-یاشیل:)
Статистика/چشمان خواب آلود و ذهنی مشغول/ https://t.me/HarfChatBot?start=2faa5e25ac25
- Последний пост
- 15 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 28
- Всего постов
- 28
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 23
- 1/48двое суток
- 26
- 1/72трое суток
- 28
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
دیالوگ ببین آخه: سایه پُر از زندگی بود:)…
:)))). #کلاغ
بگذریم؛برید سریال کلاغ ببینید.تا الان قشنگ بود و راضی بودم🫴🏻.
:)))). #کلاغ
بهبه،از امشب شاهد موج عروس شدن دوستان هستیم😎.
حالا هعی برو جلو آینه وایسا نگاهش کن.حتما زودتر خوب میشه:/.
بگذریم؛برید سریال کلاغ ببینید.تا الان قشنگ بود و راضی بودم🫴🏻.
مثلا توی ریکاوری بخاطر تشنگی،بیهوشی و باد سرد ماسک اکسیژن روی دهنم گلوم خشک شده بود و هرچی تلاش میکردم که پرستار صدا بزنم هیچ صدایی از توی گلوم بیرون نمیومد،درد دستم امونم بریده بود،دستگاه فشار دائم فشارم خودکار میگرفت و ضربان قلبم توی گوشم سوت میکشید.یه جایی از تقلا کردن بابت اینکه اعلام کنم من بهوش اومدم خسته شدم.با دستی که سرم، دستگاه فشار و دستگاه ضربان قلب بهش وصل بود پتو کشیدم روی سرم شروع کردم به گریه کردن وسطش دوباره بیهوش شدم. بعد این صحنهها تازه الان یکی یکی داره با جزئیات یادم میاد.
تو یادت نمیاد وقتی بهوش اومدی چی گفتی.ولی یادت میاد وقتی بهوش اومدی کی بالا سرت بود.یادت نمیاد چی گفتی ولی یادت میاد کی زنگ زد.یادت نمیاد جواب چی دادی ولی یادت میاد کی پیام داد:).
مثلا من اینجا تازه بهوش اومده بودم.تندتند انگشتام فشار میدادم تا خیالم راحت بشه دستم حس داره بعد یه نفس عمیق کشیدم.بوی بتادین میزد تو دماغم و حالم بد میکرد.پرستار هعی میگفت تازه بهوش اومدی نباید بلند بشی از جات ولی من تاکید داشتم که حالم خوبه و میتونم راه برم،دلم میخواست سریع از شر این بتادین های روی دستم خلاص بشم.بلند شدم.کل دنیا دور سرم میچرخید انگار دفعه اولم بود میخواستم بلند بشم.نشستم.کوتاه اومدم.کم اوردم.نشستم با سرگیجه و گیج ویج بودنم نمازم خوندم.چند رکعت خوندم؟یادم نیست. چند روز گذشته؟۵روز.من یادم میره؟نه:).
без подписи
اصلا تو تقسیم میشی.تقسیم میشی به قبل و بعد.به سن اون شناسنامه کوفتی هم ربطی نداره که اگه داشت من الان اینجوری نبودم.
без подписи
«تنهایی چیز پُری است و همزمان خالی. سرخ نیست چون شور نیست. گاهی ارغوانی است. یا آبی با طیفهای گوناگون، از آبی دامن قدیمی مادر در خوی گرفته تا آبی آسمان. آدم را فرا میگیرد و ناگهان پرش میکند. میریزد پشت پلکها، زیر گلو، روی شانهها. پاها شروع میکنند به سنگین شدن و موجب میشود آدم به عمق برود. آنقدر سنگین میشود که نمیتواند از فرو رفتن سر باز بزند. در همین تنهایی است که من شروع میکنم به دیدن، دیدن چیزهایی که آدمهای معمولی به چشمشان نمیآید. آنها به قدری به دیدن چیزها با دو چشم عادت کردهاند که توانایی حقیقی دیدن را از دست دادهاند». -راهنمای مردن با گیاهان دارویی.
معلومه که پیام تایم داره.معلومه که تایمش بگذره و سین نخوره باید پاک بشه.معلومه که پیام های کانالم تایمداره و حذفش میکنم.اصلا اگه دست من بود یه آپشن اضافه میکردم که بعد یه مدت زمان معین خود پیام پاک بشه.
یه دست فقط درد نمیکنه، تا تو دندون عقلت تیر میکشه:/.
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи