونم هست که بعد از رفتنت همان‌جا، در گذشته مانده است. #مسعوده @writermasooda

  • تو هرگز نرفتی... تو ماندی؛ در گوشه‌ی قلبِ تک‌تکِ ما، در خاطره‌هایمان، در عکس‌های خانوادگی، در گوشه‌گوشه‌ی روزهای گذشته‌مان... تو هرگز نرفتی. فقط دیگر نمی‌توانیم دستت را بگیریم، صدایت را بشنویم و کنارت بنشینیم. آن روزها، بودنِ تو برایمان چقدر ساده بود... مثل نفس کشیدن، که تا وقتی هست، قدرش را نمی‌دانیم. 🤍 #مسعوده @writermasooda

  • برای من، حتی تصورِ اینکه نامت را صدا بزنم و جوابی نشنوم، سخت بود... اما بر سرم آمد. حالا گاهی بی‌اختیار نامت را در صدا می‌زنم؛و بعد یادم می‌آید که دیگر صدایی نیست که بگوید: «جانِ پدر...» 💔 #مسعوده @writermasooda

  • بدترین عادتِ آدم‌های زخم‌خورده این است... که بارها به کسانی اعتماد می‌کنند که یک‌بار، دو بار، و حتی بارها آن‌ها را شکسته‌اند. گاهی مشکل این است که امیدواریم آدم‌ها همان‌طور که دوست داریم، تغییر کنند. کمی آرام ، کمی عاشقانه... #مسعوده @writermasooda