tgindex
Jun's smile ᰔᩚ

Jun's smile ᰔᩚ

Статистика
@yawnduniперсидский

Sweet Home ও @yawnstar ✉️ http://t.me/HidenChat_Bot?start=6117670502

Последний пост
8 авг. 2024 г.
Последнее чтение
14 авг.
Постов за неделю
0
Всего постов
21
Тип
открытый
Язык
персидский
В каталоге с
14 авг.
Подписчики
133
мало замеров
Замеров пока мало
Сутки
0
0,00%
Неделя
 
Месяц
 
Просмотров на пост
1 798
21 постов
Вовлечённость
1351,9%
к подписчикам
Постов в день
0,0
всего 21
Упоминаний
0
каналов
Охват размещения
оценка
1/24сутки в ленте
1/48двое суток
1/72трое суток

Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.

Посты

  • 8 авг. 2024 г.8693416из yawnstar

    ᳝ ࣪ 🎠𓂃   𝓑𝓵𝓸𝓸𝓭 𝓪𝓷𝓭 𝓽𝓮𝓪𝓻𝓼 🎠 ༢  🌟ژانر: کلاسیک، سایکو، اسمات ‌🌟یونجون وارث یکی از قدرتمند ترین خاندان ها، برای بدست اوردن جایگاه پدرش و رقابت با برادرش، به دستور پدرش و شرطی که گذاشته باید ازدواج کنه، اما اگه لرد یونجون گی باشه و واسه گول زدن پدرش و زمین زدن برادرش دست به هرکاری بزنه چی؟ اون قطعا به کمک یه پسر از یک خاندان سقوط کرده احتیاج داره. 🌟Part 7ㅤㅤㅤㅤㅤ🌟anon

  • 4 авг. 2024 г.929359из yawnstar

    ᳝ ࣪ 🎠𓂃   𝓑𝓵𝓸𝓸𝓭 𝓪𝓷𝓭 𝓽𝓮𝓪𝓻𝓼 🎠 ༢  🌟ژانر: کلاسیک، سایکو، اسمات ‌🌟یونجون وارث یکی از قدرتمند ترین خاندان ها، برای بدست اوردن جایگاه پدرش و رقابت با برادرش، به دستور پدرش و شرطی که گذاشته باید ازدواج کنه، اما اگه لرد یونجون گی باشه و واسه گول زدن پدرش و زمین زدن برادرش دست به هرکاری بزنه چی؟ اون قطعا به کمک یه پسر از یک خاندان سقوط کرده احتیاج داره. 🌟Part 6ㅤㅤㅤㅤㅤ🌟anon

  • 3 авг. 2024 г.8063412из yawnstar

    ᳝ ࣪ 🎠𓂃   𝓑𝓵𝓸𝓸𝓭 𝓪𝓷𝓭 𝓽𝓮𝓪𝓻𝓼 🎠 ༢  🌟ژانر: کلاسیک، سایکو، اسمات ‌🌟یونجون وارث یکی از قدرتمند ترین خاندان ها، برای بدست اوردن جایگاه پدرش و رقابت با برادرش، به دستور پدرش و شرطی که گذاشته باید ازدواج کنه، اما اگه لرد یونجون گی باشه و واسه گول زدن پدرش و زمین زدن برادرش دست به هرکاری بزنه چی؟ اون قطعا به کمک یه پسر از یک خاندان سقوط کرده احتیاج داره. 🌟Part 5ㅤㅤㅤㅤㅤ🌟anon

  • 20 июл. 2024 г.915348из yawnstar

    ᳝ ࣪ 🎠𓂃   𝓑𝓵𝓸𝓸𝓭 𝓪𝓷𝓭 𝓽𝓮𝓪𝓻𝓼 🎠 ༢  🌟ژانر: کلاسیک، سایکو، اسمات ‌🌟یونجون وارث یکی از قدرتمند ترین خاندان ها، برای بدست اوردن جایگاه پدرش و رقابت با برادرش، به دستور پدرش و شرطی که گذاشته باید ازدواج کنه، اما اگه لرد یونجون گی باشه و واسه گول زدن پدرش و زمین زدن برادرش دست به هرکاری بزنه چی؟ اون قطعا به کمک یه پسر از یک خاندان سقوط کرده احتیاج داره. 🌟Part 4

  • 17 июл. 2024 г.7363710из yawnstar

    ᳝ ࣪ 🎠𓂃   𝓑𝓵𝓸𝓸𝓭 𝓪𝓷𝓭 𝓽𝓮𝓪𝓻𝓼 🎠 ༢  🌟ژانر: کلاسیک، سایکو، اسمات ‌🌟یونجون وارث یکی از قدرتمند ترین خاندان ها، برای بدست اوردن جایگاه پدرش و رقابت با برادرش، به دستور پدرش و شرطی که گذاشته باید ازدواج کنه، اما اگه لرد یونجون گی باشه و واسه گول زدن پدرش و زمین زدن برادرش دست به هرکاری بزنه چی؟ اون قطعا به کمک یه پسر از یک خاندان سقوط کرده احتیاج داره. 🌟Part 3

  • 13 июл. 2024 г.7693713из yawnstar

    ᳝ ࣪ 🎠𓂃   𝓑𝓵𝓸𝓸𝓭 𝓪𝓷𝓭 𝓽𝓮𝓪𝓻𝓼 🎠 ༢  🌟ژانر: کلاسیک، سایکو، اسمات ‌🌟یونجون وارث یکی از قدرتمند ترین خاندان ها، برای بدست اوردن جایگاه پدرش و رقابت با برادرش، به دستور پدرش و شرطی که گذاشته باید ازدواج کنه، اما اگه لرد یونجون گی باشه و واسه گول زدن پدرش و زمین زدن برادرش دست به هرکاری بزنه چی؟ اون قطعا به کمک یه پسر از یک خاندان سقوط کرده احتیاج داره. 🌟Part 2

  • 11 июл. 2024 г.6864526из yawnstar

    ᳝ ࣪ 🎠𓂃   𝓑𝓵𝓸𝓸𝓭 𝓪𝓷𝓭 𝓽𝓮𝓪𝓻𝓼 🎠 ༢  🌟ژانر: کلاسیک، سایکو، اسمات ‌🌟یونجون وارث یکی از قدرتمند ترین خاندان ها، برای بدست اوردن جایگاه پدرش و رقابت با برادرش، به دستور پدرش و شرطی که گذاشته باید ازدواج کنه، اما اگه لرد یونجون گی باشه و واسه گول زدن پدرش و زمین زدن برادرش دست به هرکاری بزنه چی؟ اون قطعا به کمک یه پسر از یک خاندان سقوط کرده احتیاج داره. 🌟Part 1

  • این سناریو، کار مشترک من و کوتا هست، خوشحال میشیم بعد از خوندنش نظراتتون رو بهمون بگید. ممنون از کوتا ♡

  • 27 апр. 2024 г.1 3406664из yungeu

    ◌🌟🌟🌟 Insanity 🌟🌟🌟◌ 🪷 ژانر : سایکو ، اسمات ، bdsm خلاصه ؛ بومگیو دانشجوی روانپزشکي برای گرفتن مدرک به عنوان کارآموز وارد تیمارستانی میشه که متوجه میشه بیماری که مسئولیتش رو به عهده داره دچار اختلال شدیده و .. 🌟part 1 lınk  part 2 lınk

  • ꒰ 🦋 ⸝⸝⸝ Navillera ᝰ

  • 🌟🌟🌟🌟🦋ꉂ 나빌레라 ᠉

  • ⌣   📷⃞ㅤㅤ   𔑘ㅤׂ    .  𓊆🎀𓊇ㅤ اولین بار بود که به پیشنهاد صمیمی ترین دوستش پا به این مرکز خرید عطر می‌گذاشت، و سعی داشت این برند جدید رو امتحان کنه . نگاهش رو مابین شیشه های شیک و لاکچریِ ادکلن ها میچرخوند ، به طرز عجیبی با ورودش کسی برای راهنماییش نیومده بود و بومگیو حدس میزد بخاطر شلوغی باشه و کارکن ها مشغول راهنمایی مابقی مراجعه کننده ها باشن .عطر های زیادی نظرش رو جلب میکردن اما نمیدونست چطور میتونه بوی اون ها رو حس کنه و از بینشون چیزی انتخاب کنه . نگاه گیجش رو به اطراف داد و همونطور که فضای فروشگاه رو از نظر میگذروند، مسیر نگاهش با شنیدن صدای مرد جوانی قطع شد و بلافاصله نگاهش رو به صاحب صدا داد . مردی با لبخندی پر از کاریزما و چشم هایی که برق میزد. مو های مرد جوان به خوبی و وسواس زیاد حالت گرفته بود و کت زیبایی که تشخیص میزان گرون بودنش برای بومگیو سخت نبود، به تن داشت . " میتونم کمکتون کنم؟ " کمی سر تا پای مرد رو برانداز کرد، بعید میدونست که از کارکن های فروشگاه باشه ! چنین لباس های برند و کفش هایی که به روشنایی ماه برق میزد مناسب یه کارکن ساده نبود . قبل از اینکه جمله ای به زبون بیاره مرد جوان ادامه داد " حدس می‌زنم میخواید رایحه های زیادی رو امتحان کنید ! " مرد با لحن گرم و آروم و مودبانه ای لب زد و بلافاصله دستکش مشکی رنگی به دست کرد و یک به یک ورقه های تست عطر رو به دست میگرفت و از هرکدوم از ادکلن ها به ورقه ها میزد و اجازه می‌داد پسر مقابلش اون ها رو بو کنه . با هربار متمرکز شدن پسر مقابلش برای درک بهتر بوی عطر ها، نگاهش رو دزدکی روی نیم رخ بی نقص پسر رو به روش میچرخوند. تماشا کرد اون مثل تماشا کردن یه بوم نقاشی زیبا و منحصر بفرد توی موزه هنری بود . " قربان ! .. خیلی متاسفم، بزارید من انجامش بدم " پسری که با کت و شلوار مرتب نزدیک تر میشد گفت و همزمان نگاه کنجکاو بومگیو بالا اومد و قبل از اینکه بخواد حدسی بزنه، دست مرد جوان مقابلش بالا اومد و پسر کت شلواری دیگه رو متوقف کرد . " مشکلی نیست ! خودم به ایشون رسیدگی میکنم . " بومگیو متعجب به مرد جوان رو به روش و اون لبخند مجذوب کننده ش ، خیره موند. از اولش شکش درست بود، اون شخص قطعا رئیس این فروشگاه و برند بود ! مرد رو به رو ، به چشم های بومگیو دقیق تر شد و قدمی به جلو برداشت . " رایحه های خنک اما شیرین میتونه به خوبی مناسب شما باشه ! ... در نگاه اول خیلی محکم و سرد بنظر میرسید، اما حس میکنم روحتون به ظرافت شکوفه های بهاریه ! چطور بگم.. مثل پیدا کردن یه شکوفه گیلاس به شکل کمیابی در اواخر زمستان ؟" بومگیو نگاه گیجش رو به مرد جوان داده بود و چیزی‌ نمیگفت، با هر جمله ای که میگفت محو لب های زیبای مرد میشد و حتی فرصت پلک زدن هم نداشت . با سکوت بومگیو مرد جوان مقابلش ، مکث کوتاهی کرد و حرفش رو با جمله کوتاهی کامل کرد . " درست مثل شکوفه‌ گیلاس در زمستان، همونقدر زیبا و خاص هستید . "

  • ᆞ⃪⃙🦋‌᷼  ۟ꥈ️⁡⁡⁡⁡⁡⁡⁡⁡⁡⁡ یه صحبت کوچولو از طرف من با شماها به مناسبت تموم شدن ناویلرا ... خوشحال میشم که وقت بزارید و این چند کلمه حرف رو بخونید♡

  • ‎ ‎ ◞Navillera 🦋 ㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤthe end...

  • ‎ ‎ ◞Navillera 🦋

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи

  • без подписи