رویای شب نیمهی تابستان
Статистикаاوبرون: اکنون تا طلوع خورشید، هر پری در این خانه گردش کند… . پردهٔ آخر نمایش رویای شب نیمهی تابستان-شکسپیر
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 15 авг.
- Постов за неделю
- 31
- Всего постов
- 47
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 29
- 1/48двое суток
- 33
- 1/72трое суток
- 35
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
چه فایدهای تو به جون هم انداختن مردا و زنا هست؟ بزرگ شید.
تو خوبی! مرتیکهی آشغال! الکی میخوای پکیجاتو بفروشی و اسم خودتم گذاشتی دکتر. حرفای کانال خودتن که فعلاً زرد و سطحی و مسخرهن.
اصل مهم درباره زنان: تمام استوریهای شاعرانه و فلسفی آنان، یه حرف ساده و معمولی به یک یا چند مخاطب هست. مثلاً وقتی دختر استوری میکنه «اصل بد نیکو نگردد زانکه بنیادش بد است» یعنی دوست پسرش بهش زنگ نزده. وقتی دختر یه آهنگ از تنهایی عمیق و اگزیستانسیال استوری میکنه، یعنی حوصلم سر رفته یه پسری منو ببره بیرون. یادتون باشه همیشه: هیچ چیز عمیقی پشت حرفهای زنان نیست. دکتر محمد راد آکادمی روانشناسی زنان @Ravanezan
без подписи
без подписи
без подписи
без подписи
به مناسبت سالگرد شونزده سالگی اکران پونیو، دوباره دیدمش. الان تمومش کردم و خوشحالم. 🥛🍯
Hey Jude, don't be afraid. You were made to go out and get her. The minute you let her under your skin, Then you begin to make it better.
مامانبزرگ: ساعت من سیتیاسکن بود. -سیتیزن؟ -ها، همون.
سوختم.
زندهام، زندهام، زندهام. احساس میکنم که زندهام. شب زندهست. الان زندهست.
این عکسم خیلی قشنگه باید چاپش کنم خدایی!
بچهها گفتند از این عکس بگیرم چون رنگ ته خرما صورتی بود و براشون خیلی جذاب اومد.
ظهرِ آخرین روز ماه صفر در خانهی یک مشهدی چه میگذرد؟! آیا ما شُله نذری میدیم ؟ خیر شله، نذری دریافت میکنیم!
مِلک خورشید-و چون شاهزاده نگاهش بر نقش میافتد. عاشق میشود و آه میکشد. آهی از اعماق جان. بالاخره آن شاهزاده، آن مشکلگشا و سحرشکن میرود و میرود تا به شهر هفتم میرسد و . . .
مِلک خورشید-و چون شاهزاده نگاهش بر نقش میافتد. عاشق میشود و آه میکشد. آهی از اعماق جان. بالاخره آن شاهزاده، آن مشکلگشا و سحرشکن میرود و میرود تا به شهر هفتم میرسد و . . .
مِلک خورشید-و چون شاهزاده نگاهش بر نقش میافتد. عاشق میشود و آه میکشد. آهی از اعماق جان. بالاخره آن شاهزاده، آن مشکلگشا و سحرشکن میرود و میرود تا به شهر هفتم میرسد و . . .
Channel photo updated
без подписи