آگاهی رسانی و مطالبه گری
Статистикаمطالبه گری خواسته ی مردم از حکومت هاست و در این راه باید اگاهی رسانی کنند، یاد بدهند و یاد بگیرند
- Последний пост
- 10 июл. 2024 г.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 21
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 15 авг.
- 1/24сутки в ленте
- —
- 1/48двое суток
- —
- 1/72трое суток
- —
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
Messages in this channel will be automatically deleted after 1 month
رأی دادن و ندادن، نباید عامل تفرقه شود. پیچیدگی انتخابهای سیاسی را جدی بگیریم. وجود دو یا چند راه متفاوت برای مقاومت، یک اصل عقلانی است. مهمتر از دولتها و قدرت حاکمه، مردم هستند. اگر پس از رای دادن یا ندادن، ما مردم به خانه برویم، هیچ چیز تغییر نخواهد کرد. اگر ماندلا هم رئیسجمهورمان باشد! گفتگویی دوستانه با مخاطبان عزیز دلنوشتهها رحیم قمیشی @ghomeishi3
📝📝📝دو کلمه حرف حساب درباره این بگیر و ببندها" ✍🏻علی اکبر دانش سروری ✅۱۷ تیر ۴۰۲ اولین سالگرد دستگیری مجدد مجاهد نستوه آقا مصطفی تاجزاده عزیزیست که به حق باید او را انسانی فهیم، آگاه، دلسوز، خیرخواه، شجاع، متدیّن و انقلابی نامید و به احترام صداقت و پاکی اش تمام قد ایستاد و برای این همه صراحت لهجه ای که بیانگر خالی بودن آن وجود شریف از هرگونه نفاق و منفعت طلبی های جاریست دست زد!👏 ✅چرا در کنار صفات ممتاز و ارزشمندی چون تدیّن و شجاعت و خیرخواهی! از کلمه "انقلابی" هم که امروزه بارِ معنایی منفی و منفوری را در حمایت از حاکمیت موجود منتقل میکند استفاده کردم؟ برای اینکه خواستم تاکید کنم اگر انقلابی بودن یعنی دلسوزی، خیرخواهی و تلاش برای سالم و سرحال نگه داشتن انقلاب است آقای تاجزاده ی مظلوم و محبوسمان به حق یکی از انقلابیترینهایی است که برای گوشزد کردن خطراتی که سلامتی انقلابمان را تهدید میکند از همه چیزش گذشته و به سان رزمندهای که فقط دفع خطر را نشانه رفته و جان عزیزش را فراموش کرده چنان به صحنه آمده و از خودگذشتگی نشان داده که لایق تشویق و نشان افتخاری بس والاست، نه داغ و درفش و زندان و محرومیت! ✅و امّا آن دو کلمه حرف حساب با حاکمیت در باب سیاست چکش و سندانی که در پیش گرفته است؛ از همین آقا مصطفای عزیز گرفته تا سایر کنشگران و معترضینی که نسبت به انبوه پلشتیهای موجود، غیرت ملی و ایمانی شان اجازه سکوت نداده و علیرغم مخاطرات متنوع و سنگین لحظهای نسبت به وظیفه خطیر امر بمعروف ونهی از منکر حاکمیت غفلت نورزیده اند شروع میکنم و میگویم: ✅آقای خامنهای! همه میدانیم که ریل گذاری و تعیین خط و مشی امور بگونهای در دستان جنابعالی و نهاد رهبری متمرکز و فشرده شده که حتی احدی باور نمیکند دستگیری مجدد انسان وارسته و دلسوزی چون تاجزاده بدون دستور و نظر مستقیم شخص شما انجام گرفته باشد! همچنانکه حصرِ قانون ستیزِ آن سه مظلوم (موسوی، کروبی و رهنورد) بدون هرگونه محاکمه و عدالتی ✅اینکه کدامیک از این زندانیان عقیدتی و سیاسی عقب نشینی کردهاند و فواید این همه بگیروببند و امنیتی کردن فضای کشور چیست و چه بوده را من که سراغ ندارم و بعید است بتوانید در بیان فایده و مضار یا سود و هزینههای سنگین تاریخی، موازنهای برقرار کنید که بشود از این سیاست شکستن آئینهها و دربند کردن کنشگران معترض دفاع کرد ✅لذا فقط توجهتان را به این جمله تاریخی خودتان در سال ۵۴ و بعد از آزادی از زندان جلب میکنم که گفته اید: "اگر فکر میکنند که میشود با زندان و زد و بند کسی را از هدف و فکرش بازدارند اشتباه است بلکه افراد هدفدار را در مسیرشان مصمم تر می سازند، راه اصلاح این است که خودشان را اصلاح کنند و ظلم و ستم را رفع نمایند و گرنه سختگیریها نتیجه معکوس میدهد" ✅آقای خامنهای! ایکاش لااقل همان نظر گذشته خود را قبول داشتید و از این بیراهه برمیگشتید و ضمن اصلاح کژیها و شنیدن حرف ناقدانِ دلسوز، مسیری را برمیگزیدید که هم ختم به استمرار آبرومند نظام شود و هم ضمن ایجاد اتحاد ملی برای رسیدن به مقصد و غلبه بر عقب ماندگیها، قضاوت تاریخی نیز بگونه ای تغییر یابد که وقتی به گذشته بر میگردیم از میان همان سلسله ننگین اموی هم مقطع وفردی مثل "عمربن عبدالعزیز" را متمایز دانسته و قضاوت مثبتی داشته باشیم. پیرو نطر آن زمان شما در مورد بی فایده بودن فشار بر کنشگران سیاسی، امروز ما نیز با ضرس قاطع میگوئیم به خدا قسم هر کدام مان را که بشکنید چون شیشهای بُرنده، تیزتر شده و با انگیزهای مضاعف به رسالت امر به معروف و نهی از منکرِ حاکمیت ره گم کرده ای مبادرت میکنیم که اگر دست برداریم و کوتاه بیائیم یقین داریم که با این دست فرمانِ سکاندار انقلاب! جایی جز قعر دره نیستی و فنا نخواهیم داشت. ✅پس بخود بیا و دست از این همه ظلم بردار و در اولین قدم تمام زندانیان عقیدتی و سیاسی مظلوم را آزاد کن و از آنها بخواه در کنارت قرار گرفته و طرح ها و نظراتشان در بهتر شدن اوضاع را ارائه کنند و بدان که با این متملقان مجاملهگری که دور و برت را گرفته اند، سرنوشتی بهتر از سایر دیکتاتوران در انتظار این حاکمیت نیز نخواهد بود
✅تجمع ساندویچی های چابهار و ایرانشهر جلوی دفتر انور بیجارزهی و رحمدل بامری نمایندگان چابهار و ایرانشهر* *امروز عصر در اقدامی هماهنگ ساندویچ و فلافل فروشی های چابهار و ایرانشهر جلوی دفتر نمایندگان این دوتا شهر تجمع و طلب پول ساندویچ هایی را کردند که برای جلیلی به دستور این دو نماینده زدن ، تا رای جمع کنند این ساندویچ فروشها گفتن ما یک هفته به کسی ساندویچ ندادیم شب و روز کار کردیم به دستور نماینده شهرمان با مارک جلیلی ساندویچ زدیم به ما گفتند شنبه با شما بعد از رییس جمهور شدن جلیلی حساب می کنیم ولی تا ظهر منتظر ماندیم هم خودشان و هم رییس دفترها تلفن ها راخاموش کردند* *یکی دیگه گفت به مردم این دو شهر اعلام میکنیم از فردا ساندویچ نداریم چون پول نمانده تا نان و خیار شور بگیریم ساندویچ لواشی هم کسی نمیخوره.اگر فردا پول ما راندادند مجبوریم جلوی فرمانداری ها به همراه زن و بچه ها تجمع کنیم این پیام را دست به دست کنید تا برسد به دست انور بجارزهی و رحمدل بامری تا بلکه حق و حساب این بیچاره ها را دادند و مردم بی ساندویچ نمانند
☀️ گذر از جنینی ما پایمان را لای در گذاشتیم تا درِ این قلعه به تمامی بسته نشود. ما تمام تنمان، تمام زندگی مان را لای در گذاشتیم. ما می خواستیم هوا بیاید، زندگی بیاید اما هم در ِآهنین استبداد درد داشت و هم تن ما نحیف بود. اما از آن دردناک تر چماق خشم و خشونت و سرنیزه ها و تیرهای لجاجت و سنگ و کلوخ افراط و هوای مسموم بی تفاوتی بود. ما هنوز لای دریم، ما همیشه لای در بوده ایم. اما اکنون با تنی که از آن خون می چکد و جانی که از آن اشک، اندکی شادمانیم؛ نه برای فرداهای نیامده که برای اینک. رای ما «نه» به خشونت بود، «نه» به افراطی گری، «نه» به تعصب و تحجر. ما شادمانیم چون در زهدانی تاریک جایی که جز شیوه جنینی، جز خامی و خونخوارگی کاری نمی توان کرد، ما بالغانه «نه»گفتیم. این بلوغ بر مردمان مبارک باد. اما گذر از جنینی و بالغانه زیستنِ یک جامعه مرارتی است به قرن ها و قرن ها و قرن ها. بیایید پیمان ببندیم که جنینی نباشیم. ✍️#عرفان_نظرآهاری #جامعه_بالغ #نه_به_جنینی ☀️✌️☀️ سختگیری و تعصب خامی است تا جنینی کار خون آشامی است
اگر مردم میخواستند برنامه های شما اجرا بشه که با این همه تخریب و قول گوشت درب منزل، جت اسکی برای فقرا و زمین های ۲۰۰متری و غذا دادن و فرستادن آخوندها حتی درون غارها برای پیدا کردن یک رای خوب به شما رای میدادند اصلا دولت سایه دیگر چیست شورای نگهبان، تشخیص مصلحت نظام، مجلس خبرگان، مجلس شورای اسلامی، مقام رهبری، امامان جمعه، سپاه، بسیج اینها کم هستند چرا از الان شمشیر از رو بسته اید چرا نمی گذارید آب خوش از گلوی این مردم پایین برود مردم به چه زبانی بگویند شماها رو نمیخوان این چهار سال سکوت کنید و در سایه بمانید کار شما در آفتاب نیست چماقداران خود را به مرخصی بفرستید تا مردم نفس بکشند
🔝 جلیلی در شرح جلسه اش با رئیس جمهور منتخب رک و راست میگوید: ▪️هرجا کاری که ما میگوییم، انجام بدهد، میگوییم متشکریم! هرجا کاری که خلاف نظر ماست انجام بدهند، این انحراف ازمسیر انقلاب است، ما میزنیم کاسه کوزه دولت را خرد میکنیم! همه حرفهای آقای جلیلی دراین فیلم ۱۰۸ ثانیهای قبول اصلا! فقط لطفا ایشان بفرمایند: •چگونه قرارست تشخیص داده شود که فلان کار دولت «خطا و اشتباه»است که شما میخواهید آنرا با قدرت متذکر شوید؟ •این مبنای تشخیص درست وغلط چیست؟ •داور کیست؟ سازوکارش چگونه است؟خودشان؟ •یعنی از فردا هرچیزی که شما وتیم حضرتعالی تشخیص داد خطاست باید بادولت مستقر و قانونی وارد چالش شوید؟ 🔚 این چیزی که آقای جلیلی دارند میگویند اگرچه ظاهر شیک و قشنگی دارد اما درباطن بشدت خطرناک است، هیچکس حق ندارد دولت مستقر وقانونی را بصورت سیستماتیک دچار چالش مستمر کند، جلوی این را باید از همین ابتدا گرفت. از سوی دیگر این مملکت مگر قانون ندارد؟ قانون اساسی میگوید مجلس و رهبری وظیفه نظارت بر دولت را بر عهده دارند. این نمیشود که هرکسی یک دار و دستهای داشته باشد، یک زوری داشته باشد، چوب لای چرخ دولت بگذارد. #سلمان_کدیور جوش دریا
دورود بر همراهان گرامی، خاطرات یک ایرانی که سی سال در فرانسه زندگی می کرد را چند سال پیش خواندم، را خدمتتان عرض میکنم ، میگفت ، موقع انتخابات در فرانسه بود ومن همسایه ای داشتم به نام موسیو دسباکس که جزو حزب سوسیالیست فرانسوا او لاند بود، و رقابت شدیدی بین حزب چپ رادیکال و چپ افراطی و کمو نیست و به خصوص حزب سوسیالیست بود ، و او نیز یکی از سرمایه داران فرانسه بود، به او گفتم در حزب چه کار خواصی انجام میدهی ، گفت بیشتر مشورت میکنم و چهل و پنج هزار فرانک به حزب کمک کردم و این دفعه ما برنده می شویم و میترات بازنده است، میگفت چند روزی گذشت انتخابات تمام شد و دوباره میتران برنده شد واین بار موسیو کاردش می زدید خونش در نمی آمد، گفت یک هفته ای گذشت و خبری از موسیو نبود پیش خودم گفتم برم سری به موسیو بزنم، شاید برایش اتفاقی افتاده ، رفتم در زدم دیدم موسیو با پتویی که به دور خودش پیچیده دم در حاظر شد ، بد از احوالپرسی پرسیدم مگر شوفاژ خانه خراب است که پتو دور خودت انداختی ، گفت نه مگر اخبار گوش نمی دهی میتران گفته جنگ ایران و عراق باعث شده قیمت انرژی در اروپا برود بالا و ما ماهانه یک میلیارد فرانک داریم بیشتر هزینه میکنیم و از مردم خواهش کرده شوفاژ خانه ها را از ۱۲۰ درجه ببرند روی ۹۰ درجه ، پرسیدم اولاً مگر تو مخالف سر سخت میتران نبودی دوماً تو سرمایه دار هستی پول انرژی برای تو پولی نیست، در جواب گفت درست که من سر مایه دار هستم و میتوانم هر چقدر که دلم میخواد انرژی مصرف کنم ولی اگر من زیاد مصرف کنم انرژی گیر آدم هایی که پول ندارند، نمیاد، ، و در زمان انتخابات با میتران مخالف بودم اما او در حال حاضر رییس جمهور من است ،
🛑🛑 وعده قطعی دکتر پزشکیان برای آزادسازی واردات خودروی خارجی 🛑با پیگیری ستاد سلامت استان لرستان دیدار دکتر نصراله مرادیفر فوق تخصص اعمال مداخله ای قلب و عضو هیئت علمی و قائم مقام ستاد ومسئول کمیته اعضای هیئت علمی استان و فعال مدنی چندین ساله در حوزه مبارزه با مافیای خودرو، با دکترعبدالعلی زاده رییس ستاد دکتر پزشکیان انجام شد: دکتر پزشکیان در صورت پیروزی در انتخابات با واردات خودرو موافقت خواهد کرد. در این دیدار پس از تبادل نظر و بیان ضرورت موضوع واردات خودروی خارجی و انتقال مسئله به دکتر پزشکیان توسط مهندس عبدالعلی زاده دکتر پزشکیان اعلام فرموند: "...بنده برای کاهش مرگ و میر و کمک به کاهش آلودگی محیط زیست و کاهش سرطان با آزادسازی کامل واردات خودروی با کیفیت خارجی موافقت میکنم و در دولتم حتما آنرا اجرا خواهم کرد..." با توجه به این که رییس مجلس فعلی دکتر قالیباف وعده داده اند با آزادسازی کامل واردات خودرو موافق هستند، در صورت پیروزی بنده حتمن با همکاری ایشان به آرزوی دیرینه مردم جامه ی عمل خواهم پوشاند و واردارات خودروی خارجی آزاد می شود. 🛑 لطفا در کل کشور منتشر کنید!
روزگاری که کره جنوبی برای کار به ایران کارگر می فرستاد ولی امروز از کشوری فقیر ، به کشوری صنعتی و پیشرفته تبدیل شده است... در اوایل دهه 70 میلادی جنگ دو کُره تمام شد و [ جنوبیها و شمالیها ] مرزهایشان را مشخص کردند اردوگاههای فکریشان را هم همینطور و در همان دوران بود که ایرانیها برای نخستین بار کرهایها را از نزدیک ملاقات کردند ، اما این ملاقات از سر استیصال بود و کشوری که بار فقر بر دوشش سنگینی میکرد با ایران قرارداد تبادل کارگر امضا کرده بود تا بخشی از کارگرانش را برای یافتن کار راهی ایران کند و اینچنین بود که کارگران کرهای سر از بازار کار ایران درآوردند و بخش حمل و نقل در ایران پذیرای شمار زیادی از کارگرانی بود .. که از کره در جستوجوی آیندهای بهتر آمده بودند.. رانندگان کرهای کامیونها را در جادههای ایرانی میراندند و نیروهای خدماتی کرهای و فیلیپینی در هتلهای به روز ایرانی به توریستهای اروپایی و آمریکایی سرویس میدادند روزگار گذشت و تحولات اجتماعی و سیاسی در ایران آنقدر سریع اتفاق افتاد که ایرانیها سالها بعد معجزههای اقتصادی رخداده در دهه پنجاه خورشیدی کشورشان را درک کردند.. تا اینکه جامعه ایران در دهه ٧٠ شمسی با ورژن جدیدی از اهالی این سرزمین آشنا شد و داستان ربطی به جاده و کامیون نداشت اینبار اول یخچالها - تلویزیونها - کشتیها و خودروهای کرهای به ایران آمدند و بعد از آنها مهندسان کرهای عازم ایران شدند تا در میادین گازی و نفتی ایران کار کنند.. ورق برگشته بود و نیروهای خدماتی ایرانی باید در میادین نفتی ایرانی به مهندسان کرهای سرویس میدادند تا از تکنولوژی آشنای قدیمی در حوزه پتروشیمی استفاده کنند !! پنجاه سال پیش کرهجنوبی فقیرتر از بولیوی و موزامبیک بود و امروز ثروتمندتر از نیوزلند و اسپانیاست و به جای فقر واژه صنعتی همنشین نام این کشور شده طبق آمارهای جهانی در سال ۲۰۲۲ از بین 142 کشوری که تولید ناخالص دنیا را در اختیار دارند ایران در رده 83 قرار گرفته و کره در رتبه 17 در بحث اشتغال و کارآفرینی کره جایگاه 20 جهان است و ایران رتبه 93 در بخش بهداشت و درمان آنها در رتبه 9 هستند و ما در رتبه 62 در شاخصهای توسعه کرهایها جایگاه 11 را در جهان دارند و ایران 120 و جالبتر از همه ایران در تمام 50 سال گذشته صادرکننده نفت بوده و درآمد میلیاردی حاصل از فروش آن را در اختیار داشته ولی کره جنوبی واردکننده نفت بوده است آنها از منابع محدود خود با استفاده بردن از مدیران لایق و با تکیه بر تخصص و دانش به کجا رسیدند و کشورما با ده برابر منابع آنها و حضور یک مشت مدیر بیسواد و نالایق به کجا رسید ... در سال 1952 وقتی یک خبرنگار از چرچیل دلیل دخالت بریتانیا در کودتای ایران را پرسید او پاسخ داد: « گمان نمیکنم نقطهای مهمتر از ایران روی نقشه جغرافیائی جهان وجود داشته باشد چون ایران هم در چهارراه جهان واقع شده و از شمال و جنوب به دریا راه دارد و هم ٢۶ درصد از منابع سوختی و انرژی جهان در اختیار این کشور است.. پس ما نباید آنرا از دست میدادیم ..» و ما همچنان در همان نقطه جغرافیایی جهان درجا میزنیم درحالی که هنوز ١٧ درصد از منابع سوختی جهان در اختیار ماست !!! تصویری تاریخی از روزنامه های قبل از انقلاب : خبر اینکه بجای کار دنبال کارگر میگشتند! به فرانسه کت و شلوار صادر میکردیم اتومبیل ها بجای گرون شدن ارزون می شدند! https://t.me/yauar46
. . 👈 معجزه ملی! ✍️ محسن رنانی معجزه این انتخابات، «بلوغ ملی» بود. ملت ما عمیقاً رشید و بالغ شده است. نه تنها دیگر نمیترسد، نه تنها دیگر جوّگیر نمیشود، نه تنها دیگر با شعارهای چربوشیرینی مثل یارانه طلایی و مسکن رایگان فریب نمیخورد، بلکه دیگر تحلیلها و درخواستهای روشنفکران و کنشگران و دانشگاهیان هم در او اثری ندارد. او فقط به تشخیص خود عمل میکند و این، پیشرفت بزرگی در رفتار دموکراسیخواهی ملی ما در تاریخ پس از مشروطیت ایران است. به گمان من کنش مردم ایران در این انتخابات، در کلِ تاریخ پسازمشروطیت، بزرگترین کنش مبتنی بر یک توافق بینالاذهانی خشونتپرهیز سیاسی بود که بدون حضور یک رهبری واحد یا متحد و بدون یک ایدئولوژی انسجام بخش رخ داده است. این یعنی اکنون «روح جمعی ایرانیان» هم نقش رهبری سیاسی را برعهده گرفته است و هم نقش ایدئولوژی را. این همان اکسیر فرهنگی ایرانی است که در تاریخ ایران بارها شاهدش بودهایم. اکنون دیگر روح جمعی ایرانیان، با اینهمه تنوع و تفاوت، خوب میداند که چه وقت باید چه کنشی را داشته باشند. کی در خیابان اعتراض کند؛ کی به خانه برگردد؛ کی سکوت کند، کی فریاد بزند؛ کی رأی بدهد و کی رأی ندهد. زیباترین دستاورد انتخابات چهاردهم همین جلوه بلوغ ملی مردم ایران بود. در روزهای پیشین دهها پیام از دوستان و دانشجویانم داشتم که میگفتند دوستت داریم و احترامت میگذاریم و میدانیم که خیرخواهی، اما با نگاه تو به انتخابات مخالفیم و رأی نمیدهیم! و این پیامها چقدر عمیق، بوی توسعهیافتگی میداد. دستبوس همه مردمی هستم که براساس خِرد و تحلیل و تشخیص خود عمل کردند. هم آنانی که با رأی دادن خود اجازه دادند تا نماینده نیروهای توسعهخواه به مرحله دوم برود؛ و هم آنانی که با «رأی ندادن» پاسخ منفی خود را خیلی روشن و بیلکنت به همه ما رساندند: هم به حاکمانی که گفتند هر رأی در این انتخابات یک رأی به جمهوری اسلامی است و هم به محکومانی مثل من که از روی نگرانی، میگفتیم رأی ندادن فقط افق آینده ایران را تیره و تار میکند. واقعیت این است که رأی ندادن شما هم افقها را روشنتر کرد و هم قدرت شما را آشکارتر کرد و هم صحنهبازی را عوض کرد. دستمریزاد. این عدم مشارکت فراگیر، یک گام به پیش بود. همه ما تحلیلگران باید برخیزیم و به احترام مردم ایران کلاه از سر برداریم و تعظیم کنیم. به گمان من ملت ایران بعد از جنبش مهسا، سطح بازی سیاسی را بهنحو حیرتانگیزی دگرگون کرده است. تنوع خیره کننده افکار مردم ما و درعینحال همکاری نانوشته و دلپذیری که در دور اول این انتخابات بین این همه تنوع افکار رخ داد این انتخابات را به یک پدیده منحصربهفرد تبدیل کرده است: آن ۶۰ درصد تغییرطلب و معترض و مخالفی که شرکت نکردند، دور اول انتخابات را به یک رفراندوم تبدیل کردند؛ و آن ۲۰ درصد تحولخواه و اصلاحجو و توسعهخواهی که شرکت کردند و به تنها نامزد خارج از گفتمان رسمی رأی دادند نیز این فرصت را ایجاد کردند که ملت ایران اکنون در مرحله دوم انتخابات بتواند با داشتن دو کاندیدا از دو طیف کاملا ناهمگون فکری، زمینه را برای شکلگیری یک رقابت قطبیشده و شفاف فراهم آورد. من اکنون پس از شوک بزرگ این انتخابات و مشاهده بلوغ و رفتار پیچیدهای که ملت ایران از خود بروز داده است چیدمان انگارههای ذهنیام تغییر کرده است و مدتی می گذرد تا چارچوب اندیشگی خود را بازیابم. بنابراین دیگر بهخودم اجازه نمیدهم که برای مرحله دوم انتخابات توصیهای داشته باشم. یعنی معتقدم که مردم فهیم ایران، آنچه بهینه است را انجام خواهند داد و در دور دوم نیز میان رأی دادن و ندادن، گزینهای را انتخاب خواهند کرد که گمان میکنند پیام قاطع آنها را ابلاغ میکند و برای بازیگری مجدد ملت ایران، «خلق امکان» میکند. توسعه نیاز به قصهای دارد که انتهای آن باز باشد. اصولا دموکراسی یک قصه جمعی با انتهای باز است. من بهطور شهودی احساس میکنم مردم ایران در فضای غیردموکراتیک کنونی دارند قصهای با انتهای باز رقم میزنند. بنابراین شاید مردم ایران تصمیم بگیرند با همکاری هر دو گروه معترض و تحولخواه، با مشارکت گسترده و رأی به مسعود پزشکیان، به عنوان مخالفت یکپارچه با شیوه حکمرانی جاری، اینبار با «رأی دادن» خود، بزرگترین رفراندوم غیررسمی ملی، پس از تاسیس جمهوری اسلامی را رقم بزنند. برعکس، شاید هم نظر مردم این باشد که همان رفراندوم دور اول کافی و گویا بوده است و تصمیم بگیرند با مشارکت نکردن اجازه دهند تا پس از تجربه برآمدن ویرانگر محمود، اینبار سعید جلیلی به حکمرانی برسد و یکباردیگر بنیادگرایی جزماندیشانه، حداکثر ظرفیت خود را آشکار کند و ....... .https://t.me/yauar46
📌نتایج رسمی انتخابات ریاستجمهوری 🔹کل آرای شمارششده: ۲۴۷۳۵۱۸۵ رأی 🔹مسعود پزشکیان: ۱۰۴۵۹۱ 🔹سعید جلیلی: ۹۴۷۳۲۹۸ 🔹محمدباقر قالیباف: ۳۳۸۳۳۴۰ 🔹مصطفی پورمحمدی: ۲۰۶۳۹۷ 🔹مشارکت در انتخابات «۴۰درصد» اعلام شد. 🔹انتخابات به مرحله دوم رفت
🔻 جامعه فحشزده حجتالاسلام مساوات توماری با خودش به بازار تهران برد تا مردم گواهی دهند که شخص اول مملکت حرامزاده است. او روزنامهنگار و سیاستمدار مشروطه، سردبیر روزنامه مساوات، عضو کمیته انقلاب ملی و نماینده دورههای ۲ تا ۵ مجلس و از سران حزب دموکرات عامیون و سپس حزب سوسیالیست بود. او در تومارش نوشته بود که «امخاقان» مادر محمدعلیشاه (و نوه امیرکبیر) بدکاره است. وقتی از فراز تاریخ این روایت را میخوانی، از سطح پایین مبارزات سیاسی حالات بد میشود. با خودت فکر میکنی که جامعهی ایران در دوران مشروطه اصلا ظرفیت توسعه نداشته است، حالا مجلس و انتخابات داشته باشد یا نه! این همان نکتهای است که فوکویاما در خصوص توسعه بر آن دست میگذارد: نهادسازی و بهطور خاص ایجاد پارلمان آزاد و حاکمیت قانون الزاما منجر به توسعه نمیشود. در حقیقت کشورهایی که توسعه یافتند، آنهایی نبودند که با نهادسازیهای سیاسی مانند انتخابات و مجلس توانسته باشند به توسعه دست یابند. ▫️پیوند ناسزاگویی و سیاست در ایران سیاست در ایران تا همین امروز با ناسزاگویی پیوند خورده است، چه آنانی که حنجره میشوند برای گفتن «مرگ بر ..» این و آن و چه آنهایی که کامنت و ریپلای میشوند در شبکههای اجتماعی. ناسزاگویی نه تنها فایدهای ندارد، بلکه پیامدهایی تاسفبار بلندمدتی هم دارد: افراطگرایی: در جامعه قطبیشده، امکان متقاعدسازی دیگران کاهش مییابد. ناسزاگو مخالف خود را مصممتر میکنند. در ناسزاگویی حمله به فرد گوینده انجام میشود و نه محتوای سخن. به این ترتیب نه تنها نقش متقاعدسازی ندارد، بلکه پافشاریها را افراطیتر میکند. کاهش اعتماد عمومی: ناسزاگویی به تدریج اعتماد عمومی را کاهش داده، در نتیجه امکان شکلگیری کنش جمعی و سرمایه اجتماعی کاهش مییابد. 📍تجربه انتخابات در روزهای اخیر در شبکههای اجتماعی آنچه فوران کرد، ناسزاگویی بود. طرفداران مشارکت در انتخابات، تحریمکنندگان را خائن، فریبخورده، نادان، ضددین و ... مینامند، رفتاری که در چند دهه اخیر، به قدری عادیسازی شده که ناشزاگویان و مرگگویان حتی به شدت ناپسند بودن رفتارشان هم آگاه نیستند، همانطور که به شدت مشمئزکننده بودن شعارهای «مرگ بر ..» آگاه نیستند. اما در سوی دیگر کسانی بودند که به هر مشارکت فعالی در انتخابات یورش میبردند و آنها را نفهم، منفعتجو، چاپلوس حکومت، نمونهی ابتذال شر و ... نامیدند. دشنامها یا اتهامهایی که بیش از هر چیزی دوباره ما را به یاد مساوات و مبارزات سیاسیاش میاندازد. و دوباره این تردید جدی را پیش روی ما قرار میدهد که آیا یک جامعهی فحشزده که حیات سیاسیاش در ناسزاگویی است، شانسی برای توسعه دارد؟ هرچند باید قبول کرد که انرژی روحی ناسزاگو از فحش تامین میشود، مثل فیلم «کارخانه هیولاها» که انرژی دنیای هیولاها از صدای جیغ بچههای ترسیده تامین میشود، انرژی سیاست در ایران نیز از ناسزاگویی تامین میشود. 📍چالش توسعه و ناسزاگویی میتوان دیدگاه عجماوغلو و رابینسون در کتاب «دالان باریک» را به این صورت بازخوانی کرد: توسعه حاصل یک جامعه توانمند و یک حاکمیت توانمند است. وضعیت امروز حاکمیت و توانمندیاش که هیچ احتمالی برای امید به توسعه نمیگذارد، اما تاسف بزرگتر آن است که جامعه نیز توانمندی لازم برای توسعه را هر روز بیش از دیروزش از دست میدهد و ناسزاگویی یکی از نشانههای بزرگ آن است. ناسزاگویی به تدریج «اعتماد عمومی» را کاهش میدهد. با کاهش اعتماد عمومی، امکان شکلگیری «کنش جمعی» پایین آمده و «سرمایه اجتماعی» کاهش مییابد. 📉 نتیجهگیری راهبردی ناسزاگویی را میتوان نشانهای برای ۳خطر پیش رو دانست: •استیصال جامعه: جامعه خود را ناتوان و بیپناه مییابد و ناسزاگویی برایش یک مسکن موقت است. •از دست رفتن عقلانیت: جامعه مستاصل شانس کمی برای توسعه دارد، حتی اگر آزادترین انتخابات جهان را داشته باشد، تنها آبستن پوپولیسم است. •گسترش «خودحق پنداری» و «دگرگاوپنداری»: که منجر به کاهش ظرفیت گفتوگو و تصمیمگیری جمعی میشود. فرد ناسزاگو سایرین را نه انسانی با حق انتخاب، بلکه موجودی بدون شعور و احساس میبیند. مشکل دیگر ناسزاگویی، گسترش سریع آن است. فردی که ناسزا شنیده است، خود را دارای این حق میبیند که به دیگران نیز ناسزا بگوید. به این ترتیب ناسزاگویی به مانند یک ویروس در جامعه گسترش مییابد. 🔚 ناسزاگویی در حال خوردن بنیانهای جامعه است، و در برابرش باید واکنش نشان داد. روشنفکرانه زیستن یعنی زیستن با تعهد به منافع جمعی. اعتراض به ناسزاگویی در شبکههای اجتماعی، فارغ از جهتگیری سیاسیشان، بخشی از این تعهد است. از کسی که شعار مرگ و وعده اعدام میدهد، انتظار هیچ معجزتی نمیتوان داشت. #امیر_ناظمی #انتخابات https://t.me/yauar46
🔻دیکتاتوری جوّ خدایش رحمت کند مهندس سحابی را؛ میگفت: از دیکتاتوری حاکمانْ بدتر، «دیکتاتوری جوّ» است؛ اگر میخواهید وارد کار روشنفکری و کنشگری شوید اولین کارتان باید این باشد که تمرین کنید که اسیر دیکتاتوری جوّ نشوید. حالا من سخنم این است: دو گروه خیلی به فرایند توسعه ایران لطمه زدهاند: یکی روشنفکران و کنشگرانی که اسیر دیکتاتوری جوّ شدند؛ و دیگری رهبران سیاسی پوپولیستی که بر امواج تودهها سوار شدند. انقلاب ۵۷ حاصل اتحاد این دو گروه بود. اولی نیروی خلاقه روشنفکری را در خدمت امواج مخرب تودهها قرار داد؛ و دومی سوار امواج مخرب تودهها شد و انرژی جامعه را به جای هدایت به سوی آفرینش و خلق دنیای جدید، به سوی تخریب برد. لحظههای تاریخی ویرانگر هر ملت، همان زمانی است که سیاستمداران پوپولیست و روشنفکران اسیر دیکتاتوری جوّ، متحدان نانوشته هم میشوند و دوره جدیدی از جباریت را رقم می زنند. از این پس در فرایند توسعه ایران، باید مراقب باشیم که اتحاد تازه ای رخ ندهد. اگر از این پس رأی دادن یا رأی ندادن ما آگاهانه و انتخابگرانه باشد نه بر اساس دیکتاتوری جوّ، آنگاه دیگر پوپولیستها هم فرصتی برای سوارکاری و خلق دیکتاتوری جدید پیدا نمیکنند. همان پوپولیستهایی که برخیشان از رأی دادن ما سواری میگیرند و برخیشان از رأی ندادن ما. #محسن_رنانی ۸ تیر ۱۴۰۳ #عزتالله_سحابی #انتخابات https://t.me/yauar46
و اگر هنرش را داشتیم برای اصلاح ساختار نیز، از مطالبه ملی رفراندم و تغییر قانونی اساسی که ام المصائب مشکلات کشور است کوتاه نیائیم. https://t.me/yauar46
✅با رای به پزشکیان کام حاکمیت مستبد را تلخ می کنیم ✍️اکبر دانش سرارودی قاطعانه با شرکت در هرگونه انتخابات مخالف بودم و در این دوهفته هر کس سؤال کرد گفتم تا این لحظه رأی نمیدهم ولی با رصد شرایط میدانی ممکن است تصمیمم تغییر کند و بگویم حرف مرد باید متناسب با مصالح و مقتضیات عقلانی باشد و هر کس بگوید حرف مرد یکی است ممکن است بخود و اطرافیانش آسیب بزند. انصافاً برای رسیدن به این تصمیم و انتشار آن، جنگ تمام عیاری را بین عقل و احساسم پشت سر گذاشتم و نهایتاً با قلبی محزون از وضعیت غم انگیز کشورم بویژه آسیب دیدگان این سالها نظرم را میگویم تا شاید کمکی به انبوه مرددین عزیز کرده باشم چرا میگویم دفع افسد به فاسد؟ برای اینکه به جد معتقدم شرکت در هر نمایشی که امکان مصادره بنفع این حاکمیت ظالم و بی توجه به منافع ملی را داشته باشد مصداق اتمی از فساد است از شرکت در جشن غدیر و باصطلاح سفره گستری چند کیلومتری تا تجمعات و پیاده روی های آئینی تا همین نمایش انتخابات های مضحکی که با مهندسی شورای نگهبان عمدتاً کسانی تأیید میشوند که در تراز خودشان بوده و از هرگونه اخلاق دینی و انسانی بی بهره باشند (مثل همین زاکانی دریده و هتاک ودروغگویی که..) بله اگر انتخابات تجلی اراده ملت و محملی برای شنیده شدن رأی و نظر مردم است با این نظارت استصوابی و حاکمیت مطلقه ای که برای هیچکس احترامی قائل نیست قطعاً رأی دادن فسادی است که میتواند پایه های ظلم و شرایط اسفبار این سالهای مان را تقویت کند لذا به همه کسانی که مصمم به عدم شرکت در نمایشات مضحک این نظامند حق میدهم لکن علیرغم اینکه شرکت در انتخابات و رأی به پزشکیان را نیز فسادی میدانم که از افسدی چون به کرسی نشستن متصلب متحجری چون جلیلی جبهه پایداری و قالیباف کلکسیون فساد جلو گیری میکند توصیه به مشارکت دارم. بله قبول دارم که با به صدر آمدن آقای پزشکیان، وصولگرایان تمامیت خواه، همه قوایشان را بسیج میکنند تا مبادا آب خوش از گلوی ایشان و رأی دهندگانش پائین رفته و موفقیتی کسب شود و در همین مدت نیز شاهد چه هجمه هایی که نبودیم! ولی صحبت های دکتر پزشکیان در اصفهان و میثاقش با مردم که اگر بخواهند در مقابل تعهدات دولت در اجرای خواسته های ملت بایستند استعفا میدهم و اینکه میگویند: «رئیس جمهور باید سرباز ولایت باشد اما من معتقدم رئیس جمهور سرباز، گماشته و وکیل جمهور، یعنی مردم است، ولایت به اندازه کافی نماینده و مدعی دارد» نویدمان داد که انشاالله با مدیر صادق و پاکی مواجهیم که بنا دارد بر خلاف شرایط گذشته تا جایی که بتواند از ظلم به مردم جلوگیری کند. ضمن اینکه ما با حاکمیت وقیحی مواجهیم که حضور ۸درصدی را حماسه میخواند و قهر و اعتراض مردم را بکلی نادیده میگیرد و جز خودی های متملق و ذوب در خرافه ها را آدم بحساب نمیآورد و نمونه های قهر انتخاباتی ۹۸ مان شد مجلسی که بقول برخی نمایندگانش حتی یک مصوبه به نفع ملت نداشت و تمام سعی اش این بود که با تبعیت محض از حاکمیت و تصویب طرح ضدبرجامی، طرح فیلترینگ فضای مجازی و حجاب اجباری و امثالهم پایش را بیخ گلوی مردمی بگذارد که به اسم نماینده، نان شان را میخورد یا در قهر انتخاباتی ۱۴۰۰ دولتِ بغایت بی کفایت و دروغگویی بر سر کار آمد که شاید در تاریخ بی مانند باشد و اگر سقوط هلیکوپتر پیش نمی آمد بجای قدیس سازی و بت تراشی، باید در موضع پاسخگویی می نشست و مفتضح تاریخ میشد علی ایحال بنظر میرسد حال که نفع این وصولگریان اخلاق ستیزِ تمامیت خواه و سیری ناپذیر در کاهش حضور مردم است و بقول برخی از چهره های پیر و جوان جناح حاکم هرچه ضریب مشارکت بالا برود شانس رأی آوری آنان کم میشود، سایت رهبری نیز این جمله تحریک کننده را بُلد و سایبری هایش وایرال کرده اند که: «هر رأی در انتخابات رأی به جمهوری اسلامی است»! تا مشارکت حداقلی شده و کاندیدای مورد نظرشان رأی بیاورد لذا در شرایط خاص که فرق بسیاری است؛ بین کاسبان تحریم و مخالفان آن بین طرفداران گشت ارعاب و کسانیکه با زبان باتوم در حوزه فرهنگ با نوامیس مردم سخن میگویند با مخالفان آن بین طرفداران فیلترینگ و دشمنان فضای مجازی با مخالفان آن بین اخراج کنندگان اساتید شایسته و مخالفان آن بین ... لذا ضمن اینکه با بانک بلند فریاد میزنیم: رأی ما مطلقاً تأیید این ج ا و حاکمیت مستبد آن نیست و اعتراضی به شیوه حکمرانی ضدملی و نامشروع این سالهاست لذا برای اینکه از «افسدِ» حاکمیت کسانیکه مسبب و مُمد وضع شرم آور موجودند جلو گیری کنیم عقل میگوید ولو چند درصد حالمان بهتر شود و شاهد ظلم کمتری باشیم باید پناه به فساد رأی دادن ببریم و انشالله با حضوری گسترده، کام این جماعت ضدمردمی را تلخ و آقای دکتر پزشکیان را برگزینیم
💠نگاهی به برخی برداشتهای نادرست در مناظره دوم اقتصادی ✍️دکتر محمدرضا یوسفی 🔹 مناظره دوم اقتصادی کاندیداهای ریاست جمهوری برگزار شد. در مورد همه محورهای بحث نمی توان سخن گفت بدین جهت بر چند نکته در این مناظره تاکید می شود. 🔹 اول: به نظر می رسد چیزی به نام کمیابی در قاموس کاندیداها وجود ندارد. آنان در دنیایی با منابع نامحدود زندگی می کنند. در حالیکه اصل اول در اقتصاد منابع کمیاب است. هر کاندیدایی موظف است برای تامین هزینه های هر طرح، منابع آن را بیان کند. 🔹 دوم: حداقل سه نفر از کاندیداها به این نکته اشاره کردند که ایران کشور ثروتمندی است. منظور آنان ثروتمند از نظر منابع طبیعی است. تو گویی تازه این منابع کشف شده اند. پرسش این است که چرا با وجود منابع به تعبیر آنان بسیار، جامعه دچار فقر شدید و اقتصادی توسعه نیافته شده است. آنچه در ادعاهای این کاندیداها مغفول مانده است این است که مهمترین عامل در توسعه یک کشور، مدیریت و کارآمدی است. در ادبیات اقتصاد توسعه آمده است که زمانی تصور می شد کشورها به دلیل فقر منابعشان، شرایط جغرافیایی، مذهب و مانند آن عقب مانده اند ولی اکنون با نگاه به تجارب کشورهای جهان، این نتیجه به دست آمده است که کشورها به دلیل فقر مدیریت و فقدان کارآمدی و فقدان نهادهای تاثیرگذار فقیرند. ژاپن با فقدان منابع طبیعی کشوری توسعه یافته است و ایران و امثال ایران توسعه نیافته اند. همین نکته نشان می دهد که مشکل ایران فقدان سازوکار مناسبی جهت بر کشیدن مدیران کارآمد است. مدیر ناکارآمد توانایی بهره برداری از منابع ثروتمند را ندارد. 🔹 سوم: فقدان نگاه توسعه محور به اقتصاد ایران و عدالت و رفع فقر از شاخصه های مناظره دوم اقتصادی بود. یکی از شاخصه های مدیریت کارآمد، نگاه توسعه محور است. ژاپن با وجود فقر منابع طبیعی به دنبال سیر کردن شکم گرسنگان نبود بلکه به دنبال توسعه و پیشرفت کشور بود. چین نیز با همین نگاه استراتژی خود را طراحی کرد. نتیجه چنین استراتژی برای چین که در سال 1965 جزء فقیرترین کشورهای دنیا بود و در سال 1980، بالغ بر 700 میلیون نفر فقیر در این کشور زندگی می کردند. با اتخاذ سیاست های توسعه محور در چین، این رقم در سال 2000 به 200 میلیون نفر و در سال 2015 به 50 میلیون نفر کاهش یافت. این مسیر با نگاه توسعه کشور حاصل شد. توسعه کشور با خلق ثروت و نه تکیه بر منابع طبیعی و توزیع آن ممکن است. تمامی کشورهای توسعه یافته کنونی و نوظهور از طریق رشد بالا و پایدار اقتصادی این مسیر را طی کرده اند. ورود به تجارت بین الملل، روی آوردن به سیاست های تنش زدایی، انتقال تکنولوژی های پیشرفته، افزایش سهم دانش در تولید و بهبود فضای کسب و کار از عواملی بود که نه تنها از تعداد فقیران کاست بلکه سطح رفاه کل جامعه را افزایش داد. این دیدگاه در میان کاندیداها مفقود است. 🔹 چهارم: تحلیل علمی از چگونگی شکل گیری و گستره یک معضل، شرطاصلی مواجهه با آن است. پیشنهادها برای رفع فقر نیز از این قاعده پیروی می کند. هر راه حلی بدون توجه به این نکته نمی تواند معضل را حل کند. در اکثر راه حلهای کاندیداها، به بیان چگونگی رسیدگی به فقیران اشاره دارد و نه اصلاح سیستمی که منجر به کاهش بسترهای فقر در جامعه شده است. نکته دوم اینکه همین سیاست ها نیز جامع دیده نشده است. به عنوان مثال، یکی از کاندیداها اعلام کرده است که به هر خانوار به ارزش 20 گرم طلا داده می شود. ادعا شده است که این سیاست از همان نخستین مرحله موجب رفع فقر مطلق می شود. اما این پیشنهاد به معنای افزایش نقدینگی در جامعه و در نتیجه منجر به تورم خواهد شد. کاهش قدرت خرید پول منجر به افزایش نرخ ارز در بازار آزاد ارز شده و از آنجا که قیمت طلا تحت تاثیر قیمت های جهانی، نرخ ارز و بازارهای رقیب است در نتیجه به طور طبیعی قیمت طلا نیز افزایش خواهد یافت و آن امر منجر به افزایش نقدینگی و تورم و مارپیچ نقدینگی و تورم خواهد شد. از سوی دیگر این نگاه به عواملی که موجب کاهش سطح رفاه جامعه در این دهه شده است توجهی ندارد. نگاه سیاستی باید به صورت بسته پیشنهادی جوانب یک معضل را دیده باشد. https://t.me/yauar46
🌏 «از انسانهای بی تفاوت متنفرم» ✍ آنتونی گرامشی ◀️ از انسانهای بی تفاوت متنفرم. معتقدم كه زندگی كردن به معنای چريك بودن است. كسی كه براستی زندگی میكند، نمی تواند شهروندی چريك نباشد.بی تفاوتی درواقع سست عنصری، انگل واره گی و بزدلی ست، نه زندگی. به همين دليل از انسانهای بی تفاوت متنفرم. ◀️ بی تفاوتی وزن مرده ی تاريخ است. و بصورت بالقوه ای بر تاريخ اثر میگذارد. منفعلانه عمل میكند، اما عمل میكند. بی تفاوتی همان بخت بد است؛ كه هيچگاه نمی توان حسابی روی آن باز كرد، همان چيزی كه در برنامه ها اختلال ايجاد می كند و خوش ساخت ترين طرحها را مخدوش می كند، بی خردی و فقدان آگاهی ست كه هوشمندی را سركوب می كند. همان شرّی ست كه دامنگير همه می شود از آنرو كه توده ی مردم تفويض اختيار میكند، امكان تصويب قوانينی را می دهد كه تنها از طريق انقلاب می توان آنها را لغو كرد و قبول می كند انسانهايی قدرت را در دست گيرند كه شایسته نیستند. از همين رو اقليتی، بدليل بی تفاوتی و بی مسئوليتی، فرم زندگی جمعی را بدون هيچ نظارت و كنترلی تعيين می كنند، توده اما اعتنائی نمی كند زيرا اهميتی برايش ندارد؛ گويی بخت بد است كه همه چيز و همه كس را تحت تأثير قرار می دهد، تو گويی كه تاريخ چيزی جز كلان پديدهای طبيعی نيست، فوران آتشفشان يا زلزله ای ست كه همه را قربانی می كند، چه آنكه می خواست و آنكه نمی خواست، چه آنكه می دانست و يا نمی دانست، چه آنكه فعال بود و چه آنكه بی تفاوت. ◀️ در اين شرايط، برخي ناله های رقت بار سر می دهند، و بعضی فقط بطور شرم آوری ناسزا می گويند اما اندك كسی از خود می پرسد: اگر من نيز وظيفه ی خود را انجام می دادم، اگر سعی می كردم كه اراده ام را اعمال كنم، آيا آنچه كه رخ داده، اتفاق می افتاد؟ بدين سبب نيز از انسانهای بی تفاوت متنفرم: زيرا ناله ی ابدی آنان از سر معصوميت عذابم می دهد. از هر يك از آنان می خواهم توضيح دهد كه چطور نقشی را كه زندگی به او محوّل كرد و هر روزه به عهده اش میگذارد را ايفا می كند، از هرآنچه كه انجام داده و بخصوص هرآنچه انجام نداده است. من فكر می كنم كه می توان با آنان بی شفقت بود، و بايسته نيست ترحم و اشكی برای آنها به هدر داد. ◀️ من يك چريك هستم، زندگی می كنم، و در ذهن آگاه ام پيشاپيش جنب و جوش كار برای شهر آينده را، كه به سهم خود در حال ساخت آن هستم، احساس می كنم. شهری كه در آن، تعهدهای اجتماعی فقط بر گرده ی اندكی سنگينی نمی كند، كه هرچه در آن رخ می دهد از روی تصادف و بخت بد نيست، بلكه درنتيجه ی عملكرد هوشمندانه ی شهروندان است. هيچکس در اين شهر كنار پنجره به تماشای عده ای كه خود را قربانی و فدا می كنند، نمی نشيند. زندگی می كنم و چريك هستم. به همين خاطر از كسانی كه هيچ موضعی ندارند متنفرم، از انسانهای بی تفاوت متنفرم. https://t.me/yauar46
امروز ۱/۱/۱ نیست! ✍ رحیم قمیشی این آخرین نوشتهام در خصوص آن است که چرا به هیچکدام از کاندیداها، امیدی ندارم و نمیتوانم خودم را قانع کنم با رأی دادنم، کمکی به آینده کشورم بکنم. شاید دو سه نوشته هم، در پاسخ به برخی پرسشها داشته باشم و تا موقع انتخابات کمتر بنویسم،. تا هر کسی بنا به تشخیص خود تصمیم بهتر را بگیرد. هر کس راهی را که به نظرش برای آینده ایران بهتر است اتخاذ کند. ما نمیخواهیم شرکت یا عدم شرکت در انتخابات، خط کشی جدیدی برای تفرقه ایجاد کند. همه محترمند. در دوره ۸ ساله آقای خاتمی، قتلهای زنجیرهای نویسندگان اتفاق افتاد، بازجویی وحشتناک برخی مظنونها، حادثه دلخراش قتلهای محفلی در کرمان، حمله وحشیانه به کوی دانشگاه، بستن فلهای مطبوعات، راهپیمایی روزانه کفنپوشان علیه سینماگران، هنرمندان و خوانندگان، محاکمه شهردار پایتخت، عدم اجازه به رئیسجمهور برای هر گونه تلاشی جهت اعتمادسازی با غرب، حصر ظالمانه آیتالله منتظری، ورود مستقیم سپاه به پروژههای دولتی، بستن فرودگاه امام توسط نظامیان در روز افتتاح، حذف لوایح مهم دولت در مجلس بدون نظرخواهی از نمایندگان و صدها مورد دیگری که در دولت احمدینژاد هرگز اتفاق نیفتادند. نه اینکه در دوره احمدینژاد مصیبت نداشتیم، اما جنس مصیبها تفاوت پیدا کرد. در دولت آقای روحانی که حمایت اشتباه اصلاحطلبان را همراه خود داشت، حصر و زندانی بیگناهان با شدت ادامه پیدا کرد. حوادث ناگوار سالهای ۹۶ و ۹۸ اتفاق افتاد. برجام بیاثر و عملا لغو شد، سپاه تهدیداتش را علیه کشورهای منطقه افزایش داد، سفارتهای عربستان و انگلیس به آتش کشیده شدند، لوایح بودجه بهقدری در مجلس دستکاری میشدند که دولت متعجب میماند، چه دادیم و چه گرفتیم! انفجار قیمت دلار اتفاق افتاد، سپاه رسماً مسئول روابط خارجی ایران در منطقه شد، اخراج دانشجویان و اساتید شدت گرفت، سهمیههای بدون دلیل رسمی شدند، مجلس راه پیشرفت مذاکرات دولت را بست و صدها مورد دیگر، که هیچکدام در دولت رئیسی تکرار نشد. اگر چه بحرانهایی اتفاق افتاد، اما نظام مجبور بود همه را رسماً برعهده بگیرد. امروز اگر انتخابات هم از پیش چیده نشده باشد، نهایتاً مردم در موقعیت دو انتخاب بیشتر نیستند؛ یک خودی نظام بیاید تا تنش کمتری در کشور باشد و بحرانهایی از نوع خودش. یا یک نفر که حرف مردم را بزند، و آغاز دورهای از تنشها، مزاحمینی که از سوی نهادهای انتصابی، نظامی و امنیتی، بهآسانی و بدون واهمه حمایت میشوند. آیا این واقعا اسمش آزادی انتخاب است؟! هر تصمیمی یعنی به پیشواز مشکلات متعدد جدیدی رفتن. برخی طوری استدلال میکنند گویی امروز اولین روز تاریخ بشر در ایران است؛ به فلانی رأی دهیم که از همه بهتر است. به آن رأی بدهیم که صداقت از او میبارد. آن یکی سابقه فساد نداشته. آن یکی واقعا ذوب در ولایت است. فلانی مدیریت شلاقی دارد. فلانی سخنور ماهری است. او میتواند همه چیز را بهتر کند. آن جلوی بدبختی ما را حتما میگیرد! نه! ما ۴۵ سال پشتوانه، برای تصمیمگیری داریم. ما پرسشهای مهم و اساسی داریم. تقلیل دادن مشکلات به مدیران کم معلومات، به اجرا نشدن منویات رهبری، به اجرا نشدن برنامهها، به دزدیهای اتفاقی، به خارج از حیطه رئیس جمهور بودن، به اینکه خرابهای تحویل ما شده، به اینکه نمیگذارند کار کنیم، آنقدر تکرار شده که ما نمیتوانیم آنها را باور کنیم. سکان کشور در دست رئیسجمهور نیست! او شاگرد شوفر است. ما از شوفر میترسیم به شاگرد شوفر غر میزنیم او تنها یک ضربهگیر است، فحشخور است! اگر امروز ۱/۱/۱ بود شاید فریب میخوردیم اما ۲۹ خرداد ۱۴۰۳ باور وعدهها و امیدهای واهی ادعای توانایی غلبه بر مشکلات ساختاری انتظار اعتماد دوباره به همان آدمهای سابق برای ما قابل باور نیست آقایان! باور کنید امروز روز اول آشنایی ما با شما نیست! لطفاً انتظار معقول داشته باشید. انتخابات، خمره رنگرزی نیست که ناگهان رنگ شما را دمکراتیک کند! مگر سر ما را به دیواری بکوبید! ما حافظهمان را بکلی از دست بدهیم و ناگهان باور کنیم؛ امروز ۱/۱/۱ است! و شما راست میگویید!! https://t.me/yauar46
❄️ تلاش نکن از خود قهرمان ترسیم کنی، چون واقعا چنین نیستی 👤 دکتر مسعود نیلی ✍️ آنچه بر ما گذشته و ما را به اینجا رسانده، حاصل آن بوده که اقتصاد با همه امکاناتش، شامل منابع انسانی، منابع طبیعی، ظرفیتهای تولیدی و امکانات زیربنایی، برای دههها، قربانی مظلوم سیاست بوده است. ✍️ اما این واقعیت آشکار تلخ، هنوز توسط سیاستمداران درک نشده است. ✍️ واقعیت این است که اقتصاد ایران از سال۱۳۹۶ به این طرف، وارد مرحلهای جدید از زندگی خود شده که دیگر نمیتوان به شیوه گذشته با آن رفتار کرد. ✍️ یکی از شما ۶نفر، به جای دادن امیدهای واهی که اساسا باورپذیر نیست، بیاید و صادقانه به مردم بگوید که خوب میداند نخواهد توانست معجزه کند. اما بگوید که در اقتصاد همانطور که معجزه نداریم، بنبست هم نداریم. ✍️ بگوید که میداند در چارچوب «راهبردهای موجود»، بودجه دولت ظرفیت کشفنشدهای برای افزایش حقوق معلمان و پرستاران و غیره را ندارد. ✍️ در نظام بانکی منابع اضافهای برای کمک به تولید وجود ندارد. ✍️ نترسد که بگوید، در چارچوب شرایط تحریم و محدودیتهای مالی بینالمللی منابع ارزی کشور به سختی میتواند از وضع موجود بیشتر شود. ✍️ یکی از شما، زبان صادق دردهای مردم شود و بگوید که مردم، شما در هر حال، دوران دشواری را در پیش خواهید داشت و هرکس غیر از این بگوید یا از سر جهل است یا فریب. ✍️ بگوید که ما بر سر یک دوراهی سرنوشتساز قرار گرفتهایم. در یک راه، سختیهای زیاد «قطعی» که به سختیهای بیشتر غیر قابل تحمل خواهد رسید و در انتخابی دیگر، سختیهای زیادی قرار گرفته که به گشایشهای «محتمل» و فرداهای بهتر پس از آن، ختم خواهد شد. ✍️ به جای آنکه به مردم تصویر زیبای نقاشیشده اما رویایی از آینده را نشان دهد، عکس واقعی خودمان را ارائه کند. ✍️ مردم واقعی در درون همان عکس واقعی قرار دارند که بر چهرههایشان لبخند نیست. ✍️ مردم به یک رئیسجمهور «معمولی» برای شرایط «غیر معمولی» خود قانع هستند. ✍️ پس تلاش نکن از خود قهرمان ترسیم کنی؛ چون واقعا چنین نیستی. ✍️ مردم در تاریکی با چراغهای ضعیف و کمنور، به دنبال سیاستمدار آگاه از جنس خودشان میگردند./متن کامل https://t.me/yauar46