رویـای سـبز🌱
Статистика«گویند که هر تیره شبی را سحریست🤍✨» آدرس صفحه اینستاگرام ما: Instagram/@zerf_text
- Последний пост
- 14 авг.
- Последнее чтение
- 13 авг.
- Постов за неделю
- 14
- Всего постов
- 27
- Тип
- открытый
- Язык
- персидский
- В каталоге с
- 13 авг.
- 1/24сутки в ленте
- 73
- 1/48двое суток
- 83
- 1/72трое суток
- 90
Оценка по просмотрам недавних постов: пост набирает почти всё за первые сутки.
Посты
без подписи
برای من؛ تو مثل خانهام هستی! هرجا بروم دلم میخواهد به تو برگردم، پناه، مطمئن، امن، امن، امن.... محبوبه احمدی
اما عزیز من؛ فراموشی را به کینه ترجیح بده، هرکسی لایق به یاد ماندن نیست!
خدایاشكرت بابت چیزهایی که قدرشو نمیدونیم ولی نمیگیریشون ازمون.
مهمانِ کیستی؟!..
هرچند که چند وقتیست؛ صدایت را نشنیده ام! و گزافه نیست اگر بگویم، که آن را از یاد نبردهام . . اما از محلِ زخمهایم صدایی میشنوم که، بیگمان صدای توست! زخمها حافظهی خودشان را دارند... این را پیشتر نمیدانستم! نه به دنبال اشارتی هستم، نه لطفی و نه بدتر از همهی اینها ترحمی. اینکه نیازم به ندیدنت بیش از دیدنت باشد، به حقیقت نزدیکتر است! تو قابِ پر از جزئیاتی هستی، از روزهای ناگوارِ من و اکنون میل ندارم، حتی لحظهای مقابل چشمانم باشی... میانِ کلماتم اگر به دنبالِ نفرت میگردی، کاری ست عبث و بیهوده! چرا که خیال ندارم حتی فکرِ متنفر شدن از تورا، از ذهنم بگذرانم . . سالهاست هیچچیز را انکار نکردهام؛ و اکنون نیز بنای آن را ندارم! دوستت داشتم... و هرچند تنها خطای عمرِ من نبود، اما خطایی پرهزینه و بیهوده بود. دوستت داشتم که هرگز نمیخواستم، غبارِ اندوه بر چهرهات بنشیند و بنشانم... دیدمت و گمان میکردم خانهی امنی یافتهام! و روزهای آوارگی به پایان رسیده است، دوستت داشتم که چنین خطایی کردم . . از آنچه گذشت پریشانم اما پشیمان نیستم! دخترقشنگ:)
عشق یعنی که خیابان به خیابان همه را رد کنی ناگهان بر سر یک کوچه کمی مکث کنی:)!
و روز وسعتی است؛ که در مخیله ی تنگ کرم روزنامه نمیگنجد! چرا توقف کنم؟! فروغ فرخزاد
شبت بخیر،ای غمی که مارا بزرگ میکنی . .
اما عزیزمن؛ هردردی که به دیگران بخشیدی، روزی راهِ خانه ات را پیدا میکند!
آن لحظه که تصمیم به رفتن گرفتم؛ بیشتر از همیشه دوستت داشتم...(:💔
Siavash Ghomayshi – Khastegiya
و ای کاش کسی که به تو رنج میرساند؛ غریـبه باشد❤️🩹 . . پونه مقیمی
گاهی رفتـن ها؛ عجیب خاطرم را کدر میکند! و گاهی به این میاندیشم، چگونه آدم ها با یکدیگر وداع میکنند؟! همیشه از پایان ها،تمام شدن ها، و خداحافظی ها بیزار بودم ... ولی از آدم هایی که خداحافظی میکنند، بیشتر...! شاید هم برای این است که هیچگاه، پشت خداحافظی هایشان، لبخندی نبود،قلبی نبود،احساسی نبود، و دلی برای بازگشت! میدانی؟!... من پشتِ تمامِ آدم های رفتهی زندگی ام، اشک ها ریخته ام... درحالی که دیگر هیچگاه، امیدی به بازگشتشان نخواهم داشت...! دختر قشنگ:)
:)))
یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم تو شدی مادر و مَن با همه پیری پسرم تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز منِ بیچاره همان عاشقِ خونین جگرم خونِ دل میخورم و چشمِ نظر بازم جام جرمم این است که صاحبدل و صاحبنظرم من که با عشق نراندم به جوانی هوسی هوسِ عشق و جوانیست…
یار و همسر نگرفتم که گرو بود سرم تو شدی مادر و مَن با همه پیری پسرم تو جگر گوشه هم از شیر بریدی و هنوز منِ بیچاره همان عاشقِ خونین جگرم خونِ دل میخورم و چشمِ نظر بازم جام جرمم این است که صاحبدل و صاحبنظرم من که با عشق نراندم به جوانی هوسی هوسِ عشق و جوانیست به پیرانه سرم پدرت گوهر خود را به زَر و سیم فروخت پدرِ عشق بسوزد که در آمد پدرم عشق و آزادگی و حُسن و جوانی و هنر عجبا هیچ نیرزید، که بی سیم و زَرم هنرم کاش گره بند زَر و سیمَم بود که به بازارِ تو کاری نگشود از هنرم سیزده را همه عالم به در آیند از شهر من خود آن سیزدهم کز همه عالم به درم تا به دیوار و درش تازه کنم عهدِ قدیم گاهی از کوچهیِ معشوقه خود میگذرم . . شهریار
همیشه سکوت؛ نشانه تایید طرف مقابل نیست، گاهی نشانه قطع امید از شعور اوست! - میشل فوکو
و اما تو محبوبترین غصهیِ این دلی❤️🩹..
دلم میخواهد دنیا برایِ مدتِ زیادی شب باشد کسی کاری به کارم نداشته باشد، نگرانِ چیزی نباشم و اَطرافم در سکوت فرو برود...! _ کافه مورد علاقم✨