زندگی صالحانه
Статистикаبا نگاهی تربیتی و الهام از زندگی شهدا، مسیر تعالی انسان و ارزشهای والای دینی را جستجو میکنیم.
- Последний пост
- 10 авг.
- Последнее чтение
- 14 авг.
- Постов за неделю
- 0
- Всего постов
- 25
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 14 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 11
- 1/48двое суток
- 12
- 1/72трое суток
- 13
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
🔹اراجیف ممنوع! 🔹 در بحبوحهی جنگ و درگیری نظام اسلامی با کفر و مدرنیته، عدهای به جهت اغراض مختلف در بسترگاه خبری خود، در کانالها، پیجها و گروهها #اراجیف میگویند! این پدیدهی شوم، ریشه در همان سنت دیرینهی ارجاف دارد که از صدر اسلام تاکنون، همواره بهعنوان سلاحی نرم در اختیار جبههی باطل بوده است. امروزه با گسترش بیسابقهی فضای مجازی و ضریب نفوذ شبکههای اجتماعی، ارجاف از شکل سنتی خود خارج شده و به ابزاری پیچیده، چندلایه و بسیار مؤثر در جنگ شناختی تبدیل گشته است. در لسان قرآن این افراد #مرجفون خوانده میشوند؛ واژهای که بار معنایی عمیقی دارد و صرفاً به دروغگویی محدود نمیشود، بلکه شامل هرگونه ایجاد اضطراب، ترس، ناامنی روانی و تزلزل در ارادهی عمومی جامعه نیز میگردد. مرجف کسی است که با کلام و قلم خود، زمینلرزهای مصنوعی در ذهن مخاطب ایجاد میکند تا شیرازهی اجتماعی و سیاسی جامعه از هم بگسلد. 🔹 حضرت الله، مرجفین را در کنار منافقان و کسانی که در دلهایشان بیماری است قرار داده و هشدار جدی به آنان داده است: لَئِنْ لَمْ يَنْتَهِ الْمُنَافِقُونَ وَالَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ وَالْمُرْجِفُونَ فِي الْمَدِينَةِ لَنُغْرِيَنَّكَ بِهِمْ ثُمَّ لَا يُجَاوِرُونَكَ فِيهَا إِلَّا قَلِيلًا/ ۶۰ احزاب. این آیهی شریفه نشان میدهد که ارجاف، نه یک خطای کوچک فردی، بلکه تهدیدی همسنگ نفاق و مرض قلبی شمرده میشود و خداوند، آنان را به اقدام قاطع پیامبر اکرم(ص) تهدید نموده است. نکتهی حائز اهمیت آن است که مرجفون در کنار دو طیف دیگر ذکر شدهاند؛ یعنی گاه مرجف، خود منافقی است که با چهرهای موجه در درون جامعه حضور دارد و گاه فردی است که بیماری شک و تردید و سوءنیت در قلبش ریشه دوانده و بدون آنکه خود را دشمن بداند، در مسیر دشمن گام برمیدارد. این همنشینی قرآنی، طیف گستردهای از عوامل ارجاف را در بر میگیرد؛ از عامل آگاه و مزدور گرفته تا غافل و فریبخورده. 🔹 این عده با اخبار دروغ و کذب، یا خبری که سند آن مشخص نیست، خواسته یا ناخواسته به دشمن کمک میکنند. در زمانی که دشمن شکستخورده در صحنهی نظامی، چشم به ایجاد آشوب و اغتشاش در کشور دوخته و امید دارد تا از این رخنه ورود کند، وجود مرجفین در بستر شبکههای اجتماعی و پیامرسانها بسیار خطرناک است. واقعیت آن است که وقتی دشمن در میدان نبرد سخت و رویارویی نظامی به بنبست رسیده و توان پیشروی فیزیکی را از دست داده، استراتژی خود را به جنگ روایتها و نبرد ادراکی تغییر میدهد. در این مرحله، مرجفین خواهناخواه بهمثابهی پیادهنظام رسانهای دشمن عمل میکنند؛ هر بازنشر یک خبر جعلی، هر شایعهی بیاساس و هر بزرگنمایی از یک رویداد جزئی، آجری بر دیوار محاصرهی روانی جامعه میگذارد. دشمن میداند که اگر نتواند مرزهای جغرافیایی را بشکند، باید مرزهای اعتماد عمومی، انسجام ملی و امید مردم را فرو بریزد و این کار جز از مجرای ارجاف سازمانیافته ممکن نیست. 🔹 ساز و کار مقابله با مرجفین مجازی، اجرای قاعدهی نبأ در برخورد با خبر واحد است. يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْمًا بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَىٰ مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ/ ۶ حجرات. این آیهی کریمه، منشور جاودانهی سواد رسانهای در اسلام است و قاعدهی «تبیین» را بهعنوان فیلتر اصلی در مواجهه با هر خبری مطرح میسازد. خداوند خطاب به مؤمنان میفرماید که صرف آمدن یک خبر، مجوز پذیرش و انتشار آن نیست؛ بلکه باید پیش از هر واکنش، تحقیق و راستیآزمایی صورت گیرد. در دوران معاصر، این قاعده بهمعنای آن است که هیچ کاربری در فضای مجازی حق ندارد بدون اطمینان از صحت خبر، آن را بازنشر کند، زیرا هر بازنشر شتابزده، مصداق «اصابت به قوم به جهالت» است و میتواند خسارات جبرانناپذیر اجتماعی، امنیتی و روانی به بار آورد که در پایان، جز پشیمانی و ندامت حاصلی نخواهد داشت. 🔹 لازم است تا هر خبر تأیید نشده توسط منابع رسمی حکومت در فضای مجازی را بررسی و صحتسنجی کرد و سپس به قبول یا نشر آن اقدام نمود. این مسئولیت، صرفاً وظیفهی نهادی حاکمیتی نیست، بلکه تکلیفی شرعی و اجتماعی بر دوش تکتک شهروندان و بهویژه فعالان فضای مجازی است. در شرایط جنگ ترکیبی که دشمن از تمام ظرفیتهای فناوری برای جعل، تحریف و مهندسی افکار عمومی بهره میبرد، هر فرد باید خود را یک «راستیآزما»ی مسئول بداند و پیش از فشردن دکمهی ارسال یا اشتراکگذاری، از خود بپرسد: منبع این خبر کجاست؟ آیا مرجع رسمی آن را تأیید کرده است؟ آیا انتشار آن در این لحظه، به نفع جامعه است یا به نفع دشمن؟ با نهادینهسازی فرهنگ تبیین و صبر رسانهای، میتوان فضای مجازی را از میدان تاختوتاز مرجفین به عرصهی آگاهیبخشی و بصیرتافزایی تبدیل کرد و توطئهی جنگ شناختی دشمن را در نطفه خنثی ساخت. #سواد_رسانه 🔹 https://t.me/Alisoleymani_ir
без подписи
🔹 سالها طول کشید تا سرانجام مسئولان این کشور، سخن رهبرشان را بفقهند و بپذیرند که آنچه به نام علوم انسانی از غرب به اینجا آوردهاند، نه دانش است و نه راهگشا؛ بلکه زهریست کشنده که در رگهای اندیشهی این سرزمین جاری شده است. البته به بهای گرانی این درک حاصل شد! به بهای شهادت امام جامعه ... 🔹امروز، فردی که بر کرسی ریاست جمهوری نشسته، بیپرده فریاد میزند که این همه واژهی آراسته و فریبنده چون حقوق بشر، حقوق بینالملل، روابط بینالملل و امثال آن جز تدلیس و فریب نیست. این نامها ستونهای دانشی را بنا کردهاند که ذاتاً مسموم است و بنیادی جز پوچی ندارد. 🔹 این علوم، ریشه در خاک بیگانه دارد و میوهاش برای فرزندان این آب و خاک، نه رشد است و نه بالندگی. هر که جوانِ خود را به این وادی بفرستد، گویی پارهی تن خویش را به دست آتش سپرده است. 🔹ای پدران و ای مادران، عزیزانِ خود را در این رشتههای آلوده به دانشگاه نفرستید. مگذارید که بهجای پرورشِ جان، اندیشهشان را به زهر بیالایند. 🔹 https://t.me/Alisoleymani_ir
без подписи
⚪️بعضی فکر میکنند مادر شدن فقط همان بچه به دنیا آوردن است! در حالی که مادری، تاج پرافتخار الهی است بر سر زنانی که با رعایت تقوا و دوری از هوسهای سطحی، از ته دل و از جایگاه قلب و فؤاد، آدمی را به وجود میآورند. ⚪️این مقام والا وقتی به دست میآید که یک بانوی متعهد، خودش را در «حصن» (دِژ اَمن) مرد زندگیاش بداند و تمام هوش و حواسش را فقط به کسی معطوف کند که در عقد و نکاح اوست. خودش را برای احدی جز او نیاراید و زینتهای خدادادی و زُخرُفهای دنیوی را جز برای او آشکار نکند. ⚪️اگر اینطور شد، این زن عملاً به استراتژی ابلیس حمله برده و شیطان را که قسم خورده بود «لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ»، در نقشهاش برای هلاکت «حرث و نسل» ناکام و زمینگیر کرده است. ⚪️آنوقت این فرزند مبارک که «طیب ولادت» و پاکی فطری دارد، میتواند به انسانی در تراز تبدیل شود؛ کسی که در جامعه مؤمنین منشأ اثر باشد و عاقبت به مقام شهادت نائل آید. ⚪️زن و دختری که به بهانهی کاسبی، جذب فالوور و دیدهشدن، سرمایهی وجود و تن خود را به حراج چشمهای بقیه میگذارند، از مسیر آدمی و راه حق دورند و در بیراهههای هوسرانی جزو «ناکبین» به حساب میآیند. 🟢وَإِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ عَنِ الصِّرَاطِ لَنَاكِبُونَ/ ۷۴ مؤمنون و قطعاً کسانیکه به آخرت اعتقاد و باور ندارند، خیلی از راه منحرفند ... 🔹 https://t.me/Alisoleymani_ir
🔹 نقد مقاله ظریف از نگاه گفتمان رهبری ۱. ماهیت اهرم تنگه هرمز: «کالای شکننده» در برابر «تغییر قواعد بازی» توصیه ظریف به خویشتنداری و ترس از شکنندگی اهرم تنگه هرمز، در واقع عقبنشینی از یک دستاورد بزرگ استراتژیک بهخاطر ترس از واکنش بازارهای جهانی است. رهبر انقلاب معتقدند این اهرم نهتنها شکننده نیست، بلکه باید آنقدر تداوم یابد تا بساط سوءاستفاده دشمن برای همیشه برچیده شود و ملتهای منطقه به جای ترس از بسته شدن تنگه، به برکت مدیریت ایرانی آن، به آسایش و مواهب اقتصادی برسند. ۲. وضعیت جنگ و دشمن: «توافق برای توقف درگیری» در برابر «تداوم دفاع تا پشیمانکردن دشمن» از منظر گفتمان رهبری، مقاله ظریف در زمانشناسی خود دچار خطا است. وقتی دشمن در حال عقبنشینی و تحمل شکست است، مدیریت اختلافات و پیشنهاد معامله به معنای دادن فرصت تنفس به دشمن شکستخورده است. ظریف میخواهد با امتیازاتی مانند تصویب پروتکل الحاقی به دشمنی که در حال فروپاشی در منطقه است، راه فرار باز کند؛ در حالی که منطق رهبری حکم میکند تا زمان پشیمانکردن کامل دشمن و تضمین عدم بازگشت او، فشار (از جمله بستن تنگه) باید ادامه یابد. ۳. بدبینی به آمریکا و اسرائیل: «امید به کنترل اسرائیل توسط واشنگتن» در برابر «شناخت ذات زورگویی» انتظار ظریف از آمریکا برای مهار اسرائیل یا لغو دائم تحریمها و مشارکت در صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری بازسازی، با ذات استکباری و زورگویی که رهبری ترسیم میکنند، در تضاد است. از منظر رهبری، آمریکا نه توانایی و نه ارادهای برای کنترل اسرائیل دارد، زیرا خود آمریکا در این معادلات «مفتضحانه» شکستخورده است. معامله با آمریکایی که در اوج استیصال نظامی قرار دارد، نه نشانهی واقعگرایی، بلکه نوعی خوشبینی راهبردی است که در نهایت به بدقولیهای مکرر واشنگتن منجر خواهد شد. ۴. امنیت منطقهای: «نهادسازی و کنسرسیومهای چندجانبه» در برابر «مدیریت بومی و اقتدارگرایانه ایران» پیشنهادات ظریف (مانند کنسرسیوم هستهای) در عمل به معنای بینالمللیکردن دستاوردهایی است که ایران با خون و اقتدار نظامی به دست آورده است. گفتمان رهبری تأکید دارد که ایران به تنهایی و با تکیه بر صلابت خود، قواعد حقوقی جدید را دیکته میکند و این مدیریت قاطعانه است که آسایش را به منطقه میآورد، نه مذاکرات فرسایشی برای ایجاد نهادهای مشترک با همسایگانی که هنوز در ذلتپذیری گذشته خود مردد هستند. 🔹 سخن آخر: با استناد به هشدار صریح امام خمینی (ره) مبنی بر اینکه «تربیتیافتگان غرب با هیچ منطقی خلع سلاح نمیشوند»، میتوان دریافت که مقالهی محمدجواد ظریف نه صرفاً یک خطای محاسباتی، بلکه ریشه در جهانبینی عمیقاً غربزده و ذات سازشکارانهی او دارد. مقاله اخیر او دقیقاً بازتولید همان ذهنیت فاجعهبار برجام در دههی ۹۰ است. ظریف به عنوان نماد بارز قشر «تربیتیافتهی غرب»، همواره در بزنگاههای تاریخی منافع و اقتدار ملی را فدای رضایت ابرقدرتها کرده و نشان داده است که در قاموس او، دیپلماسی به معنای امتیازدهی یکطرفه برای جلب اعتماد دشمنی است که هرگز اعتمادپذیر نیست. از این رو، پیشنهادات او نه یک راهکار واقعبینانه، بلکه تکرار همان توطئهی پنهان برای خلعسلاحکردن جمهوری اسلامی از درون است و به همین دلیل، اعتماد به قلم و محاسبات استراتژیک او، بازی در زمین دشمن خواهد بود. 🔹 https://t.me/Alisoleymani_ir
🔹 چرا از رهبری هیچ فایل صوتی یا تصویری منتشر نمیشه؟! 🔹 https://t.me/Alisoleymani_ir
✍ رهبر شهید میفرمایند: فضای مجازی یک دنیای جدیدی است دیگر؛ شماها بیشتر از بنده هم حتماً مطّلعید؛ یعنی فضای مجازی دیگر امروز مجازی نیست، امروز یک واقعیّتی است در زندگی مردم که روزبهروز هم دارد پیش میرود. ... آنچه مهم است این است که در فضای مجازی، حکمرانی قانونمند وجود داشته باشد؛ اینکه بنده گاهی گفتهام فضای مجازی رها و ول است، به خاطر این است. حکمرانی بر اساس قانون؛ اگر قانونی ندارید، قانون را به وجود بیاورید و بر اساس آن قانون، زمام کار را به دست بگیرید. همهی دنیا این کار را میکنند؛ فضای مجازی در کشور باید قانونمند بشود؛ آنوقت یک فرصت خواهد شد. اگر ما توانستیم در فضای مجازی حکمرانی قانونمند داشته باشیم، فضای مجازی برای کشور یک فرصت میشود، وَالّا ممکن است تهدید بشود.۱۴۰۳/۰۶/۰۶ وقتی به کلام و رهنمودهای ایشان گوش نمیدهیم و فضای مجازی را رها و ول کرده ایم. وقتی احکام درست و بجا بیان نمیشوند، و فضای برای جولان چرندگوییهای بلاگرها رها و ول میشود. وقتی بجای حکم استبرا ، نشت ادرار لایک میگیرد! 🏴 ، باید برای تبیین درست احکام الهی برخاست. 🏴 ، باید برای اجرای فرامین 📢📢 برخاست. ✈️https://t.me/motrafinn
🔹این گفتگو نشاندهندهی یک تفاوت بزرگ در طرز فکر دو کارشناس است. کارشناس اول بر اساس «علوم انسانی غربی» فکر میکند؛ علمی که رهبر شهید انقلاب آن را ذاتاً «مسموم» میدانند. این نوع آموزش، ذهن انسان را خراب میکند و باعث میشود او دیگر نتواند حق را از باطل تشخیص دهد یا در برابر زورگوهای جهانی مقاومت کند. در این نگاه، کلماتی مثل دموکراسی و صلح معنای واقعی خودشان را از دست میدهند و فقط ابزاری میشوند تا سلطه و کنترل غرب بر جهان را توجیه کنند. 🔹کارشناس اول میگوید «زبان دنیا صلح است»، اما تاریخ و واقعیتها چیز دیگری را نشان میدهند. چیزی که غرب به آن «صلح و نظم جهانی» میگوید، در واقع پوششی برای جنگ، اشغالگری و غارت منابع کشورهاست. از قحطی بزرگ ایران به دست انگلیسیها و روسها گرفته تا حمله به عراق، افغانستان، لیبی و کشتار بیرحمانه در غزه، همه ثابت میکنند که «صلح آمریکایی» یعنی زورگویی و تحمیل خواستههای قدرتهای بزرگ بر کشورهای مستقل. نامیدن این ظلمها به عنوان «صلح»، فقط ترفندی است تا ستمگری عادی و پذیرفتنی به نظر برسد. 🔹وقتی کارشناس اول کشورهایی مثل ونزوئلا یا فلسطین را مقصر میداند، در حال استفاده از ترفند «مقصر جلوه دادن قربانی» است. او به جای محکوم کردن ظالم، تقصیرها را گردن مظلوم میاندازد و جای قاتل و مقتول را جابجا میکند! در مقابل، کارشناس دوم با اصطلاح مشهور «گاو شیرده»، پرده از واقعیت تلخ روابط آمریکا با برخی کشورهای منطقه برمیدارد. دلیل اینکه آمریکا کاری به سران طوایفی مثل عربستان ندارد، دموکراتیک بودن آنها نیست (و اساساً در عربستان دموکراسی وجود ندارد و کشور توسط یک طایفه اداره میشود)؛ بلکه به این دلیل است که آنها مانند گاو شیرده، ثروت و منافع کشورشان را دو دستی تقدیم کاخ سفید میکنند. این موضوع تفاوت بین یک حکومت مستقل و یک حکومت وابسته و مطیع را به خوبی نشان میدهد. 🔹در نهایت، این بحث دو راه کاملاً متفاوت را پیش روی ما میگذارد: اینکه برای فرار از دردسر، تسلیم زورگویی غرب و به اصطلاح «صلح» آنها شویم، یا اینکه راه سخت مقاومت را برای به دست آوردن استقلال واقعی انتخاب کنیم. کارشناس اول امنیتِ دروغینِ سازش را انتخاب کرده تا غرب به او برچسب «دموکرات» بزند، و حاضر شده از افتخارِ تصمیمگیری برای سرنوشت کشورش بگذرد. اما منطق مقاومت میگوید که عزت، استقلال و آقایی بر سرنوشت خود، تنها زمانی به دست میآید که مردم یک کشور زیر بار زور نروند، هزینه ایستادگی را بپردازند و فریب شعارهای دروغین غرب را نخورند. 🔹 https://t.me/Alisoleymani_ir
🟡گاهی میتوان تفاوت عمیق تمدنها را در بزرگترین گردهماییهایشان خواند. در غرب، میلیونها نفر برای تماشای کنسرت تیلور سویفت یا ستایش یک سلبریتی به پا میخیزند؛ اما در فرهنگ شیعی، میلیونها نفر برای تشییع پیکر شهید آیتالله خامنهای با عشق و ارادت به خیابانها میآیند. این تنها تفاوت در اعداد و ارقام نیست؛ بلکه تفاوت در آنچه یک جامعه شایسته عشق، احترام و فداکاری میداند را آشکار میسازد. جالب آنجاست که کنشگران فضای مجازی از هند تا اسرائیل و آمریکا، کوشیدند با ابزار قرار دادن کنسرتهای خوانندگان فاسد، نظام اسلامی و ولایت فقیه را به چالش کشند! 🔵انسان بینیاز از یک محور و قطب معنوی نیست؛ هنگامی که امر مقدس از مرکز زندگی اجتماعی حذف شود، سلبریتیها، برندهای تجاری، سیاست یا رسانهها جای خالی آن را پر میکنند. هر جامعهای ناگزیر چیزی را میپرستد و تقدس میبخشد؛ هنر در این است که «آن چیز چیست و چه پیامی برای انسانیت و بندگی دارد.» 🔴من به جامعهای افتخار میکنم که وقتی بزرگترین اجتماعش را رقم میزند، این اجتماع برای ایمان، معنویت و ارزشهای دینی است، نه برای شهرتپرستی و صنعت سرگرمی! از نگاه من، این تفاوت، در واقع تفاوت دو جهانبینی، دو نگاه به انسان، زندگی و معنای واقعی آن است؛ یکی که انسان را به مصرفکنندهای از سرگرمی تقلیل میدهد و دیگری که او را به سوی تعالی و معنویت سوق میدهد. 🔴در نهایت، غرب بر این گمان بود که میتواند با امثال تیلور سویفت و هیاهوی صنعت سرگرمی، خامنهی عزیز را شکست دهد و معادلات فرهنگی را به نفع خود تغییر دهد؛ اما خدای خامنهای که همواره زنده و بیدار است، بار دیگر نشان داد که دلها در دستان اوست و او خود هدایتگر دلهای مردم و حافظِ این پیوند عمیق معنوی است. 📱 https://t.me/tadavomenasl_banojami
🔹 ذهن مسمومِ فردِ متوهم ... 🔹 تقلیل مفهوم راهبردی «عمق استراتژیک» و «دیپلماسی ایدئولوژیک» به سطح ابتذالِ «معاشرتهای شخصی»، نشاندهنده گرفتاری ذهنی در جهاز هاضمه لیبرالیسم است. مشاوران پیشینی که با ترویج چنین نگاههای سطحینگر و اتکای به مدلهای توسعهایِ برونگرا، دهه ۹۰ را به «دهه خسارت» و اتلاف فرصتهای میهنی تبدیل کردند، در توهمی معرفتشناختی، شاخص توسعه را نه در توانمندی درونزا، بلکه در شبکهسازی با نمادهای سرمایهداری غرب (نظیر ایلان ماسک و بیل گیتس) جستجو میکنند. این رویکرد، ماهیت تمدنساز و مستقلِ نظام جمهوری اسلامی را با مدلهای سکولار و وابستهای نظیر ترکیه اردوغان مقایسه میکند؛ مقایسهای که از سر استیصالِ نظری و ناتوانی در درک پارادایمهای غیرغربی نشأت میگیرد. 🔹 از منظر اقتصاد سیاسیِ مقاومت، کارنامه اجرای نظریات همین جریان لیبرال، بهترین گواه بر شکستِ مدلهای توسعهایِ وابسته است که به خسارت منتج میشود. چنانکه رهبر شهید انقلاب اسلامی در دیدار با فعالان اقتصادی تصریح کردند، دورانِ سازش و اتکا به نظراتی از این دست، «دههی ۹۰ دههی خیلی پیشرفت خوبی برای ما نبود». در تقابل با این انفعال، شواهد عینی نشان میدهد که در شرایط سختترین تحریمهای ظالمانه، بنگاههای تولیدی بزرگ کشور رشد چشمگیری داشتهاند. این پدیده، گواهی بر وجود یک بخش خصوصی توانا و قدرتمند است که نه با معاشرت با میلیاردرهای غربی، بلکه با تکیه بر درونزایی، معادلات توسعه را بازتعریف کرده است. 🔹 در ساحت روابط بینالملل، «دکترین نظام اسلامی» در ارتباط با سایر دولتها، نه بر اساس منافع تاکتیکیِ سکولار، بلکه بر مبنای هستیشناسیِ وحیانی و قرآن کریم رقم میخورد. مبنای این دکترین، اصل برائت از مستکبران و آیه اول سورهی ممتحنه است: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَعَدُوَّكُمْ أَوْلِيَاءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَقَدْ كَفَرُوا بِمَا جَاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ». بر این اساس، ائتلاف با محور مقاومت، تجلیِ پیوندِ امتسازِ ایمانی است، در حالی که معاشرت با سران کاخ سفید یا مدلهای لیبرال منطقهای، مصداق بارزِ ولایتِ دشمنانِ حق است. نظام ولایت فقیه، الگوی رفتاری خود را از الهیاتِ رهاییبخش وام میگیرد، نه از لیبرالیسمی که اخلاق را در سیاست بینالملل تعطیل کرده است. 🔹 آزمونِ عملیِ این دکترین استراتژیک را باید در میدان نبرد و در جریان «جنگ رمضان» جستجو کرد. در این تقابلِ نابرابر، مشخص شد که دوستانِ ظاهریِ آمریکا و رژیم صهیونیستی، نه تنها به دادِ او نرسیدند، بلکه «فرعون کاخ سفید» (ترامپ) با وجود فریادها و تهدیدات، حتی نتوانست «ناتو» را به تقابل نظامی مستقیم با جمهوری اسلامی ترغیب کند. این در حالی است که در نقطه مقابل، همین نیروهای بهاصطلاح حاشیهای از دیدگاه لیبرالها، یعنی حوثیها، نیروهای حشدالشعبی و حزبالله لبنان، با درکِ صحیح از موازنه قوا و با شجاعتی بینظیر به یاری جمهوری اسلامی شتافتند و ثابت کردند که متحدانِ ایدئولوژیک، در سختترین شرایط، هرگز متحد خود را تنها نمیگذارند. 🔹 شاخص «سطح فکر» و توسعهیافتگی میهن، در گروِ حلقهی معاشرت با سرمایهدارانِ انحصارگرِ غربی نیست، بلکه در گروِ تواناییِ مردم آن میهن در شبکهسازیِ ضدسلطه و تولیدِ قدرتِ بازدارنده است. سریعالقلم و همفکرانش با ترویجِ این نگاههای تقلیلگرایانه، نه تنها از درکِ مفهومِ «قدرتِ نرمِ ایدئولوژیک» و «عمقِ استراتژیکِ منطقهای» عاجزند، بلکه تاریخِ پرفراز و نشیبِ تقابلِ حق و باطل را نیز نادیده میگیرند. توسعهی واقعی در پارادایمِ جمهوری اسلامی، حاصلِ تلفیقِ بخشِ خصوصیِ توانایِ درونزا و اتحادِ منطقهایِ مبتنی بر ایمان است؛ فرمولی که لیبرالیسمِ وارداتی، هرگز ظرفیتِ هضم و درکِ آن را ندارد. 🔹 https://t.me/Alisoleymani_ir
🔹حسین سلاحورزی در توییت خود، تجارت کالاهای اساسی و کشاورزی با آمریکا را نه یک معامله تجاری صرف، بلکه «زبان مشترک عقلانیت» توصیف کرده و تأمین غلات، نهادههای کشاورزی و دارو از مسیر شفاف با آمریکا را هم به نفع معیشت مردم و هم پایهای برای «توافق پایدارتر و همکاری اقتصادی واقعیتر» دانسته است. این گزاره بر دو پیشفرض استوار است: نخست آنکه رابطه تجاری با آمریکا عقلانی و بهصرفه است، و دوم آنکه چنین رابطهای میتواند به بهبود معیشت و تثبیت یک توافق راهبردی بینجامد. هر دو پیشفرض، با مبانی راهبردی نظام جمهوری اسلامی ایران که در اسناد بالادستی و بیانات رهبر شهید انقلاب ترسیم شده، در تعارض بنیادین قرار دارد. 🔹ادعای «عقلانیت» در برقراری رابطه تجاری با آمریکا، در تقابل صریح با تأکیدات راهبردی رهبر شهید انقلاب در دیدار با دانشجویان در تاریخ ۱ آبان ۱۳۷۶ است. ایشان در آن سخنرانی به صراحت بیان داشتند که تجربه تاریخی کشورهای بسیاری که با آمریکا رابطه داشتند، جز «بدترین خیانتها» نبوده و آمریکا تنها منافع خود را پیگیری میکند و ملاحظه هیچ کشوری را نمینماید. بر این اساس، توصیف تجارت با آمریکا به عنوان «زبان مشترک عقلانیت»، نه تنها با واقعیتهای تاریخی روابط بینالملل و رفتار ایالات متحده در قبال کشورهای همپیمان و وابسته همخوانی ندارد، بلکه تکرار همان گفتمانی است که رهبری از آن به عنوان «حرفهای پوچ و بیمغز و به کلی عاری از حقیقت» یاد کردهاند. عقلانیت واقعی در عرصه سیاست خارجی، نه در اعتماد به کشوری که سابقهای طولانی در بدعهدی و فشار حداکثری دارد، بلکه در خوداتکایی و پرهیز از وابستگی به دشمن است. 🔹پیشفرض دوم توییت، یعنی بهبود معیشت از طریق واردات از آمریکا، با مفاد نامه تاریخی امام خامنهای شهید به رئیسجمهور در تاریخ ۲۹ مهر ۱۳۹۴ در تضاد آشکار است. در آن نامه، راهکار اصلی برای «گشایش اقتصادی، بهبود معیشت و رفع معضلات کنونی»، نه واردات و تجارت با بیگانگان، بلکه «جدی گرفتن و پیگیری همهجانبه اقتصاد مقاومتی» و «تقویت تولید ملی» معرفی شده است. رهبر شهید به صراحت هشدار دادهاند که رفع تحریمها نباید به «واردات بیرویه» بینجامد و «بخصوص از وارد کردن هر گونه مواد مصرفی از آمریکا جدّاً پرهیز شود». بنابراین، پیشنهاد تأمین نهادهها و غلات از آمریکا، دقیقاً در نقطه مقابل راهبرد اقتصاد مقاومتی قرار میگیرد و به جای تقویت تولید داخلی، کشور را به واردات و وابستگی بیشتر سوق میدهد؛ امری که تجربه دهههای گذشته نشان داده است به نابودی کشاورزی و صنایع داخلی و در نتیجه، تضعیف واقعی معیشت مردم منجر میشود. 🔹اندیشهی سلاحورزی و طیف و جناح همسو با وی، بازتولید گفتمان «وابستگیمحور» در سیاست اقتصادی است که بر پایه اعتماد به دشمن و واردات از او استوار شده است؛ گفتمانی که هم از منظر تجربه تاریخی (خیانتهای آمریکا به متحدانش) و هم از منظر راهبرد کلان نظام (اقتصاد مقاومتی و تولید ملی) مردود است. بنابراین، ادعای مطرحشده در توییت مذکور، نه تنها «زبان مشترک عقلانیت» نیست، بلکه بازگشت به همان مسیری است که نظام جمهوری اسلامی ایران چهار دهه از آن عبور کرده و هزینههای سنگینی بابت آن پرداخته است. 🔹 https://t.me/Alisoleymani_ir
🇮🇷 شهادت فرزندان ام البنین علیهاالسلام و نحوه شهادت حضرت عباس علیهالسلام در روز عاشورا ... اصلاح؛ ۳۲:۲۲ = بدن مطهر قمر بنیهاشم ... ۳۵:۲۶ = ۲ هزار نفر رو به درک واصل کرد. 🔹 https://t.me/Alisoleymani_ir
🔹 فَاصبِر اِنَّ وَعدَ اللّهِ حَقُّ ... 👇قرآن کریم در آیات متعدد، مومنین را به نصرت و یاری الهی بشارت داده است؛ گاه با امدادهای غیبی و نزول فرشتگان که میفرماید: «إِذْ تَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ أَلَنْ يَكْفِيَكُمْ أَنْ يُمِدَّكُمْ رَبُّكُمْ بِثَلَاثَةِ آلَافٍ مِنَ الْمَلَائِكَةِ مُنْزَلِينَ» (آن هنگام که به مؤمنان می گفتی: آیا شما را کفایت نمیکند که پروردگارتان به سه هزار فرشتهی نازل شده، شما را یاری دهد؟) و گاه با افکندن رعب و وحشت در دل دشمنان، چنانکه در ماجرای بنینضیر میفرماید: «وَقَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ فَرِيقًا تَقْتُلُونَ وَتَأْسِرُونَ فَرِيقًا» (و در دل هایشان ترس و بیم افکند، گروهی را می کشتید و گروهی را اسیر می کردید) ... این وعدههای تخلفناپذیر الهی، این بار در آسمان ایران و در قالب یک دستاورد خارقالعاده دفاعی به تصویر کشیده شده است. 👇چندی پیش شبکه سیانان در گزارشی اختصاصی فاش کرد که یک خلبان جنگنده F-15 آمریکایی که در ماه آوریل بر فراز ایران سرنگون شده، پیش از خروج اضطراری با صحنهای عجیب مواجه شده است؛ آرایشی هماهنگ از پهپادهای ایرانی که حرکتی یکپارچه شبیه به «عروس دریایی» داشتند. 👇آنچه این خلبان توصیف کرده، نشاندهنده یک جهش فناورانه بزرگ در صنایع دفاعی ایران است. بر اساس این قابلیت پیشرفته، اپراتور میتواند چندین پهپاد را بهطور همزمان کنترل کند تا مانند یک واحد یکپارچه و خودسازمانده با یکدیگر ارتباط برقرار کرده و هماهنگ عمل کنند. پهپادهای بزرگتر در بالا و پهپادهای کوچکتر مانند پاهای عروس دریایی در زیر آنها قرار میگیرند و میدان مینی از پهپادها را در آسمان تشکیل میدهند. این آرایش فضایی و پیچیده، نشان میدهد که ایران از مرزهای سنتی نبرد عبور کرده و به فناوریهای لبهداری دست یافته است که حتی فراتر از ادراک اولیه دشمن عمل میکند. 👇واکنش جامعه اطلاعاتی آمریکا به این رویداد، خود مصداق بارز همان وعده قرآنی و افکندن وحشت در دل کفار است. این مشاهده چنان شوک ادراکی به مقامهای اطلاعاتی و نظامی آمریکا وارد کرد که بر سر تفسیر آن دچار اختلاف و سردرگمی شدند؛ تا جایی که برخی برای فرار از پذیرش این واقعیت تلخ، آن را به ضربه مغزی خلبان و خطای دید در شرایط بیابانی نسبت دادند و از او پرسیدند «آیا مطمئنی چیزی را که میگویی دیدهای، واقعاً دیدهای؟». با این حال، منابع آگاه تایید میکنند که این فناوری که پیشتر در انحصار قدرتهایی مانند چین و روسیه تصور میشد، اکنون به یک واقعیت بومی در زرادخانه دفاعی ایران تبدیل شده است. 👇در نهایت، دستیابی به این فناوری پیشرفته، معادلات جنگ نامتقارن را به نفع ایران بازتعریف کرده و یک اهرم بازدارندگی بینظیر خلق کرده است. همانطور که کارشناسان آمریکایی نیز اعتراف میکنند، اگر ایران بتواند این شبکه پهپادی را برای حمل مواد منفجره، حفظ آرایش و ذخیره نیرو برای موج دوم حملات سازماندهی کند، با یک تهدید بسیار پیچیده و ویرانگر روبهرو خواهند شد. این دستاورد بومی که با تکیه بر باورهای اعتقادی و تلاش شبانهروزی محقق شده است، نه تنها هزینههای مالی و نظامی تقابل را برای آمریکا و متحدانش به شدت افزایش میدهد، بلکه ثابت میکند که تلفیق ایمان و تکنولوژی، چگونه میتواند موازنه قدرت را در منطقه دگرگون سازد و نصرت الهی را در عصر حاضر به نمایش بگذارد.. 🔹 https://t.me/Alisoleymani_ir
علی الاصول؛ مقاتله یا مذاکره؟! 🔹در منطق صریح قرآن کریم، اصل بنیادین و قطعی در مواجهه با استکبار و فتنهگری کفار، نه سازش و مذاکره، بلکه «مقاتله» و ایستادگی تا ریشهکن کردن کامل فتنه است. خداوند متعال در سوره بقره آیه ۱۹۳ با قاطعیت میفرماید: «وَقَاتِلُوهُمْ حَتَّىٰ لَا تَكُونَ فِتْنَةٌ». وقتی ذات دشمن با نیرنگ و خونریزی گره خورده است، تلاش برای مهار او از طریق میز مذاکره، خطایی استراتژیک و انحراف از مسیر حق است. فتنهای که ابزار آن جنگ نرم، تحریم و تهدید نظامی است، تنها با زبان سخت مقاومت و مقاتله سر جایش مینشیند، نه با وا دادن امتیازات در اتاقهای دربسته دیپلماتیک. 🔹این حقیقت تلخ و راهبردی، به روشنی در بیانیه اخیر رهبر معظم انقلاب اسلامی، حضرت امام سید مجتبی خامنهای، در خصوص تفاهمنامه با آمریکا تجلی یافت. مُعظمله که دقیقاً همخط و هممسیر با پدر شهیدشان، امام سید علی خامنهای، مذاکره با آمریکا را صحیح نمیدانند، در این بیانیه صراحتاً اعلام کردند که نظرشان مخالفت با این مسیر بوده است. با این حال، ایشان تنها به واسطه تعهدات سفت و سخت رئیسجمهور به عنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی در پاسداشت حقوق ملت و جبهه مقاومت، و با در نظر گرفتن استیصال رئیسجمهور آمریکا، اجازه این اقدام را صادر کردند. این مواضع رهبری نشان داد که هرگونه تعامل، صرفاً یک تاکتیک موقت و مشروط بوده و هرگز به معنای تغییر اصلِ عدم اعتماد به ذات پلید استکبار نیست. 🔹اما همانطور که رهبر رشید انقلاب هشدار داده بودند و بدبینی ایشان کاملاً به حق بود، دشمن حتی به همان توافقات کاغذین نیز پایبند نماند. در سایه همین تفاهمنامهها، رژیم صهیونیستی با چراغ سبز آمریکا به لبنان حمله کرد و خونینترین جنایات را مرتکب شد. این نقض عهد آشکار، مصداق بارز و تکاندهنده آیه ۱۲۰ سوره بقره است: «وَلَنْ تَرْضَىٰ عَنْكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصَارَىٰ حَتَّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ». یهود و نصاریِ استکباری هرگز از مسلمانان راضی نمیشوند؛ هدف نهایی آنها از نشستن پای میز مذاکره، رسیدن به یک توافق عادلانه نیست، بلکه نقشهای شوم است تا ما را از آیین اسلام خارج کرده، هویت دینیمان را خنثی سازند و ما را در منظومه فکری و سیاسی خود هضم کنند. 🔹در تقابل با این دشمنی که هدفش نابودی اسلام است، «مقاتله» به معنای مقاومت همهجانبه و خستگیناپذیر، اصالت بیچونوهچرای خود را بازیابی میکند. مدرسهی استراتژیک شهید سلیمانی و جبهه مقاومت به ما آموخت که عزت، امنیت و اقتدار، نه در گرو لبخندهای فریبنده دیپلماتهای غربی، بلکه در میدان نبرد و با تکیه بر توان درونی به دست میآید. وقتی دشمن از دیپلماسی تنها به عنوان ابزاری برای خریدن زمان، فریب افکار عمومی و پوشش دادن حملات نظامیاش به لبنان و منطقه استفاده میکند، تنها راهکار عقلانی و قرآنی، شکستن حصرها، عقب راندن متجاوز و تحمیلِ هزینهی گزاف فتنهانگیزی به اوست. مقاتله یعنی نپذیرفتن قواعد بازی کفار و تحمیل اراده حق بر باطل. 🔹در نهایت، خداوند متعال در ادامه همان آیه، هشداری جدی به همه مسئولین و مؤمنان میدهد: «وَلَئِنِ اتَّبَعْتَ أَهْوَاءَهُمْ بَعْدَ الَّذِي جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ مَا لَكَ مِنَ اللَّهِ مِنْ وَلِيٍّ وَلَا نَصِيرٍ»، ولایت و یاری خدا در گرو عدم تبعیت از هویٰ و هوسِ کفار است. امروز که دانش و بصیرت حاصل از دههها تجربه در اختیار ماست، هرگونه پیروی از هوای نفس، خوشبینی به دشمن و ترجیح زبان دیپلماسی بر زبان مقاومت، مصداق بارز تبعیت از امیال باطل کفار است. تسلیم شدن در برابر زیادهخواهیها، نه تنها فتنه را خاموش نمیکند، بلکه نصرت الهی را از ما سلب میکند. راه نجات، بازگشت به اصل اصیل «مقاتله» و ایستادگی تا نابودی کامل فتنه است تا پرچم اسلام بر زمین نماند. 🔹 https://t.me/Alisoleymani_ir
🔹 خبر: احکام اعدام سه متهم به تجاوز به عنف و قتل کودکان و نوجوانان اجرا شد. احکام اعدام سه متهم که به جرایم سنگینی از جمله تجاوز به عنف، آدمربایی و قتل کودکان و نوجوانان محکوم شده بودند، پس از تأیید نهایی در دیوان عالی کشور به اجرا درآمد. بر اساس این گزارش، بهنام نعمتی تمرین، متهم به قتل و تجاوز به عنف «ایلیا»، کودک ۱۰ ساله در رشت، به دار مجازات آویخته شد. همچنین حسن طهماسبی و کوهیار عباسی که پیشتر به جرم آدمربایی و تجاوز به عنف «فرید صادقی»، نوجوان ۱۴ ساله اهل قروه محکوم شده بودند، صبح امروز ۳ شنبه ۱۳ خرداد ۴۰۵ در شهرستان قروه اعدام شدند. طبق مستندات پرونده، متهمان در جریان رسیدگیهای قضایی صراحتاً به ارتکاب این جرایم شنیع اقرار کرده بودند. وکلای مدافع متهمان نسبت به رأی صادره فرجامخواهی کردند، اما قضات دیوان عالی کشور پس از بررسی دقیق پرونده و مستندات موجود، حکم اعدام را تأیید و ابرام نمودند. 🔹 از منظر جرمشناسی و فقه اسلامی، اجرای احکام الهی و قصاص مجرمان خطرناک، کارکردی فراتر از یک مجازات فردی دارد و به عنوان یک بازدارنده قوی در سطح عمومی عمل میکند. «وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَا أُولِي الْأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ/۱۷۹ بقره 🔹حیات، امنیت و پاکی جامعه در گرو اجرای بیتردید این احکام است؛ چرا که مشاهده عینی عاقبت شوم و کیفر دنیوی چنین جنایات شنیعی، هیولای درون و هوسهای سرکش را در افراد بزهکار یا مستعد جرم مهار میکند. وقتی جامعه ببیند که حرامالدم بودن جان انسانها (بهویژه کودکان و نوجوانان) تا این حد محترم است و دستگاه قضا با قاطعیت و بدون تسامح در برابر تجاوزگران میایستد، احساس امنیت روانی افزایش یافته و سطح ارتکاب به جرایم خشن به شدت کاهش مییابد. 🔹در سوی دیگر، برای ریشهیابی و پیشگیری از وقوع چنین فاجعههایی، باید به آسیبشناسی فرهنگی و اجتماعی پرداخت. بیشک، طغیان غریزه و احساسات مهارنشده، محصول مستقیم بمباران ذهنی توسط شبکههای گسترده پورنوگرافی و ترویج سبک زندگی مادیگرایانه است. در کنار این مهم، تضعیف حیا و عفت عمومی ناشی از وضع نابسامان پوشش، تعطیلی فریضه اجتماعی امر به معروف و نهی از منکر، و همچنین تفسیرهای اشتباه از سیاستهایی نظیر «جذب حداکثری» که منجر به تساهل در مرزهای شرعی و اخلاقی شده است، بستر را برای رشد قارچگونه انحرافات فراهم کرده است. 🔹بنابراین، تقویت بنیانهای اخلاقی، صیانت از عفت عمومی و بازگشت به ارزشهای دینی، مکمل اجرای احکام الهی در پیشگیری از تکرار چنین جنایات دلخراشی است. 🔹 https://t.me/Alisoleymani_ir
🔴پس از ناکامی کارزار مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران، که با اهدافی نظیر تغییر رژیم، نابودی زیرساختها و تجزیهی کشور همراه بود، به روشنی ثابت شد که تقابل غرب با جمهوری اسلامی، یک اختلاف سیاسی گذرا نیست، بلکه ریشه در تضاد منافع وجودی و تقابل دو نظم متفاوت دارد. در چنین شرایطی، تحلیلهایی که بر «توافقمحوری» صرف تأکید میکنند و خواستار عبور از گفتمان مقاومت میشوند، از واقعیتهای ژئوپلیتیک و سابقهی مداخلات غرب غافلاند. احمد زیدآبادی نیز با تکیه بر همین نگاه، پیشنهاد میکند که پس از هرگونه توافق باید از فضای نفرت و تقابل فاصله گرفت؛ اما این رویکرد، نادیده گرفتن ماهیت واقعی دشمنیهای ساختاری است که هرگز با یک توافق دیپلماتیک پایان نمییابد. 🔴از منظر مبانی دینی و فقه سیاسی، پذیرش سیاست آشتی با دشمنان اثباتشدهی نظام اسلامی، با صراحت آیات قرآن و سیرهی حکومت دینی در تضاد است. خداوند در قرآن کریم میفرماید: «هرگز یهود و نصاری از تو راضی نمیشوند مگر آنکه از کیش آنان پیروی کنی» و در سورهی ممتحنه نیز بر لزوم مرزبندی روشن با دشمنان دین تأکید میورزد. بر این اساس، ترویج گفتمان «عبور از نفرت» یا «مدارا با دشمن» در حالی که همان دشمنان برنامهی براندازی و استحالهی هویت اسلامی-ایرانی را دنبال میکنند، نه تنها توجیه عقلانی ندارد، بلکه در چارچوب اصول دفاع از حاکمیت دینی، نشانهی غفلت راهبردی و تضعیف جبههی داخلی است. 🔴ریشهی اینگونه مواضع نرمگرایانه را باید در سیطرهی #علوم_انسانی_غربی دانست که با تکیه بر مفاهیمی چون لیبرالیسم، نسبیتگرایی و فردگرایی، ذهنیت بخشی از نخبگان سیاسی را شکل داده است. احمد زیدآبادی و همفکرانش، همان طیفی هستند که امام خمینی(ره) آنها را «تربیتیافتگان مکاتب غربی» خواندند. این جریان فکری، دشمنی دیرینهی قدرتهای استکباری را به «سوءتفاهم» یا «کمبود دیپلماسی» تقلیل میدهد و در نتیجه، به جای تبیین مستقل منافع ملی، عامدانه بازتولیدکنندهی مفروضات ایدئولوژیک بیگانه میشود. چنین نگاهی نشان از وابستگی معرفتی دارد و نمیتواند پایهی سیاستگذاری کلان کشور قرار گیرد. 🔴تا زمانی که دانشگاهها و نهادهای پژوهشی تحت نفوذ علوم انسانی وارداتی و گفتمانزداییشده از مبانی بومی باقی بمانند، افرادی مانند احمد زیدآبادی از امکانات نظام بهرهمند خواهند شد، اما در عوض به تولید ادبیاتی میپردازند که انسجام ملی و مشروعیت راهبردی را خدشهدار میکند. راه حل، اصلاح ریشهای مبانی معرفتی در عرصهی علوم انسانی و جایگزینی آن با چارچوبهای فکری مستقل و مبتنی بر مقاومت است. تاریخ نشان داده است که سازش با دشمنی که بقای نظام را هدف گرفته، نه تنها فرصتآفرین نیست، بلکه مقدمهی فرسایش تدریجی و ورود به بنبستی راهبردی خواهد بود که جبران آن، هزینههای سنگینی بر دوش ملت خواهد گذاشت. 🔹 https://t.me/Alisoleymani_ir
🔸 توهینهای اخیر نتانیاهو و ترامپ به ساحت مقدس حضرت عیسی مسیح (علیه السلام)، بازتابی مدرن و وقیحانه از الگوی تاریخی اهانت به انبیاء است که در قرآن کریم به تفصیل در آیات مختلف تشریح شده است. مقایسه حضرت مسیح (علیهالسلام) با چنگیز مغول توسط نخستوزیر رژیم صهیونیستی و خودنمایی ترامپ در هیئت منجی الهی، مصداق بارز تمسخر سازمانیافته و تحقیر شأن پیامبران است. این اقدامات نشان میدهد که دشمنان حق، حتی پس از گذشت قرنها، همچنان از همان ابزارهای روانی و تبلیغاتی برای مخدوش کردن چهرهی اولیای الهی استفاده میکنند. با این تفاوت که امروزه به جای اتهامات سادهای چون جنون یا سحر، از تریبونهای قدرت رسانهای و فناوریهای نوین برای ترویج کفر و استهزاء بهره میبرند. 🔸 نتانیاهو با ادعای عدم برتر بودن حضرت مسیح (ع) نسبت به یک فاتح خونخوار، عملاً مرتکب همان خطایی شده است که مفسران قرآن ذیل آیه تحقیر شأن پیامبران به آن اشاره کردهاند؛ نگاه تحقیرآمیز که ثروت، قدرت نظامی و خشونت را ملاک ارزشگذاری میداند. این اظهارنظر زشت، ریشه در روحیه استکباری و خودبرتربینی دارد. او با همتراز ساختن نماد رحمت الهی با نماد وحشیگری، سعی دارد معیارهای اخلاقی بشریت را وارونه جلوه دهد و قداست پیامبری را که منادی صلح و محبت بود، در برابر منطق زور و شمشیر ناچیز شمارد. 🔸 در سوی دیگر، اقدام ترامپ در انتشار تصویر هوش مصنوعی از خود در قامت حضرت مسیح، نمونهای پیچیده از افتراء و استهزاء مقدسات است که واکنش شدید برخی مقامات آمریکایی را هم برانگیخت. این رفتار شبیه به تلاش مشرکان برای تقلید تمسخرآمیز یا غصب جایگاه معنوی پیامبران بود تا مشروعیت کاذب برای خود دستوپا کنند. ترامپ که کارنامهای سرشار از جنگافروزی و بحرانآفرینی دارد، با پوشیدن لباس مقدسترین چهره دینی، نه تنها به ساحت پیامبر خدا اهانت کرده، بلکه نشان داد که چگونه سیاستمداران فاسد برای فریب افکار عمومی و پنهان کردن جنایات خود، حاضرند هر حرمتی را شکسته و مقدسات را ابزاری برای بازیهای سیاسی خویش قرار دهند. 🔸 واکنشهای انتقادی داخلی در آمریکا، از جمله بیانیه نماینده دموکرات کنگره که این اعمال را کفرآلود و نشانهی بیماری روانی دانست، تأییدی بر این واقعیت است که چنین رفتاری حتی در چارچوبهای اخلاقی سکولار یا مسیحی نیز غیرقابل دفاع است. این اعتراضات نشان میدهد که اهانت به انبیاء، فارغ از باورهای دینی، نوعی هنجارشکنی زشت و توهین به شعور انسانی تلقی میشود. با این حال، سکوت یا همراهی جریان اصلی رسانههای غربی با این هتک حرمتها، نشاندهنده همان «جهالت مرکب» و «تعصب کورکورانه» است. جایی که منافع سیاسی بر تمام خطوط قرمز اخلاقی و انسانی ترجیح داده میشود. 🔹 نگاه به این وقایع از پنجرهی آموزههای قرآنی آشکار میسازد که هدف نهایی نتانیاهو و ترامپ، تنها یک توهین شخصی نیست، بلکه ادامهدهنده پروژهای سیستماتیک برای دور کردن مردم از حقایق الهی و عادیسازی گناه است. آنها با تکیه بر قدرت رسانهای و سیاسی خود، تلاش میکنند تا با لکهدار کردن چهره انبیاء، راه هدایت را بر بشریت ببندند و سلطهگری خود را توجیه کنند. اما همانطور که تاریخ نشان داده و قرآن وعده کرده است، این اهانتهای سازمانیافته نهتنها از نور حق نمیکاهد، بلکه پرده از چهره واقعی استکبار جهانی برداشته و عمق سقوط اخلاقی سران غرب و صهیونیسم را برای افکار عمومی جهان بیش از پیش آشکار میسازد. 🔹 https://t.me/Alisoleymani_ir
🔹 توقف جنگ یا سکوتِ آتش؟! 🔸 از نگاهِ نظام اندیشه وحیانی، نقض عهد سیرهای ذاتی در بنیاسرائیل است. حضرت الله در آیه ۱۳ سوره مائده میفرماید: «فَبِمَا نَقْضِهِمْ مِيثَاقَهُمْ لَعَنَّاهُمْ...پس آنان را به سبب پیمان شکستنشان لعنت کردیم». این بیان نشانگر پیوند ناگسستنی پیمانشکنی و طرد و نفرین الهی است. این قاعده در کلام امیرالمؤمنین علی (ع) درباره مروان بن حکم تجلی یافت؛ حضرت با عبارت «إِنَّهَا كَفٌّ یهُودِیةٌ لَوْ بَایعَنِی بِكَفِّهِ لَغَدَرَ بِسَبَّتِه، دست دادن او براى بيعت، مانند دست دادن يهودى است (كه بمكر و حيله و پيمان شكنى مشهور است) اگر بدست خود با من بيعت كند، قطعاً با پشت دست حیله میکند». حضرت هشدار دادند که؛ بیعت ظاهری، پوششی برای خیانت پنهانی است! 🔸 این الگوی تاریخی در رفتار معاصر آمریکا و رژیم صهیونیستی بازتولید شده است. اسرائیل قطعنامههای متعددی از جمله ۲۴۲، ۳۳۸ و ۱۷۰۱ شورای امنیت را نقض کرده و آمریکا با ابزار وتو، مانع اجرای عدالت شده است. در جنگ غزه (۲۰۲۳-۲۰۲۴)، با وجود مذاکرات قاهره و دوحه و تصویب قطعنامه ۲۷۳۵ در ژوئن ۲۰۲۴، اسرائیل با حمله به رفح در مه ۲۰۲۴، تمامی توافقات را نادیده گرفت. 🔸 نقش آمریکا روغنمالی و تسهیلگری این پیمانشکنی است؛ وعدههای دیپلماتیک و بشردوستانه (بیعت با کف دست) در کنار ارسال تسلیحات و وتوی قطعنامهها (خیانت با پشت دست)، دوگانگی آشکار سیاست واشنگتن را نشان میدهد. این اقدامات ثابت میکند که تعهدات غرب فاقد هر نوع ضمانتی بوده و ادعاهای متعفنِ حقوق بشری، تنها پوششی برای ادامه جنایات جنگی است. 🔸 لذا پیمانشکنی متدولوژی ثابت صهیونیسم و حامی آمریکایی آن است. تأیید این راهبرد در ادبیات رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت امام سید مجتبی خامنهای مشهود است؛ ایشان با هوشمندی راهبردی، به جای اصطلاح فریبنده آتشبس، از عبارت «سکوت صحنه نبرد» استفاده کردند تا بر ماهیت موقت توقف درگیریها و عدم اعتماد به دشمنِ عهدشکن تأکید ورزند. 🔹 https://t.me/Alisoleymani_ir
🔹 آتشبس تاکتیکی یا توهم پایان جنگ؟! 🔸 رژیم صهیونیستی طی هفت دهه گذشته، طرح شوم «پنج رینگ هموند» را برای تحمیل هژمنی خود بر جامعه جهانی کلید زده و از سال ۲۰۲۰ با شتاب بیشتری به دنبال یکپارچهسازی این حلقههاست؛ حلقههایی که از همسایگان فوری تا شیخنشینهای عرب (از طریق پیمان ابراهیم)، خانوادههای تورانی، کشورهای شرقیِ منفعتطلب و نهایتاً غربِ متعهد به بقای اسرائیل را در بر میگیرد. هدف نهایی تلآویو، کشاندن ایران، افغانستان و تاجیکستان به دام «پیمان کوروش» و ادغام اجباری ما در همین ساختار سلطهگر است؛ اما ایستادگی جمهوری اسلامی و پیروزی میدانی اخیر، معادلات آنان را برهم زده و اکنون دشمن در موضعی انفعالی قرار گرفته است. 🔸 توافق فعلی برای آتشبس موقت دو هفتهای، نه نشانهای از تغییر ماهیت خصمانه دشمن، بلکه واکنشی اضطراری به «ضعف شدید جبهه کفر» و فشارهای داخلی و بینالمللی است. رژیم یهود به هیچوجه نمیخواهد جنگ با تصویر «شکست پروژه پیمان ابراهیم» و «پیروزی قاطع مقاومت» پایان یابد؛ چرا که این امر به معنای فروپاشی دکترین امنیتی جدید آنها در منطقه است. بنابراین، این سکوت موقت میدان نبرد، نباید به مثابه صلح یا پایان درگیری تعبیر شود، بلکه تنها یک تنفس تاکتیکی برای بازآرایی قوا توسط دشمنی است که هنوز رویای حذف ایران از معادلات منطقه را در سر میپروراند. 🔸 غفلت از ماهیت «ایدئولوژیک و هویتی» این نبرد، خطایی راهبردی است. جنگ میان جمهوری اسلامی و رژیمهای آمریکا و یهود، جنگ بر سر منافع مرزی نیست، بلکه تقابل حق و باطل و دفاع از کیان اسلام است. همانگونه که خداوند متعال در آیه ۱۲۰ سوره بقره به صراحت هشدار میدهد: *«لَنْ تَرْضَىٰ عَنْكَ الْيَهُودُ وَلَا النَّصَارَىٰ حَتَّىٰ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ»* (یهود و نصاری هرگز از تو راضی نمیشوند مگر اینکه از آیینشان پیروی کنی). تاریخ گواهی داده است که عهدشکنی ذاتِ جریان کفر است و هرگونه اعتماد به وعدههای دشمن بدون پشتوانه قدرت بازدارنده، جز خیانت به آرمانهای انقلاب و تضعیف جبهه مقاومت نتیجهای نخواهد داشت. 🔸 لذا مسئولین نظام باید با بصیرتی الهی و نگاهی واقعبینانه، اصل «عدم رضایت ذاتی دشمن به استقلال اسلامی» را سرلوحه تصمیمگیریهای خود قرار دهند. هرگونه تعامل یا مذاکره در سایه این آتشبس موقت، باید صرفاً از موضع عزت، قدرت و با هدف حفظ دستاوردهای میدانی باشد، نه از سر استیصال یا تمایل به عادیسازی روابط با دشمنان قسمخورده اسلام. تجربه نشان داده است که تنها زبان قابل فهم برای دشمن، «قدرت مقاومت» و «استقلال راهبردی» است، نه امتیازدهی دیپلماتیک؛ چرا که آتش زیر خاکسترِ این جنگ هویتی، دیر یا زود دوباره شعلهور خواهد شد و آمادهباش دائمی، تنها ضامن بقای نظام اسلامی است. #جنگ_رمضان #آتش_بس_موقت 🔹 https://t.me/Alisoleymani_ir